اهداف کوچینگ :5 راه آسان برای شروع

فرهنگ سازمانی

بسیاری از مردم از سال جدید به عنوان فرصتی برای تصمیم گیری و تعیین اهداف شخصی و حرفه ای برای سال آینده استفاده می کنند. بسیاری از معلمان اغلب از سال جدید به عنوان فرصتی برای ارزیابی موفقیت ترم اول خود استفاده می کنند و برای ترم بعدی برنامه ریزی یا اصلاح می کنند. به عنوان یک مربی آموزشی، شما باید با کمک به معلمان برای ایجاد و رسیدن به یک هدف خاص آشنا باشید، اما برای شما به همان اندازه – اگر نه بیشتر – مهم است که برای خود به عنوان یک مربی آموزشی نیز اهدافی را تعیین کنید.

اگر هرگز به عنوان یک مربی آموزشی برای خود هدفی تعیین نکرده اید، من شما را تشویق می کنم که همین الان شروع کنید. معلمانی که با آنها کار می کنید اهداف شخصی و حرفه ای خود را دارند – اغلب با ارزیابی های سالانه آنها مرتبط است. در حالی که کمک به معلمانتان برای شناسایی و تعیین اهداف برای خود ممکن است برای شما آسان باشد، ممکن است تعیین هدف برای خود به عنوان یک مربی آموزشی چالش برانگیزتر باشد. نقش شما اغلب روان، منحصر به فرد است و به راحتی قابل اندازه گیری نیست. خوشبختانه، تعیین اهداف آنقدرها هم که فکر می کنید سخت نخواهد بود.

در اینجا 5 راه آسان برای شروع در تعیین اهداف مربیگری عمدی در سال 2022 آورده شده است.

نکته 1: مجموعه ای از استانداردها را انتخاب کنید

اولین قدم در تعیین هر نوع هدفی این است که بدانید بر اساس چه قوانین یا استانداردهایی می خواهید رعایت کنید. به عبارت دیگر، شما باید قوانین بازی را تعیین کنید. این گام اول به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر هدف خود را تعیین کنید و زمانی که به آن رسیده‌اید یا از آن دور شده‌اید به شما اطلاع می‌دهد. 

استانداردها کمک می کنند تا اهداف قابل مدیریت باشند و اطمینان حاصل شود که شانس بیشتری برای دستیابی به هدف مذکور وجود دارد. به همه افرادی فکر کنید که قول داده اند بعد از سال جدید سالم شوند – برخی به سادگی می گویند “من می خواهم سالم باشم” و برخی می گویند “من باید 30 پوند وزن کم کنم تا در محدوده BMI سالم باشم.” هر دوی این بیانیه ها هدف هستند، اما تنها یکی از آنها استانداردی را به آن متصل کرده است. به نظر شما کدام یک بیشتر شانس موفقیت دارد؟ برای فردی که “فقط می خواهد سالم باشد” هیچ معیار یا معیاری وجود ندارد که بتواند پیشرفت خود را بررسی کند. سالم یعنی چی؟ آنها چگونه متوجه می شوند که سالم هستند؟ این هدف بیش از حد مبهم است و هدف‌گذار به راحتی می‌تواند آن را رها کند. شخص دیگر امامی داند که از چه استانداردی استفاده می کنند – شاخص BMI – و می دانند که برای دستیابی به موفقیت در همسویی با آن استاندارد چه کاری باید انجام دهند – 30 پوند وزن کم می کنند تا در محدوده سالم شاخص BMI خود قرار بگیرند. اکنون، قبل از اینکه تمام مسائل فنی را در مورد من بنویسید و توضیح دهید که BMI همه چیز نیست، همه چیز را برای اندازه گیری سلامت تمام کنید، این به سادگی یک مثال برای این است که چرا استانداردها در تعیین هدف مهم هستند.

مانند فلسفه های سلامت، بسیاری از فلسفه های آموزشی وجود دارد که می توانید از آنها پیروی کنید که به آگاهی دادن به رویکردهای شما نسبت به دانش آموزان و یادگیری کمک می کند. یکی از وظایف اصلی یک مربی آموزشی کمک به معلمان برای شناسایی و تلاش در جهت رشد آموزشی است، اما به همان اندازه برای مربی آموزشی مهم است که اهداف حرفه ای را برای خود تعیین کند. به عنوان یک مربی آموزشی، و به ویژه به عنوان یک مربی آموزشی که با پروژه یادگیری پویا کار می کند، باید با روبریک استفاده از فناوری تاثیرگذار و همچنین استانداردهای موفقیت مربی DLP آشنا باشید.. اینها دو نمونه از استانداردهایی هستند که می توان اهداف مربیگری عمدی را حول آنها تنظیم کرد. همانطور که با معلمان کار می کنید، آنها ممکن است از مجموعه استانداردهای خود برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند، شاید یک عنوان SAMR، مدل TPACK یا برخی دیگر از استانداردهای فلسفه آموزشی. دانش آموزان در یادگیری خود نیز استانداردها را رعایت می کنند. در ایالت تگزاس، این استانداردها به عنوان TEKS (دانش و مهارت های ضروری تگزاس) شناخته می شوند و برای اطلاع رسانی به دانش آموزان از پیشرفت و موفقیت خود استفاده می شوند. در نهایت، مجموعه استانداردهایی که برای تعیین هدف خود انتخاب می کنید مهم نیست، مهم این است که شما نوعی استاندارد یا چارچوب برای کار با آن دارید.

این چارچوب در تعیین اهداف عمدی برای خود به عنوان یک مربی آموزشی ضروری خواهد بود زیرا به تعیین کمیت اهداف شما کمک می کند و شما را در مسیر نگه می دارد.

نکته 2: واقع بین باشید

یکی دیگر از عناصر مهم برای هدف گذاری عمدی، واقع بین بودن است. آسان است که “رویاهای بزرگ” داشته باشیم و بخواهیم به این اهداف “پای در آسمان” برسیم، اما اگر واقع بین نباشیم، فقط خود را برای شکست فوری آماده می کنیم. به تصویر سلامت برگردید. گفتن اینکه مایلید در طول یک سال 30 پوند وزن کم کنید، ظاهراً برای اکثر مردم یک هدف کاملاً واقع بینانه و دست یافتنی است. با این حال، اگر بخواهید بگویید که می‌خواهید در 2 هفته آینده قبل از تولدتان 30 پوند وزن کم کنید، خیلی بعید است که این اتفاق بیفتد. شما می توانید هر چقدر که می خواهید چای لاغر بنوشید و ورزش کنید، اما 30 پوند در 14 روز برای یک فرد معمولی منطقی نیست. اگر قرار بود این هدف را برای خود تعیین کنید، احتمال زیادی وجود دارد که به هدف نرسید و در نهایت ناامید شوید. 

ناامیدی سریع ترین، ساده ترین و کارآمدترین راه برای کشتن روح یک رویاپرداز است. ناامید بودن یا ناتوانی در دستیابی به یک هدف، تعیین و دستیابی به اهداف جدید در آینده را بسیار دشوارتر می کند. اگر قصد کاهش وزن 30 پوندی را در 2 هفته دارید و واقعاً سخت کار می کنید اما فقط 10 پوند وزن کم می کنید، به احتمال زیاد این پیشرفت را دور خواهید انداخت و فقط شکست خواهید دید. به عنوان معلمان و مربیان آموزشی، ما می دانیم که پیشرفت زمان می برد. می‌خواهید مطمئن شوید که اهدافتان واقع‌بینانه هستند، بنابراین وقتی رشد با سرعتی که ما ترجیح می‌دهیم اتفاق نمی‌افتد، ناامید نشوید.

به عنوان یک مربی آموزشی، باید در مورد آنچه برای دستیابی شما واقع بینانه است فکر کنید. آیا دوست دارم همه دانشگاه های من دارای فناوری پیشرفته و نوآور باشند؟ آره. آیا دوست دارم که همه معلمانم کنجکاو باشند و برای بهبود عملکرد خود گرسنه باشند؟ آره. آیا این چیزها واقع بینانه است؟ نه. وقتی برای اولین بار به عنوان یک مربی آموزشی شروع به کار کردم، می خواستم محوطه دانشگاه من به طور یکپارچه 1:1 باشد و همه معلمان از Chromebookهایی که منطقه برای کلاس هایشان تهیه کرده بود استفاده کنند. حتی آن هدف، همانطور که یاد گرفتم، غیر منطقی بود. مربی من در آن زمان به من گفت که ادغام یکپارچه 1:1 یک هدف عالی برای سال 3 است و مطمئناً هدفی برای ترم اول من در سال اول نیست. در آن زمان باید انتظاراتم را کاهش می دادم و می فهمیدم که اگر بتوانم 50 درصد از کارکنانم را 2 تا 3 بار در هفته از دستگاه ها استفاده کنم، موفقیت بزرگی خواهد بود.

این احتمال وجود دارد که شما تنها مربی آموزشی در پردیس خود، یا شاید حتی در منطقه خود باشید. شما در طول یک دوره مربیگری با 6-8 معلم کار می کنید و هر سال تحصیلی 4 دوره مربیگری وجود دارد. یعنی شما با 24-32 معلم در سال کار می کنید. من جرأت می کنم حدس بزنم که بسته به اندازه دانشگاه شما، آن 24 تا 32 معلم در بهترین حالت بیش از 50٪ از کارکنان شما نیستند. وقتی فقط فرصت دارید مستقیماً با نیمی از محوطه دانشگاه و مقدار ناچیزی از منطقه کار کنید، چگونه انتظار دارید بر تغییرات در سطح دانشگاه یا حتی در سطح منطقه تأثیر بگذارید؟ واقع بین باش.

می‌دانم که هر یک از ما این نقش را به عهده گرفته‌ایم، زیرا می‌خواهیم بر تغییر تأثیر بگذاریم و می‌خواهیم به محیط آموزشی بهتر برای معلمان و دانش‌آموزان کمک کنیم، اما مهم است که در مورد تأثیر خود و توانایی خود برای تأثیرگذاری بر تغییر واقع‌بین باشیم. هدف‌ها قرار است تعیین شوند و سپس به آن دست یابند یا از آنها فراتر رفت. اجازه ندهید آرمان گرایی یا تمایل شما برای بازنگری سیستماتیک فرصت موفقیت شما را از مسیر خارج کند.

نکته شماره 3: آن را قابل اندازه گیری کنید

هنگامی که تصمیم گرفتید چه نوع اهدافی برای دستیابی به آنها واقع بینانه است، گام بعدی در تعیین هدف، اطمینان از قابل اندازه گیری بودن آن است. ممکن است در این مرحله با خود فکر کنید که آنچه من به شما می گویم یادآور مدل SMART برای تعیین هدف است، حقیقت به این دلیل است که کار می کند. برای اینکه در مورد هدف گذاری عمدی باشید، باید چیزی را پیدا کنید که بتوانید از آن برای اندازه گیری پیشرفت و در نهایت موفقیت استفاده کنید.

برای این تصویر از ماراتن استفاده می کنم. در مسابقه ماراتن، یک خط شروع و یک خط پایان وجود دارد. هدف دونده این است که از خط شروع به خط پایان برسد زیرا به این ترتیب خواهد فهمید که تمام شده و به هدف خود رسیده است. اگر خط پایان وجود نداشت – یا در برخی موارد فاصله مشخصی وجود نداشت – دونده نمی دانست چه زمانی باید بایستد. دونده نمی داند چه زمانی به هدف خود برای آن مسابقه رسیده است. من می دانم که کار شما به عنوان یک مربی آموزشی هرگز واقعاً تمام نمی شود، و این می تواند ایجاد “خط پایان” برای کار شما را دشوار کند. این را در نظر بگیرید – فقط به این دلیل که دونده یک مسابقه را تمام می کند، آیا به این معنی است که دونده تمام شده است؟ نه، این فقط به این معنی است که آنها با آن مسابقه تمام شده اند. به هر یک از معلمان خود و هر یک از دوره های مربیگری خود مانند مسابقه فردی خود فکر کنید.اشکالی ندارد که یک خط پایان داشته باشید و دوباره شروع کنید، این از اهمیت هدف شما نمی کاهد. به عنوان معلمان سابق، بسیاری از ما این ذهنیت را داریم که خط پایان آزمون دولتی، امتحان نهایی یا پایان سال است. این ها ماراتن هستند و ما هنوز برای آن آماده نیستیم. به عنوان یک مربی آموزشی، ما اغلب در حال کار بر روی یک نیمکت تا 5K هستیم. مسابقات ما کوتاه‌تر هستند، آنها از ما می‌خواهند که خارج از مناطق راحتی خود حرکت کنیم و کارهایی را انجام دهیم که شاید قبلاً انجام نداده‌ایم. ما نمی توانیم در اولین مسابقه خود ماراتن را اجرا کنیم.مسابقات ما کوتاه‌تر هستند، آنها از ما می‌خواهند که خارج از مناطق راحتی خود حرکت کنیم و کارهایی را انجام دهیم که شاید قبلاً انجام نداده‌ایم. ما نمی توانیم در اولین مسابقه خود ماراتن را اجرا کنیم.مسابقات ما کوتاه‌تر هستند، آنها از ما می‌خواهند که خارج از مناطق راحتی خود حرکت کنیم و کارهایی را انجام دهیم که شاید قبلاً انجام نداده‌ایم. ما نمی توانیم در اولین مسابقه خود ماراتن را اجرا کنیم.

بنابراین، برای هر هدفی که به عنوان مربی آموزشی برای خود تعیین می کنیم، مهم است که یک خط پایان یا یک نقطه پایان داشته باشیم. می دانم که باز گذاشتن اهداف آسان تر است، اما دستیابی به آنها را بسیار سخت تر می کند. به مثال من برگردید در مورد اینکه می‌خواهم همه دانشگاه‌های من به طور یکپارچه 1:1 باشند و همه آموزش‌ها با استفاده از فناوری ارائه‌شده منطقه انجام شود. با در نظر گرفتن تمام گردش مالی هر سال و تغییرات در ابتکارات منطقه، این هدف واقعاً خط پایانی ندارد – اگر اینطور باشد، خیلی دورتر از آن است که من نتوانم آن را ببینم. مسئله دیگر با چنین هدفی این است که اندازه گیری آن دشوار است. “به طور یکپارچه 1:1” به چه معناست؟ چگونه آن را مشاهده خواهم کرد؟ از کجا بدانم که به آنجا رسیده ام؟ یک هدف بهتر این است که همه مربیانم از فناوری 1:1 دو بار در هفته استفاده کنند.من می دانم که از طریق مشاهدات کلاسی و ملاقات با معلمانم به این هدف دست یافته ام. من می توانم به صورت بصری و ملموس استفاده از فناوری در کلاس را ببینم و می دانم که آیا آنچه را که قصد انجام آن را داشته ام انجام داده ام یا خیر.

نکته شماره 4: میکرو > ماکرو

بهترین راه برای اطمینان از اینکه اهداف شما به عنوان یک مربی آموزشی عمدی، واقع بینانه و قابل اندازه گیری هستند، این است که به اهداف خود در مقیاس خرد نزدیک شوید و نه در مقیاس کلان. اغلب اوقات مردم از شما می خواهند که «به تصویر بزرگتر نگاه کنید» و اینقدر درگیر جزئیات کوچک نشوید. در این مورد، آن جزئیات کوچک دقیقاً همان چیزی است که باید روی آن تمرکز کنید.

به یاد داشته باشید، به عنوان یک مربی آموزشی، شما در موقعیتی هستید که می توانید به معلمان کمک کنید تا رشد کنند و تمرین خود را پیش ببرند، اما تغییر سیستمیک روندی کند خواهد بود. اگر فقط بر روی تصویر بزرگ تمرکز کنید، به راحتی می توانید تمام تغییرات کوچکی را که هر روز رخ می دهد از دست بدهید. یک جنگل را تجسم کنید. اگر هر روز روی رشد کلی جنگل تمرکز کنید، بعید است که هر روز تغییری را مشاهده کنید. در طول سال‌ها، دهه‌ها یا قرن‌ها ممکن است متوجه شوید که درختان چقدر بلندتر شده‌اند یا چمن‌ها چقدر بلندتر شده‌اند، اما به چه قیمتی؟ تصور کنید که اگر به همان مکان بروید و هیچ تغییری ندیدید، هر روز احساس ناامیدی و ناامیدی خواهید کرد. در عوض، به جنگل در سطح خرد نگاه کنید. هر روز یک چمن جدید روی زمین است. هر روز درختان یک سانتی متر بلندتر می شوند و فقط چند برگ دیگر دارند.اگر به مسائل در سطح خرد نگاه کنید، می توانید تمام تغییرات کوچکی را که رخ می دهد، مشاهده کنید، که در نهایت منجر به تغییراتی در تصویر بزرگتر می شود.

به عنوان یک مربی آموزشی، ما می خواهیم بر تغییرات در مقیاس بزرگ تأثیر بگذاریم. بسیاری از ما کلاس های درس را ترک کردیم زیرا متوجه شدیم که از نظر نفوذ محدود هستیم و این نقش جدید می تواند به گسترش حوزه نفوذ ما کمک کند. در حالی که این درست است، واقعیت این است که ما تنها یک نفر هستیم و توانایی‌های ما هنوز با تصویر بزرگ‌تر برابر است. خبر خوب این است که ما به‌عنوان مربی‌های آموزشی می‌توانیم اثر موجی تغییر ایجاد کنیم. کارهایی که با یک معلم انجام می دهیم را می توان به معلم دیگر منتقل کرد و به همین ترتیب تا زمانی که ریپل آنقدر گسترده شود که موج ایجاد کند. مهم است که هنگام تعیین اهداف، این موج را در ذهن داشته باشیم. به دنبال امواج نباش، به دنبال امواج باش. ممکن است به یکی از معلمان ابزار یا استراتژی آموزشی جدیدی نشان دهید و سپس معلمی به طور اتفاقی از کنار اتاق او عبور کند و از آنها درباره آنچه دیده است بپرسد. شما بلافاصله این اثر را نخواهید دید،اما با گذشت زمان ممکن است به این معلمان برخورد کنید که چیزی را که شما قبلاً پیشنهاد کرده اید پذیرفته اند.

کوچینگ آموزشی کار دشواری است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا هر گونه تغییر یا رشد در محوطه دانشگاه شما رخ دهد، بنابراین مهم است که مطمئن شوید اهداف شما در سطح خرد تنظیم شده اند، به طوری که وقتی عقب نشینی می کنید بتوانید ببینید چگونه آنها با هم در تصویر بزرگتر کار می کنند.

نکته 5: پیروزی های کوچک را جشن بگیرید

آخرین نکته من لزوماً به شما کمک نمی کند تا یک هدف آموزشی تعمدی را تعیین کنید، اما به همان اندازه برای فرآیند هدف گذاری مهم است – شما باید جشن بگیرید. به عنوان دنباله‌ای از تعیین اهداف در سطح خرد، جشن گرفتن پیروزی‌های کوچک مهم است. به تصویر ماراتن برگردید – خط پایان یا 26.2 مایل هدف نهایی است، اما در ماراتن ها و بسیاری از مسابقات دیگر، نقاط بازرسی وجود دارد. زمانی که دوندگان به مسافت های 5 مایل، 10 مایل، 15 مایل و غیره برخورد می کنند، مطلع می شوند. چرا؟ این دستاوردهای کوچک به شما کمک می کند تا انگیزه خود را برای رسیدن به خط پایان حفظ کنید.

من می دانم که بسیاری از مربیان آموزشی من احتمالاً بسیار سازماندهی شده و دارای شخصیت های نوع A هستند، بنابراین این را در نظر بگیرید: حذف موارد از لیست چقدر رضایت بخش است؟ برای من، فوق العاده خوشحال کننده است. چرا این کار را می کنیم؟ برای اینکه به خودمان نشان دهیم که پیشرفت به سمت هدف بزرگتر یعنی در نهایت انجام تمام وظایف شما در حال انجام است. 

همانطور که برای ما ضروری است که موفقیت های معلمان خود را جشن بگیریم، ما نیز باید موفقیت های خود را جشن بگیریم. شاید معلمی برای اولین بار از ابزار جدیدی استفاده کرده باشد یا استراتژی جدیدی را اجرا کرده باشد. اونو جشن بگیر. شاید توانسته باشید با معلمی که قبلاً هرگز ندیده اید ارتباط برقرار کنید یا شخصی جدید از شما خواسته است با او کار کنید. اونو جشن بگیر. مهم است که پیروزی‌های کوچک را در سفر به هدف جشن بگیریم، زیرا آنها به شما کمک می‌کنند انگیزه داشته باشید و به جلو حرکت کنید.

یکی از بزرگترین موهبت های یک سال جدید و یک ترم جدید، توانایی شروع تازه با یک صفحه تمیز است. برای به حداکثر رساندن این راه اندازی مجدد، مهم است که ترم بعدی را نه تنها با نیت خوب برای معلمان خود، بلکه با نیت خوب برای خود نزدیک کنید. مدتی را به فکر کردن در مورد پیشرفت خود تا کنون اختصاص دهید و اهداف عمدی را برای حرکت رو به جلو تعیین کنید. می‌دانم که بسیاری از مثال‌های من بر تعیین اهداف برای روش‌های کار با معلمان متمرکز شده‌اند، اما اهداف می‌توانند شبه‌حرفه‌ای نیز باشند. شاید یکی از اهداف شما ارتباط با مربیان دیگر در رسانه های اجتماعی، خواندن وبلاگ های آموزشی بیشتر یا شرکت در مطالعه کتاب باشد. اهداف دیگر می تواند ارتباط با دو معلم جدید، جذب سه معلم برای امتحان یک ابزار یا استراتژی جدید یا حتی ملاقات با مدیر خود دو بار در ماه باشد.اگر به ایده هایی نیاز دارید، توصیه می کنم به آن نگاه کنیداستانداردهای موفقیت مربی DLP برای کمک به شما برای پیدا کردن مکانی برای شروع. اهداف شما هر چه که باشد، داشتن اهداف برای ثابت نگه داشتن شما، خوش بین و – کاملاً صادقانه بگویم – راضی نگه داشتن شما در نقش خود به عنوان یک مربی آموزشی مهم است. 

بدون نظر

پاسخ دهید