جانشینپروری و توسعه استعداد در سازمانها
سلام و عرض ادب خدمت تمامی شرکتکنندگان گرامی در این گردهمایی ارزشمند. امروز در جمع شما هستیم تا به یکی از حیاتیترین مباحث در حیات و پویایی سازمانها بپردازیم: جانشینپروری و توسعهی استعداد. در دنیای پرشتاب امروز، که هر لحظه با تغییرات عمیق و غیرمنتظره روبهرو هستیم، توانایی سازمانها برای تضمین تداوم رهبری و پرورش استعداد از درون، نه تنها یک مزیت رقابتی، بلکه یک ضرورت برای بقا و شکوفایی محسوب میشود. از دست دادن ناگهانی یک رهبر کلیدی، همانند فروپاشی برجهای تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر که ۱۷۲ معاونت شرکتها جان خود را از دست دادند، یا بحران گروگانگیری مدیرعامل، میتواند موجودیت یک سازمان را به خطر اندازد. بنابراین، با هم خواهیم کوشید تا به درک عمیقتری از ابعاد این موضوع، چالشهای آن و راهکارهای نوین برای ایجاد سیستمی پایدار برای پرورش رهبران فردا دست یابیم.
چکیده
این سخنرانی به بررسی جامع جانشینپروری و مدیریت استعداد به عنوان یک تلاش آگاهانه و سیستماتیک در سازمانها میپردازد که هدف آن تضمین تداوم رهبری در موقعیتهای کلیدی، حفظ و توسعه سرمایه فکری و دانش برای آینده، و تشویق پیشرفت فردی است. در ابتدا، تفاوتهای اساسی میان جانشینپروری و برنامهریزی جایگزینی، برنامهریزی نیروی کار، مدیریت استعداد و مدیریت سرمایه انسانی تشریح میشود. سپس، به دلایل حیاتی برای پیادهسازی برنامههای جانشینپروری پرداخته میشود، که شامل حمایت از برنامههای استراتژیک، توسعه کارکنان، افزایش ذخیره استعدادهای قابل ارتقا، و بهرهبرداری از سرمایه فکری سازمان است. روندها و چالشهای کلیدی مؤثر بر جانشینپروری، مانند نیاز به سرعت، بازار فروشندگان مهارت، کاهش وفاداری، اهمیت سرمایه فکری، نقش ارزشها و شایستگیها، و تأثیر فناوری و جهانیسازی نیز مورد بررسی قرار میگیرد. بخشهای بعدی سخنرانی به تفصیل به روشهای ارزیابی نیازهای شغلی فعلی و آتی، عملکرد فردی و پتانسیل افراد برای پیشرفت میپردازد. سپس، راهکارهای عملی برای کاهش شکافهای توسعهای از طریق برنامههای توسعه فردی، مربیگری، منتورینگ و یادگیری عملی ارائه میشود. در نهایت، به جایگزینهای توسعه داخلی، نقش فناوری در پشتیبانی از جانشینپروری، و اهمیت ارزیابی برنامههای جانشینپروری برای بهبود مستمر پرداخته شده و پیشبینیهایی در مورد آینده این حوزه ارائه میگردد.
مقدمه
در دنیای کسبوکار امروز که با پیچیدگی فزاینده، نوسانات بازار، و رقابت جهانی دست و پنجه نرم میکند، دیگر نمیتوان تداوم رهبری و جریان استعداد را به شانس واگذار کرد. بحرانهای پیشبینینشده، همانند از دست دادن همزمان مدیران ارشد یک شرکت در حادثه سقوط هواپیما، یا حتی ترک ناگهانی یک کارشناس کلیدی با دانش تخصصی و اختصاصی، میتواند سازمانها را با چالشهای بیسابقهای روبرو کند. این واقعیت تلخ به ما یادآوری میکند که زندگی شکننده است و استعداد در تمامی سطوح، بیش از پیش در معرض خطر قرار دارد. بیش از یک قرن پیش، هنری فایول، در ۱۴ اصل کلاسیک مدیریت خود، بر مسئولیت مدیریت برای تضمین ثبات تصدی پرسنل تأکید کرد و اعتقاد داشت که در غیر این صورت، موقعیتهای کلیدی توسط افراد ناآماده پر خواهند شد. این دیدگاه، امروز بیش از همیشه اعتبار دارد. سازمانها باید برای اطمینان از عملکرد مؤثر مداوم، در هر سطح و گروه کاری، تدابیری برای توسعه، جایگزینی و کاربرد استراتژیک افراد کلیدی در طول زمان بیندیشند. هدف ما در این سخنرانی، ارائه یک رویکرد جامع، بهروز و عملی برای تضمین تداوم رهبری در موقعیتهای کلیدی و پرورش استعدادهای رهبری از درون است.
بدنهی اصلی
۱. تعریف و تمایز جانشینپروری و مدیریت استعداد
جانشینپروری و مدیریت استعداد به معنای تلاشی آگاهانه و سیستماتیک توسط یک سازمان برای تضمین تداوم رهبری در موقعیتهای کلیدی، حفظ و توسعه سرمایه فکری و دانش برای آینده، و تشویق پیشرفت فردی است. این مفهوم از برنامهریزی جایگزینی که صرفاً به یافتن جانشین برای پر کردن سریع جای خالی در چارت سازمانی میپردازد و رویکردی واکنشی و محدود دارد، متمایز است. برنامهریزی جایگزینی بیشتر نوعی مدیریت ریسک است. در مقابل، جانشینپروری رویکردی پیشکنشی دارد و فراتر از پر کردن جایگاهها، به پرورش استعدادهای مورد نیاز برای آینده میپردازد.
همچنین، باید بین جانشینپروری و مدیریت استعداد، برنامهریزی نیروی کار، و مدیریت سرمایه انسانی تمایز قائل شد. برنامهریزی نیروی کار، به پیشبینی نیازهای آینده نیروی کار و مطابقت عرضه و تقاضا میپردازد. مدیریت استعداد، در حالی که با جانشینپروری همپوشانی دارد، اصطلاحی گستردهتر است که شامل جذب، توسعه، حفظ، ارزیابی، و استفاده از استعداد در سراسر سازمان میشود. مدیریت سرمایه انسانی (HCM) نیز بر ارزش اقتصادی افراد و نقش آنان در خلق ارزش، حافظه سازمانی و خلاقیت تأکید دارد. جانشینپروری ابزاری حیاتی برای اطمینان از مدیریت صحیح سرمایه فکری و حفظ آن است.
[نقطه تعامل: سؤال از مخاطبین]: “با توجه به تعاریف ارائه شده، آیا سازمان شما بیشتر به سمت جانشینپروری متمایل است یا برنامهریزی جایگزینی؟ تجربیات شما در تمایز این مفاهیم در عمل چه بوده است؟”
۲. دلایل حیاتی برای برنامهریزی جانشینپروری و مدیریت استعداد
سازمانها دلایل متعددی برای حمایت از یک برنامه سیستماتیک جانشینپروری و مدیریت استعداد دارند. این دلایل نشاندهنده اهداف بالقوهای هستند که میتوانند از طریق این برنامهها محقق شوند.
نخست، جانشینپروری به اجرای برنامههای استراتژیک سازمان کمک میکند. جانشینپروری نباید در خلأ انجام شود، بلکه باید با برنامههای استراتژیک سازمان، برنامههای منابع انسانی و برنامههای توسعه منابع انسانی مرتبط و پشتیبان آنها باشد.
دوم، این برنامهها به توسعه کارکنان کمک میکنند. توسعه کارکنان نه تنها برای نیازهای کوتاهمدت، بلکه برای آمادهسازی افراد برای مسئولیتهای آینده نیز حیاتی است.
سوم، جانشینپروری ذخیره استعدادهای قابل ارتقا را افزایش میدهد. این فرآیند، آمادهسازی افراد برای پر کردن موقعیتهای کلیدی در آینده را رسمی میکند و به جایگزینی افراد کلیدی در سازمان منجر میشود.
چهارم، این برنامهها فرصتهای بیشتری برای کارکنان با “پتانسیل بالا” (HiPos) فراهم میکنند. شناسایی و پرورش افراد با پتانسیل بالا، به تسریع توسعه آنها و بهبود حفظ استعدادهای باکیفیت کمک میکند.
پنجم، از پتانسیل سرمایه فکری در سازمان بهرهبرداری میشود. جانشینپروری در سرمایهگذاری و تحقق پتانسیل سرمایه فکری سازمان نقش اساسی دارد.
ششم، به افراد کمک میکند تا برنامههای شغلی خود را در داخل سازمان محقق سازند. سازمانها سرمایهگذاری قابل توجهی در آموزش کارکنان خود انجام میدهند و با ماندن افراد در سازمان، از تجربیات آنها بهرهمند میشوند.
هفتم، پیشرفت گروههای متنوع را تشویق میکند. با توجه به افزایش تنوع نیروی کار، برنامههای جانشینپروری میتوانند راههایی برای تسریع توسعه گروههای کاری محافظتشده و متنوع ایجاد کنند.
هشتم، به مدیریت بحران رهبری کمک میکند. این برنامهها میتوانند به سازمانها در مقابله با بحرانهای ناشی از کمبود رهبری کمک کنند.
نهم، توانایی کارکنان را برای پاسخگویی به خواستههای متغیر محیطی بهبود میبخشد. جانشینپروری راهی برای آمادهسازی افراد برای پاسخگویی به تغییرات محیطی و حتی پیشبینی آنها است.
دهم، به مقابله با اثرات بازسازی نیروی کار کمک میکند. پس از بازسازی نیروی کار، جانشینپروری میتواند در شناسایی نحوه و به چه کسی واگذار کردن مجدد کارها ارزشمند باشد.
یازدهم، به مقابله با اثرات تعدیل نیرو کمک میکند. در شرایط تعدیل نیرو، جانشینپروری ابزاری برای شناسایی افرادی است که میتوانند فعالیتها را حتی در غیاب مسئولیتهای خاص انجام دهند.
۳. روندهای مؤثر بر جانشینپروری و مدیریت استعداد
جانشینپروری و مدیریت استعداد در بستر سازمانی پویا و در حال تغییر صورت میگیرد. ده روند کلیدی، تأثیر عمیقی بر این حوزه دارند.
۱. نیاز به سرعت: محیط کسبوکار مدرن، نیاز به سرعت در شناسایی، توسعه و بهکارگیری استعدادها را افزایش داده است. این شامل کاهش زمان بین توجیه یک موقعیت و پر کردن آن و همچنین بین انتخاب یک فرد واجد شرایط و دستیابی به بهرهوری کامل از آن کارگر پس از آموزش میشود.
۲. بازار فروشندگان مهارت: افزایش تعداد افراد در سنین بازنشستگی و طولانیترین دوره گسترش اقتصادی در تاریخ ایالات متحده، باعث شده کارگران در انتخاب محل کار خود گزینشیتر عمل کنند و بازاری برای فروشندگان مهارت ایجاد شود.
۳. کاهش وفاداری بین کارفرما و کارگر: دوران استخدام مادامالعمر به پایان رسیده و هر دو طرف (کارفرما و کارگر) وفاداری کمتری نشان میدهند. این امر نیاز به برنامههای جانشینپروری و توسعه شغلی را برای حفظ امید به آینده افزایش میدهد.
۴. اهمیت سرمایه فکری و مدیریت دانش: افراد، منبع اصلی نوآوری، پیشرفت تکنولوژیکی و خدمترسانی به مشتریان هستند. جانشینپروری به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش و تضمین حفظ، پرورش و حفاظت از سرمایه فکری عمل میکند.
۵. اهمیت کلیدی ارزشها و شایستگیها: انتظارات بالا از رهبران برای کسب نتایج و همچنین مدلسازی اخلاق مناسب، ارزشها و شایستگیها را به عوامل حیاتی برای موفقیت تبدیل کرده است. شایستگیها ویژگیهای متمایزکننده بین عملکرد عالی و متوسط هستند، در حالی که ارزشها ابعاد اخلاقی رهبری را نشان میدهند.
۶. افزایش نرمافزار برای پشتیبانی از جانشینپروری: فناوریهای جدید، از جمله نرمافزارهای مدیریت استعداد و سرمایه انسانی، فرآیندهای جانشینپروری را تسهیل میکنند. با این حال، باید توجه داشت که فناوری یک راهحل جادویی نیست و جایگزین مسئولیت مدیران در پر کردن شایستگیهای خاص فرهنگی، نظارت بر پیشرفت افراد، و ارائه مربیگری و منتورینگ در زمان واقعی نمیشود.
۷. فعالیت فزاینده هیئتمدیره: پس از رسواییهایی مانند انرون و تصویب قانون ساربینز-آکسلی در سال ۲۰۰۲، هیئتمدیره شرکتها نقش فعالتری در مسائل جانشینپروری ایفا میکنند.
۸. آگاهی فزاینده از شباهتها و تفاوتهای جهانی در جانشینپروری: رویکردهای “یکاندازه برای همه” در جانشینپروری در سطح بینالمللی مؤثر نیست. تفاوتهای فرهنگی، سیاسی و قانونی باید در طراحی برنامههای جانشینپروری جهانی در نظر گرفته شوند، زیرا برنامههای جانشینپروری با اهداف جهانی اما رویکردهای محلی موفق خواهند بود.
۹. آگاهی فزاینده از شباهتها و تفاوتهای برنامههای جانشینپروری در بخشهای خاص (دولتی، غیرانتفاعی، آموزشی، کسبوکارهای کوچک و خانوادگی): نیازها و چالشها در هر یک از این بخشها متفاوت است. به عنوان مثال، در بخش دولتی، تداوم رهبری بیشتر به اراده مقامات منتخب گره خورده است و حافظه سازمانی در میان کارمندان مدنی متعهد نهفته است. در کسبوکارهای خانوادگی، تعارض بین تعهد به خانواده و تعهد به کسبوکار یک مسئله کلیدی است که نیازمند برنامهریزی دقیق مالی، حقوقی و حتی روانشناسی خانواده است.
۱۰. مدیریت یک مسئله خاص: جانشینپروری مدیرعامل: انتخاب جانشین مدیرعامل یک فرآیند حیاتی و پیچیده است که تأثیر مستقیم بر سودآوری و عملکرد شرکت دارد.
[نقطه تعامل: نظرسنجی کوتاه]: “در سازمان شما کدام یک از این روندها بیشترین تأثیر را بر جانشینپروری داشته است؟ (از مخاطبین محترم میخواهم گزینههایی را که بیشترین ارتباط را با سازمانشان دارد، مشخص کنند).”
۴. شناسایی شایستگیها و شفافسازی ارزشها: کلیدهای جانشینپروری
شایستگیها به مجموعهای از دانش، مهارتها، تواناییها، ارزشها، ویژگیها و انگیزههای زیربنایی اطلاق میشوند که عملکرد برتر را از عملکرد متوسط یا ضعیف متمایز میکنند. این شایستگیها، برخلاف وظایف شغلی سنتی، انعطافپذیری لازم را برای سازگاری با تغییرات در ساختارهای سازمانی فراهم میآورند و به عنوان “چسبی” عمل میکنند که تلاشهای جانشینپروری را به هم پیوند میدهند. مدلهای شایستگی برای شناسایی نیازهای توسعهای، هدایت فعالیتهای آموزشی و مربیگری، و ارزیابی پتانسیل افراد برای پیشرفت استفاده میشوند. روشهای مختلفی برای شناسایی شایستگیها وجود دارد، از جمله روش رویداد بحرانی، مصاحبه با عملکرد برتر، و روش DACUM که از خبرگان برای ترسیم نقشه شایستگیها استفاده میکند. ارزیابی سریع نتایج نیز رویکردی سریعتر و مشارکتی است که شایستگیها را بر اساس خروجیهای کار و ویژگیهای زیربنایی شناسایی میکند.
ارزشها نیز به باورهای عمیق درباره آنچه خوب یا بد است اشاره دارند و بعد اخلاقی را به نحوه اعمال رهبری و انجام کار اضافه میکنند. شفافسازی ارزشها فرآیندی است برای روشن ساختن اینکه کدام ارزشها اولویت دارند. در پی رسواییهای اخیر در دولتها و کسبوکارها، ارزشها به عنوان یک موضوع کلیدی در محیطهای سازمانی مطرح شدهاند. ارزشها میتوانند به عنوان نیروی محرکه برای ساختن استعدادهای بالقوه بالا و شایستگی در سازمانها عمل کنند. مطالعات شفافسازی ارزشها میتواند از طریق نظرسنجی از مدیران ارشد یا مصاحبههای رویداد رفتاری با عملکرد برتر صورت گیرد که در آن از افراد خواسته میشود دشوارترین موقعیتهای اخلاقی خود را شرح دهند.
ترکیب شایستگیها و ارزشها ضروری است. سازمانها امروزه به هر دو نیاز دارند؛ صرفاً خوب بودن در عملکرد کافی نیست، بلکه رهبران باید اخلاقی بوده و دارای ابعاد معنوی متناسب با تصویر مورد نظر سازمان باشند.
۵. ایجاد و اصلاح برنامه جانشینپروری و مدیریت استعداد
۵.۱. توجیهپذیری تغییرات عمده: پیش از آغاز هر برنامهی جانشینپروری سیستماتیک، ضروری است تا توجیهپذیری آن برای تغییرات عمده، بهویژه برای مدیران ارشد سازمان، اثبات شود. این امر با ارزیابی مشکلات و شیوههای فعلی آغاز میشود؛ مانند تصمیمگیری بر اساس خویشاوندسالاری، تبعیض یا مصلحتگرایی، و یا فقدان افراد آماده برای پر کردن جایگاههای کلیدی. مستندسازی “داستانهای ترسناک” یا “داستانهای جنگ” از مشکلات گذشته میتواند مدیران را متقاعد کند که این مسئله نیاز به توجه دارد. نیاز به جانشینپروری را میتوان با تکیه بر بحرانها، مانند خالی ماندن ناگهانی موقعیتهای کلیدی، یا با نشان دادن ارزش اقتصادی آن از طریق اندازهگیری حجم کار، سرعت پر کردن موقعیتها و نرخ موفقیت جایگزینیها نشان داد. تعیین الزامات سازمانی برنامه، برقراری ارتباط بین جانشینپروری و استراتژیهای سازمانی و منابع انسانی، و الگوبرداری از بهترین شیوهها در سایر سازمانها گامهای بعدی هستند.
[نقطه تعامل: دعوت به تأمل]: “فکر کنید که چگونه میتوانید در سازمان خود، حمایت مدیران ارشد را برای آغاز یک برنامهی جانشینپروری سیستماتیک جلب کنید و چه اطلاعاتی برای قانع کردن آنها لازم است؟”
۵.۲. جلب تعهد مدیریت: جلب تعهد مدیریت برای جانشینپروری سیستماتیک، بهویژه در مورد مدیرعامل، حیاتی است. مدل ABCD دیان دورمانت (پذیرندگان، جعبه سیاه، عامل تغییر، و قلمرو) ابزار مفیدی برای درک نحوه جلب تعهد است. این مدل نشان میدهد که پذیرندگان (مدیران) در پنج مرحله (آگاهی، خودنگرانی، آزمون ذهنی، آزمون عملی، و پذیرش) پیشرفت میکنند و عامل تغییر باید استراتژیهای مناسبی را در هر مرحله به کار گیرد. حمایت فعال مدیرعامل، از طریق مشارکت شخصی، تعیین اهداف و مسئولیتپذیری مدیران، برای موفقیت برنامه ضروری است.
۵.۳. راهاندازی یک برنامه سیستماتیک: راهاندازی برنامه با تحلیل ریسک آغاز میشود، که شامل ارزیابی میزان ریسک از دست دادن افراد کلیدی (مانند تاریخ بازنشستگی پیشبینیشده) و ساختن آگاهی و تعهد به تغییر است. سپس، نقشهای برنامه باید شفافسازی شوند. این شامل نقشهای کارکنان مدیریتی (فعال در مقابل منفعل، حامی در مقابل مخالف)، تسهیلگران و شرکتکنندگان است. تدوین بیانیه مأموریت برنامه (چرا سازمان این کار را انجام میدهد، چه نتایجی مطلوب است، و چه خدماتی ارائه خواهد شد) یک گام اساسی است. بیانیه مأموریت میتواند از طریق رویکردهای “پرسش، تدوین، و استقرار”، “توصیه و گوش دادن”، یا “تسهیل بحث تعاملی” تهیه شود. نوشتن سیاستها و رویهها برای هدایت برنامه و تضمین عملیات یکپارچه نیز اهمیت دارد. شناسایی گروههای هدف برای برنامه جانشینپروری (مدیران ارشد، مدیران میانی، سرپرستان، متخصصان، و غیره) و تعیین اولویتهای برنامه گامهای بعدی هستند. در نهایت، چارچوب قانونی (مانند قوانین مربوط به فرصتهای شغلی برابر و قانون تبعیض سنی در استخدام) باید مورد توجه قرار گیرد تا از هرگونه تبعیض واقعی یا ادراک شده جلوگیری شود.
۵.۴. اصلاح و بهبود برنامه: برای اصلاح برنامه، تهیه یک برنامه اقدام عملی که به سؤالات “چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا، چرا و چگونه” پاسخ دهد، ضروری است. اطلاعرسانی این برنامه اقدام به ذینفعان، بدون فاش کردن اطلاعات حساس، اهمیت دارد. برگزاری جلسات جانشینپروری (برای تأیید نیاز، جلب ورودی، تدوین پیشنهادات، و بررسی دورهای پیشرفت) به صورت منظم ضروری است. آموزش در زمینه جانشینپروری باید با اولویتهای برنامه همسو باشد و شامل مهارتهای ارزیابی عملکرد، ارزیابی پتانسیل و برنامهریزی توسعه فردی باشد.
۶. ارزیابی وضعیت فعلی و آینده
۶.۱. ارزیابی نیازهای شغلی فعلی و عملکرد فردی: برای برنامهریزی آینده، ابتدا باید وضعیت فعلی را شناخت. این شامل شناسایی موقعیتهای کلیدی است که برای موفقیت سازمانی حیاتی هستند و خالی ماندن آنها میتواند به بحران منجر شود. این موقعیتها را میتوان از طریق نمودار سازمانی، روش “غوغا” (که به بحرانهای ناشی از نبود جانشین واکنش نشان میدهد) یا نمودارهای شبکهای شناسایی کرد. تعیین نیازهای کاری در موقعیتهای کلیدی از طریق تحلیل شغل و وظیفه (که منجر به توصیف شغل و فهرست وظایف میشود)، روش DACUM و ارزیابی سریع نتایج صورت میگیرد. ارزیابی عملکرد فردی نیز با استفاده از ارزیابیهای ۳۶۰ درجه (بازخورد چندرشتهای)، ارزیابیهای عملکرد سنتی (مانند مقیاسهای رفتاری و مدیریت بر اساس اهداف) و توسعه بانکهای استعداد (Talent Pools) انجام میشود. باید توجه داشت که عملکرد موفقیتآمیز در یک موقعیت فعلی، تضمینکننده موفقیت در یک موقعیت بالاتر نیست.
۶.۲. ارزیابی نیازهای شغلی آینده و پتانسیل فردی: پیشبینی آینده گام بعدی است. این فرآیند با اسکن محیطی و تحلیل سازمانی برای شناسایی تهدیدها و فرصتها و تهیه سناریوهای واقعبینانه برای شناسایی موقعیتهای کلیدی آینده آغاز میشود. تحلیل شغل و وظیفه آیندهنگر به توصیف فعالیتها و مسئولیتهای مورد انتظار در آینده میپردازد و به سازمانها کمک میکند تا برای چالشهای رقابتی آماده شوند.
ارزیابی پتانسیل فردی برای پیشرفت نیز حیاتی است. افراد را میتوان بر اساس یک ماتریس عملکرد فعلی و پتانسیل آینده به چهار گروه (ستارهها، اسبهای کاری، علائم سؤال و افراد بیاثر) طبقهبندی کرد. روشهای ارزیابی پتانسیل شامل ارزیابیهای کلی (که به دلیل سوگیریها معمولاً مؤثر نیستند)، تحلیل عوامل موفقیت (ویژگیها و تجربیات مرتبط با پیشرفت موفق)، ارزیابیهای مبتنی بر رهبر (که بر اساس قضاوت مدیران است)، ارزیابیهای مبتنی بر مشارکت (که افراد را به مشارکت فعال در برنامهریزی توسعه خود تشویق میکند)، مراکز ارزیابی (که ابزارهای دقیقی برای سنجش پتانسیل ارائه میدهند) و پروندههای کاری (نمونه کارهای واقعی افراد) میشود.
[نقطه تعامل: دعوت به تأمل]: “آیا در سازمان شما معیارهای مشخصی برای شناسایی استعدادهای بالقوه وجود دارد و این معیارها چگونه ارزیابی میشوند؟ آیا این معیارها به خوبی برای پیشبینی نیازهای آینده نیز مورد استفاده قرار میگیرند؟”
۷. کاهش شکاف توسعهای: اجرا و ارزیابی برنامه
۷.۱. توسعه جانشینان داخلی: برای مؤثر بودن برنامه جانشینپروری، سازمان باید راهی برای جایگزینی افراد کلیدی هنگام خالی شدن موقعیتها داشته باشد. ترویج از درون یک روش سنتی و بسیار مهم است. این سیاست نه تنها به کارکنان انگیزه میدهد، بلکه در هزینههای جذب و آموزش نیز صرفهجویی میکند.
“نمایشهای استعداد” (Talent Shows) که گاهی “جلسات توسعه” نامیده میشوند، به سازمان کمک میکنند تا ذخیره استعدادها را ارزیابی کند، افراد با پتانسیل بالا را شناسایی کرده و مسئولیت مدیران ارشد را در توسعه استعدادهایشان مورد پیگیری قرار دهد.
برنامههای توسعه فردی (IDPs) برای هدایت توسعه فردی و کاهش شکاف بین تواناییهای فعلی و نیازهای آینده حیاتی هستند. این برنامهها شامل انتخاب موقعیتهای کلیدی برای توسعه، تشخیص نیازهای یادگیری، تعیین اهداف یادگیری قابل اندازهگیری، شناسایی منابع یادگیری و ارزیابی نتایج هستند.
روشهای داخلی برای توسعه شامل دورههای دانشگاهی، سمینارهای عمومی، دورههای آموزشی داخلی، آموزش حین کار برنامهریزی شده، منتورینگ و برنامههای چرخش شغلی میشوند. برنامههای توسعه رهبری نیز برای آزمایش و پرورش جانشینان آینده طراحی شدهاند.
نقش مربیگری (Coaching) نیز بسیار مهم است. مربیان به شناسایی بهترین افراد، تشویق به مربیگری، ارائه بازخورد و گوش دادن دقیق به افراد کمک میکنند. مربیگری اجرایی میتواند شامل مربیان محتوای شغل یا مربیان فرآیندی باشد که بر بهبود تصویر اجرایی و تعامل با گروه تمرکز دارند.
نقش منتورینگ (Mentoring) به معنای آموزش دیگران توسط یک معلم (منتور) است. منتورها از طریق حمایت و راهنمایی، به ساخت ذخیره استعدادها و شایستگیها کمک میکنند. برنامههای منتورینگ میتوانند رسمی یا غیررسمی باشند. چالش “معضل توسعه” در منتورینگ بین جنسیتی باید با شفافیت و آموزش حل شود.
یادگیری عملی (Action Learning) نیز رویکردی است که از طریق حل مسئله و تجربه عملی، به توسعه شایستگیها میپردازد.
۷.۲. ارزیابی جایگزینهای توسعه داخلی: رویکرد سنتی جایگزینی صرفاً “پر کردن جای خالی نام در نمودار سازمانی” است. اما مدیریت باید بر “انجام کار” تمرکز کند تا صرفاً “مدیریت جانشینپروری”. موقعیتهای کلیدی همیشه نیازی به جایگزینی ندارند. باید پرسید که آیا موقعیت کلیدی دیگر لازم نیست؟ آیا میتوان با یافتن راههای جدید برای دستیابی به نتایج مشابه (مهندسی مجدد فرآیند)، توزیع مجدد وظایف به یک تیم، واگذاری وظایف به بخشهای دیگر سازمان، یا برونسپاری کار، آن را حذف کرد؟. همچنین، میتوان با بهرهبرداری از پایگاه بازنشستگان، نیازهای استخدامی را برطرف کرد.
۷.۳. استفاده از فناوری در پشتیبانی از جانشینپروری: فناوریهای آنلاین و پیشرفته میتوانند تقریباً در تمامی جنبههای برنامه جانشینپروری و مدیریت استعداد به کار روند. این شامل تدوین سیاستها و برنامههای اقدام، ارزیابی نیازهای کاری و شایستگیها، ارزیابی عملکرد کارکنان، تعیین نیازهای آینده، ارزیابی پتانسیل، کاهش شکافهای توسعهای، نگهداری موجودی استعدادها و ارزیابی برنامه میشود. گروهافزارها و ویدئو کنفرانسها میتوانند به تیمهای پراکنده جغرافیایی کمک کنند تا در فرآیند تدوین سیاستها و برنامهها مشارکت کنند. نرمافزارهای مدیریت منابع انسانی (HRIS) و ابزارهای آنلاین برای توصیف شغل، ارزیابی عملکرد و ارزیابی ۳۶۰ درجه در دسترس هستند. همچنین، وبسایتها و ابزارهای آنلاین برای تدوین برنامههای توسعه فردی و نگهداری موجودی استعدادها وجود دارند.
[نقطه تعامل: سؤال از مخاطبین]: “چه نوع فناوریهایی را در حال حاضر برای پشتیبانی از فرآیندهای جانشینپروری یا مدیریت استعداد در سازمان خود استفاده میکنید و چه چالشهایی در این زمینه تجربه کردهاید؟”
۷.۴. ارزیابی برنامههای جانشینپروری و مدیریت استعداد: ارزیابی به معنای تعیین ارزش یا سنجش اثربخشی یک برنامه است و برای شناسایی نیاز به بهبود مستمر ضروری است. ارزیابی باید بر چهار سطح کلیدی تمرکز کند که از سلسلهمراتب ارزیابی آموزش کیرپاتریک اقتباس شده است: ۱. رضایت مشتری: میزان رضایت ذینفعان از برنامه. ۲. پیشرفت برنامه: بررسی نتایج هر مؤلفه برنامه. ۳. جایگزینیهای مؤثر: سنجش کیفیت و موفقیت جایگزینیها. ۴. نتایج سازمانی: تأثیر برنامه بر توانایی رقابتپذیری سازمان و اهداف استراتژیک آن. ارزیابی میتواند به صورت داستانی، دورهای یا برنامهای انجام شود.
نتیجهگیری
در این سخنرانی، به کاوش عمیق در ابعاد مختلف جانشینپروری و مدیریت استعداد پرداختیم. از تعاریف و تمایزات بنیادین این مفاهیم گرفته تا دلایل حیاتی برای پیادهسازی آنها، روندها و چالشهای مؤثر، نقش کلیدی شایستگیها و ارزشها، مراحل ساخت و اصلاح یک برنامه، و روشهای ارزیابی وضعیت فعلی و آیندهی استعدادها، همگی مورد بحث قرار گرفتند. درک کردیم که جانشینپروری فراتر از یک وظیفهی اداری، یک اهرم استراتژیک برای تضمین بقا و شکوفایی سازمانی است. همچنین، اهمیت مدیریت برای “انجام کارها” به جای صرفاً “مدیریت جانشینی” را در نظر گرفتیم و راهکارهای جایگزین توسعه داخلی، مانند استفاده از فناوری و بهرهبرداری از پایگاه بازنشستگان، را بررسی کردیم. این سفر آموزشی نشان داد که یک برنامه جانشینپروری مؤثر، نیازمند تعهد قاطع مدیریت ارشد، بهویژه مدیرعامل، رویکردی سیستماتیک و دادهمحور، و توانایی سازگاری با تغییرات مداوم جهانی و داخلی است. این برنامهها نه تنها به تداوم رهبری کمک میکنند، بلکه سرمایه فکری سازمان را حفظ کرده، فرصتهای پیشرفت را برای کارکنان با پتانسیل بالا فراهم میآورند و به سازمان در تحقق اهداف استراتژیک خود یاری میرسانند.
نکات کلیدی
- جانشینپروری یک تلاش سیستماتیک و پیشکنشی برای تضمین تداوم رهبری و توسعه استعداد است، که از برنامهریزی جایگزینی واکنشی فراتر میرود.
- تعهد مدیرعامل و مدیریت ارشد، عامل حیاتی موفقیت هر برنامه جانشینپروری است.
- شایستگیها و ارزشها، ستون فقرات برنامههای جانشینپروری مؤثر هستند که رهبران را هم از نظر عملکردی و هم از نظر اخلاقی آماده میکنند.
- شناسایی دقیق نیازهای شغلی فعلی و آینده، همراه با ارزیابی جامع عملکرد و پتانسیل فردی، برای برنامهریزی توسعهای هدفمند ضروری است.
- برنامههای توسعه فردی (IDPs)، مربیگری، منتورینگ و یادگیری عملی، ابزارهای کلیدی برای کاهش شکافهای توسعهای و پرورش استعدادهای داخلی هستند.
- سازمانها باید به جایگزینهای توسعه داخلی نیز بیندیشند، از جمله مهندسی مجدد فرآیندها، برونسپاری، و بهرهبرداری از پایگاه بازنشستگان.
- فناوریهای نوین میتوانند فرآیندهای جانشینپروری را تسهیل کنند، اما جایگزین مسئولیتهای انسانی در توسعه استعدادها نمیشوند.
- ارزیابی مستمر برنامههای جانشینپروری در سطوح مختلف (رضایت مشتری، پیشرفت برنامه، جایگزینیهای مؤثر، و نتایج سازمانی) برای بهبود مداوم و اثبات ارزش برنامه حیاتی است.
- جانشینپروری در آینده تحت تأثیر روندهایی مانند جهانیسازی، تغییرات جمعیتی، نیاز به سرعت، اهمیت سرمایه فکری و چالشهای تعادل کار و زندگی قرار خواهد گرفت.
سؤالات تفکربرانگیز
- چگونه میتوان مقاومتهای داخلی در برابر پیادهسازی یک برنامه جانشینپروری سیستماتیک را در سازمان خود شناسایی و مدیریت کرد؟
- با توجه به روندهای جهانی و داخلی، سازمان شما چگونه میتواند نیازهای استعدادی خود را در پنج تا ده سال آینده پیشبینی و برنامهریزی کند؟
- آیا معیارهای فعلی ارزیابی عملکرد و پتانسیل در سازمان شما، شایستگیها و ارزشهای لازم برای رهبران آینده را به خوبی منعکس میکنند؟
- در سازمان شما، چه استراتژیهای نوآورانهای (غیر از توسعه داخلی سنتی) میتواند برای پاسخگویی به نیازهای جانشینپروری مورد استفاده قرار گیرد؟
- نقش شما به عنوان یک متخصص یا رهبر در ایجاد فرهنگی که توسعه استعداد و جانشینپروری را در اولویت قرار دهد، چیست؟
تکلیف هدفمند به مخاطب:
از تمامی شرکتکنندگان محترم درخواست میشود که در طول هفته آینده، با الهام از مباحث امروز، یک “ارزیابی سریع وضعیت” (Rapid Situation Assessment) از برنامه یا شیوههای فعلی جانشینپروری و مدیریت استعداد در سازمان خود تهیه کنند. این ارزیابی باید شامل موارد زیر باشد: ۱. شناسایی سه موقعیت کلیدی که سازمان شما در صورت عدم جانشینپروری مناسب، در کوتاهمدت یا میانمدت با بحران مواجه خواهد شد. ۲. توصیف دو چالش اصلی که در مسیر پیادهسازی یا بهبود برنامههای جانشینپروری در سازمان شما وجود دارد (مانند فقدان تعهد مدیریت، کمبود منابع، یا مقاومت فرهنگی). ۳. ارائه یک پیشنهاد عملی برای “نقطهی شروع” یک برنامهی جانشینپروری سیستماتیک یا بهبود برنامه فعلی، با تأکید بر جلب حمایت مدیران ارشد و شفافسازی ارزشها و شایستگیهای اصلی.
امیدوارم این سخنرانی به شما بینش و ابزارهای لازم را برای آغاز یا تقویت هرچه بیشتر تلاشهای جانشینپروری و توسعه استعداد در سازمانهایتان ارائه داده باشد. از توجه و مشارکت ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزارم.
بدون نظر