بازی زندگی و نحوه بازی کردن آن

بازی زندگی و نحوه بازی کردن آن

The Game of Life and How to Play it نوشته فلورانس اسکاول شین حرکات مورد نیاز در این دنیای رقابتی را آموزش می دهد. بازی زندگی واقعاً بسیار پیچیده شده است و شخص باید واقعاً مهارت های خود را تقویت کند حتی برای زنده ماندن در حرکت بعدی. این کتاب همچنین به ما می گوید که هر چه به دنیا بدهیم در نهایت به ما بازگردانده می شود، به این معنی که اگر عشق بدهیم، عشق را پس خواهیم گرفت، اما اگر متنفر باشیم در مقابل احساس نفرت خواهیم کرد.

نویسنده فلورانس اسکاول شین در «بازی زندگی و نحوه بازی کردن آن» به ما در درک زندگی کمک کرده است. کتاب به ما می گوید که هر چه به دنیا بدهیم در نهایت به خودمان برگردانده می شود، یعنی اگر عشق بدهیم عشق را پس خواهیم گرفت، اما اگر متنفر باشیم در عوض احساس نفرت خواهیم کرد. ما واقعیت خود را از طریق آنچه از جهان ارائه می کنیم و دریافت می کنیم شکل می دهیم. این کتاب به ما کمک می کند تا به احساس تعلق دست پیدا کنیم تا در زندگی خود شاد باشیم و آینده خود را روشن کنیم.

این کتاب اولین بار در سال 1925 منتشر شد. این اولین کتاب شین بود که خودش منتشر کرد زیرا نتوانست ناشری برای آن پیدا کند. این کتاب کوچک هزاران نفر را در سراسر جهان برای یافتن هدف زندگی و احساس تعلق الهام بخشیده است. امروز به همان اندازه حیاتی است که در سال 1925 نوشته شده است، و این کتاب نشان می دهد که زندگی یک مبارزه نیست، بلکه بازی دادن و گرفتن است.

با کمک کتاب کشف کنید که چگونه مغز شما و توانایی تصویربرداری آن نقش حیاتی در بازی زندگی ایفا می کند. هر چیزی که تصور می کنید یا به آن توجه می کنید دیر یا زود به عنوان بخشی از دنیای شما احساس می شود. این کتاب کوچک به شما نشان می دهد که چگونه زندگی خود را تغییر دهید، پشیمانی خود را پشت سر بگذارید و آینده ای روشن بسازید.

نویسنده فلورانس اسکاول شین هنرمند و تصویرگر کتاب حرفه ای است که سال ها متافیزیک را در نیویورک تدریس می کرد. او معلمی محبوب، صمیمی و غیررسمی بود که برکات درونی زیادی داشت. او عادت داشت دنیا را از منظر دیگری ببیند. شاید به همین دلیل بود که او چیزی را دید که هیچ یک از ما نمی توانستیم ببینیم. او دانش خود را در کتاب خود گنجاند و هزاران نفر را الهام بخشید.

برای فلورانس اسکاول شین، قوانین را باید در عهد عتیق و جدید یافت. همه چیز در کلاسیک 1925 او، مانند قوانین عدم مقاومت، کار، و بخشش، در کتب مقدس شرقی یافت می شود. هدف او این است که به همه منتقل کند: اگر از اصول تغییرناپذیر حاکم بر زندگی پیروی کنید، یک فرد می تواند به طبقه اجتماعی زندگی، سلامتی، ثروت، عشق و چهار نقطه بیان کامل خود دست یابد. خود را با. بنابراین او معتقد بود که این همه رفاه “حق تولد” همه ماست.

این مهم‌ترین درس‌ها در این کتاب گفته شده است: کلاس زندگی، خوشبختی اصل است و گاهی اوقات خواسته‌های شما اشتباه است.

فصل اول: زندگی یک بازی است

بازی زندگی

نویسنده زندگی را یک بازی توصیف کرده است. او می گوید زندگی یک مبارزه نیست، پس زندگی شما نباید یک مبارزه باشد. در عوض، باید از زندگی لذت ببرید و به آن مانند یک بازی نگاه کنید. اگر به زندگی به عنوان یک بازی نگاه کنید، متوجه خواهید شد که قوانینی وجود دارد که باید از آنها پیروی کنید، که استرس کمتر، شادی بیشتر و موفقیت فوق العاده را برای شما به ارمغان می آورد.

بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. که در آن همه افکار، کردار و گفتار ما دیر یا زود با دقت شگفت انگیزی به ما بازمی گردد. روشی که زندگی به عشق، شهود، ترس و امید گسترش یافته است. شهود به درون شهودی تقسیم می شود.

نویسنده بیان می کند که بیشتر مردم زندگی را به مثابه دعوا می پندارند، اما زندگی دعوا نیست. این بازی دادن و گرفتن است. هر چه انسان با گفتار و کردار بفرستد همان به او باز می گردد. و آنها نمی توانند بدون درک قوانین هیچ بازی را به خوبی انجام دهند.

بنابراین، زندگی حیاتی ترین بازی است و ارزش این را دارد که یاد بگیریم از آن بهترین استفاده را برای بازی کردن خوب ببریم. همانطور که می گویند، شما فقط یک بار زندگی می کنید، و اگر آن را درست انجام دهید، هر چند وقت یک بار کامل می شوید.

نویسنده دریافت که مرد مورد اعتماد بودن بسیار بهتر از مرد ترسناک بودن است. مرد نشانه هایی پیدا کرد که به او نشان می داد راهی را که او معتقد بود در عهد عتیق و جدید بهتر است دنبال کند.

این موضوعات شامل قانون انتظار، الگوی الهی، قانون کارما، قانون جایگزینی، قدرت کلمات، قانون استفاده، قانون بخشش، قانون عشق و قانون مقاومت ناپذیر است.

اگر طرز فکر، کلام و کارتان را تغییر دهید، به شما کمک خواهد کرد. تغییر دایره لغات خود به چیزهای مثبت تر یک قدم رو به جلو است، اما باید افکار و رفتارهای مثبت از خود نشان دهید.

سه درس زندگی همانطور که در کتاب آمده است:

  1. کلاس زندگی: نویسنده بیان می کند که چهار نقطه کانونی در زندگی ما تسلیم شدن ما را می طلبد: ثروت، سلامتی، عشق و بیان خودمان. هر یک از این بخش های زندگی خود را آنگونه که می خواهید شکل دهید. در نهایت، او یک زندگی به یاد ماندنی و شاد را به شما باز خواهد گرداند.
  2. خوشبختی حق الهی شماست: هر زمان که احساس کردید باید برای خوشبختی تلاش کنید، به یاد داشته باشید که با حق شاد بودن متولد شده اید! زندگی خود را با مثبت اندیشی پر کنید و از سرزنش کردن خود برای هر اشتباه کوچکی که در طول راه دارید دست بردارید.
  3. گاهی اوقات خواسته های شما اشتباه است: بسیاری از مردم گاهی تصور اشتباهی از آنچه می خواهند دارند. این زمانی اتفاق می افتد که افراد سعی می کنند راه حلی برای آخرین وضعیتی که می خواهند برای خود جبران کنند بیابند. به عنوان مثال، اگر از مردم بپرسید که برای شاد بودن به چه چیزهایی نیاز دارند، اکثر آنها خواهند گفت که به پول نیاز دارند – اگرچه شادی در زندگی ربطی به پول ندارد.

معنای هر سه روشن است; زندگی شما با ارزش ترین است بنابراین، روی نتیجه تمرکز کنید و بگذارید خدا، جهان یا هر کسی که می‌گویید، به شما نشان دهد که چه چیزی می‌تواند آرزوهای شما را محقق کند. همه چیز دیگر برای زندگی است. از زندگی لذت ببر و آزادانه زندگی کن

فصل دوم: قانون شکوفایی/انتظار

نویسنده در این قانون زندگی بیان می‌کند که قوه تصویربرداری مهم‌ترین نقش را در بازی زندگی ایفا می‌کند، به این معنی که هر آنچه را که فرد تصور می‌کند، دیر یا زود آن را در زندگی به دست می‌آورد. بنابراین، داشتن تخیل عالی برای رسیدن به اهدافی که در زندگی خود می خواهیم به طور مداوم ضروری است. برای آموزش دانشکده تصویربرداری، درک ذهن ضروری است. فلورانس ذهن را به سه بخش تقسیم می کند: ناخودآگاه، خودآگاه و قدرتمندترین ناخودآگاه.

بازی زندگی انگلیسی

● نویسنده می گوید ناخودآگاه نیرویی است بدون جهت. مانند بخار یا برق است و کاری را انجام می دهد که به آن هدایت می شود. قدرت ورودی ندارد.

● ذهن آگاه – نویسنده می گوید این ذهن ذهن یا استدلال ماست. در عوض، زندگی را همانطور که هست می بیند. به تصاویر نگاه می کند و ضمیر ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار می دهد.

● فوق آگاه – ذهن فوق آگاه در درون هر یک از ما وجود دارد. که ذهن ما از خداست، محل همه افکار ماست.

با درک سه بخش ذهن، می توانید بدانید که ذهن ما تنها چیزی را می بیند یا فکر می کند که ما می خواهیم به آن نشان دهیم. بنابراین اگر احساس خوبی داشته باشید، بدون شک ذهن شما به خوبی باور خواهد کرد. پس چیزهای خوب را بگنجانید و شروع به تخیل کنید، سپس ذهن شما به شکل نتایج خوب در مقابل شما ظاهر می شود و در زندگی نیز نتایج مثبت و خوبی خواهید گرفت.

فصل سوم: قدرت کلمات

نویسنده این قاعده را توضیح می‌دهد، هر که قدرت کلمات را نداند، «پشت زمان» است. هر یک از ما یک مکالمه دائمی با خود داریم، اما هرگز متوجه نمی شویم که چه تاثیری بر ما دارد، چه خوب و چه بد. نحوه زندگی ما و هر کلمه ای که به خود می گوییم در ضمیر ناخودآگاه ما حقیقت دارد، بنابراین باید همیشه مراقب کلمات درونی و بیرونی که به خود یا دیگران گفته می شود باشیم.

نویسنده می گوید قدرت کلمات بسیار زیاد است، بنابراین مراقب نحوه بیان خود باشید و همیشه از نظرات منفی خودداری کنید، زیرا آنها قدرت بیان زیادی دارند. همانطور که می گویند، ما افکار خود یا دیگران را از طریق کلمات درک می کنیم. برای شناخت روند فکری انسان، به سخنان او گوش فرا دهید، حال او درست می شود، چه آن شخص از هر نظر بزرگ باشد و چه مبارز.

به عنوان مثال، کسی که در دبی زندگی می کند، جایی که برخی از مکان ها دارای پارکینگ تنگ هستند. او همیشه هنگام رانندگی، بدون توجه به ساعت، پارک می شود. او همیشه می گوید من همیشه پارکینگ دارم. از طرفی شنیده است که مردم می گویند شلوغی زیاد است، هرگز پارکینگ پیدا نمی کنند و نتیجه مشخص است. آنچه می گویید قدرت کلمات شماست که بر زندگی واقعی شما تأثیر می گذارد. پس همیشه تا حد امکان با خودتان مثبت بمانید.

کتاب بازی زندگی

یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید همه ما جرات می کنیم از کلمات خود فقط برای سه هدف استفاده کنیم، “شفا دادن، برکت دادن یا ثروتمند شدن “. آنچه در مورد دیگران می گویید در مورد شما نیز گفته می شود و آنچه برای دیگران آرزو می کنید برای خود آرزو می کنید.

بنابراین، اگر می‌خواهید بهتر از دیگران بشنوید، از خودتان خوب بگویید. در عوض، شما به خوبی گوش خواهید داد. اگر با کسی عاشقانه صحبت می کردی، جواب را از عشق می گرفتی، آنگاه هرگز از پذیرش نیکی عقب نشینی نکنی. بقیه نتایج پیش روی شما خواهد بود.

فصل چهارم: قدرت ایمان

قدرت ایمان با چیزهای تصادفی مانند نعل اسب یا پای خرگوش. به جای آن چیزها، این باور ما در پشت آن چیزها است که پیش بینی را در ضمیر ناخودآگاه ما ایجاد می کند و نتایج مطلوب را جذب می کند. بنابراین، قدرت در آن چیزها نیست، بلکه در باور ما به خود برترمان است. یک چیز بزرگ وجود دارد که ایمان می تواند کوه ها را جابجا کند. و شک می تواند آنها را ایجاد کند.

این کتاب به الگوهای الهی اشاره می کند، به این معنی که همیشه باید در مورد موقعیت های مناسب زندگی خود بپرسید، نه موقعیت های خاص، زیرا هر آنچه در ذهن دارید ممکن است چیز درستی نباشد. چه کسی شما را خوشحال می کند در کنار این قانون جایگزینی نیز کار می کند. متأسفانه، بسیاری از ما از آنچه ما را خوشحال و راضی می کند، بی اطلاع هستیم. بنابراین، ما خواسته های واقعی خود را نمی دانیم.

Scovel Shinn به مشتریانی که نگران پول هستند یادآوری می کند که “خدا تحقق واقعی شماست.” او نظر خود را با گفتن این جمله تأیید کرد: «روح هرگز دیر نمی‌کند. شما باید سپاسگزار باشید که در زمان مناسب پول در یک میدان نامرئی در مقابل خود دارید. اما فقط گفتن کلمات مناسب و باور به آن کافی نیست: ما باید به ناخودآگاه خود نشان دهیم که امیدواریم به چه چیزی برسیم. همه ما باید برای آنچه از خداوند خواسته ایم آماده باشیم در حالی که کوچکترین نشانه ای از آن وجود ندارد. نویسنده می گوید گویی انجام این کار راه را برای سود باز می کند.

او می گوید بار خود را به دوش یهوه/خدا بینداز. گاهی کتاب مقدس می گوید که نبرد بین انسان ها نیست بلکه با خداست. پس باید یاد بگیریم که صاف بایستیم و بگذاریم خدا یا ضمیر ناخودآگاه دست به کار شوند. ایمان شما راه را به شما نشان خواهد داد، پس با اطمینان کامل از نیروی ایمان استفاده کنید.

فصل پنجم: قانون کارما و قانون بخشش

نویسنده توضیح می دهد که قانون کارما و بخشش در زندگی ما اساسی است. قانون کارما به این معنی است که ما هر آنچه را آشکار کنیم و به جهان بدهیم، پس خواهیم گرفت. از این رو این قانون را قانون علت و معلول نیز می نامند. پس به یاد داشته باشید که شما فقط انرژی مثبت به دنیا می دهید و فقط نتایج مثبت می گیرید.

قانون مقاومت ناپذیر اضافه شدن قانون کارما است. این به شما می گوید که نباید روی منفی بافی بمانید و نباید اجازه دهید رویدادهای نامطلوب بر شما و احساسات شما تأثیر بگذارد. قانون اینگونه عمل می کند: هر چه کمتر چیزهای منفی را بپذیرید، کمتر به دنیا خواهید داد. بنابراین به جای تمرکز بر نکات منفی، روی مثبت تمرکز کنید.

نویسنده می گوید که قانون بخشش یکی از عالی ترین قوانینی است که تا به حال از آن صحبت کرده ایم. به عنوان مثال، مسیحیت بر اساس این قانون است تا قانون کارما، به این معنی که مردم می توانند خود را نجات دهند و از خود در برابر همه شرایط ناخواسته محافظت کنند. قانون عشق یکی از قوی ترین قوانینی است که وجود دارد. همه از عشق ساخته شده اند و باید همینطور زندگی کنند. عشق باورنکردنی ترین قدرت دنیاست.

پس بخشش را بیاموز اگر کسی کار وحشتناکی با شما کرد، او را ببخشید، زیرا اگر او را نبخشید، احساس انتقام در شما ایجاد می شود. به همین دلیل غمگین و ناراحت خواهید شد. شما از همه چیزهای منفی برای انجام انتقام خود استفاده خواهید کرد. پس لطفاً کسانی را که به شما ظلم کردند به موقع ببخشید. با اتخاذ روحیه بخشش احساس سبکی و بهتری خواهید داشت.

در نهایت، شما جذب مثبت اندیشی خواهید شد. مثبت اندیشی مسیر درست زندگی شما را باز می کند، پس شروع به بخشش مردم کنید. اگر احساس بدی نسبت به کسی نداشته باشید کمکتان می کند.

آنچه برای انجام موفقیت آمیز بازی زندگی لازم است شامل پیروی از قوانین بازی به جای انجام کارهایی است که دوست ندارید. از دیدگاه مبارزه در زندگی، این تغییر در باور متواضعانه در دستیابی به نتایج خوب، زندگی شما را تغییر خواهد داد. برای نزدیکان خود، همکاران کاری و حتی کشورتان خیر و برکت دائمی بفرستید. نه تنها به شما آرامش می دهد، بلکه خود را از آسیب و خشم در امان خواهید دید.

بازی زندگی

نویسنده می گوید هر چه بیشتر بدانیم، بیشتر در قبال آن مسؤولیم و انسان با علم به شریعت معنوی که به آن عمل نمی کند، در نهایت به درد و رنج زیادی می رسد. نویسنده این فکر را منتقل می کند که هر مردی حلقه ای طلایی در زنجیر خوبی من است – این فکر دیگری است که باعث می شود فکر کنید همه به دلایلی در زندگی ما هستند ، خواه ناخواه. شما باید خوبی های آنها را ببینید و از آنها درسی بگیرید که به خاطر آن با شما رابطه برقرار کرده اند.

ما نمی توانیم چیزی را آرزو کنیم که نیستیم. به عنوان مثال، اگر دائماً آشغال می خورید، از اعتیاد رنج می برید و در افکار ضعیف غرق می شوید، نمی توانید انتظار سلامتی داشته باشید. پس از اعمال و بخشش خود نیکی را بپذیر و جز نیکی ها را انتخاب کن. در ازای آن تمام افتخارات را پس خواهید گرفت.

فصل ششم: شهود یا راهنمایی

نویسنده توضیح می دهد که شهود یک بخش معنوی است و توضیح نمی دهد بلکه شما را راهنمایی می کند. گاهی ذهن ما این است که کاری منحصر به فرد انجام دهیم و ذهن ما با همه بحث ها مخالفت می کند. ما هنوز شهود داریم و بعداً متوجه می‌شویم که انجام این کار درست بوده یا انجام آن ما را به هدفمان نزدیک‌تر کرده است. چیزی است که شما چیزی می گویید و آن را خواهید گرفت. ما باید از او بپرسیم که چه نیازی داریم با یک رئیس مصمم که به ما بگوید آیا قرار است کاری انجام شود. کائنات راه‌هایی دارد که شما را راهنمایی می‌کند تا عمل کنید، رها کنید و کاری خاص انجام دهید.

نویسنده معتقد است که هدیه بهترین سرمایه گذاری است که می توانید انجام دهید. بنابراین، قاعده استفاده بر هدایا تأکید دارد. از قلب و ذهن، افکار و احساسات، باید طرز فکر، کلام و کار خود را تغییر دهید. شما نباید شک کنید که آیا می توانید به سلامت کامل برسید یا اگر توانایی آن را دارید، خود را زیر سوال ببرید. همه لیاقتش را دارند. این حق الهی شماست و باید طبق برنامه خداوند برای زندگی خود زندگی کنید. این شهود شماست که شما را در زندگی راهنمایی می کند.

اعتماد داشته باشید که بهترین ها برای شما در راه است و مطمئناً خواهد آمد. زندگی را دوست داشته باشید، و زندگی هم شما را دوست خواهد داشت. یعنی اگر عشق بدهید، عشق خواهید گرفت. حتماً قبلاً در مورد همه این چیزها شنیده اید اما هرگز به آنها فکر نکرده اید. و با این حال، دیدن یک زندگی شاد و رضایت بخش در این چیزها درست است. بنابراین، اگر آنطور که ما به شما گفته ایم زندگی نمی کنید و فقط وانمود می کنید که زندگی می کنید، اکنون زمان تغییر آن است. این تنها راهی است که از طریق آن می توانید به تمام اهداف خود برسید.

راه انجام این کار این است که هر آنچه که می خواهید، و از خود بپرسید که آیا ممکن است یا خیر. پاسخ در درون شما خواهد بود که از طریق کائنات دریافت خواهید کرد و پاسخی که دریافت خواهید کرد شما را به سمت رسیدن به هدفتان راهنمایی می کند.

فصل هفتم: بیان کامل خود یا طراحی الهی

نویسنده بیان می کند که ما فضایی برای پرکردن طرح الهی در خود داریم. مثل اینکه همه ما هدفی برای رسیدن به آن داریم. معنی: این باید بالاترین خواسته انسانها باشد تا اجازه دهند این مخلوق الهی در برابر آنها ظاهر شود. فقط در صورتی باید چیزی بخواهیم که «به حجت الهی باشد».

مثلاً زنی شیفته مردی شده بود که با او خیلی خوب رفتار نکرده بود. سوول شین این را تکرار کرد: “اگر او از نظر الهی برای من انتخاب شده باشد، مال من خواهد بود.” اگر او نباشد، به هر حال او را نمی‌خواهم. و شما نیز همین کار را بکنید، آنچه مال شماست به دست می آورید و اگر مال شما نیست، حتی پس از تلاش های فراوان شما، از شما جدا می شود.

البته گاهی اوقات شما وانمود می کنید که شخص دیگری هستید که با تمام ایده آل های شما مطابقت دارد. آیا تا به حال تصویری از آنچه می توانید به دست آورید یا باشید به دست می آورید؟ شما یک عکس فوری از “طرح الهی” خود را از جهان دریافت کرده اید که به شما نشان می دهد که این تصویر در درون شماست.

بنابراین دنبال چیزهایی که هیچ ربطی به زندگی واقعی شما ندارند، نباشید. اگر بخواهید به آنها برسید، فقط خودتان را بدبخت خواهید کرد. در عوض به این نکته توجه کنید که از هر نشانه یا پیامی از این جهان هستی بخواهید که به شما بگوید خلقت الهی چیست و در برابر شما ظاهر می شود.

اگر شما یک فرد مذهبی نیستید، اجازه ندهید که با مراجعات مذهبی فراوان حواس تان پرت شود. اگر ذهن خود را باز نگه دارید، قدرت درک همه چیز را داشته باشید و به اصطلاحات نگاه کنید، هزاران توصیه مفید را خواهید یافت که به طور بالقوه می تواند به شما کمک کند تا به “آفرینش الهی” خود برسید. بگذار پتانسیل درون من اکنون آزاد باشد. بگذارید طرح درست را ببینم. “فقط با گفتن این موضوع به خود، پاسخ را خواهید یافت و خواهید دید که چه چیزی برای شما مهم است.” راه درستی را خواهید یافت که در آن غمگین نخواهید شد.

ابراز وجود کامل شما هرگز از بین نمی رود، اما به دلیل چنین انتخاب جذابی، تقریباً شبیه یک نمایشنامه به نظر می رسد. اما مانند هر نیرو، چه بخار و چه برق، برای کار کردن باید موتور یا ابزاری غیرمقاوم داشته باشد و انسان آن موتور یا وسیله ای است که با استفاده از خود می تواند آن را بیاموزد. پس از خودت شروع کن

در زندگی خود شاد باشید. همه چیز در درون شماست. این کتاب به شما گفته است که چگونه به همه سؤالات پاسخ دهید. پس زندگی خود را با مثبت شروع کنید و سپس تمام مسیرها پیش روی شما قرار خواهند گرفت.

نتیجه

در کتاب «بازی زندگی و نحوه بازی کردن» با زندگی آشنا شدیم. ما آموختیم که استفاده از برخی قوانین و اصول می تواند زندگی ما را شاد و خوب کند. بزرگترین درس کتاب این است که زندگی دعوا نیست، پس غمگینانه زندگی نکنید، بلکه زندگی خود را یک بازی در نظر بگیرید و با انجام آن بازی از هر جنبه لذت ببرید.

برای زندگی مانند یک بازی باید از قوانین و اصول ذکر شده در کتاب استفاده کنید. که با آن می توانید تفاوت زندگی خود را ببینید. در مجموع، بازی زندگی در سال‌های پس از انتشار کتاب تغییری نکرده است، بنابراین این کتاب یک تغییر دهنده بازی است. امیدوارم شما و زندگی تان را به سمت بهتر شدن تغییر دهد.

پس از مطالعه این کتاب احساس راحتی خواهید کرد و اگر از آن دسته افرادی هستید که برای داشتن زندگی بهتر مایل و آماده راهنمایی هستند. بنابراین این کتاب به شما کمک زیادی خواهد کرد. اگرچه این کتاب در دهه 1920 در نیویورک نوشته شد و مملو از ارجاعات مذهبی بود، اما جایگاه مذهبی پیدا کرد.

به ما می آموزد که به خدا سلام کنیم و حس جهت گیری و اعتماد به نفس را در زندگی به ما باز می گرداند. امیدوارم حتماً کتاب را به خوبی می دانسته و درک کرده باشید و اکنون قوانین و اصول ذکر شده در کتاب را برای تغییر مثبت در زندگی خود اتخاذ کنید.

نقد و بررسی کتاب بازی زندگی و نحوه بازی کردن

یکی از قوی ترین درس هایی که از کتاب گرفتم اهمیت قدردانی بود. شین تأکید می کند که ابراز قدردانی از آنچه در حال حاضر داریم، راه را برای ورود برکات بیشتری به زندگی ما هموار می کند. من شروع به تمرین روزانه شکرگزاری کردم و از تأثیر مثبت آن بر سلامت روانی و دیدگاه کلی من در زندگی شگفت زده شدم.

مفهوم دیگری که در من طنین انداز شد، توضیح شین در مورد «قانون عدم مقاومت» بود. او پیشنهاد می‌کند که باید از مقاومت یا مبارزه با موقعیت‌ها یا افراد منفی دست برداریم، زیرا مقاومت فقط منفی‌گرایی بیشتری را جذب می‌کند. در عوض، او به پذیرش پذیرش و تمرکز بر نتایج مثبت توصیه می کند. این تغییر دیدگاه به من کمک کرد تا از آسیب‌ها و ناامیدی‌های گذشته رها شوم و به من اجازه داد مثبت‌تر و قدرتمندتر به جلو بروم.

وقتی درس‌های «بازی زندگی و نحوه بازی کردن» را اجرا کردم، متوجه تغییر قابل توجهی در زندگی‌ام شدم. روابطم بهبود یافت، در حرفه‌ام اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم، و حسی تازه از هدف و جهت پیدا کردم. من اکنون به قدرت افکار و نیاتمان در شکل دادن به واقعیتمان اعتقاد راسخ دارم.

بنابراین، نظرات من در مورد این کتاب خوب است، و همچنین خواندن آن را به شما توصیه می کنم.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 19 =