مزایای کوچینگ | خانه کوچینگ ایران

هر مزیت چرا اتفاق می‌افتد، در عمل چه شکلی دارد و کجا نباید از کوچینگ انتظار معجزه داشت

نویسنده: دکتر سعید جوی زاده | خانه کوچینگ ایران

وقتی از مزایای کوچینگ حرف می‌زنیم، منظور چند تغییر مشخص و قابل مشاهده است: فرد خودش را بهتر می‌شناسد، تصمیم‌های روشن‌تری می‌گیرد و پای تعهدش می‌ایستد؛ مدیر بهتر گوش می‌دهد و بازخورد مفیدتری می‌دهد؛ تیم باانگیزه‌تر کار می‌کند و سازمان آدم‌های آماده‌تری برای آینده دارد. این مزیت‌ها اتفاقی نیستند و هر کدام سازوکار روشنی دارند که در ادامه یکی‌یکی باز می‌کنیم. در کنار آن صادقانه می‌گوییم کوچینگ کجا جواب نمی‌دهد و چه شرایطی لازم است تا نتیجه بدهد. اگر مدیر، سرپرست یا کارشناس منابع انسانی هستید، این متن کمک می‌کند انتظار واقع‌بینانه‌ای داشته باشید.

مزایای کوچینگ در یک نگاه

کوچینگ گفت‌وگویی هدفمند است که در آن کوچ به‌جای دادن راه‌حل، با پرسش و شنیدن دقیق به طرف مقابل کمک می‌کند خودش فکر کند و راهش را پیدا کند. اگر با اصل ماجرا تازه آشنا می‌شوید، مطالعه مقاله کوچینگ چیست نقطه شروع خوبی است. همین تفاوت ساده، یعنی جابه‌جا شدن از «گفتن» به «پرسیدن»، ریشه بیشتر فایده‌هایی است که در جدول زیر می‌بینید.

سطح مزیت اصلی چرا اتفاق می‌افتد
فرد خودآگاهی، تصمیم‌گیری بهتر، مسئولیت‌پذیری فرد با صدای بلند فکر می‌کند و راه‌حل را خودش می‌سازد
مدیر ارتباط و بازخورد مؤثرتر مدیر پیش از قضاوت می‌پرسد و می‌شنود
تیم انگیزه و ماندگاری کارکنان افراد دیده می‌شوند و اختیار واقعی می‌گیرند
سازمان پرورش جانشین و فرهنگ یادگیری فکر کردن مستقل به عادت روزمره تبدیل می‌شود

این چهار سطح از هم جدا نیستند. تغییری که در یک نفر شروع می‌شود، کم‌کم به رابطه او با مدیرش و بعد به کل تیم می‌رسد. به همین دلیل سازمان‌ها معمولاً از چند مدیر کلیدی شروع می‌کنند و بعد دامنه کار را گسترش می‌دهند. نکته مهم این است که مزایای کوچینگ نتیجه یک جلسه پرشور نیست؛ حاصل گفت‌وگوهای منظمی است که میان آن‌ها فرد چیزی را در کار واقعی‌اش امتحان می‌کند.

اینفوگرافیک مزایای کوچینگ در چهار سطح فرد، مدیر، تیم و سازمان
اثر کوچینگ از فرد شروع می‌شود و به سازمان می‌رسد.

مزایای کوچینگ برای فرد

نخستین جایی که اثر کوچینگ دیده می‌شود خود فرد است؛ چه کارشناسی باشد که تازه سرپرست شده و چه مدیری باسابقه. سه مزیت زیر پایه بقیه مزیت‌ها هستند و در کوچینگ فردی بیش از هر جای دیگری روی آن‌ها کار می‌شود.

خودآگاهی بیشتر

بیشتر ما در شلوغی کار فرصت نمی‌کنیم به الگوهای رفتاری خودمان نگاه کنیم. در جلسه کوچینگ، کوچ آنچه را می‌شنود بدون قضاوت بازتاب می‌دهد و فرد برای اولین بار حرف خودش را از بیرون می‌شنود. سازوکار همین است: فاصله گرفتن از فکر، دیدن آن را ممکن می‌کند. برای مثال سرپرست واحد مالی که گمان می‌کرد تیمش کم‌کار است، در گفت‌وگو متوجه شد خودش هر کاری را پیش از تحویل دوباره انجام می‌دهد و عملاً جایی برای ابتکار دیگران نمی‌گذارد. این آگاهی با رشد هوش هیجانی هم پیوند نزدیکی دارد.

تصمیم‌گیری بهتر

تصمیم بد معمولاً از کمبود اطلاعات نمی‌آید، بلکه از مخلوط شدن ترس، «باید»ها و فشار دیگران با خواسته واقعی می‌آید. کوچ با پرسش‌هایی مثل «اگر نگران قضاوت دیگران نبودی چه می‌کردی؟» این لایه‌ها را از هم جدا می‌کند. وقتی گزینه‌ها و معیارها روی میز می‌آیند، انتخاب ساده‌تر و قابل دفاع‌تر می‌شود. مدیر فروشی را تصور کنید که میان ماندن در شرکت فعلی و پذیرفتن پیشنهاد تازه مردد است؛ پس از دو جلسه روشن می‌شود مسئله او حقوق نیست، نبود مسیر رشد است و همین را با مدیرعامل مطرح می‌کند. درباره این موضوع، مطلب تصمیم‌گیری و گذر از مه بایدها و ترس‌ها را هم ببینید.

مسئولیت‌پذیری

آدم‌ها به راه‌حلی که خودشان ساخته‌اند پایبندترند تا راه‌حلی که به آن‌ها دیکته شده است. در کوچینگ هدف، گام بعدی و زمان آن را خود فرد تعیین می‌کند و در جلسه بعد درباره‌اش گزارش می‌دهد. این ترکیبِ مالکیت و پیگیری، تعهد را از حرف به عمل می‌رساند. کارشناسی که ماه‌ها تهیه یک گزارش تحلیلی را عقب می‌انداخت، وقتی خودش زمان‌بندی را نوشت و آن را با کوچ مرور کرد، کار را در سه هفته تمام کرد. نوشتن یک برنامه اقدام روشن، ابزار ساده همین مزیت است.

مزایای کوچینگ برای مدیر: ارتباط و بازخورد

مدیری که مهارت‌های کوچینگ را یاد می‌گیرد، الزاماً کوچ حرفه‌ای نمی‌شود؛ اما شیوه گفت‌وگویش عوض می‌شود. او یاد می‌گیرد پیش از نسخه پیچیدن، بپرسد و بشنود. این تغییر کوچک به نظر می‌رسد، اما برای مدیری که سال‌ها به خاطر جواب دادن سریع تشویق شده، تمرین جدی می‌خواهد.

ارتباط شفاف‌تر

بخش بزرگی از سوءتفاهم‌های سازمانی از اینجا می‌آید که مدیر فکر می‌کند مسئله را فهمیده و زود راه‌حل می‌دهد. گوش دادن فعال این چرخه را می‌شکند، چون کارمند احساس می‌کند حرفش جدی گرفته شده و اطلاعات واقعی را پنهان نمی‌کند. مدیر تولیدی که در جلسه صبحگاهی به‌جای «چرا عقب افتادید؟» پرسید «چه چیزی جلوی کار را گرفته است؟»، تازه فهمید مشکل از تأخیر در رسیدن مواد اولیه است، نه کم‌کاری شیفت. یک پرسش متفاوت، به گفت‌وگویی کاملاً متفاوت منجر شد.

بازخوردی که شنیده می‌شود

بازخورد وقتی اثر دارد که طرف مقابل حالت دفاعی نگیرد. رویکرد کوچینگ‌محور بازخورد را از حکم یک‌طرفه به گفت‌وگویی دوطرفه تبدیل می‌کند: مدیر مشاهده مشخص خود را می‌گوید، نظر فرد را می‌پرسد و با هم درباره گام بعدی توافق می‌کنند. در ارزیابی عملکرد پایان سال، سرپرستی که ابتدا از کارمند می‌پرسد «خودت کدام بخش کارت را قوی‌تر می‌دانی و کجا می‌خواهی بهتر شوی؟» معمولاً با مقاومت کمتری روبه‌رو می‌شود و کارمند هم اغلب نقدی را که خودش به زبان آورده راحت‌تر می‌پذیرد. برای جزئیات بیشتر، راهنمای ارائه بازخورد را بخوانید.

مزایای کوچینگ برای تیم: انگیزه و ماندگاری کارکنان

انگیزه پایدار کمتر از پاداش بیرونی و بیشتر از سه احساس می‌آید: اینکه اختیار دارم، دارم رشد می‌کنم و کارم معنا دارد. گفت‌وگوی کوچینگی هر سه را تقویت می‌کند، چون مدیر به‌جای کنترل ریز کارها درباره هدف‌ها، توانایی‌ها و مسیر شغلی فرد حرف می‌زند. کارمندی که می‌بیند کسی برای رشدش وقت می‌گذارد، دلیل بیشتری برای ماندن دارد.

مثال آشنایی در شرکت‌های فناوری ایرانی این است که برنامه‌نویس خوب با اولین پیشنهاد بهتر می‌رود. در تیمی که سرپرست هر دو هفته یک گفت‌وگوی نیم‌ساعته فردی با اعضا دارد و درباره علاقه‌ها و موانعشان می‌پرسد، نارضایتی زودتر دیده می‌شود و فرصت اصلاح هست. البته اگر حقوق ناعادلانه باشد یا حجم کار فرساینده، گفت‌وگوی خوب به‌تنهایی کسی را نگه نمی‌دارد. در این باره مطلب مشارکت کارکنان نکته‌های تکمیلی دارد.

فایده دیگر برای تیم، کم شدن وابستگی به مدیر است. وقتی اعضا عادت می‌کنند پیش از مراجعه خودشان دو سه گزینه آماده کنند، صف پشت در اتاق مدیر کوتاه می‌شود و کارها در نبود او هم پیش می‌رود. سرپرست انباری که به همکارانش گفته بود «با مسئله نیایید، با مسئله و پیشنهادتان بیایید»، بعد از مدتی دید بسیاری از موارد پیش از رسیدن به او حل شده است.

اینفوگرافیک مزایای کوچینگ برای انگیزه و ماندگاری کارکنان در تیم
انگیزه پایدار از اختیار، رشد و معنا می‌آید.
برای گفت‌وگو با کارشناسان خانه کوچینگ ایران و انتخاب مسیر مناسب خودتان تماس بگیرید:
09120438874

مزایای کوچینگ برای سازمان

وقتی رفتارهای بالا در تعداد کافی از مدیران تکرار شود، اثر آن در سطح سازمان دیده می‌شود. دو نمونه از مهم‌ترین مزایای کوچینگ سازمانی، پرورش جانشین و شکل‌گیری فرهنگ یادگیری است.

پرورش جانشین

جانشین‌پروری با فرستادن افراد به چند کلاس انجام نمی‌شود؛ فرد باید در عمل قضاوت کردن و تصمیم گرفتن را تمرین کند. مدیری که به‌جای حل کردن مسئله، از همکار مستعدش می‌پرسد «تو بودی چه می‌کردی و چرا؟»، دارد همین عضله را در او می‌سازد. در یک شرکت پخش، مدیر منطقه‌ای که شش ماه با همین روش با یکی از سرپرستانش کار کرده بود، هنگام انتقال به دفتر مرکزی توانست با خیال آسوده‌تری کار را به او بسپارد. برای مدیران ارشد، کوچینگ اجرایی همین نقش را در سطح بالاتر دارد.

فرهنگ یادگیری

در بسیاری از سازمان‌ها اشتباه پنهان می‌شود، چون نخستین پرسش این است که «مقصر کیست؟». در فضای کوچینگی پرسش به «از این اتفاق چه یاد می‌گیریم و دفعه بعد چه می‌کنیم؟» تغییر می‌کند و همین تغییر، گفتن حقیقت را کم‌هزینه‌تر می‌کند. تیم پشتیبانی که پس از هر شکایت جدی مشتری جلسه مرور کوتاهی بدون سرزنش برگزار می‌کند، به‌مرور خطاهای تکراری کمتری دارد. ساختن چنین فضایی زمان می‌برد و از رفتار مدیران ارشد شروع می‌شود؛ مقاله ایجاد فرهنگ کوچینگ در سازمان مسیر آن را شرح می‌دهد.

محدودیت‌ها: کوچینگ چه کاری نمی‌کند؟

برشمردن مزایای کوچینگ بدون گفتن محدودیت‌ها تصویر ناقصی می‌سازد و به انتظارهای نادرست دامن می‌زند. کوچینگ ابزار توانمندی است، اما برای هر مسئله‌ای مناسب نیست.

  • جایگزین دانش فنی نیست. کسی که نرم‌افزار حسابداری را بلد نیست، آموزش لازم دارد نه پرسش باز.
  • درمان نیست. افسردگی، اضطراب شدید یا فرسودگی عمیق در حیطه روان‌شناس و روان‌پزشک است و کوچ مسئول باید فرد را ارجاع دهد.
  • مشکل ساختاری را حل نمی‌کند. شرح شغل مبهم، نظام پرداخت ناعادلانه یا کمبود نیرو با گفت‌وگوی فردی برطرف نمی‌شود.
  • بدون خواست خود فرد اثر ندارد. کسی را که به اجبار به جلسه فرستاده‌اند و تمایلی به تغییر ندارد، نمی‌توان کوچ کرد.
  • نتیجه فوری نمی‌دهد. تغییر رفتار به تمرین و تکرار نیاز دارد و با یک جلسه پایدار نمی‌شود.

نکته دیگر اندازه‌گیری است. برخی اثرها مثل کیفیت گفت‌وگوها یا اعتماد درون تیم به‌سختی به عدد تبدیل می‌شوند و هر کس نتیجه قطعی و درصد مشخص بازگشت سرمایه وعده می‌دهد، باید با احتیاط شنیده شود. همچنین کوچینگ با مشاوره و منتورینگ فرق دارد؛ منتور از تجربه خودش می‌گوید و کوچ به فکر کردن خود فرد کمک می‌کند. شرح عمومی این مفهوم در مدخل کوچینگ در ویکی‌پدیا هم آمده است.

اینفوگرافیک محدودیت‌ها در کنار مزایای کوچینگ در سازمان
شناخت محدودیت‌ها شرط انتظار واقع‌بینانه است.

شرایط نتیجه گرفتن از کوچینگ

تجربه سازمان‌ها نشان می‌دهد تفاوت برنامه موفق و ناموفق بیشتر به شرایط اجرا برمی‌گردد تا به خود روش. مزایای کوچینگ خودبه‌خود به دست نمی‌آید و باید زمینه آن را فراهم کرد. این شرط‌ها را پیش از شروع بررسی کنید.

  1. هدف روشن: بدانید دقیقاً چه رفتاری قرار است تغییر کند و چگونه آن را خواهید دید.
  2. آمادگی فرد: کوچینگ را پاداش و فرصت رشد معرفی کنید، نه تنبیه یا آخرین اخطار.
  3. اعتماد و رازداری: اگر فرد نگران باشد حرف‌هایش به پرونده‌اش راه پیدا می‌کند، چیزی نخواهد گفت.
  4. صلاحیت کوچ: آموزش معتبر، تجربه و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای را جدی بگیرید؛ راهنمای نحوه انتخاب کوچ در این زمینه کمک می‌کند.
  5. حمایت مدیر مستقیم: فرد باید اجازه و فرصت آزمودن رفتار تازه را در کار روزانه داشته باشد.
  6. تداوم: چند جلسه منظم با فاصله مناسب، بهتر از یک کارگاه فشرده یک‌روزه است.

راه عملی و کم‌هزینه برای بسیاری از سازمان‌ها این است که مدیران میانی خودشان گفت‌وگوی کوچینگی را یاد بگیرند و آن را در جلسه‌های فردی، ارزیابی عملکرد و واگذاری کار به کار ببرند. تبدیل همین مزیت‌ها به رفتار روزمره مدیر، یکی از سرفصل‌های دوره مهارت‌های کوچینگ برای مدیران و سرپرستان است. برای آشنایی با اجرای گام‌به‌گام هم می‌توانید مقاله فرایند کوچینگ در محیط کار را ببینید.

سؤالات متداول

مهم‌ترین مزیت کوچینگ برای یک مدیر چیست؟

برای بیشتر مدیران، بزرگ‌ترین تغییر این است که دیگر مجبور نیستند پاسخ همه مسئله‌ها را خودشان بدهند. وقتی تیم یاد می‌گیرد مستقل فکر کند، مدیر وقت بیشتری برای کارهای مهم‌تر پیدا می‌کند و فشار کمتری را تحمل می‌کند. بهتر شدن رابطه با اعضای تیم هم نتیجه طبیعی همین تغییر است.

چقدر طول می‌کشد تا مزایای کوچینگ دیده شود؟

به هدف و میزان تمرین فرد بستگی دارد. روشن شدن ذهن و تصمیم‌گیری بهتر گاهی از همان جلسه‌های نخست حس می‌شود، اما تغییر پایدار رفتار و اثر آن بر تیم معمولاً چند ماه زمان می‌خواهد.

آیا کوچینگ برای همه کارکنان مناسب است؟

بیشترین فایده را کسانی می‌برند که توانایی و دانش پایه کار را دارند و می‌خواهند بهتر شوند. برای فردی که هنوز مهارت فنی لازم را ندارد، آموزش و راهنمایی مستقیم مقدم است. کسی هم که با مشکل جدی سلامت روان درگیر است باید ابتدا از متخصص کمک بگیرد.

از کجا بفهمیم کوچینگ در سازمان ما نتیجه داده است؟

پیش از شروع، دو سه نشانه رفتاری مشخص تعیین کنید؛ مثلاً تعداد تصمیم‌هایی که بدون ارجاع به مدیر گرفته می‌شود یا کیفیت جلسه‌های بازخورد. بعد همان نشانه‌ها را پس از چند ماه با نظر خود فرد، مدیر و همکارانش دوباره بسنجید. به مشاهده مستقیم بیش از برداشت کلی تکیه کنید و از نسبت دادن هر بهبودی به کوچینگ بپرهیزید، چون عوامل دیگری هم در کارند.

جمع‌بندی

مزایای کوچینگ از یک جابه‌جایی ساده شروع می‌شود: به‌جای گفتن، بپرسیم و بشنویم. همین تغییر در فرد خودآگاهی، تصمیم روشن‌تر و مسئولیت‌پذیری می‌سازد، در مدیر ارتباط و بازخورد را بهتر می‌کند، در تیم انگیزه و ماندگاری را بالا می‌برد و در سازمان به پرورش جانشین و فرهنگ یادگیری می‌رسد. در عین حال کوچینگ جای آموزش فنی، درمان یا اصلاح ساختار را نمی‌گیرد و بدون هدف روشن، اعتماد و تداوم نتیجه نمی‌دهد. اگر با انتظار واقع‌بینانه و از یک گروه کوچک شروع کنید، خودتان خواهید دید کدام‌یک از مزایای کوچینگ برای سازمان شما پررنگ‌تر است.

خانه کوچینگ ایران | irancoaching.org
نویسنده: دکتر سعید جوی زاده
تلفن تماس و ثبت‌نام دوره‌ها: 09120438874

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *