اشتباهات کوچینگ | خانه کوچینگ ایران

از نصیحت‌کردن تا پیگیری‌نکردن تعهدها؛ نشانه، پیامد و جایگزین درست ده خطای رایج مدیران و کوچ‌های تازه‌کار

نویسنده: دکتر سعید جوی زاده | خانه کوچینگ ایران

بیشتر اشتباهات کوچینگ از نیت خوب می‌آیند: مدیر می‌خواهد زودتر کمک کند، پس راه‌حل می‌دهد، سؤال جهت‌دار می‌پرسد و بیشتر از آنکه بشنود حرف می‌زند. ده خطای رایج مدیران و کوچ‌های تازه‌کار این‌هاست: نصیحت‌کردن، سؤال جهت‌دار، پرحرفی، جلسه بدون هدف، عجله برای اقدام، قضاوت، قاطی‌کردن کوچینگ با ارزیابی عملکرد، بی‌توجهی به محرمانگی، پیگیری‌نکردن تعهدها و کوچ‌کردن کسی که نمی‌خواهد یا به کمک دیگری نیاز دارد. در این راهنما برای هر اشتباه، نشانه، پیامد و جایگزین درست را می‌خوانید تا از همین هفته گفت‌وگوهای بهتری با همکارانتان داشته باشید.

چرا اشتباهات کوچینگ این‌قدر رایج است؟

مدیران معمولاً به این دلیل ترفیع گرفته‌اند که مسئله‌ها را خوب حل می‌کرده‌اند. همین نقطه قوت، در گفت‌وگوی کوچینگ به مانع تبدیل می‌شود، چون در آنجا قرار نیست مدیر مسئله را حل کند؛ قرار است فکرِ طرف مقابل را فعال کند. اگر هنوز تصویر روشنی از این رویکرد ندارید، خواندن راهنمای کوچینگ چیست نقطه شروع خوبی است. در تعریف‌های رایج کوچینگ نیز تأکید بر حمایت از یادگیری فرد است، نه انتقال پاسخ آماده.

نکته دوم فشار زمان است. در سازمانی که همه‌چیز فوری است، ده دقیقه سکوت و پرسیدن، کاری لوکس به نظر می‌رسد و گفتنِ «این کار را بکن» سریع‌تر است. اما همین میان‌بُر باعث می‌شود همان آدم هفته بعد با همان جنس مسئله دوباره پشت در اتاق شما بایستد. شناختن اشتباهات کوچینگ یعنی دیدن همین میان‌بُرها، پیش از آنکه به عادت مدیریتی تبدیل شوند.

خبر خوب این است که هیچ‌کدام از این خطاها به شخصیت شما برنمی‌گردد و همه با تمرین اصلاح می‌شوند. در ادامه، ده مورد را در چهار دسته مرور می‌کنیم: گفت‌وگو، ساختار جلسه، نگرش و رابطه. پیشنهاد می‌کنیم هنگام خواندن، آخرین گفت‌وگوی خود با یکی از اعضای تیم را به یاد بیاورید و ببینید کدام نشانه‌ها برایتان آشناست.

سه خطای گفت‌وگو: نصیحت، سؤال جهت‌دار و پرحرفی

این سه مورد پرتکرارترین اشتباهات کوچینگ هستند و هر سه یک ریشه دارند: مدیر هنوز خودش را صاحبِ جواب می‌داند.

۱. نصیحت‌کردن و راه‌حل‌دادن

نشانه: جمله‌هایتان با «به نظر من باید…» یا «من جای تو بودم…» شروع می‌شود و هنوز دو دقیقه نگذشته، راه‌حل روی میز است. پیامد: کارشناس راه‌حل را اجرا می‌کند ولی مالک آن نیست؛ اگر جواب نداد، تقصیر شماست و اگر جواب داد، باز هم دفعه بعد سراغ شما می‌آید. جایگزین درست: اول بپرسید «خودت تا اینجا به چه گزینه‌هایی فکر کرده‌ای؟» و اگر واقعاً تجربه‌ای دارید که به کار می‌آید، اجازه بگیرید و آن را به‌عنوان یک گزینه در کنار گزینه‌های خود او بگذارید، نه به‌عنوان دستور.

۲. پرسیدن سؤال جهت‌دار

نشانه: سؤال‌هایی مثل «فکر نمی‌کنی بهتر است با مشتری تماس بگیری؟» که در واقع نصیحتی با علامت سؤال هستند. پیامد: طرف مقابل زود می‌فهمد دنبال جواب «درست» شما می‌گردید و به‌جای فکرکردن، حدس می‌زند. جایگزین درست: سؤال باز و کوتاه بپرسید که با «چه» و «چطور» شروع می‌شود، مثل «چه چیزی جلوی تو را گرفته؟». برای تمرین بیشتر، مطلب مهارت‌ها و تکنیک‌های پرسش‌گری و نمونه سؤالات قدرتمند کوچینگ را ببینید.

۳. بیشتر حرف‌زدن از شنیدن

نشانه: بعد از جلسه، شما خسته‌اید و او ساکت؛ یا وسط حرفش جمله بعدی خودتان را آماده می‌کنید. پیامد: اطلاعات مهم، مثلاً دلیل واقعی تأخیر پروژه، هرگز گفته نمی‌شود و شما روی نشانه کار می‌کنید نه علت. جایگزین درست: سهم حرف‌زدن خود را آگاهانه کم کنید، بعد از هر پاسخ چند ثانیه مکث کنید و پیش از سؤال بعدی شنیده‌هایتان را خلاصه کنید. گوش دادن فعال مهارتی آموختنی است و سکوت، بخشی از آن است نه نشانه بلدنبودن.

یک آزمون ساده برای هر سه خطا وجود دارد: اگر در پایان گفت‌وگو، ایده اصلی از دهان شما بیرون آمده باشد، احتمالاً کوچینگ نکرده‌اید و مشاوره داده‌اید. مشاوره‌دادن بد نیست، اما باید انتخاب آگاهانه شما باشد نه واکنش خودکار.

اینفوگرافیک اشتباهات کوچینگ در گفت‌وگو: نصیحت، سؤال جهت‌دار و پرحرفی
سه خطای پرتکرار گفت‌وگو و جایگزین هر کدام

دو خطای ساختاری: جلسه بی‌هدف و عجله برای اقدام

گفت‌وگوی خوب بدون قاب روشن به گپ دوستانه تبدیل می‌شود و با عجله زیاد، به فهرست کارهایی که کسی انجامشان نمی‌دهد.

۴. نداشتن هدف روشن برای جلسه

نشانه: جلسه با «خب، چه خبر؟» شروع می‌شود و چهل دقیقه بعد درباره پنج موضوع حرف زده‌اید، بی‌آنکه هیچ‌کدام جلو رفته باشد. پیامد: هر دو طرف حس می‌کنند وقتشان تلف شده و جلسه بعدی راحت‌تر لغو می‌شود. جایگزین درست: در پنج دقیقه اول بپرسید «دوست داری در پایان این گفت‌وگو چه چیزی برایت روشن شده باشد؟» و همان را معیار پایان جلسه قرار دهید. راهنمای ساختاردهی جلسات کوچینگ قالب ساده‌ای برای این کار پیشنهاد می‌کند.

۵. عجله برای رسیدن به اقدام

نشانه: هنوز مسئله خوب باز نشده، می‌پرسید «خب، حالا می‌خواهی چه کار کنی؟». پیامد: برنامه‌ای نوشته می‌شود که ظاهرش منطقی است، اما به مسئله اصلی ربط ندارد؛ مثلاً سرپرستی که قول می‌دهد جلسات تیمش را منظم کند، در حالی که گره واقعی، ناتوانی او در «نه» گفتن به مدیر بالادستی است. جایگزین درست: پیش از اقدام، روی واقعیت موجود و گزینه‌ها بمانید و بپرسید «چه چیز دیگری هست؟». وقتی تصویر کامل شد، به سراغ برنامه‌ریزی اقدام بروید؛ اقدامِ کوچک و درست از اقدام بزرگ و بی‌ربط جلوتر است.

برای گفت‌وگو با کارشناسان خانه کوچینگ ایران و انتخاب مسیر مناسب خودتان تماس بگیرید:
09120438874

دو خطای نگرشی: قضاوت و قاطی‌کردن کوچینگ با ارزیابی

این دسته از اشتباهات کوچینگ کمتر به تکنیک مربوط است و بیشتر به اینکه مدیر با چه کلاهی وارد اتاق می‌شود.

۶. قضاوت‌کردن

نشانه: واکنش‌هایی مثل «چرا این کار را کردی؟» با لحن بازجویی، ابروی بالارفته، یا برچسب‌هایی مانند «بی‌مسئولیت» و «بی‌انگیزه» که در ذهنتان می‌چرخد. پیامد: فرد در حالت دفاعی فرو می‌رود، اشتباه‌هایش را پنهان می‌کند و فقط چیزهایی را می‌گوید که بی‌خطر باشد. جایگزین درست: به‌جای «چرا»، بپرسید «چه شد که به این تصمیم رسیدی؟» و رفتار را از شخصیت جدا کنید. کنجکاوی واقعی درباره دنیای طرف مقابل، همان چیزی است که همدلی را از تأییدِ صرف جدا می‌کند.

۷. قاطی‌کردن کوچینگ با ارزیابی عملکرد

نشانه: در همان جلسه‌ای که نمره ارزیابی و پاداش را اعلام می‌کنید، می‌پرسید «خب، دوست داری روی چه چیزی رشد کنی؟». پیامد: کارمند نمی‌داند با کوچ طرف است یا با داور؛ پس محتاطانه‌ترین جواب را می‌دهد و ضعف‌هایش را رو نمی‌کند. جایگزین درست: این دو گفت‌وگو را از نظر زمان و عنوان جدا کنید و در ابتدای هر جلسه شفاف بگویید کدام کلاه را بر سر دارید. جلسه ارزیابی جای ارائه بازخورد صریح و معیارهای سازمان است؛ جلسه کوچینگ جای دستور کارِ خود فرد.

مدیر مستقیم هرگز نمی‌تواند نقش ارزیاب را کاملاً کنار بگذارد و همکاران هم این را می‌دانند. پس صداقت درباره این دوگانگی از انکار آن مؤثرتر است؛ جمله‌ای مثل «امروز قرار نیست چیزی را ارزیابی کنم، فقط می‌خواهم کمک کنم بهتر فکر کنی» فضا را عوض می‌کند، به شرط آنکه در عمل هم به آن پایبند بمانید.

اینفوگرافیک اشتباهات کوچینگ در ساختار جلسه، قضاوت و ارزیابی عملکرد
چهار خطای ساختاری و نگرشی مدیران

سه خطای رابطه: محرمانگی، پیگیری و انتخاب نادرست

اگر رابطه سالم نباشد، بهترین سؤال‌ها هم بی‌اثر می‌ماند. سه مورد آخر از اشتباهات کوچینگ به همین زیرساخت مربوط می‌شود.

۸. بی‌توجهی به محرمانگی و اعتماد

نشانه: چیزی را که همکارتان در گفت‌وگوی خصوصی گفته، در جلسه مدیران یا هنگام ناهار نقل می‌کنید، حتی با نیت خیر. پیامد: خبر زود می‌پیچد و نه‌تنها آن فرد، بلکه بقیه تیم هم از آن پس فقط حرف‌های رسمی می‌زنند. جایگزین درست: از ابتدا مرزها را روشن کنید: چه چیزی بین شما می‌ماند و چه چیزهایی، مثل تخلف یا خطر جدی، را ناچارید گزارش کنید. اگر کارشناس منابع انسانی هستید، این توافق را با مدیر بالادستی هم شفاف کنید. درباره این موضوع، گفت‌وگوی اعتمادسازی در کوچینگ خواندنی است.

۹. پیگیری‌نکردن تعهدها

نشانه: جلسه با قول‌های خوب تمام می‌شود و در جلسه بعد، کسی یادش نیست چه قراری گذاشته شده بود. پیامد: پیام پنهان این است که تعهدها جدی نیستند؛ کم‌کم گفت‌وگوها دلنشین ولی بی‌نتیجه می‌شوند. جایگزین درست: در پایان هر جلسه بپرسید «دقیقاً چه کاری، تا چه زمانی؟» و «چطور می‌خواهی من در جریان باشم؟»؛ سپس جلسه بعد را با مرور همان تعهد شروع کنید. پیگیری یعنی کنجکاوی درباره آنچه یاد گرفته شده، نه مچ‌گیری؛ اگر کاری انجام نشده، بپرسید چه چیزی مانع شد.

۱۰. کوچ‌کردن کسی که نمی‌خواهد یا کمک دیگری لازم دارد

نشانه: طرف مقابل با جواب‌های یک‌کلمه‌ای همراهی می‌کند، یا مسئله‌اش اصلاً از جنس کوچینگ نیست؛ مثلاً کارمند تازه‌واردی که هنوز نرم‌افزار را بلد نیست، یا همکاری که نشانه‌های افسردگی یا اضطراب شدید دارد. پیامد: سؤال‌پرسیدن از کسی که دانش لازم را ندارد او را کلافه می‌کند و ورود به حوزه سلامت روان، بدون صلاحیت، می‌تواند آسیب بزند. جایگزین درست: اول اجازه بگیرید و اگر پاسخ منفی بود، بپذیرید. کمبود دانش را با آموزش یا منتورینگ جبران کنید و برای مسائل روانی، با احترام فرد را به روان‌شناس یا روان‌پزشک ارجاع دهید؛ کوچینگ جایگزین درمان نیست.

این آخرین مورد، از میان همه اشتباهات کوچینگ، بیشترین نیاز را به فروتنی دارد. کوچینگ ابزاری قدرتمند است، اما پاسخ همه مسئله‌ها نیست و مدیر خوب کسی است که بداند چه زمانی باید آموزش بدهد، چه زمانی هدایت کند و چه زمانی فقط بپرسد.

مرور سریع ده اشتباه و جایگزین هر کدام

جدول زیر خلاصه‌ای از همه اشتباهات کوچینگ در این مقاله است؛ می‌توانید آن را پیش از هر جلسه نگاه کنید و فقط یک ردیف را برای تمرین انتخاب کنید.

اشتباه جایگزین درست
نصیحت و راه‌حل‌دادن اول گزینه‌های خود فرد را بپرسید
سؤال جهت‌دار سؤال باز با «چه» و «چطور»
پرحرفی مکث، خلاصه‌کردن و سکوت
جلسه بی‌هدف توافق بر نتیجه در پنج دقیقه اول
عجله برای اقدام ماندن روی واقعیت و گزینه‌ها
قضاوت کنجکاوی و جداکردن رفتار از شخصیت
خلط با ارزیابی دو جلسه جدا با عنوان روشن
بی‌توجهی به محرمانگی توافق شفاف درباره مرزها
پیگیری‌نکردن شروع جلسه بعد با مرور تعهد
کوچ‌کردنِ اجباری یا نابجا اجازه‌گرفتن، آموزش یا ارجاع
اینفوگرافیک مرور سریع ده اشتباهات کوچینگ و جایگزین درست هر کدام
خلاصه خطاهای رابطه و راه اصلاح آن‌ها

چطور اشتباهات کوچینگ خود را پیدا و اصلاح کنیم؟

دانستن این فهرست کافی نیست، چون بیشتر اشتباهات کوچینگ در لحظه دیده نمی‌شوند؛ ما معمولاً خودمان را شنونده‌ای بهتر از آنچه هستیم تصور می‌کنیم. چند عادت ساده کمک می‌کند آن‌ها را در رفتار خودتان شکار کنید:

  • بعد از هر گفت‌وگو دو دقیقه یادداشت بردارید: چه کسی بیشتر حرف زد و چند بار راه‌حل دادید؟
  • هر هفته فقط روی یک اشتباه کار کنید؛ اصلاح هم‌زمان ده عادت شدنی نیست.
  • از خود فرد بپرسید: «کدام بخش این گفت‌وگو برایت مفیدتر بود و کدام نه؟»
  • با یک مدیر همتا تمرین کنید و از او بخواهید فقط سؤال‌های جهت‌دار شما را بشمارد.
  • اگر سازمان اجازه می‌دهد و طرف مقابل راضی است، یک جلسه را ضبط کنید و بعداً گوش دهید.

تمرین هدایت‌شده سرعت این یادگیری را بیشتر می‌کند. شناخت و اصلاح همین خطاها یکی از سرفصل‌های دوره مهارت‌های کوچینگ برای مدیران و سرپرستان است که در آن شرکت‌کنندگان روی گفت‌وگوهای واقعی محیط کار خود تمرین می‌کنند و بازخورد می‌گیرند. در سطح سازمان هم، وقتی چند مدیر زبان مشترکی پیدا کنند، ایجاد فرهنگ کوچینگ بسیار ساده‌تر پیش می‌رود.

سؤالات متداول

آیا مدیر هیچ‌وقت نباید راه‌حل بدهد؟

چرا، گاهی باید بدهد. در بحران، در مسائل ایمنی یا وقتی فرد دانش پایه را ندارد، گفتنِ مستقیم درست‌تر است. اشتباه آنجاست که راه‌حل‌دادن واکنش پیش‌فرض شما به هر مسئله‌ای باشد. قاعده ساده این است: اول بپرسید، بعد اگر لازم بود با اجازه پیشنهاد دهید.

رایج‌ترین خطا در میان مدیران تازه‌کار کدام است؟

در میان اشتباهات کوچینگ، معمولاً نصیحت‌کردن و شکل پنهان آن یعنی سؤال جهت‌دار. مدیر گمان می‌کند دارد کوچینگ می‌کند، چون جمله‌اش علامت سؤال دارد، اما در عمل همان پاسخ خودش را دیکته می‌کند. تمرین سؤال باز و مکث، بیشترین اثر را در کوتاه‌ترین زمان دارد.

چطور بفهمم همکارم به درمان نیاز دارد نه کوچینگ؟

تشخیص با شما نیست و نباید باشد. اما اگر پریشانی فرد شدید و طولانی است، کارکرد روزمره‌اش مختل شده یا از ناامیدی عمیق حرف می‌زند، موضوع از مرز کوچینگ بیرون است. در این حالت با احترام و بدون برچسب‌زدن، مراجعه به متخصص سلامت روان را پیشنهاد کنید.

اگر کارمندم علاقه‌ای به این گفت‌وگوها نداشت چه کنم؟

اصرار نکنید؛ کوچینگ اجباری نتیجه نمی‌دهد. دلیل بی‌میلی را با کنجکاوی بپرسید؛ شاید تجربه بدی داشته یا به محرمانه‌ماندن حرف‌هایش اعتماد ندارد. در این فاصله، با انتظارات روشن و بازخورد منظم مدیریتش کنید و در را باز بگذارید.

جمع‌بندی

اشتباهات کوچینگ نشانه ناتوانی نیست؛ نشانه عادت‌هایی است که سال‌ها در نقش حل‌کننده مسئله تمرین شده‌اند. ده خطایی که مرور کردیم در سه لایه قرار می‌گیرند: شیوه گفت‌وگو، ساختار جلسه و سلامت رابطه. لازم نیست همه را یک‌شبه اصلاح کنید. یک مورد را انتخاب کنید، مثلاً یک جلسه کامل بدون نصیحت، و ببینید طرف مقابل چه چیزهایی می‌گوید که پیش‌تر نمی‌گفت. همین تجربه کوچک معمولاً قانع‌کننده‌ترین دلیل برای ادامه مسیر است.

خانه کوچینگ ایران | irancoaching.org
نویسنده: دکتر سعید جوی زاده
تلفن تماس و ثبت‌نام دوره‌ها: 09120438874

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *