طرح بازاریابی یک صفحه ای
طرح بازاریابی یک صفحه ای

عنوان کتاب

طرح بازاریابی یک صفحه ای 

  • نویسنده : آلن دیپ
  • مترجمین : سعید جوی زاده | علیرضا احمدیان
  • گوینده : راضیه پیله وران
  • موضوع : موفقیت در کسب و کار
  • سال انتشار : 1400
  • قیمت : 90,000 تومان

افزودن به سبد خرید

توضیحات کتاب

دانلود خلاصه کتاب

طرح بازاریابی یک صفحه ای 

The One Page Marketing Plan کتابی نوشته آلن دیب است که چارچوبی ساده و در عین حال موثر برای ایجاد یک طرح بازاریابی ارائه می دهد. این کتاب بر اهمیت درک بازار هدف، توسعه ارزش پیشنهادی منحصربه‌فرد و استفاده از ترکیبی از کانال‌های بازاریابی مختلف برای دستیابی و تعامل با مشتریان تأکید می‌کند.
 
این کتاب حول یک الگوی طرح بازاریابی یک صفحه ای ساخته شده است که شامل نه عنصر کلیدی است: بازار هدف، استراتژی پیام رسانی، پیشنهاد فروش منحصر به فرد (USP)، استراتژی قیمت گذاری، استراتژی توزیع، کانال های بازاریابی، تولید سرنخ استراتژی، استراتژی تبدیل فروش، و استراتژی ردیابی و اندازه گیری.
 
در سرتاسر کتاب، دیب نکات و مثال‌های کاربردی را ارائه می‌کند تا به خوانندگان کمک کند تا هر یک از این عناصر را درک کنند و چگونه می‌توان آنها را در مشاغل و صنایع مختلف به کار برد. او همچنین بر اهمیت آزمایش و اصلاح مداوم برای بهبود اثربخشی برنامه بازاریابی در طول زمان تاکید می کند.
 
به طور کلی، طرح بازاریابی یک صفحه یک راهنمای مختصر و عملی برای کارآفرینان، صاحبان مشاغل کوچک و بازاریابان است که می خواهند یک برنامه بازاریابی واضح و عملی برای رشد کسب و کار خود ایجاد کنند.

خلاصه 

در طرح بازاریابی 1 صفحه ای ، آلن دیب به شما کمک می کند تا نحوه ایجاد یک برنامه بازاریابی سریع و ساده را به شما نشان دهد. این یک صفحه منفرد است که به 9 مربع تقسیم می شود و هر فصل در مورد مربع مربوطه بحث می کند.

دیب بازاریابی را به عنوان "سریعترین مسیر برای پول" خلاصه می کند. اگر برای کسب درآمد وارد تجارت نشده اید، پس دروغ می گویید یا سرگرمی دارید. بسیاری از صاحبان مشاغل در حالی که سرگرمی یا مهارت خود را بدون هیچ گونه مهارت تجاری به یک تجارت تبدیل می کنند، با مشکل مواجه می شوند. در عوض، حرفه‌ای‌ها هرگز آن را بال نمی‌دهند و برنامه‌هایی را دنبال می‌کنند تا شانس موفقیت خود را افزایش دهند.

دیب استفاده از برنامه بازاریابی را در مقابل یک طرح تجاری برای موفقیت توصیه می کند و برنامه خود را بر اساس موارد زیر استوار می کند:

  • اصل پارتو - بیان می کند که 20٪ از دلایل بازاریابی منجر به 80٪ از درآمد و فروش می شود.
  • اهرم - این ایده که صاحبان کسب و کار موفق منابع شخصی پول خود را صرف صرفه جویی در زمان می کنند

بنابراین، طرح بازاریابی 1 صفحه ای مهم ترین نقطه اهرم در هر کسب و کاری خواهد بود. با استفاده از اصل دابل پارتو ، دیب معتقد است که سند کاربردی و کاربردی او به 4 درصد تلاش بازاریابی نیاز دارد تا 60 درصد از نتایج کسب و کار شما ایجاد شود.

ایده اصلی کتاب طرح بازاریابی یک صفحه ای

 
ایده اصلی کتاب The One Page Marketing Plan این است که ایجاد یک برنامه بازاریابی لازم نیست پیچیده یا زمان بر باشد و یک برنامه ساده یک صفحه ای می تواند به همان اندازه موثر باشد. این کتاب چارچوبی برای توسعه یک برنامه بازاریابی ارائه می دهد که شامل درک بازار هدف، ایجاد یک ارزش پیشنهادی منحصر به فرد، و استفاده از ترکیبی از کانال های بازاریابی مختلف برای دستیابی و تعامل با مشتریان است. این کتاب بر اهمیت آزمایش و اصلاح مداوم برای بهبود اثربخشی برنامه بازاریابی در طول زمان تأکید می کند. به طور کلی، پیام اصلی کتاب این است که با پیروی از یک برنامه بازاریابی ساده و در عین حال موثر، کسب و کارها می توانند به اهداف بازاریابی خود دست یابند و کسب و کار خود را رشد دهند.

یادداشت مرکز کوچینگ ایران ...

این کتاب یک کتاب راهنمای مختصر، واضح و کاربردی برای همه از صاحبان مشاغل کوچک گرفته تا بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌های فناوری با رشد بالا است. دقیقاً نحوه تعیین موقعیت یک شرکت، ایجاد سیستم های بازاریابی برای حفظ رشد و در نهایت ساخت شرکتی که بتواند به تنهایی اداره شود را بیان می کند.این به اندازه دیگران عمیق نیست، اما یک نمای کلی عالی است. توصیه شده.

در طرح بازاریابی 1 صفحه ای ، نویسنده، آلن دیب، ادعا می کند که صاحب کسب و کار باید در کسب و کار خود خوب باشد - نه فقط مهارت فنی. حرفه ای ها فقط بال آن نیستند. آنها مطمئن می شوند که چیزهایی که روی آنها وقت می گذارند بیشترین تأثیر را می گذارد. تا کنون بزرگترین نقطه اهرم در بازاریابی است.

دیب این تعریف واضح از بازاریابی ارائه می‌کند: اگر سیرک به شهر می‌آید و شما تابلویی با این مضمون «سیرک شنبه به محل نمایش می‌آید» بکشید، این تبلیغات است. اگر علامت را پشت یک فیل بگذارید و با آن وارد شهر شوید، این یک تبلیغ است. اگر فیل از تخت گل شهردار عبور کند و روزنامه محلی در مورد آن مطلبی بنویسد، این تبلیغات است. و اگر شهردار را در مورد آن بخندانید، این روابط عمومی است. اگر شهروندان شهر به سیرک بروند، شما غرفه‌ها را به آنها نشان می‌دهید، توضیح می‌دهید که چقدر از خرج کردن پول در آنجا لذت خواهند برد، به سؤالات آنها پاسخ دهید و در نهایت، آنها در سیرک هزینه زیادی می‌کنند، این فروش است. و اگر همه چیز را برنامه ریزی کرده باشید، همین استبازاریابی .

فرآیند بازاریابی سفری است برای هدایت بازار هدف ایده‌آل ما از ندانستن وجود خود تا تبدیل شدن به یک مشتری طرفدار خشمگین.به یاد داشته باشید، هیچ کس نمی داند محصولات یا خدمات شما تا پس از فروش چقدر خوب هستند. قبل از خرید، آنها فقط می دانند که بازاریابی شما چقدر خوب است. به زبان ساده، بهترین بازاریاب هر بار برنده می شود. اگر در مورد موفقیت در کسب و کار جدی هستید، اکنون زمان آن است که اقدام قاطعانه انجام دهید.

مقدمه

  • برای کسب‌وکارهای کوچک بسیار معمول است که هرگز از نقطه‌ای که در آن سود کافی برای مالک(ها) ایجاد می‌کنند، رشد نکنند.
  • افراد حرفه ای برنامه هایی دارند و این برنامه ها بر اساس فعالیت های با اهرم بالا است.
  • تا کنون بزرگترین نقطه اهرم در هر کسب و کاری بازاریابی است.
  • بازاریابی استراتژی است که شما برای اینکه بازار هدف ایده آل خود را بشناسد، شما را دوست داشته باشد و به اندازه کافی به شما اعتماد کند تا مشتری شوید، استفاده می کنید.
  • همه چیزهایی که معمولاً با بازاریابی مرتبط می کنید تاکتیک هستند.
  • استراتژی برنامه ریزی تصویر بزرگی است که قبل از تاکتیک انجام می دهید.
  • استراتژی بدون تاکتیک با تحلیل منجر به فلج می شود.
  • تاکتیک های بدون استراتژی منجر به "سندرم شی براق روشن" می شود.
  • از کسب و کارهای بزرگ تقلید نکنید.
  • بازاریابی پاسخ مستقیم کاری است که شما به عنوان یک کسب و کار کوچک باید انجام دهید.
  • بازاریابی پاسخ مستقیم برای برانگیختن پاسخ فوری و وادار کردن مشتریان احتمالی به انجام برخی اقدامات خاص طراحی شده است.
  • قابل ردیابی، قابل اندازه‌گیری، از کپی قانع‌کننده استفاده می‌کند، شامل پیگیری چند مرحله‌ای و کوتاه‌مدت، شامل پیگیری تعمیر و نگهداری سرنخ‌های تبدیل‌نشده است.

قانون اول: مرحله "قبل از خرید".

  • شما با افراد بالقوه سر و کار دارید، افرادی که حتی ممکن است وجود شما را ندانند. در این مرحله شما یک بازار هدف را شناسایی می کنید، یک پیام قانع کننده ایجاد می کنید و پیام را از طریق رسانه های تبلیغاتی تحویل می دهید. هدف: مشتریان احتمالی خود را بشناسند و به پیام شما پاسخ دهند. هنگامی که آنها با پاسخ دادن علاقه نشان دادند، تبدیل به یک سرنخ می شوند و وارد فاز دوم می شوند.

فصل 1: انتخاب بازار هدف

  • در اینجا باید به شدت بر روی یک جایگاه متمرکز شوید.
  • هدف تبلیغات این است که مشتریان بالقوه بگویند "هی، این برای من است".
  • بر یک طاقچه تسلط داشته باشید، سپس به سمت بعدی بروید. هرگز همه را یکجا انجام ندهید.
  • از شاخص PVP برای یافتن بازار هدف ایده آل استفاده کنید.
  • تا حد ممکن دقیق باشید.
  • یک آواتار برای مشتری هدف خود بسازید.

فصل 2: ​​ایجاد پیام شما

  • یک تبلیغ، یک هدف.
  • اگر چیزی در آگهی به شما در رسیدن به آن هدف کمک نمی‌کند، باید از شر آن خلاص شوید (از جمله مواردی مانند نام شرکت/لوگو)
  • به جای اینکه مستقیماً سعی کنید و بفروشید، فقط بالقوه هایی را برای نشان دادن علاقه دریافت کنید.
  • یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد (USP) ایجاد کنید: تمام هدف USP این است که به این سؤال پاسخ دهد که چرا کسی باید از شما خرید کند نه از نزدیکترین رقیب.
  • از چیزهایی مانند "کیفیت" و "خدمات عالی" اجتناب کنید.
  • وقتی مشتریان بالقوه گفتگو را با پرسیدن قیمت از شما شروع می کنند، می دانید که کسب و کار خود را به عنوان یک کالا بازاریابی می کنید.
  • دو سوال که باید از خود بپرسید:
  • چرا باید بخرند؟
  • چرا باید از من خرید کنند؟
  • منحصربه‌فرد بودن آن می‌تواند ناشی از نحوه بسته‌بندی، تحویل، پشتیبانی یا حتی فروش آن باشد.
  • وقتی آنها را گیج می کنید، آنها را از دست می دهید.
  • زمین آسانسور خود را ایجاد کنید:
  • می دانید [مشکل]؟ خوب، کاری که ما انجام می دهیم [راه حل] است. در واقع [اثبات].
  • خرید با احساسات انجام می شود و پس از واقعیت با منطق توجیه می شود.
  • از کپی صدای خسته کننده و "حرفه ای" خودداری کنید و از نسخه فروش احساسی و قوی همراه با فراخوان ها برای اقدام قانع کننده استفاده کنید.
  • مردم اصالت، شخصیت و نظر را دوست دارند. حتی اگر آنها با شما موافق نباشند، آنها به شما احترام می گذارند که واقعی و باز هستید.
  • با افزودن ویدیو به وب سایت خود که شامل شما می شود از این مزیت استفاده کنید.
  • خطاب به "فیل ها در اتاق" - چیزهایی که همه مشتریان شما به آنها فکر می کنند اما هیچ کس نمی خواهد آنها را مطرح کند.
  • از "دشمن مشترک" در نسخه خود استفاده کنید.
  • در اینجا برداشت من از نامگذاری است - اگر لازم است نام را توضیح دهید، برای من این یک شکست خودکار است. عنوان باید با محتوا برابر باشد.
  • همیشه وضوح را به زیرکی انتخاب کنید.

فصل 3: دستیابی به چشم انداز با رسانه های تبلیغاتی

  • کارشناسانی را استخدام کنید که در هر رسانه ای که تصمیم می گیرید برای کمپین شما مناسب است تخصص داشته باشند.
  • برای ردیابی موفقیت بازاریابی باید هزینه جذب مشتری و ارزش طول عمر را بدانید.
  • یک کمپین بازاریابی موفق دارای سه عنصر است: بازار، پیام و رسانه - برای یک کمپین موفق باید هر سه مورد را در نظر بگیرید.
  • سعی کنید منابع بازاریابی خود را داشته باشید: یک لیست ایمیل، یک وب سایت، یک وبلاگ و غیره بسازید.
  • نکات بازاریابی ایمیلی: اسپم نکنید، انسان باشید، از یک سیستم تجاری استفاده کنید، به آنها ارزش بدهید و خودکار کنید.
  • نامه حلزون یک راه عالی برای تکمیل ایمیل است.
  • سعی کنید حداقل 5 منبع مختلف از سرنخ ها و مشتریان جدید داشته باشید و سعی کنید آنها را رسانه ای پولی کنید (قابل اعتماد و شما را مجبور می کند بر روی بازگشت سرمایه تمرکز کنید).

قانون دوم: مرحله "هنگام خرید".

  • در این مرحله، شما با سرنخ‌ها سروکار دارید، افرادی که شما را می‌شناسند و با پاسخ به پیام بازاریابی شما به آنچه ارائه می‌دهید علاقه نشان داده‌اند. در اینجا شما آنها را به یک پایگاه داده تبدیل می کنید، آنها را با اطلاعات ارزش افزوده منظم پرورش می دهید و آنها را به مشتریان پولی تبدیل می کنید. هدف در اینجا این است که آنها را برای اولین بار خرید کنند.

فصل 4: گرفتن سرنخ ها

  • هنگامی که سرنخ های علاقه مند به تبلیغات شما پاسخ می دهند، آنها را در یک پایگاه داده قرار می دهید تا بتوانید برای آنها ارزش ایجاد کنید، خود را به عنوان یک مرجع قرار دهید و یک رابطه مبتنی بر اعتماد ایجاد کنید.
  • چرا برخی از کسب‌وکارها جریان ثابتی از سرنخ‌ها و چشم‌اندازها را به دست می‌آورند در حالی که برخی دیگر برای به دست آوردن آنها تلاش می‌کنند؟ پاسخ همان پاسخ به معضل پرواز شخصی ما - زیرساخت است. برخی از کسب‌وکارها زیرساخت‌های بازاریابی ایجاد کرده‌اند که دائماً سرنخ‌های جدید به ارمغان می‌آورد، آنها را دنبال می‌کند، آنها را پرورش می‌دهد و آنها را به مشتریان طرفداران متحیر تبدیل می‌کند.
  • برای ساختن یک سیستم، باید از ابتدا تا انتها به آن فکر کنیم. ما باید بدانیم که چگونه کار می کند و به چه منابعی برای اجرای آن نیاز داریم.
  • شما می خواهید که تمام سرنخ ها و تعاملات با مشتری به CRM شما ختم شود.

فصل 5: پرورش سرنخ ها

  • در بازاریابی، پول در حال پیگیری است .
  • بلافاصله پس از اینکه سرنخ را گرفتید، آنها باید وارد سیستم شما شوند، جایی که تماس های مکرر در طول زمان ایجاد می شود.
  • تماس به این معنا نیست که تلاش مضطربانه برای آزار دادن سرنخ ها برای خرید. شما یک رابطه ایجاد می کنید، قبل از اینکه هر چیزی از شما بخرند به آنها ارزش می دهید، اعتماد ایجاد می کنید و قدرت را در زمینه تخصص خود در این فرآیند نشان می دهید.
  • اکنون که پایگاه داده ای از مشتریان بالقوه دارید، وظیفه شما این است که تا زمانی که خرید کنند یا بمیرند، برای آنها بازاریابی کنید.
  • به جای آفت بودن، از تبدیل شدن به یک مهمان خوش‌آمد دفاع می‌کنم. به مشتریان با احتمال بالا یک جریان مداوم ارزش ارسال کنید تا زمانی که آماده خرید شوند.
  • یک «بسته شوک و هیبت» یکی از بهترین راه‌ها برای شگفت‌انگیز بودن است. یک بسته شوک و هیبت اساساً یک جعبه فیزیکی است که شما با پست یا به مشتریان بالقوه پر از دارایی های منحصر به فرد و مملو از منافع مرتبط با تجارت و صنعت خود ارسال می کنید.
  • یکی از وجوه مشترک در بین مشاغل با رشد بالا این است که آنها به شدت بر بازاریابی تمرکز می کنند و پیشنهادات زیادی ارائه می دهند. برخی از این پیشنهادات در نهایت به مفقود شدن و برخی در نهایت به موفقیت می رسند.
  • آیا واقعاً می تواند به همین سادگی باشد؟ آیا پیشنهادهای قانع کننده تر و مکررتری ارائه می دهید؟ پاسخ کوتاه بله است.
  • برای تمام فعالیت های بازاریابی خود یک تقویم بازاریابی ایجاد کنید و مسئولیت آن را به فردی بسپارید. به طور ایده آل استخدام یا برون سپاری کنید.
  • علاوه بر فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده، به فعالیت‌های ایجاد شده توسط رویداد فکر کنید.
  • یک قانون کلی که من دوست دارم از آن استفاده کنم این است که اگر شخص دیگری بتواند آن را تا 80 درصد به بهترین شکل شما انجام دهد، باید آن را به شما واگذار کنید.

فصل 6: تبدیل فروش

  • زمانی که مشتریان بالقوه را به نقطه تبدیل فروش می رسانید، آنها باید از قبل آماده شده باشند، از قبل انگیزه داده شده و از قبل علاقه مند شده باشند و اساساً از شما بخواهند که خرید کنند. اگر مجبورید آنها را متقاعد کنید یا فروش سختی را انجام دهید، احتمالاً باید روند پرورش رهبری خود را بهبود ببخشید.
  • هنگامی که به سطحی از شایستگی رسیدید، سود واقعی از روشی که خودتان را بازاریابی می کنید به دست می آید.
  • تصمیم بگیرید که موقعیت خود را به عنوان یک کالا و رقابت صرفاً بر سر قیمت متوقف کنید. نتیجه به خط نهایی شما خارق العاده خواهد بود.
  • در عوض، شما باید به سمت مدل "آموزش، آموزش، آموزش" حرکت کنید. با آموزش، اعتماد ایجاد می کنید.
  • شما باید فروش را متوقف کنید و شروع به آموزش، مشاوره و مشاوره با مشتریان بالقوه در مورد مزایای محصولات و خدمات شما در مقایسه با هر رقیب در گروه خود کنید.
  • این زمان خوبی است تا تعریف خود را از یک کارآفرین با شما در میان بگذارم: "کسی که مشکلات مردم را با سود حل می کند."
  • در پایان، اجازه ندهید آنها فکر کنند که شما در حال فروش هستید.
  • فروش مشاوره ای و مشاوره ای مقرون به صرفه ترین، بادوام ترین، تاثیرگذارترین و قوی ترین استراتژی بازاریابی است که یک صاحب کسب و کار می تواند طراحی کند.
  • استراتژی های قیمت گذاری:
  • فقط یک گزینه "استاندارد" و "حق بیمه" را ارائه دهید (قیمت حدود 50٪ اما با ارزش 2 برابر).
  • تنوع نامحدودی از محصول/خدمت خود را ارائه دهید.
  • آیتم با بلیط فوق العاده بالا را اضافه کنید.
  • در مقابل تمایل به تخفیف مقاومت کنید.
  • از آنها دعوت کنید قبل از خرید امتحان کنند.
  • پرداخت را آسان کنید و در صورت امکان طرح های پرداخت را ارائه دهید.

قانون سوم: مرحله «پس از خرید»

  • شما اکنون با مشتریان سروکار دارید. با ارائه یک تجربه در سطح جهانی، مشتریان خود را به طرفداران پرخاشگر تبدیل کنید. سپس راه هایی برای انجام تجارت بیشتر با آنها و افزایش ارزش طول عمر پیدا کنید. محیطی را ایجاد کنید که در آن ارجاعات به طور مداوم سر راه شما باشد.

فصل 7: ارائه یک تجربه در سطح جهانی

  • یکی از چیزهایی که کسب‌وکارهای خارق‌العاده را از کسب‌وکارهای معمولی جدا می‌کند این است که آنها قبیله‌ها را رهبری می‌کنند، قبیله‌هایی از طرفداران خشمگین - نه فقط مشتریان.
  • در اینجا چند مورد از ویژگی های این مشاغل خارق العاده است که رهبران قبیله می شوند:
  • آنها به طور مداوم بر روی شگفتی مشتریان خود تمرکز می کنند، که آنها را به طرفداران متحیر تبدیل می کند
  • آنها روابط مادام العمر را ایجاد و تقویت می کنند
  • آنها برخورد با آنها را آسان و سرگرم کننده می کنند
  • آنها حس تئاتر را در اطراف محصولات و خدمات خود ایجاد می کنند
  • آنها سیستم هایی دارند تا بتوانند به طور قابل اعتماد و پیوسته تجربه ای عالی ارائه دهند
  • هر کاری به جز کالایی خسته کننده بمانید - در هر جنبه ای از کسب و کارتان نوآور باشید.
  • تبدیل به یک صدای اصلی با ارزش برای مشتریان خود شوید.
  • یکی از تفاوت‌های عمده بین کارآفرینان موفق و «کارآفرینان» این است که کارآفرینان موفق عمدتاً تولیدکنندگان محتوا هستند در حالی که کارآفرینان خواستار عمدتاً مصرف‌کنندگان محتوا هستند. حتی بیشتر از تولیدکنندگان محتوا، کارآفرینان موفق اغلب تولیدکنندگان محتوا پرکار هستند.
  • به مخاطبان خود در مورد تمام تلاش هایی که برای ارائه محصول یا خدمات شما انجام می شود بگویید.
  • واقعیت این است که هیچ کس به لوگو، نام شرکت یا ادعای مشکوک شما در مورد رهبر بودن در صنعت شما اهمیت نمی دهد.
  • آنها می خواهند بدانند محصول شما چه کاری برای آنها انجام می دهد، و سابقه شما برای این امر ضروری است.

محصولات برای شما پول می آورند، سیستم ها شما را ثروتمند می کنند

  • با ارزش ترین سیستم های تجاری آنهایی هستند که قابل تکرار هستند. اگر کسب و کار شما متکی به یک استعداد نابغه یا فوق ستاره در مرکز آن باشد، تکرار آن دشوار یا غیرممکن خواهد بود.
  • سیستم‌ها به انسان‌های فانی اجازه می‌دهند تا یک تجارت خارق‌العاده را اداره کنند.
  • چهار نوع اصلی از سیستم‌های تجاری وجود دارد که باید بدون توجه به نوع کسب‌وکاری که در آن فعالیت می‌کنید، ایجاد کنید. اگر بتوانید سیستم‌های مقیاس‌پذیر و قابل تکرار در این چهار حوزه از کسب‌وکار خود ایجاد کنید، تقریباً تضمین می‌شود که به ثروت برسید:
  • سیستم بازاریابی : یک جریان ثابت از سرنخ ها را در کسب و کار ایجاد می کند
  • سیستم فروش : پرورش سرنخ، پیگیری و تبدیل
  • سیستم تحقق : کاری که در ازای پول مشتری انجام می دهید
  • سیستم مدیریت : حساب ها، پذیرش، منابع انسانی و غیره. پشتیبانی از سایر عملکردهای تجاری
  • اگر به مدت 6 ماه به خارج از کشور می رفتید، زمانی که برگشتید وضعیت کسب و کارتان بهتر یا بدتر از زمانی بود که آن را ترک کردید؟ آیا حتی کسب و کاری برای بازگشت به آن دارید؟
  • یکی از بهترین ابزارهایی که می توانید در ساختن سیستم های تجاری استفاده کنید، چک لیست ها است.
  • به طور خلاصه، اساساً یک فرآیند سه مرحله ای است:
  • همه نقش ها را در کسب و کار خود مشخص کنید
  • مشخص کنید که هر نقش چه وظایفی را انجام می دهد
  • چک لیست هایی برای انجام صحیح این وظایف ایجاد کنید
  • اکنون مقیاس‌بندی بسیار آسان می‌شود - فقط افراد را اضافه کنید.
  • به دقت در مورد نحوه خروج از آن فکر کنید - به ندرت به اندازه فروش یک کسب و کار درآمد کسب خواهید کرد.

فصل 8: افزایش ارزش طول عمر مشتری

  • سود واقعی از فهمیدن نحوه فروش بیشتر به مشتریان فعلی حاصل می شود. پنج راه برای انجام این کار:
  • افزایش قیمت ها (حتما توضیح دهید چرا، مزایا یا پدربزرگ را توضیح دهید)
  • فروش بالا (اگر آنها محصول اولیه گران قیمت را خریداری می کنند، اقلام کوچکتر را اضافه کنید)
  • Ascension (انتقال مشتریان به محصولات سطح بالاتر)
  • فرکانس (افزایش دفعات خرید آنها)
  • برخی از اعدادی که باید ردیابی کنید:
  • سرنخ ها: تعداد سرنخ های جدیدی را که وارد کسب و کار شما می شوند محاسبه کنید
  • نرخ تبدیل: محاسبه درصد سرنخ هایی که به مشتریان پولی تبدیل کرده اید.
  • میانگین ارزش تراکنش : میانگین مبلغ دلاری که مشتریان با شما خرج می کنند را بدانید.
  • نقطه سربه سر: مقدار دلاری را که باید بسازید تا درهای خود را باز نگه دارید، مشخص کنید.
  • معیارهای کلیدی برای پیگیری در کسب و کار اشتراک:
  • درآمد تکراری ماهانه
  • نرخ ریزش
  • ارزش طول عمر مشتری
  • روی مشتریان «قبیله» خود تمرکز کنید: 
  • قبیله : این مجموعه از مشتریان طرفداران، حامیان و تشویق کنندگانی هستند که تجارت شما را تبلیغ می کنند و فعالانه برای موفقیت شما توطئه می کنند.
  • بقیه را آتش بزنید.
  • روش دیگر برای طبقه بندی مشتریان استفاده از امتیاز خالص تبلیغ کننده (NPS) است - نمرات مثبت خوب است، 50+ عالی است.
  • امتیاز خالص تبلیغ کننده بر اساس پاسخ به یک سوال واحد محاسبه می شود، "چقدر احتمال دارد که شرکت/محصول/خدمات ما را به یک دوست یا همکار توصیه کنید؟"

فصل 9: ارکستراسیون و تحریک ارجاعات

  • این ما را به یکی از بهترین استراتژی‌ها برای رسیدن به آنچه در تجارت و در واقع در زندگی می‌خواهید می‌رساند - فقط بپرسید.
  • از مشتریانی که برایشان نتیجه خوبی ارائه کرده اید، درخواست معرفی کنید، و/یا آن را در طی مراحل فروش یا هنگام سوار شدن به هواپیما که انتظار دارید به شما معرفی کنند، اعلام کنید.
  • در درخواست های خود برای ارجاع مشخص باشید (از چه کسی می خواهید و چه نوع ارجاعی را می خواهید دریافت کنید).
  • سعی کنید کسب و کارهای مکمل دیگری را پیدا کنید که مشتری شما قبل از معامله با شما و ایجاد شراکت یا مبادلات رهبری با آنها سر و کار دارد.
  • دادن کارت هدیه یا کوپن یک راه عالی برای انجام این کار است.

ساختن برند شما

  • به کسب و کار خود به عنوان یک شخص فکر کنید. چه ویژگی هایی شخصیت آن را تشکیل می دهد؟
  • اسمش چیست؟
  • چی میپوشه؟ (یعنی طراحی)
  • چگونه ارتباط برقرار می کند؟ (یعنی موقعیت یابی)
  • ارزش های اصلی آن چیست و چه چیزی را نشان می دهد؟ (یعنی وعده برند)
  • با چه کسی ارتباط دارد؟ (یعنی بازار هدف) آیا شناخته شده است؟ (یعنی آگاهی از برند)
  • وقتی همه چیز گفته می شود و انجام می شود، برندسازی کاری است که پس از خرید شخصی از شما انجام می دهید نه کاری که برای ترغیب او به خرید از شما انجام می دهید.

نتیجه

  • به یاد داشته باشید، همه چیز در مورد اجرا است. تکرار می کنم - دانستن و انجام ندادن با ندانستن یکسان است.
  • در تجربه‌ام، دریافته‌ام که کارآفرینان به یکی از سه دلیل زیر در اجرای آن شکست می‌خورند:
  • فلج از طریق تجزیه و تحلیل: آنها به تلاش برای یادگیری بیشتر ادامه می دهند یا در تعقیب آخرین شی درخشان درخشان گیر می کنند به این امید که در اولین بار همه چیز را کامل کنند.
  • به یاد داشته باشید 80% بیرون از در بهتر از 100% در کشو است. کارآفرینان موفق تمایلی به عمل دارند، به سرعت اجرا می‌کنند و در طول مسیر درست عمل می‌کنند.
  • عدم توانایی در تفویض اختیار : همانطور که در فصل 5 ذکر شد، تجارت یک ورزش تیمی است.
  • "کسب و کار من متفاوت است" : تقریباً هر مشکل قابل تصوری که دارید یا قرار است با آن روبرو شوید توسط شخصی در یک زمان حل شده است.

زمان پول نیست

  • ما به‌عنوان کارآفرین، فقط برای ارزش‌آوری به بازار دستمزد می‌گیریم، نه برای زمان.
  • به بیان ساده ، کارآفرینان در اقتصاد نتایج کار می کنند ، در حالی که اکثر افراد دیگر در اقتصاد زمان و تلاش کار می کنند.
  • هر چه تعداد دفعات بیشتری با به دست آوردن، حفظ و جلب رضایت مشتری ارزش ایجاد کنیم، دستمزد بیشتری دریافت می کنیم. متأسفانه، بسیاری از صاحبان مشاغل از "بازی کردن تجارت" پرت می شوند. کسب و کار بازی زمانی است که شما فعالیت های جانبی انجام می دهید که واقعاً ارزش زیادی ایجاد نمی کنند. برخی از مثال‌های «بازی کردن تجارت» شامل مواردی مانند چک کردن مداوم ایمیل و جلسات بی‌پایان و مزخرف است که هیچ هدف یا برنامه واقعی ندارند.
  • به جای تجارت، باید تجارت کنید. برنده شدن در تجارت مستلزم این است که تمرکز بی‌وقفه‌ای روی فعالیت‌هایی داشته باشید که ارزش ارائه می‌دهند.

سرفصل های کتاب

راه پیش رو: طراحی مشوق‌هایی برای باز کردن ارزش واقعی
  • مشکل با حقایق
  • تأثیرگذاری بر طرز فکر رهبران
  • آیا کسب و کار می‌تواند رهبری کند؟
  • ما به مجریان پول می‌دهیم که چه کاری انجام دهند؟
  • هزینه خرید سهام
  • رها کردن خلاقیت در طراحی پرداخت
  • اصول مدرن پرداخت معقول و مؤثر

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “طرح بازاریابی یک صفحه ای”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *