نقش وکالت در مقابل کنشگر

سازمان‌های غیرانتفاعی در سرتاسر جهان معمولاً به گروه‌هایی تقسیم می‌شوند که فعالیت‌های مردمی را انجام می‌دهند و آن‌هایی که از مواضع ایدئولوژیک دفاع می‌کنند و آن‌هایی که این دو جنبه را برای بهبود جامعه ترکیب می‌کنند. این بدان معناست که بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی مانند صلیب سرخ و آکسفام فعال و مدافع محور هستند، در حالی که سازمان‌های غیرانتفاعی مانند موسسه دیده‌بان جهانی و باشگاه رم عمدتاً گروه‌های مدافع هستند. علاوه بر این، بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی مانند صلح سبز و صندوق جهانی حیات وحش عمدتاً فعال‌گرا هستند. نکته کلیدی که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که هر غیر انتفاعی نمی تواند در خلاء وجود داشته باشد که در آن فقط فعالیت یا حمایت انجام دهد و از این رو، باید هر دو کارکرد را برای به دست آوردن مشروعیت و اعتبار ترکیب کند. به عبارت دیگر، این بدان معناست کهسازمان های غیرانتفاعی باید بین جنبه های فعالیت و حمایت به گونه ای تعادل برقرار کنند که به آنها کمک کند تا اهداف خود را برای رفاه اجتماعی و خیر عمومی تحقق بخشند . البته، بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی در ایالات متحده وجود دارند که عمدتاً به عنوان گروه‌های حمایتی عمل می‌کنند و تنها در این کشور حضور دارند، زیرا سیاست در ایالات متحده توسط لابی‌گری و حمایت از منافع خاص هدایت می‌شود، به این معنی که لیبرال‌ها مجبورند برای سازمان‌های غیرانتفاعی سرمایه‌گذاری کنند. از ایدئولوژی های آنها حمایت کنند.

نمونه هایی از سراسر جهان

مورد در آسیا و آفریقا کمی متفاوت است زیرا سازمان‌های غیرانتفاعی در این قاره‌ها عمدتاً فعال‌گرا هستند. این به این دلیل است که مقیاس و بزرگی مشکلات پیش روی آنها بیشتر است و از این رو، سازمان‌های غیرانتفاعی نمی‌توانند از فعالیت‌های مردمی مصون بمانند. البته این بدان معنا نیست که همه موسسات غیرانتفاعی در این قاره‌ها به عنوان اولین قدم‌ها فعال هستند و گام‌های اولیه که سازمان‌های غیرانتفاعی در این مناطق برمی‌دارند معمولاً به عنوان گروه‌های حمایتی است که پس از ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز، فرآیند فعالیت را آغاز می‌کنند. توده بحرانی، و جمع آوری منابع برای انجام فعالیت. نکته اینجاست که انجام حمایت معمولا آسانتر است در حالی که کنشگری نیازمند تعهد و منابع عمیق و همچنین شبکه ای از داوطلبان در زمین یا به اصطلاح چکمه های روی زمین برای تحقق اهداف و مقاصد خود است.

کنشگری مردمی و مداخلات و مدیریت بحران

با توجه به فعالیت‌های مردمی، سازمان‌های غیرانتفاعی نه تنها باید از ایدئولوژی لازم برخوردار باشند، بلکه باید تعهد عمیق و همچنین تمایل به تحمل مشکلات و غلبه بر موانع را داشته باشند، اگر می‌خواهند فعالیت‌های مردمی را دنبال کنند. این امر به این دلیل است که فعالیت مردمی معمولاً به این معنی است که سازمان‌های غیر انتفاعی باید در برخی زمینه‌ها قدرت دولت را به‌عهده بگیرند که در آن‌ها باید رویه‌های دولت را زیر سؤال ببرند و باید به کاستی‌ها و ناهنجاری‌ها در اجرای طرح‌های اجتماعی و سیاست‌های رفاهی اشاره کنند. از دولت علاوه بر این، فعالیت‌های مردمی نیازمند مداخلات و مدیریت بحران توسط سازمان‌های غیرانتفاعی است، که اغلب آنها را در مسیر منافع شخصی قرار می‌دهد که نمی‌خواهند مداخله کسانی را که به نظر آنها توجه ناخواسته هستند و تمرکز بر فعالیت‌های پلیدشان را جلب کنند. به همین دلیل است که بسیاری از سازمان های غیرانتفاعی در مراحل اولیه فعالیت متوقف می شوند و به مداخله و مدیریت بحران نمی پردازند. همچنین به همین دلیل است که بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی با مجریان قانون و سازمان‌های دولتی شریک می‌شوند تا هرگونه مداخله و رسیدگی به بحران در کنار دولت انجام شود نه اینکه سازمان‌های غیرانتفاعی نقشی را که دولت باید انجام دهد. البته گفتن این کار آسان تر از انجام آن است، زیرا در بسیاری از موارد، سازمان های غیرانتفاعی متوجه می شوند که سازمان های دولتی مسئولیت خود را کنار گذاشته اند و اینجاست که متوجه می شوند که باید مداخله کنند و ناهنجاری ها را برطرف کنند. همچنین به همین دلیل است که بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی با مجریان قانون و سازمان‌های دولتی شریک می‌شوند تا هرگونه مداخله و رسیدگی به بحران در کنار دولت انجام شود نه اینکه سازمان‌های غیرانتفاعی نقشی را که دولت باید انجام دهد. البته گفتن این کار آسان تر از انجام آن است، زیرا در بسیاری از موارد، سازمان های غیرانتفاعی متوجه می شوند که سازمان های دولتی مسئولیت خود را کنار گذاشته اند و اینجاست که متوجه می شوند که باید مداخله کنند و ناهنجاری ها را برطرف کنند. همچنین به همین دلیل است که بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی با مجریان قانون و سازمان‌های دولتی شریک می‌شوند تا هرگونه مداخله و رسیدگی به بحران در کنار دولت انجام شود نه اینکه سازمان‌های غیرانتفاعی نقشی را که دولت باید انجام دهد. البته گفتن این کار آسان تر از انجام آن است، زیرا در بسیاری از موارد، سازمان های غیرانتفاعی متوجه می شوند که سازمان های دولتی مسئولیت خود را کنار گذاشته اند و اینجاست که متوجه می شوند که باید مداخله کنند و ناهنجاری ها را برطرف کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید