1. توسعه علم برای هر بخش از شغل مردان (جایگزینی قانون سرانگشتی)

    1. این اصل پیشنهاد می کند که کارهای محول شده به هر کارمندی باید با توجه به تک تک عناصر و بخش و زمان دخیل در آن مشاهده و تحلیل شود.
    2. این به معنای جایگزینی قانون سرانگشتی فرد با استفاده از روش تحقیق، تحقیق، جمع آوری داده ها، تجزیه و تحلیل و چارچوب بندی قوانین است.
    3. در مدیریت علمی، تصمیمات بر اساس واقعیات و با اعمال تصمیمات علمی اتخاذ می شود.
  2. گزینش علمی، آموزش و پرورش کارگران

    1. باید رویه ای علمی برای انتخاب کارگران وجود داشته باشد.
    2. نیازهای جسمی، روحی و غیره باید برای هر شغل مشخص شود.
    3. کارگران باید انتخاب و آموزش داده شوند تا آنها را برای کار مناسب کنند.
    4. مدیریت باید فرصت هایی را برای توسعه کارگرانی با قابلیت های بهتر فراهم کند.
    5. به گفته تیلور، باید تلاش کرد تا هر کارمند به بالاترین سطح و کارایی و رفاه خود ارتقا یابد.
  3. همکاری بین مدیریت و کارگران یا هارمونی نه اختلاف

    1. تیلور به همکاری اعتقاد داشت و نه فردگرایی.
    2. تنها از طریق همکاری است که می توان به اهداف شرکت به طور موثر دست یافت.
    3. نباید بین مدیران و کارگران تعارض وجود داشته باشد.
    4. تیلور معتقد بود که منافع کارفرما و کارمندان باید کاملاً هماهنگ باشد تا روابط متقابل درک بین آنها تضمین شود.
  4. تقسیم مسئولیت

    1. این اصل ماهیت مشخص نقش هایی را که باید توسط سطوح مختلف مدیران و کارگران ایفا شود تعیین می کند.
    2. مدیریت باید مسئولیت برنامه ریزی کار را بر عهده بگیرد در حالی که کارگران باید به اجرای وظیفه توجه داشته باشند.
    3. بنابراین برنامه ریزی باید از اجرا جدا شود.
  5. انقلاب ذهنی

    1. کارگران و مدیران باید نسبت به روابط متقابل و تلاش کاری خود تغییر کاملی داشته باشند.
    2. مستلزم آن است که مدیریت شرایط کاری مناسب را ایجاد کند و همه مشکلات را به صورت علمی حل کند.
    3. به همین ترتیب کارگران باید با نهایت توجه، فداکاری و دقت در مشاغل خود حضور داشته باشند. آنها نباید منابع شرکت را هدر دهند.
    4. برای ارتقای اخلاقیات کارگران باید دستمزد مناسبی در نظر گرفته شود.
    5. باعث ایجاد حس تعلق در بین کارگران خواهد شد.
    6. آنها در انجام وظیفه ای که به آنها محول شده است، منظم، وفادار و صادق خواهند بود.
    7. تولید بیشتر و رشد اقتصادی با سرعت بیشتری وجود خواهد داشت.
  6. حداکثر رفاه برای کارفرما و کارمندان

    1. هدف مدیریت علمی مشاهده حداکثر شکوفایی برای کارفرما و کارکنان است.
    2. تنها زمانی مهم است که هر کارگر فرصتی برای دستیابی به بالاترین کارایی خود داشته باشد.
    3. حداکثر بازده و استفاده بهینه از منابع، سود بیشتر برای کارفرما و دستمزد بهتر برای کارگران به همراه خواهد داشت.
    4. باید حداکثر خروجی به جای خروجی محدود وجود داشته باشد.
    5. هم مدیران و هم کارگران باید دستمزد مناسبی دریافت کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید