کوچینگ کسب و کار دکتر سعید جوی زاده

افسانه کارآفرینی: نقشه راه سیستمی‌سازی کسب و کار

این محتوا به بررسی مفاهیم کلیدی کتاب افسانه کارآفرینی اثر مایکل گربر می‌پردازد و توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از مشاغل کوچک علیرغم تلاش صاحبانشان با شکست مواجه می‌شوند. متن بر این نکته تأکید دارد که مهارت فنی در یک کار با توانایی مدیریت یک کسب‌وکار کاملاً متفاوت است و افراد نباید در تله انجام تمام وظایف به تنهایی گرفتار شوند. نویسنده سه نقش حیاتی کارآفرین، مدیر و متخصص را معرفی کرده و بر لزوم تعادل میان آن‌ها برای جلوگیری از فرسودگی شغلی پافشاری می‌کند. در ادامه، بر اهمیت سیستم‌سازی و مستندسازی فرآیندها تأکید شده تا کسب‌وکار بتواند بدون وابستگی دائمی به شخصِ صاحب کار، به شکلی خودکار و پایدار فعالیت کند. در نهایت، یک نقشه راه هفت‌مرحله‌ای برای تبدیل یک شغل شخصی به یک سازمان بالغ و موفق ارائه می‌شود که هدف آن رسیدن به آزادی زمانی و رشد مستمر است.

 
نقشه راه کسب و کار
رهبری کسب و کار
چرا کسب‌وکار شما را فرسوده می‌کند؟ | ۳ حقیقت حیاتی

چرا کسب‌وکار شما را فرسوده می‌کند؟

۳ حقیقت غافلگیرکننده که هر کارآفرینی باید برای نجات از «دام تکنیسین» بداند

مقدمه: تله‌ای که برای خودتان می‌سازید

آمارها تکان‌دهنده‌اند: حدود ۲۰٪ از کسب‌وکارهای کوچک در سال اول شکست می‌خورند و تا سال پنجم، این عدد به ۵۰٪ می‌رسد.

تصور رایج این است که اشتیاق و سخت‌کوشی بی‌وقفه کافی است، اما واقعیت این است که اشتیاق فقط ماده اولیه است. مشکل در تلاش شما نیست، بلکه در نقشه شماست.

داستان دوست صابون‌ساز من نمونه بارز این تله است؛ کسی که عاشق هنرش بود اما شش ماه بعد از راه‌اندازی فروشگاه، در حال غرق شدن در وظایف مدیریتی بود و از کاری که روزی عاشقش بود، متنفر شد.

۱. بزرگترین دروغ کارآفرینی

این یک تصور اشتباه و خطرناک است: «اگر در انجام یک کار فنی مهارت دارید، پس در اداره کسب‌وکار مرتبط با آن هم موفق خواهید بود.»

انجام دادن کار و ساختن یک کسب‌وکار، دو شغل کاملاً متفاوت هستند. پختن یک استیک بی‌نقص یک مهارت فنی است، اما مدیریت زنجیره تأمین و کنترل هزینه‌ها، مهارتی کاملاً متفاوت است.

۲. جنگ داخلی سه نفره

طبق گفته‌های مایکل گربر، هر صاحب کسب‌وکاری در درون خود با سه شخصیت در حال نبرد است:

کارآفرین (The Entrepreneur)

رویاپرداز و ایده‌پرداز. او تصویر آینده را می‌بیند و به دنبال استراتژی‌های بزرگ است.

مدیر (The Manager)

نظم‌دهنده و برنامه‌ریز. او تلاش می‌کند ایده‌ها را به برنامه‌های عملیاتی و لیست کارها تبدیل کند.

تکنیسین (The Technician)

متخصص و انجام‌دهنده. او عاشق انجام دادن کار است (کیک پختن، کد زدن یا ساخت صابون).

اگر شما فقط در نقش تکنیسین باقی بمانید، در واقع کسب‌وکار نساخته‌اید؛ بلکه فقط یک شغل تمام‌وقت با اضافه‌کاری بدون حقوق برای خودتان ساخته‌اید.

چرا کسب‌وکار شما رشد نمی‌کند؟

مرحله نوزادی (Infancy): شما همه‌کاره هستید. اگر یک روز نباشید، سیستم سقوط می‌کند.
مرحله نوجوانی (Adolescence): کمک استخدام می‌کنید اما به دلیل نداشتن سیستم، دچار مدیریت ذره‌بینی (Micromanagement) می‌شوید.
مرحله بلوغ (Maturity): هدف نهایی. شما به یک معمار تبدیل می‌شوید و کسب‌وکار بر اساس سیستم‌ها کار می‌کند، نه حضور شما.

۳. از قهرمان بودن دست بردارید و یک ماشین بسازید

سخت‌کوشی یک استراتژی نیست. اگر کسب‌وکار شما فقط با ۱۸ ساعت کار شما زنده است، شما صاحب یک شغل طاقت‌فرسا هستید. کلید موفقیت در «تفکر فرانچایزی» است.

هدف این است که مدل کسب‌وکاری بسازید که مبتنی بر سیستم‌ها باشد، نه مبتنی بر افراد نابغه. مک‌دونالد به این دلیل موفق است که سیستمی ساخته که هر کسی می‌تواند آن را اجرا کند.

آزمون واقعی: آیا کسب‌وکار شما در غیاب شما هم به درستی کار می‌کند؟

زمان آن رسیده که روی کسب‌وکارتان کار کنید، نه در آن!

از جایگاه یک تکنیسین خسته، به جایگاه یک معمار استراتژیست صعود کنید.

اولین سیستمی که برای آزاد کردن خودتان خواهید ساخت، چیست؟

شروع نقشه راه سیستم‌سازی

© ۱۴۰۲ - طراحی شده برای کارآفرینانی که به دنبال آزادی هستند

بر اساس آموزه‌های کتاب افسانه کارآفرینی (E-Myth) اثر مایکل گربر

خانه کوچینگ ایران
راهنمای مطالعه: سیستم‌سازی کسب‌‌وکار (افسانه کارآفرینی)
بر اساس کتاب مایکل گربر

چگونه کسب‌وکاری بسازیم که بدون ما کار کند؟

این راهنمای مطالعه بر اساس محتوای آموزشی کانال «خود بهترم» تهیه شده است تا به شما در درک عمیق‌تر مفاهیم سیستم‌سازی کمک کند.

آزمون کوتاه (ارزیابی اولیه)

برای تثبیت یادگیری، سعی کنید ابتدا خودتان به این سوالات پاسخ دهید:

۱. دلیل اصلی شکست اکثر کسب‌وکارها بر اساس تحلیل منبع چیست؟
۲. تعریف دقیق «افسانه کارآفرینی» چیست؟
۳. سه نقش اصلی صاحب کسب‌وکاره چه نام دارند؟
۴. چالش اصلی در «مرحله نوجوانی» یک کسب‌وکار چیست؟
۵. «تفکر فرانچایزی» چگونه به کسب‌وکارهای معمولی کمک می‌کند؟

پاسخنامه تشریحی

۱. دلیل شکست کسب‌وکارهای کوچک:

مشکل اصلی این است که صاحب کسب‌وکار همه کارها را خودش انجام می‌دهد و هیچ سیستمی برای خودکارسازی فرآیندها نمی‌سازد. این امر منجر به فرسودگی، هرج‌ومرج و در نهایت سقوط می‌شود.

۲. افسانه کارآفرینی (The E-Myth):

این تصور اشتباه که اگر فردی در یک کار فنی (مانند آشپزی) مهارت دارد، پس حتماً در اداره "بیزنسِ" مرتبط با آن هم موفق خواهد بود. در حالی که مهارت فنی با مهارت بیزنس‌سازی متفاوت است.

۳. سه نقش درونی:

کارآفرین: رویاپرداز و طراح آینده.
مدیر: نظم‌دهنده و برنامه‌ریز.
تکنیسین: انجام‌دهنده و متخصص فنی.

۴. مرحله نوجوانی و چالش آن:

در این مرحله فرد استخدام می‌شود اما چون سیستم وجود ندارد، صاحب کار دچار "مدیریت ذره‌بینی" می‌شود. او فکر می‌کند کسی مثل خودش کار را انجام نمی‌دهد و استرسش چند برابر می‌شود.

۵. اولین قدم عملی برای سیستم‌سازی:

دست کشیدن از نقش «سوپرمن همه‌کاره» و شروع به مستندسازی. یعنی نوشتن دقیق روش انجام کارها (دستور پخت) به طوری که هر فردی با آموزش بتواند آن را اجرا کند.

تحلیل و سوالات تشریحی

۱. تحلیل تضاد نقش‌ها

چگونه عدم تعادل بین سه نقش کارآفرین، مدیر و تکنیسین منجر به فرسودگی می‌شود؟ راهکار ایجاد تعادل بین این سه بخش درونی چیست؟

۲. سیستم‌ها در مقابل افراد

با نگاهی به مدل مک‌دونالد، توضیح دهید چرا ساختن کسب‌وکار بر پایه سیستم‌ها پایدارتر از تکیه بر افراد نابغه یا «کارمند ابرانسان» است؟

۳. گذار به مرحله بلوغ

تفاوت بنیادین ذهنیت صاحب کسب‌وکار در مرحله بلوغ با مرحله نوزادی چیست؟ او چگونه زمان خود را از «انجام دادن» به «طراحی کردن» تغییر می‌دهد؟

واژه‌نامه اصطلاحات کلیدی

اصطلاحتعریف و مفهوم
افسانه کارآفرینیباور غلط به اینکه مهارت فنی مساوی با مهارت مدیریت کسب‌وکار است.
تکنیسین (Technician)بخشی از وجود ما که عاشق انجام فیزیکی کار است و در زمان حال زندگی می‌کند.
تفکر فرانچایزیطراحی کسب‌وکار به گونه‌ای که انگار قرار است ۱۰۰۰ شعبه از آن به طور مشابه کار کند.
مرحله بلوغ (Maturity)زمانی که کسب‌وکار بر پایه فرآیندهای مستند کار می‌کند و به حضور صاحبش وابسته نیست.
سیستم‌سازیتبدیل تجربه‌ها و روش‌های کاری به دستورالعمل‌های قابل تکرار و پیش‌بینی.

آماده‌اید تا معمار کسب‌وکار خود شوید؟

سخت‌کوشی یک استراتژی نیست؛ هوشمندانه کار کردن از طریق سیستم‌هاست.

شروع دوره جامع سیستم‌سازی

تهیه شده بر اساس محتوای «خود بهترم» - ۱۴۰۲

افسانه کارآفرینی و ساخت کسب‌وکار سیستم-محور | سند توجیهی

🚀 افسانه کارآفرینی و ساخت کسب‌وکار سیستم-محور

سند توجیهی: تحلیل کتاب مایکل گربر و نقشه راه استراتژیک برای ساخت کسب‌وکارهای پایدار

📊 خلاصه اجرایی

این سند به تحلیل و تشریح مفاهیم کلیدی مطرح‌شده در کتاب «افسانه کارآفرینی» نوشته مایکل گربر می‌پردازد و یک نقشه راه استراتژیک برای ساخت کسب‌وکارهایی ارائه می‌دهد که قادرند به طور مستقل و بدون وابستگی کامل به صاحب خود، به فعالیت و رشد ادامه دهند. دلیل اصلی شکست کسب‌وکارهای کوچک، که طبق آمار در پنج سال اول به ۵۰ درصد می‌رسد، نه کمبود اشتیاق یا سرمایه، بلکه گرفتار شدن صاحب کسب‌وکار در «دام تکنسین» است. این دام، تصور غلطی است که مهارت فنی در انجام یک کار، به طور خودکار به موفقیت در مدیریت کسب‌وکار مرتبط با آن منجر می‌شود.

تحلیل نشان می‌دهد که هر صاحب کسب‌وکار باید سه نقش مجزا را ایفا کند: کارآفرین (رویاپرداز و استراتژیست)، مدیر (سازمان‌دهنده و برنامه‌ریز) و تکنیسین (مجری و انجام‌دهنده کار). شکست زمانی رخ می‌دهد که فرد، عمدتاً در نقش تکنیسین باقی می‌ماند و کسب‌وکاری نمی‌سازد، بلکه شغلی پراسترس با اضافه‌کاری بدون حقوق برای خود ایجاد می‌کند.

مراحل رشد یک کسب‌وکار به سه دوره تقسیم می‌شود: نوزادی (وابستگی کامل به صاحب کسب‌وکار)، نوجوانی (استخدام نیرو اما عدم تفویض اختیار واقعی و درگیری با مدیریت خرد) و بلوغ (گذار از مدیریت افراد به مدیریت سیستم‌ها). راه رسیدن به بلوغ، اتخاذ «تفکر فرانچایزی» است؛ یعنی کسب‌وکار باید به گونه‌ای طراحی و مستندسازی شود که گویی قرار است هزاران شعبه از آن تأسیس شود. این رویکرد، تمرکز را از فرد به فرآیندهای تکرارپذیر و قابل پیش‌بینی منتقل می‌کند و تضمین می‌کند که کسب‌وکار بدون حضور دائمی مالک، به شکلی پایدار به کار خود ادامه دهد. در نهایت، یک نقشه راه هفت مرحله‌ای برای توسعه کسب‌وکار ارائه می‌شود که شامل چشم‌انداز، سازماندهی، ساخت سیستم، استخدام، بازاریابی، مدیریت مالی و بهبود مستمر است.

🔍 ۱. افسانه کارآفرینی: ریشه‌یابی شکست کسب‌وکارهای کوچک

⚠️
آمار نگران‌کننده: آمارها نشان‌دهنده نرخ بالای شکست کسب‌وکارهای کوچک هستند: حدود ۲۰٪ در سال اول، ۵۰٪ تا سال پنجم و تنها ۳۵٪ پس از ده سال به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

برخلاف تصور رایج، دلیل اصلی این شکست‌ها کمبود هوش، اشتیاق، سرمایه یا حتی ایده بد نیست. مشکل اصلی در یک تصور اشتباه ریشه دارد که مایکل گربر آن را «افسانه کارآفرینی» می‌نامد.

تصور غلط کلیدی:

این ایده که «اگر در انجام کاری مهارت داری، پس حتماً در اداره کسب‌وکاری که بر پایه آن مهارت ساخته شده نیز موفق خواهی بود.»

این تصور به ظاهر منطقی است؛ یک آشپز ماهر رستوران باز می‌کند و یک تعمیرکار دوچرخه حرفه‌ای، تعمیرگاه خود را تأسیس می‌کند. اما نکته حیاتی که نادیده گرفته می‌شود این است که «انجام دادن کار فنی و ساختن یک کسب‌وکار، دو شغل کاملاً متفاوت هستند.»

برای مثال، یک صابون‌ساز ماهر که فروشگاه خود را راه‌اندازی می‌کند، به سرعت متوجه می‌شود که دیگر فقط با ساخت صابون سروکار ندارد. او اکنون با مجموعه‌ای از وظایف مدیریتی و اجرایی روبروست که هیچ ارتباطی با مهارت اصلی او ندارند:

  • مدیریت موجودی کالا
  • خدمات مشتری
  • بازاریابی و فروش
  • مدیریت کارکنان
  • پرداخت اجاره و امور مالی
🚨
نقطه بحرانی: اینجاست که فرد در انبوهی از وظایف غرق می‌شود، از کار اصلی خود متنفر شده و کسب‌وکارش به دلیل فقدان سیستم‌های مدیریتی، دچار فروپاشی می‌شود.

👥 ۲. سه نقش کلیدی در هر کسب‌وکار

طبق تحلیل گربر، هر صاحب کسب‌وکار در واقع سه شخصیت یا نقش متفاوت را به طور همزمان ایفا می‌کند. عدم تعادل بین این سه نقش، عامل اصلی هرج‌ومرج و فرسودگی است.

نقشتوصیفعملکرد کلیدی
کارآفرین (The Entrepreneur)رویاپرداز و استراتژیست. کسی که تصویر آینده را می‌بیند و ایده‌های بزرگ خلق می‌کند.تمرکز بر آینده کسب‌وکار و طراحی چشم‌انداز.
مدیر (The Manager)سازمان‌دهنده و عمل‌گرا. کسی که نظم را برقرار می‌کند، برنامه‌ریزی کرده و آشفتگی‌ها را مدیریت می‌کند.تمرکز بر حال و ایجاد نظم و ساختار.
تکنیسین (The Technician)انجام‌دهنده و متخصص. کسی که کار اصلی را انجام می‌دهد؛ کیک می‌پزد، کدنویسی می‌کند یا صابون می‌سازد.تمرکز بر اجرای وظایف فنی و تولید محصول/خدمت.
معضل اصلی: بیشتر افراد کسب‌وکار خود را به عنوان یک تکنیسین آغاز می‌کنند. آن‌ها با این ایده که «چرا این کار را برای دیگری انجام دهم؟» رئیس خود می‌شوند، اما در واقعیت، آن‌ها همچنان تکنیسین باقی می‌مانند و صرفاً دو نقش دیگر (کارآفرین و مدیر) را به وظایف خود اضافه می‌کنند.

این تضاد دائمی بین سه نقش، منجر به فرسودگی کامل می‌شود. اگر فرد نتواند از نقش تکنیسین فراتر رفته و به نقش‌های کارآفرین و مدیر نیز بپردازد، در حقیقت کسب‌وکاری نساخته، بلکه «برای خود یک شغل تمام‌وقت با اضافه‌کاری بدون حقوق ایجاد کرده است.»

📈 ۳. مراحل رشد یک کسب‌وکار

هر کسب‌وکار برای رسیدن به پایداری، سه مرحله رشد را طی می‌کند. درک این مراحل به صاحب کسب‌وکار کمک می‌کند تا چالش‌های هر دوره را شناسایی کرده و برای ورود به مرحله بعد آماده شود.

  1. مرحله نوزادی (Infancy):

    • ویژگی: کسب‌وکار کاملاً به صاحب خود وابسته است. مالک تمام کارها را از ثبت سفارش تا پاسخ به ایمیل‌ها، شخصاً انجام می‌دهد.
    • احساس: در ابتدا حس کنترل و قدرت وجود دارد، اما به سرعت به فرسودگی و کار ۱۴ ساعته در روز تبدیل می‌شود.
    • ریسک: کل سیستم با یک روز غیبت مالک، در خطر فروپاشی قرار می‌گیرد.
  2. مرحله نوجوانی (Adolescence):

    • ویژگی: مالک به این نتیجه می‌رسد که به کمک نیاز دارد و فرد یا افرادی را استخدام می‌کند. اما به دلیل عدم اعتماد یا نداشتن سیستم، قادر به تفویض اختیار واقعی نیست.
    • چالش: مدیریت خرد (Micromanagement) حاکم می‌شود ("هیچ‌کس کار را مثل خودم درست انجام نمی‌دهد"). مالک اکنون علاوه بر انجام کارهای قبلی، مسئول مدیریت افراد پراسترس نیز هست.
    • ریسک: این مرحله نقطه بحرانی است که بسیاری از کسب‌وکارها در آن متوقف شده یا شکست می‌خورند.
  3. مرحله بلوغ (Maturity):

    • ویژگی: گذار از مدیریت افراد به مدیریت سیستم‌ها. کسب‌وکار واقعی در این مرحله متولد می‌شود.
    • راهکار: به جای استخدام افراد بیشتر برای حل مشکلات، سیستم‌هایی طراحی می‌شود که کسب‌وکار را قادر می‌سازد بدون حضور دائمی مالک کار کند.

مثال بارز: مک‌دونالد

موفقیت این امپراتوری به دلیل کیفیت برگرهایش نیست، بلکه به خاطر سیستم‌های بی‌نقص و تکرارپذیری است که در تمام فرآیندها از استخدام و آموزش تا تهیه غذا پیاده‌سازی شده است.

قانون کلیدی: «کسب‌وکار واقعی روی سیستم‌ها ساخته می‌شود، نه روی آدم‌ها.»

🏗️ ۴. تفکر فرانچایزی: استراتژی ساخت کسب‌وکار پایدار

⚠️
حقیقت تلخ: «سخت‌کوشی یک استراتژی نیست.» اگر بقای یک کسب‌وکار تنها به کار بی‌وقفه و طاقت‌فرسای مالک آن وابسته باشد، او صاحب یک کسب‌وکار نیست، بلکه صاحب یک شغل طاقت‌فرساست.

راه‌حل، اتخاذ «تفکر فرانچایزی» است.

اصل تفکر فرانچایزی:

کسب‌وکار خود را به گونه‌ای بسازید که گویی قرار است آن را فرانچایز کنید، حتی اگر هرگز چنین قصدی ندارید.

این طرز فکر، تمرکز را از فرد به فرآیند منتقل می‌کند. سؤال کلیدی از «چطور من می‌توانم این کار را بهتر انجام دهم؟» به «چطور می‌توان سیستمی ساخت که هر فرد دیگری بتواند این کار را بدون حضور من به درستی انجام دهد؟» تغییر می‌کند.

سیستم‌ها مانند دستور پخت عمل می‌کنند؛ فرآیندهایی تکرارپذیر که هر بار نتیجه‌ای قابل پیش‌بینی ارائه می‌دهند و کسب‌وکار را از وابستگی به حافظه یا مهارت یک «کارمند ابرانسان» رها می‌کنند. این رویکرد به شما اجازه می‌دهد از نقش مجری صدها کار به طور همزمان، به طراح یک ماشین کارآمد تبدیل شوید که بدون سوزاندن شما، رشد می‌کند.

🛠️ ۵. نقشه راه عملی برای سیستم‌سازی

برای تبدیل کسب‌وکار از یک موجودیت وابسته به فرد به یک سیستم مستقل، دو قدم اساسی باید برداشته شود:

۱ دست از سوپرمن بودن بردارید
۲ بر روی سیستم‌ها تمرکز کنید

قدم اول: دست از سوپرمن بودن بردارید و فرآیندها را مستند کنید.

  • به جای انجام تمام کارها، روش انجام آن‌ها را بنویسید.
  • هر فرآیند، از نحوه پاسخ به سوالات مشتری تا بسته‌بندی و ارسال محصول، باید مانند یک دستور پخت دقیق، قدم به قدم مستندسازی شود.
  • این دستورالعمل‌ها به شما امکان می‌دهند افراد دیگر را به طور مؤثر آموزش دهید تا کارها را با کیفیتی یکسان و بدون نیاز به نظارت مستقیم شما انجام دهند.

قدم دوم: بر روی سیستم‌هایی تمرکز کنید که بدون شما کار کنند.

  • از ابزارهایی مانند تمپلیت‌ها، چک‌لیست‌ها و نرم‌افزارها برای خودکارسازی و استانداردسازی کارها استفاده کنید.
  • نقش خود را از یک «بازیکن» در زمین به یک «مربی» در کنار زمین تغییر دهید. وظیفه شما طراحی استراتژی، ایجاد انگیزه در تیم و نظارت بر نتایج کلی است، نه درگیر شدن در تمام جزئیات اجرایی.

🎯 ۶. برنامه هفت مرحله‌ای توسعه کسب‌وکار

برای رشد ساختاریافته و تکامل کسب‌وکار، می‌توان از یک نقشه راه هفت مرحله‌ای الهام گرفت که مسیر پیشرفت را از سطح مبتدی تا حرفه‌ای مشخص می‌کند:

  1. چشم‌انداز کارآفرینی:

    تعریف ماموریت، رویاها و اهداف بزرگ کسب‌وکار. (تنظیم GPS قبل از شروع سفر)

  2. سازماندهی برای موفقیت:

    طراحی ساختار سازمانی، تعیین نقش‌ها و ترسیم جریان‌های کاری. (ساخت چارچوب خانه)

  3. ساختن سیستم‌ها:

    ایجاد دستورالعمل‌ها و فرآیندهای عملیاتی که تضمین‌کننده نتایج یکسان و باکیفیت هستند. (نوشتن دستور پخت‌ها)

  4. استخدام هوشمندانه:

    جذب، آموزش و توانمندسازی افراد مناسب برای اجرای وظایف تعریف‌شده در سیستم.

  5. بازاریابی هدفمند:

    تمرکز بر جذب مشتریان درست و ایجاد ارتباطات مؤثر و پایدار.

  6. مدیریت مالی:

    کنترل دقیق درآمدها، هزینه‌ها و وضعیت مالی کسب‌وکار برای تصمیم‌گیری آگاهانه.

  7. بهبود مستمر:

    نوآوری، بهینه‌سازی و رشد مداوم برای سازگاری با تغییرات بازار. (ارتقاء تجهیزات در بازی)

🎉
نتیجه نهایی: اجرای صحیح این مراحل به کسب‌وکار اجازه می‌دهد نه تنها زنده بماند، بلکه شکوفا شود و به ابزاری برای تحقق سبک زندگی مطلوب صاحب آن تبدیل گردد، بدون آنکه منجر به فرسودگی او شود.

© 2024 - تحلیل و توسعه کسب‌وکار | ساخته شده با ❤️ برای کارآفرینان ایرانی

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *