تحقیق گالوپ | خانه کوچینگ ایران

چرا مدیر مستقیم بیش از هر عامل دیگری حال‌وهوای تیم و نتیجه کسب‌وکار را می‌سازد؟

نویسنده: دکتر سعید جوی زاده | خانه کوچینگ ایران

اگر مدیر یا کارشناس منابع انسانی باشید، احتمالاً بارها شنیده‌اید که «کارکنان شرکت را ترک نمی‌کنند، مدیرشان را ترک می‌کنند». ریشه این جمله به تحقیق گالوپ برمی‌گردد؛ مجموعه‌ای از پژوهش‌های گسترده که مؤسسه آمریکایی گالوپ طی چند دهه درباره حال‌وهوای آدم‌ها در محیط کار انجام داده است. گالوپ در سازمان‌ها یک چیز را بیش از همه می‌سنجد: دلبستگی کارکنان، یعنی میزان درگیری ذهنی و عاطفی افراد با کارشان. درس اصلی آن برای مدیران هم ساده و در عین حال تکان‌دهنده است: مدیر مستقیم بیشترین اثر را بر دلبستگی تیم دارد و تیم‌های دلبسته‌تر معمولاً بهره‌وری، سودآوری، ماندگاری و رضایت مشتری بهتری نشان می‌دهند. در این مقاله می‌بینیم این پژوهش چه می‌گوید و در یک سازمان ایرانی چطور می‌شود از آن استفاده کرد.

گالوپ کیست و چه چیزی را در سازمان‌ها بررسی می‌کند؟

مؤسسه گالوپ یک شرکت تحلیل و مشاوره آمریکایی است که نامش را از بنیان‌گذارش، جورج گالوپ، گرفته است. بسیاری از مردم این مؤسسه را با نظرسنجی‌های افکار عمومی می‌شناسند، اما بخش بزرگی از فعالیت آن به محیط کار اختصاص دارد. گالوپ از کارکنان و مدیران سازمان‌های گوناگون در کشورهای مختلف پرسش می‌کند و پاسخ‌ها را در کنار شاخص‌های عملکرد همان واحدها می‌گذارد. هدف این است که روشن شود کدام تجربه‌های روزمره کارکنان با نتیجه‌های کسب‌وکار همراه است.

نکته مهم این است که گالوپ دنبال «رضایت» به معنای رایج آن نیست. کارمندی که از حقوق، ساعت کاری و ناهار شرکت راضی است لزوماً برای کارش انرژی نمی‌گذارد. آنچه سنجیده می‌شود دلبستگی است؛ اینکه فرد بداند از او چه می‌خواهند، ابزار کارش را داشته باشد، دیده شود، رشد کند و احساس کند کارش معنایی دارد.

پرسش‌نامه Q12؛ ابزار اصلی تحقیق گالوپ

گالوپ برای سنجش دلبستگی، پرسش‌نامه‌ای دوازده‌سؤالی ساخته که به Q12 معروف است. این دوازده پرسش از میان انبوهی از سؤال‌ها انتخاب شده‌اند، چون بیشترین پیوند را با عملکرد واحدهای کاری نشان داده‌اند. متن رسمی پرسش‌ها متعلق به گالوپ است و برای اجرای دقیق باید به منابع خود مؤسسه مراجعه کرد. با این حال مضمون آن‌ها را می‌توان در چهار لایه خلاصه کرد.

چهار لایه نیازهای کارکنان

  • نیازهای پایه: آیا می‌دانم از من چه انتظاری دارند و ابزار و امکانات لازم برای انجام درست کارم را دارم؟
  • سهم فردی: آیا هر روز فرصت دارم کاری را انجام دهم که در آن خوب هستم؟ آیا کار خوبم دیده می‌شود، کسی به من به‌عنوان یک انسان اهمیت می‌دهد و مشوق رشدم است؟
  • تعلق به تیم: آیا نظرم به حساب می‌آید، مأموریت سازمان به کارم معنا می‌دهد، همکارانم به کیفیت متعهدند و در محل کار دوست نزدیکی دارم؟
  • رشد: آیا کسی درباره پیشرفتم با من حرف زده و فرصت یادگیری داشته‌ام؟

اگر به این فهرست دقت کنید، تقریباً هیچ‌کدام به بودجه کلان یا تصمیم هیئت‌مدیره وابسته نیست. بیشتر این موارد در گفت‌وگوهای روزانه مدیر با اعضای تیم ساخته یا خراب می‌شود. سرپرست یک خط تولید یا مدیر یک تیم نرم‌افزاری می‌تواند همین فردا انتظاراتش را شفاف‌تر بگوید. به همین دلیل Q12 بیش از آنکه یک ابزار اندازه‌گیری باشد، یک دستور کار مدیریتی است.

چهار لایه نیازهای کارکنان در پرسش‌نامه Q12 بر اساس تحقیق گالوپ
دوازده پرسش گالوپ در چهار لایه از نیازهای پایه تا رشد دسته‌بندی می‌شود.

سه گروه کارکنان در تحقیق گالوپ

یکی از شناخته‌شده‌ترین خروجی‌های تحقیق گالوپ، دسته‌بندی کارکنان در سه گروه است. این دسته‌بندی برچسب شخصیتی نیست و وضعیت فرد در یک دوره و زیر نظر یک مدیر مشخص را نشان می‌دهد. یک نفر ممکن است در تیمی دلبسته باشد و با جابه‌جایی به واحد دیگر، در مدت کوتاهی بی‌انگیزه شود.

گروه نشانه‌ها در رفتار روزمره اثر بر تیم
دلبسته با انرژی کار می‌کند، پیشنهاد می‌دهد و مسئولیت نتیجه را می‌پذیرد. موتور نوآوری و کیفیت است و دیگران را هم بالا می‌کشد.
غیردلبسته حضور دارد و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، اما فراتر از حداقل نمی‌رود. کار پیش می‌رود، ولی ظرفیت زیادی بلااستفاده می‌ماند.
فعالانه دل‌زده ناراضی است و نارضایتی‌اش را با گلایه، بدبینی یا کارشکنی نشان می‌دهد. روحیه دیگران را پایین می‌آورد و دستاورد همکاران را خنثی می‌کند.

گزارش‌های گالوپ در سال‌های مختلف نشان داده‌اند که گروه میانی، یعنی غیردلبسته‌ها، معمولاً بزرگ‌ترین گروه است. سهم دقیق هر گروه از سالی به سال دیگر و از کشوری به کشور دیگر تغییر می‌کند. برای همین بهتر است به‌جای تکیه بر اعدادی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، تازه‌ترین گزارش رسمی گالوپ درباره وضعیت محیط کار در جهان را ببینید.

چرا گروه میانی مهم‌تر از آن است که به نظر می‌رسد؟

مدیران معمولاً وقت خود را صرف دو سر طیف می‌کنند: تشویق ستاره‌ها و مهار ناراضی‌ها. اما کارمند غیردلبسته همان کسی است که بی‌سروصدا کارش را می‌کند و در جلسه حرفی نمی‌زند. او نه شکایت دارد و نه ایده. بیشترین فرصت بهبود در همین گروه است، چون با چند تغییر کوچک در رفتار مدیر می‌توان آن‌ها را دوباره درگیر کار کرد.

یافته محوری: مدیر مستقیم تعیین‌کننده است

مهم‌ترین پیام تحقیق گالوپ این است که دلبستگی بیش از هر چیز در سطح تیم شکل می‌گیرد، نه در سطح شرکت. در یک سازمان واحد، با همان حقوق و مزایا و همان آیین‌نامه‌ها، دو تیم می‌توانند حال‌وهوایی کاملاً متفاوت داشته باشند. عاملی که این تفاوت را بیش از بقیه توضیح می‌دهد، مدیر مستقیم است. اوست که انتظارات را روشن می‌کند، تلاش را می‌بیند یا نمی‌بیند و به آدم‌ها فرصت می‌دهد یا آن‌ها را نادیده می‌گیرد.

این یافته برای سازمان‌های ایرانی پیام روشنی دارد. در بسیاری از شرکت‌ها بهترین کارشناس فنی یا پرفروش‌ترین فروشنده را به سرپرستی می‌رسانند، بی‌آنکه مهارت اداره آدم‌ها را به او آموخته باشند. نتیجه این می‌شود که سازمان یک متخصص خوب را از دست می‌دهد و یک مدیر ناآماده به دست می‌آورد. تحقیق گالوپ یادآوری می‌کند که مدیریت یک تخصص جداگانه است و انتخاب و پرورش مدیران میانی از اثرگذارترین تصمیم‌های هر سازمان به شمار می‌رود.

برای گفت‌وگو با کارشناسان خانه کوچینگ ایران و انتخاب مسیر مناسب خودتان تماس بگیرید:
09120438874

دلبستگی چه ارتباطی با نتایج کسب‌وکار دارد؟

در تحقیق گالوپ واحدهای کاری با دلبستگی بالا با واحدهای کم‌دلبسته مقایسه می‌شوند. الگوی تکرارشونده این است که واحدهای دلبسته‌تر در چند شاخص کلیدی وضعیت بهتری دارند: بهره‌وری و سودآوری بالاتر، ماندگاری بیشتر نیروها و مشتریان راضی‌تر. در همین واحدها غیبت و خطاهای کیفی نیز معمولاً کمتر گزارش می‌شود.

البته باید با احتیاط به این نتایج نگاه کرد. آنچه گزارش می‌شود همراهی و ارتباط است و اندازه آن بسته به صنعت، نوع کار و شرایط اقتصادی فرق می‌کند. دلبستگی جای راهبرد درست، محصول خوب یا پرداخت منصفانه را نمی‌گیرد. اگر کارمندی دغدغه جدی معیشت دارد، هیچ گفت‌وگوی انگیزشی آن خلأ را پر نمی‌کند. پس مشارکت کارکنان را باید در کنار سایر پایه‌های سازمان دید، نه به‌جای آن‌ها.

ارتباط دلبستگی کارکنان با نتایج کسب‌وکار در تحقیق گالوپ
واحدهای دلبسته‌تر معمولاً در شاخص‌های کلیدی وضعیت بهتری دارند.

کتاب «اول، همه قواعد را بشکن» و درس‌های آن

مارکوس باکینگهام و کرت کافمن یافته‌های تحقیق گالوپ را در کتاب «اول، همه قواعد را بشکن» برای مدیران بازگو کردند. کتاب همان دوازده پرسش را به زبان ساده معرفی می‌کند. عنوان کتاب به این اشاره دارد که مدیران برجسته بسیاری از باورهای رایج مدیریتی را کنار می‌گذارند. چند درس آن هنوز تازه است.

  1. بر اساس استعداد انتخاب کنید، نه فقط سابقه. مهارت و دانش را می‌توان آموزش داد، اما الگوهای طبیعی فکر و رفتار هر فرد به‌سختی تغییر می‌کند.
  2. نتیجه را تعریف کنید، نه تک‌تک گام‌ها را. وقتی مقصد روشن است، هر کس می‌تواند مسیر متناسب با سبک خودش را پیدا کند.
  3. بر نقاط قوت تمرکز کنید. وقتی صرف پرورش توانایی‌های برجسته افراد شود، معمولاً بازده بیشتری از وقتی دارد که صرف رفع همه ضعف‌ها می‌شود.
  4. برای هر فرد جای مناسب پیدا کنید. ترفیع به پست مدیریتی تنها مسیر رشد نیست و گاهی بهترین کارشناس را به مدیری ناراضی تبدیل می‌کند.

تأکید بر نقاط قوت بعدها یکی از خطوط اصلی کار گالوپ شد. این نگاه با رویکرد کوچینگ هم‌خوانی زیادی دارد، چون کوچ نیز به‌جای تمرکز بر کمبودها به کشف استعداد نهفته افراد کمک می‌کند.

کاربرد عملی تحقیق گالوپ در سازمان ایرانی

شاید بگویید تحقیق گالوپ مال شرکت‌های بزرگ خارجی است و در فضای پرنوسان اقتصاد ما جواب نمی‌دهد. تجربه نشان می‌دهد نیازهای پایه‌ای آدم‌ها در محیط کار، از دیده‌شدن تا رشد، در همه‌جا شبیه است. تفاوت در شیوه اجراست و باید با فرهنگ سازمان خودتان هماهنگ شود. چند گام زیر را می‌توان بدون بودجه خاصی آغاز کرد.

گام اول: انتظارات را شفاف کنید

نخستین نیاز در Q12 دانستن انتظارات است و بسیاری از تیم‌ها در همین پله می‌لنگند. شرح شغل‌های کلی و قدیمی کمکی نمی‌کند. با هر عضو تیم بنشینید و سه تا پنج نتیجه مهمی را که در این فصل از او می‌خواهید با هم بنویسید. بعد بپرسید برای رسیدن به آن‌ها چه چیزی کم دارد.

گام دوم: گفت‌وگوی منظم یک‌به‌یک داشته باشید

جلسه کوتاه و منظم با هر نفر، ستون فقرات مدیریت دلبستگی است. در این جلسه‌ها بیشتر بپرسید و کمتر بگویید؛ تسلط بر تکنیک‌های پرسش‌گری و گوش دادن فعال در اینجا به کار می‌آید. پرسش‌هایی مثل «این هفته کجا بیشترین انرژی را داشتی؟» یا «چه مانعی سر راهت هست که من بتوانم بردارم؟» اطلاعاتی می‌دهد که در هیچ گزارش ماهانه‌ای پیدا نمی‌شود. این شیوه همان چیزی است که در کوچینگ کارکنان به آن پرداخته می‌شود.

گام سوم: دیده‌شدن را به عادت تبدیل کنید

در فرهنگ کاری ما رسم است که «اگر چیزی نگفتم یعنی خوب بوده». اما سکوت مدیر برای کارمند معنای قدردانی ندارد. تشکر مشخص، به‌موقع و واقعی هزینه‌ای ندارد و اثرش ماندگار است. یادگیری ارائه بازخورد سازنده، چه مثبت و چه اصلاحی، از پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری‌های یک سرپرست است.

گام‌های عملی به‌کارگیری تحقیق گالوپ در سازمان ایرانی
دلبستگی در رفتارهای کوچک و روزمره مدیر مستقیم ساخته می‌شود.

گام چهارم: مدیران را به مهارت کوچینگ مجهز کنید

اگر مدیر مستقیم عامل اصلی است، بهترین نقطه سرمایه‌گذاری هم توانمندسازی اوست. مدیری که نقش کوچ را می‌پذیرد، به‌جای دستوردادن و کنترل‌کردن، به رشد آدم‌ها کمک می‌کند و آنان را در یافتن راه‌حل شریک می‌سازد. تبدیل یافته‌های تحقیق گالوپ به گفت‌وگوهای روزمره یکی از سرفصل‌های دوره مهارت‌های کوچینگ برای مدیران و سرپرستان در خانه کوچینگ ایران است. در گام بعد می‌توان به ایجاد فرهنگ کوچینگ در سازمان فکر کرد تا این رفتارها به شخص وابسته نماند.

خطاهای رایج در استفاده از نظرسنجی دلبستگی

بسیاری از سازمان‌ها با شوق فراوان نظرسنجی برگزار می‌کنند و چند ماه بعد با بی‌اعتمادی بیشتری روبه‌رو می‌شوند. دلیلش معمولاً خود ابزار نیست، شیوه استفاده از آن است. این چند خطا را جدی بگیرید:

  • پرسیدن و عمل‌نکردن: وقتی نظر می‌گیرید و هیچ تغییری دیده نمی‌شود، کارکنان نتیجه می‌گیرند که حرفشان اهمیتی ندارد.
  • شک به محرمانگی: اگر افراد مطمئن نباشند پاسخ‌ها ناشناس می‌ماند، جواب‌های محافظه‌کارانه می‌دهند و داده بی‌ارزش می‌شود.
  • تبدیل نمره به چماق: اگر مدیران بابت نمره پایین تنبیه شوند، به‌جای بهبود واقعی سراغ دست‌کاری نتیجه می‌روند.
  • واگذاری همه‌چیز به منابع انسانی: نتایج باید در خود تیم و با حضور مدیر همان تیم بررسی شود، نه در گزارشی که در کشو می‌ماند.

سؤالات متداول

آیا تحقیق گالوپ در ایران هم صدق می‌کند؟

گالوپ در کشورهای زیادی داده جمع‌آوری می‌کند و الگوی کلی، یعنی نقش پررنگ مدیر مستقیم، در فرهنگ‌های مختلف تکرار شده است. با این حال برای اطلاع از وضعیت هر کشور باید به گزارش رسمی همان سال مراجعه کرد. بهترین کار این است که سازمان شما داده خودش را بسنجد.

تفاوت دلبستگی با رضایت شغلی چیست؟

رضایت یعنی فرد از شرایط کارش گله‌ای ندارد. دلبستگی یعنی برای کارش انرژی، فکر و ابتکار می‌گذارد. ممکن است کسی کاملاً راضی باشد و در عین حال هیچ تلاشی بیش از حداقل نکند. به همین دلیل گالوپ دلبستگی را شاخص دقیق‌تری برای پیش‌بینی عملکرد می‌داند.

آیا بدون خرید ابزار رسمی می‌توان از تحقیق گالوپ استفاده کرد؟

بله. مضمون دوازده پرسش، یعنی شفافیت انتظارات، دیده‌شدن، رشد و تعلق، دانش عمومی مدیریت شده است. می‌توانید همین موضوع‌ها را در جلسه‌های یک‌به‌یک مطرح کنید. فقط توجه داشته باشید که برای مقایسه با داده‌های جهانی، اجرای رسمی لازم است.

با کارمند فعالانه دل‌زده چه باید کرد؟

اول گوش کنید، چون گاهی پشت این رفتار یک وعده عملی‌نشده یا بی‌عدالتی واقعی قرار دارد. بعد انتظارات رفتاری را روشن و محترمانه بیان کنید. اگر نشانه‌های فرسودگی شدید یا مشکل روانی دیدید، موضوع از حوزه مدیریت و کوچینگ خارج است و باید فرد را به روان‌شناس یا مشاور متخصص ارجاع داد.

جمع‌بندی

تحقیق گالوپ طی سال‌ها یک حرف را به شکل‌های مختلف تکرار کرده است: حال کارکنان بر نتیجه کسب‌وکار اثر دارد و کلید آن در دست مدیر مستقیم است. پرسش‌نامه Q12 نشان می‌دهد این حال خوب از چه چیزهایی ساخته می‌شود و دسته‌بندی سه‌گانه کمک می‌کند ظرفیت پنهان تیم را ببینید. برای عدد و رقم به گزارش‌های رسمی گالوپ رجوع کنید، اما برای عمل منتظر هیچ گزارشی نمانید. همین هفته با یکی از اعضای تیمتان بنشینید و بپرسید برای بهتر کارکردن چه چیزی لازم دارد. پاسخ او می‌تواند شروع تغییر باشد.

خانه کوچینگ ایران | irancoaching.org
نویسنده: دکتر سعید جوی زاده
تلفن تماس و ثبت‌نام دوره‌ها: 09120438874

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *