شما لایق بهترین ها هستید .خودتان را ارزان نفروشید.تنها کاری که باید بکنید این است که از بیماری فقر انگیزه خلاص شوید …
این دوره برای پایان دادن به همه بدبختی ها طراحی شده است ؟
آیا تا به حال احساس کرده اید که زندگی شما را پیش می برد به جای اینکه شما زندگی را پیش ببرید؟از خواب بیدار می شوید و هیچ نمی دانید که روزتان چگونه خواهد گذشت.چون همه چیز از پیش طراحی شده است .شما فقط می خورید ،کار می کنید.می خورید ،کار می کنید.کار،خوردن،کار،خوردن،کار و خوردن…و تکرار
آخر هفته ها آنقدر خسته و کوفته هستید که فقط کاری جز تماشای تلویزیون و چرت زدن از شما بر نمی آید……
بسیار خوب، زمان یک تغییر اساسی فرا رسیده است. حتی اگر نسبتاً از زندگی خود راضی هستید، و فقط گهگاه به این فکر می کنید که چگونه می توانستید رویاهای خود را تمام و کمال دنبال کنید، وقت آن است که یک دیدگاه جدید داشته باشید.وقت آن است که یک تغییر اساسی را در سرلوحه کار خود قرار دهید…
تا بحال فکر کرده اید که اگر تغییر می کردید زندگی شما چه شکلی می شد؟وقت آن رسیده که چشم انداز تازه ای داشته باشید…
به جای اینکه احساس کنید در قفسی زندگی می کنید که صرفاً راحت است، یک زندگی غنی شده و نیرو یافته را شروع کنید – تنها سبک زندگی که شادی پایدار و رضایت طولانی مدت را برای شما به ارمغان می آورد.
خوشبختانه، رسیدن به آنجا غیرممکن نیست. تنها کاری که باید انجام دهید این است که در دوره ساخت جادو :انگیزه یک قهرمان دکتر سعید جوی زاده شرکت کنید و در یک مدت دوساله نفس گیر به همه بدبختی های خودتان پایان دهید …

فصل 1 – داشتن یک زندگی در قفس، آرامش یا مسئولیت پذیری سه نوع سبک زندگی هستند که می توانید بر آنها مقدم باشید.
چه چیزی یک زندگی رضایت بخش را در ذهن شما شکل می دهد؟ آیا داشتن شغلی با درآمد خوب، خانه ای با نرده های رنگارنگ و رفتن به ساحل با فرزندان خود در آخر هفته؟ خوب، این جامعه است که می خواهد شما به آن اعتماد کنید – که خوشبختی مربوط به مجموع دارایی های مادی است. اما محاسبه جامعه درست کار نمی کند.
به راستی، زندگی بر اساس پیشنهادهایی که دیگران می دهند مانند زندگی در قفس است. و پرچین های این محوطه قبلاً ساخته شده است.
هنگامی که ما در سنین پایین هستیم، مراقبان ما برای بهبود ویژگی های خاص مانند خودکنترلی و پرشور بودن، با تایید ما و نشان دادن مهربانی به ما جوایزی می دهند. وقتی بالغ هستیم، با تعقیب دستورات مشابه، به دنبال آن پاداشهای مشابه هستیم. ما کارها را به گونه ای انجام می دهیم که دیگران فکر می کنند باید انجام دهیم و شغلی را داریم که والدین ما از آن قدردانی می کنند.
شاید خوشحال نباشیم ممکن است احساس کنیم که محدود و نیمه کاره هستیم. با این حال، ما هنوز از قفس فرار نخواهیم کرد، زیرا می ترسیم از چیزی که برای به دست آوردن آن تلاش کرده ایم محروم شویم: شناخت.
امروزه برخی افراد احساس نمیکنند که کاملاً در قفس هستند. ما آرامش داریم، زندگیای داریم که جامعه آن را «زندگی خوب» مینامد: یک خانه دوستداشتنی، یک شریک دوستداشتنی، و وقتی یک ماه دوستداشتنی تمام شود، بودجهای قابل تحسین.

ما از همه اینها قدردانی می کنیم، با این حال، صمیمانه، سردرگمی ها شکایت می کنند: آیا واقعاً آن چیزی است که من می خواهم؟ آیا چیزی بزرگتر را دور می زنم؟
ما هم مانند دوستان زندانی خود خواهان خودشکوفایی هستیم. با این حال، به جای جستجوی آن، فداکاری خود را در نظر می گیریم و خود را متقاعد می کنیم که راضی هستیم.
سپس افرادی هستند که زندگی پرباری را تجربه می کنند. ما می توانیم آنها را به طور معمول شارژر نام ببریم.
آنها از طریق فرضیات دیگران احساس بی بند و باری می کنند. علاوه بر این، آنها نگران “زندگی مناسب” وانمود شده نیستند. دنیایی که در آن زندگی می کنند پر از فرصت است و راهی را که با آن ایجاد کرده اند دنبال می کنند و سعادت خود را دنبال می کنند.
اگر زندگی آرام یا بسته ای داشته اید، اکنون زمان آن است که راه شارژر بودن را پیدا کنید.
فصل 2 – جذابیت خود را به زندگی و شغل کنترل کنید
فرقی نمی کند سبک زندگی شما در قفس باشد، آرام باشد یا شارژ، یک نکته مطمئن است: شما به دنبال سعادت هستید. علاوه بر این، واضح است که بگوییم افرادی که زندگی خود را متهم کردهاند بیشتر خوشحال میشوند.
نتیجه آن این است که آنها ده رانش انسانی را تحریک می کنند.
انگیزه های انسانی برای زنده ماندن حیاتی نیست، و شما می توانید بدون آنها یک سعادت دائمی را تجربه کنید، با این حال، همه ما آرزوی آنها را داریم – و این صرفاً راهی است که آنها را برای داشتن یک زندگی پر بار واقعی و به دست آوردن شادی دائمی تحریک کنیم.
محرک های پایه، پنج انگیزه اول هستند، و احساسات رفاه درونی را که چیزی شبیه به خود باوری و احساس دلبستگی است، پایه گذاری می کنند. این درایوها شامل کنترل، قابلیت، مطابقت، در نظر گرفتن و پیوند هستند.
بیایید از افتتاحیه، با کنترل شروع کنیم.

بسیاری از اتفاقات در زندگی یک فرد صرفاً از کنترل او فراتر می رود. شما نمی توانید بر ترافیک یا آنچه که توسط غریبه ها به شما می گویند، یا شدت بارش باران اختیار داشته باشید. اما می توانید نحوه واکنش شما به این چیزها را کنترل کنید و این می تواند تمایز بسیار زیادی ایجاد کند.
اگر زندگی بسته ای دارید و اتفاق آزاردهنده ای برای شما می افتد، ممکن است این اتفاق را مانند سرنخ دورتری برای محدودیت های خود به تصویر بکشید. اما اگر تصمیم بگیرید که چگونه زندگی کنید، تمام لحظات نامطلوب را به عنوان دانش در نظر خواهید گرفت، نه مانند نفرینی که می تواند روز شما را خراب کند یا اعتماد به نفس شما را در هم بشکند.
پدر نویسنده نمونه ای از کنترل را خیلی خوب پیشنهاد می کند. زمانی که متوجه شد به بیماری سرطان خون مبتلا است، رفتار مثبت خود را ادامه داد. او با برخورد راحت و شوخ طبعی خود با پرسنل بیمارستان آشتی داد و به طور کلی به خانواده اش گفت که چقدر از آنها قدردانی می کند. او کنترل خود را حفظ کرد و اجازه نداد سرطان روزهای آخر عمرش را تباه کند.
تنها زمانی که کنترل خود را در دست دارید، می توانید شروع به ایجاد قدرت حرفه ای در شغل خود کنید. با داشتن مالکیت شروع می شود – احساس اینکه شما طرح خود را دارید و کار شما واضح است و به آن افتخار می کنید.
داشتن مالکیت می تواند شغلی را که از آن می ترسید به شغلی که می خواهید تبدیل کند.
متأسفانه، بسیاری از شرکت ها مالکیت را افزایش نمی دهند. آنها به گروه های بزرگ تکیه می کنند و مشارکت جزئی افراد در آن گروه ها قدردانی نمی شود.
اگر اخیراً هیچ احساس مسئولیتی نسبت به پروژهای ندارید و پروژهای که میتوانید در آن شرکت کنید وجود ندارد، به این فکر کنید که رهبر خودتان باشید. در مورد آن شادتر خواهید بود.
فصل 3 – امروزه توانایی به ندرت دیده می شود، بنابراین شما باید روی توانایی خود کار کنید.
آیا تا به حال با معلمی روبرو شده اید که در نشان دادن چیزی شایسته به نظر می رسید؟ نظر شما در مورد یک همکار که می تواند از پس هر مشکل مرتبط با کار برآید چیست؟ این نوع افراد به همان اندازه که انگیزه دارند استثنایی هستند و در نتیجه این انگیزه دوم را در خود گنجانده اند: قابلیت.
این قابلیت دارای سه رجیستر است که میتوانید آنها را درک کنید، اعمال کنید، و در انتها متخصص شوید که چه مسئولیتی را بر عهده میگیرید. اگر مطمئن هستید که می توانید این سه مورد را انجام دهید، حتی ترسناک ترین موقعیتی که تجربه خواهید کرد، غیرقابل غلبه نخواهد بود.
متأسفانه، شغل مدرن به جای شایستگی، خاموش کننده را ترجیح می دهد. به طور کلی، کارگران تشویق نمی شوند که در یک چیز خاص متخصص باشند، بلکه آنها را برای انجام کارهای مختلف تقویت می کنند، که در واقع حلقه اعتماد به نفس را کوتاه می کند. اگر احساس توانایی نکنید، هرگز احساس توانایی نخواهید کرد، هرگز به فعالیتی نخواهید پیوست که ممکن است حس توانایی را فعال کند.
با این حال، زمانی وجود خواهد داشت که توانایی از شما خواسته می شود، و اگر توانایی مقابله با این زمان ها را نداشته باشید، شروع به احساس خطر خواهید کرد. به طور متوالی، این ممکن است منجر به خود تردید، عصبانیت و ناامیدی شود.
بنابراین، شما باید با قرار دادن خود در تقابل، حلقه اعتماد به نفس را دوباره تحریک کنید.

چالشهایی که شما قرار میدهید دارای سه اصل هستند که واقعی هستند (دستیابی به آنها آسان نیست)، مبتنی بر زمان هستند و قابل تشخیص هستند.
بنابراین، یک بازیکن بسکتبال ممکن است قصد داشته باشد میانگین تعداد سبدهایی را که از طریق پنج (واقعی) در کوارتر چهارم (بر اساس زمان) دریافت می کند، افزایش دهد و مربی او ممکن است به او نگاه کند (قابل تشخیص).
رویارویی با این رویارویی ها توانایی شما را ایجاد می کند، که اعتماد به نفس شما را تقویت می کند، که در آن شما داوطلبی برای مدیریت موانع بعدی خواهید بود. حلقه در یک زمینه فعال باز خواهد گشت.
شما می توانید یک هدف 60 روزه برای یادگیری سریع قرار دهید. برای به دست آوردن یک مهارت جدید، دو ماه به خود فرصت دهید، مانند اینکه چگونه بهترین آهنگ خود را با نواختن گیتار بیان کنید، یا چگونه از یک دستگاه پیچیده برای شغل خود استفاده کنید. این دایره را برای شما تقویت می کند.
فصل 4 – از طریق قرار دادن اصولی برای خود، بین خودشناسی و حرکت خود مطابقت مثبت پیدا کنید.
با همسرتان شام بخورید، به رختخواب بروید و زمانی که تقریباً لامپ را خاموش کردید، همسرتان به شما می گوید: “فراموشش کردی، درست است؟” روز سالگرد است و شما یک بار دیگر به یاد نیاوردید. یا به پسر گریان خود می گویید که هفته بعد به باغ وحش شناسی می روید، چون یک جلسه معمولی با همکاران خود ترتیب داده اید و مسئولیت های خانوادگی خود را پشت سر گذاشته اید.
اگر برای شریک بزرگتر یا والدین بزرگتر بودن تلاش میکنید، لازم است که سومین محرک پایه، مطابقت را تحریک کنید، که ویژگیای است که باعث میشود شما و فردی که میخواهید منسجم باشید.
توافق سه دلیل دارد. در بین نحوه عمل شما و اینکه چگونه خود را در نظر می گیرید، ممکن است همخوانی مثبت، تطابق منفی یا اصلاً وجود نداشته باشد.
در صورت عدم تطابق، حرکات شما مطابق با خود شما نیست. در درون خود، فکر میکنید میتوانید فرد بزرگتری باشید و اغلب با حرکات خود نمیتوانید امیدهایتان را برآورده کنید.
در مورد مطابقت منفی، شما تصور ضعیفی از خود دارید و نسبت به آن رفتار می کنید.
برای مثال، اگر فکر میکنید که برای صحبت کردن سوئدی بیکفایت هستید، به هیچ وجه شروع به صحبت کردن آن نخواهید کرد، که صرفاً تصور مبهم شما را از تواناییهای خود توجیه میکند. در بین خود شما و عدم وجود حرکات مطابقت وجود دارد، با این حال، شما هنوز برآورده نشده اید زیرا واقعاً خیالات خود را دنبال نمی کنید.

با این حال، در مورد مطابقت مثبت، شما هویت خود و شخصی که می خواهید باشید را درک می کنید – و حرکات خود را با اطلاعات خود تنظیم می کنید. شما با ترجیحاتی که انجام می دهید آرام هستید و عمیقاً احساس رضایت و آرامش می کنید.
بنابراین، از کدام راه مطابقت مثبت به دست می آورید؟ خوب، شما باید اصولی را برای خود طراحی کنید و واقعاً به آنها وفادار باشید. علیرغم اینکه ممکن است سخت به نظر برسد، اگر اصول شما قابل دستیابی باشد و هیچ تاثیری از بیرون نباشد، خواهید دید که به راحتی می توانید آنها را به کار ببرید زیرا فقط از شما ظاهر می شوند.
به استدلال درونی خود توجه کنید و شش کلمه را روی کاغذ بیان کنید: سه کلمه برای فردی که دوست دارید باشید و سه کلمه دیگر برای رفتاری که می خواهید با دیگران رفتار کنید. این نکته را فراموش نکنید یا آن را روی میز خود بچسبانید – هر جا که مرتباً با آن روبرو شدید تا مطمئن شوید که آن را درونی کرده اید.
به اصول خود وفادار باشید تا در همه موارد احساس رضایت بیشتری کنید.
فصل 5 – به خود محبت کنید و به محبتی که دیگران به شما می دهند پاسخگو باشید.
همه مردم آرزوی دریافت تایید شدن را دارند و همه خواهان آگاهی و مراقبت هستند. علاوه بر این، جلب محبت فرد دیگر تنها راه تامین این نیازهاست.
چهارمین خط مبنا، در نظر گرفتن است که هم مانند دایره عاطفی و هم مانند امنیت عمل می کند و نحوه حرکت ما در اطراف افراد دیگر را راهنمایی می کند و ما را به آنها پیوند می دهد.
با این وجود، در نظر گرفتن دیگران قدم اول نیست و فقط به فکر گرفتن از آنها باشید. باید یاد گرفت که باید احساسات خود را در راه خود سنجی درک کرد.
تبدیل یک گوش که به حواس شما گوش نمی دهد ممکن است زندگی شما را به طرز تکان دهنده ای تغییر دهد. به عنوان مثال، نویسنده یک بار یک فوتبالیست قبلی را تربیت کرد که با مدیریت نمایندگی خودرویی که در اختیار داشت، مشکل داشت. این بازیکن در تمام زندگی خود دچار ناامیدی پس از ناامیدی عاطفی شده بود. از این رو به فاصله گرفتن با دیگران تمایل داشت. با این حال، مشتریان این امر را ناخوشایند دانسته و معاملات خودرو را تحت تأثیر بد قرار داده است.

بنابراین، نویسنده او را تقویت کرد تا از طریق وقت گذاشتن، سه بار در روز برای قرار گرفتن در حواس خود، شروع به توجه به احساسات خود کند. هم به او کمک کرد تا تعادل عاطفی را دوباره پیدا کند و هم شرکت را بهبود بخشید.
همانطور که پیش بینی می شد، سلامت جسمانی و عاطفی شما از نظر اهمیت یکسان هستند. بنابراین، هر شب هفت ساعت بخوابید، هر هفته سه روز تمرین کنید و به میزان قابل توجهی سبزیجات مصرف کنید. در نظر گرفتن سلامت جسمانی شما هم سلامت کلی شما را تقویت می کند و هم ذهن شما را شفاف می کند و از احساس تندرستی شما حمایت می کند.
در حال حاضر، شما رفتارهای خودنگری مناسبی ایجاد کردید، بنابراین آماده مراقبت از دیگران هستید.
اگر تمایل دارید دیگران را از خود دور کنید، ممکن است شما را بترساند. با این حال، فراموش نکنید – جنبه ای از احتمال آسیب دیدن در مراقبت از دیگران وجود دارد. و بدیهی است که این امکانی است که ارزش آن را دارد.
روشی برای شروع گفتگو با افراد دیگر وجود دارد که عبارت است از کاهش برخی موانع و هیجانانگیز، حرفهای یا پولی بودن. سپس از این لیست به طور مشترک با افراد در دنیای خود استفاده کنید. هدف خود را به آنها بگویید و به پیشنهاداتی که این افراد برای ارائه دارند توجه کنید. ناگهان این یک رابطه در نظر گرفته ایجاد می کند.
فصل 6 – پیوندهای عمیقی با افراد دیگر ایجاد کنید
انسان ها موجوداتی اجتماعی شده اند. ما مشتاق این هستیم که دیگران عقاید و احساسات ما را به آنها بگویند، از درگیری با والدینمان که باعث ناراحتی میشود، تا اشتیاق ما برای نزدیک شدن به تاریخ. با این حال، به جای یک فرد تصادفی، باید فردی باشد که ما یک پیوند قوی برای تکیه بر حواس درونی خود داریم.
اگر میخواهید پنجمین رانش خط پایه را تحریک کنید و پیوندها را ایجاد کنید، باید دقیقاً در مورد آنچه که برای یک رابطه به نظر میرسد امیدوار باشید.
به خصوص رابطه نزدیک برای شما چیست؟ اصطلاحات دقیقی را برای همه روابط خود بیان کنید – از همسالان و همکارانتان گرفته تا همسر، مادر و پدرتان.
پس از آن از هر اصطلاح مشترک با افراد مرتبط استفاده کنید و سهم و امید آنها را بخواهید.
برای مثال، نویسنده یک بار از او پرسید که مادرش چه امیدی به پیوند ریشه دار مادر و پسر دارد. او میخواست پسرش هر یکشنبه زنگ بزند تا سلام کند و عشقش را بگوید. این عادتی که پسرش 15 سال است او را صدا می کند رابطه آنها را عمیق تر کرده است.
روابط مناسب بر روی افراد مناسب اعمال می شود، بنابراین، برای ایجاد آن پیوندهای ریشه دار، باید افراد مناسب را شناسایی کنید. اگرچه شما قادر به تصمیم گیری در مورد خانواده خود نیستید، به وضوح می توانید افراد مناسب خود را پیدا کنید. با این حال، تنها پس از طبقه بندی همراهان فعلی خود، شروع به جستجوی افراد جدید می کنید.

باید لیستی با نام همه دوستان شما وجود داشته باشد. در مورد علت رابطه خود با جزئیات توضیح دهید و قسمت خوب آن را بیان کنید. در آن لحظه، هر دوست را بر اساس سه دسته طبقه بندی کنید: دوستان بادوام، آنهایی که دیگر در دنیای شما حضور ندارند، دوستانی که دوست دارید، فقط می خواهید در برخی مواقع با آنها ملاقات کنید، و دوستان بهبود یافته، افرادی که هستید. خوشحالم که با آنها هستم، با آنها می خندم و از شما حمایت می کنم.
شما باید هر ماه یک بار با دوستان بهبود یافته خود ملاقات کنید و ده تا از آنها را کشف کنید. آنها سعادت و شارژ شما را تسهیل می کنند.
فصل 7 – جنبه مثبت را در لحظه تغییر نگه دارید و در مورد اهداف خود شفاف باشید
در حال حاضر شما با درایوهای پایه و پنج درایو دیگر غیر از اینها آشنا هستید. انگیزه های بیشتر که به زندگی آینده و برآورده کردن اهداف شما مربوط می شود.
اولین مرتبه تغییر است
از منظر زیست شناسی، ما به تغییر عادت داریم. در ابتدای زندگی، ما از موجودی نابالغ به موجودی قدم بردار و سخنگو و از آن جا به بزرگسالی خودآگاه تبدیل می شویم. ما به عنوان موجودات بالغ، تغییر شکل می دهیم. بدن ما به طور مداوم خود را تجدید می کند و مغز ما به طور مداوم ورودی های جدید را دنبال می کند.
با این حال، اگرچه تغییر شکل یک چیز رایج است، ما تمایل داریم آن را ترسناک بدانیم، در بیشتر موارد از آنجایی که از دست دادن میترسیم. به طور خاص، ما می ترسیم که چیزهای بیشتری از دست بدهیم.
به عنوان مثال، از شما خواسته می شود در یک موقعیت متفاوت کار کنید، با این حال، لازم است در بخش دیگری باشید. ممکن است آن را رد کنید، ترساندن تغییر موقعیت، استقلال شما را در موقعیت فعلی از بین می برد و منجر به تنش در بین شما و همکارانتان می شود.

با این وجود، به جای تمرکز بر ترس از دست دادن، باید به دستاوردهای احتمالی فکر کنید. در چنین شرایطی، احتمالاً پیشنهادات جدید را رضایت بخش تر می دانید، ممکن است افراد جدید و هیجان انگیزی را بشناسید و ممکن است درآمد خود را افزایش دهید.
ما همچنین از تغییر می ترسیم زیرا مبهم است.
بسیاری از افراد از آنچه در زندگی می خواهند آگاه نیستند، عموماً به این دلیل است که از امکانات آگاهی ندارند. به عنوان مثال، فارغ التحصیلان دانشگاه معمولاً احساس ضرر می کنند. این ناشی از عدم تصمیم آنها نیست، بلکه به دلیل عدم آگاهی آنها در مورد راه های قابل دسترسی است.
بنابراین، گزینه های احتمالی خود را بررسی کنید. اگر در حال حاضر فارغالتحصیل شدهاید، وبسایتهای شرکتهایی را جستجو کنید که شما را هیجانانگیز میکنند و روشی را که میخواهید امروز در آنجا حضور داشتند، بیابید.
پس از این، یک رکورد از کارهایی که قادر به انجام آنها هستید و نمی خواهید ایجاد کنید. به عنوان مثال، اگر شما مشتاق اوقات فراغت خود هستید، برای شما مناسب نیست که به دنبال کاری بگردید که از شما بخواهد تا دیروقت و آخر هفته ها زایمان کنید.
فصل هشتم – با خودتان رقابت کنید و از انتقاد دیگران نترسید
ممکن است موردی وجود داشته باشد که شما خود را مجبور کرده باشید که یک مسیر مسابقه را مدیریت کنید. یا ممکن است موردی وجود داشته باشد که شما توانایی ذهن خود را به چالش کشیده اید و یک مقاله به خوبی نوشته شده اید. همه با مسئولیت های سختی روبرو هستند و بسیاری از آنها برای انجام یک مسابقه و رسیدگی به آن استفاده می شود. خب، این هفتمین مسابقه رانندگی است.
قبل از اینکه روی موارد ضروری تمرکز کنیم، برای ایجاد تفاوت بین چالش ها و اهداف لازم است.
واجب نیست هدف چیزی بزرگ باشد; ممکن است متواضع باشد به عنوان مثال، شما حیوان خانگی را به پیاده روی یا انجام کارهای خانگی می برید.
با این حال، تعریف یک مسابقه دشوار است. برای اینکه از عهده آن برآیید، باید با تمام آنچه دارید – صلاحیت و نیروی کار – آماده باشید.
بنابراین، ایجاد چالش ها نباید صرفاً هدف باشد، بلکه باید واقعاً چالش برانگیز باشد.

تلاش کنید تا به طور دوره ای خود را برای سال آینده رقابت کنید. 12 جعبه را روی کاغذ طراحی کنید و در هر قسمت مسابقه بگذارید.
به عنوان مثال، اگر به طور کلی هنگام ارائه یک یادداشت تهیه می کنید، بعداً آن را بدون یادداشت ارائه دهید. اگر اغلب با بازیکنان هم سطح تنیس بازی می کنید، دفعه بعد با افرادی که مهارت بیشتری دارند بازی کنید. احتمالاً می خواهید شرایط اجتماعی خود را ارتقا دهید. اگر چنین است، روی گوش دادن به دیگران برای یک دوره خاص تمرکز کنید یا عضو یک ورزش تیمی باشید.
هر ماه باید شروع به تنظیم مسابقه جدید کنید.
با این وجود، هرگز اجازه ندهید که انتقاد دیگران اشتهای شما را برای هر چالشی از بین ببرد.
به طور کلی مشاهده می شود که ممکن است فرد در مورد عدم حمایت احتمالی دوستان یا همکاران در چالش های شما مضطرب باشد یا ممکن است فکر کند که آنها از شما می خواهند که به نتیجه نرسید. با این حال، این احتمال وجود دارد که افراد به جای ابراز مخالفت، از شما حمایت کنند.
به عنوان مثال، فکر می کنید چند بار یک فرد در میانسالی خود یک امتناع واقعا دردناک را تجربه کرده است؟ نویسنده با این سوال به دنیا سفر کرده و صدها مورد از آنها را بررسی کرده است. آنها هفت بار پاسخ داده اند.
بر خلاف رد، آنها گفتند که نزدیک به هزار بار حمایت و تقویت شده اند که از آنها خواسته شده است.
بدیهی است که ترس از انتقاد و اظهار نظر دیگران بر اساس یک واقعیت نیست.
فصل 9 – خلاقیت خود را ارزیابی کنید و برای توسعه آن تلاش کنید.
کودکان تخیلی هستند. کارهای خلاقانه ممکن است نقاشی با رنگ، آواز خواندن یا ساختن چیزی در ساحل باشد که هر کودکی به سمت آن می رود. آیا می دانید آخرین باری که قلعه شنی ساختید یا خود را در حال آواز خواندن دیدید، کی بود؟
بیان تخیلی که هشتمین رانش است معمولاً در زمان بلوغ از بین می رود. این واقعاً خوب نیست زیرا دارای برنامه های کاربردی بسیاری است – نه تنها افراد بلکه متخصصان.
همانطور که انتظار می رود، مهارت های خلاقانه نقش مهمی در نحوه درک فرد از خود دارند. جدا از سهمی که در ترسیم روابط مهمتر دارد، تصویر عمیق تری از شخصیت را نیز به فرد می دهد.
خلاق بودن یک ویژگی ارزشمند در بازار کار امروزی است که بر خلاقیت و چیدمان متمرکز است. ریچارد فلوریدا در کتاب «ظهور طبقه خلاق» توضیح می دهد که در پایان قرن نوزدهم، نسبت جمعیت ایالات متحده که شغلی داشتند که نیاز به خلاقیت داشت کمتر از ده درصد بود.

در اواخر دهه 1990، این نسبت به یک سوم افزایش یافت. امروزه کسب و کارهای تجاری نیازمند اعضای خلاق هستند.
با این حال، دانستن انتقال فعلی خلاقیت خود اولین قدم در افزایش آن است.
آنچه در زیر می آید یک مسابقه آسان است که شما را به این موضوع راهنمایی می کند:
با امتیاز دهی از صفر (مسلماً خیر) تا ده (کاملاً)، به سؤالات زیر چگونه پاسخ می دهید؟
- آیا شخصیت شما و نمای داخلی خانه شما شبیه یکدیگر هستند؟
- آیا شغل شما چیزی در مورد شما می گوید؟
- آیا فکر می کنید که در رابطه شما به صدا و سلامتی شما فکر می شود؟
- آیا شخصیت شما نقش زیادی در روابط شما با دوستانتان دارد؟
- آیا فعالیت های اوقات فراغت شما چیزی در مورد شما به شما می گوید؟
- آیا احساس می کنید چیز جدیدی به مردم اضافه می کنید؟
این پرس و جوها قرار است تعیین کنند که چقدر خلاقیت خود را به خوبی منتقل می کنید. نمره زیر 45 نشان می دهد که شما نیاز به یادگیری بیشتری در این موضوع دارید.
شروع به ایجاد چیزی محتمل ترین راه حل برای این مشکل است.
مبتکر بودن یک عمل دشوار است که نیاز به سختگیری دارد. آیا به نوشتن یک رمان فکر می کنید؟ انجام دهید. آیا احساس می کنید که باید شانس خود را در نقاشی به عنوان یک هنرمند انتزاعی امتحان کنید؟ به دنبال آن برو. اگر بازخورد به کار شما منفی است، به جای رها کردن، دو برابر بیشتر کار کنید. نکته ای برای همه هنرمندان وجود داشت که در آن هیچ ایده ای از هنر نداشتند و اشتباهات در مهارت یافتن در یک مهارت جدید اجتناب ناپذیر است. بنابراین، باید شروع کنید، بازگشت ها را بررسی کنید، و اجازه ندهید هیچ نتیجه منفی شما را غمگین کند.
فصل 10 – از طریق تعقیب اشتیاق و نگرانی خود به حسابی ارزشمند متعهد شوید.
اگر فرصتی برای تصمیم گیری دارید، کجا کار می کنید. در یک فروشگاه کفش یا یک مرکز تحقیقات سرطان؟ خوب، اگر شما شبیه افراد دیگر هستید، شغلی را انتخاب می کنید که دلیل معناداری دارد. شما می خواهید احساس کنید که با تلاش، از آنها حمایت می کنید، بنابراین، احتمالاً یک مرکز تحقیقات سرطان را به یک فروشگاه کفش ترجیح می دهید.
با این حال، مشارکت به عنوان یک درایو نهم فعال نیازی به پیگیری شغل در یک موسسه محترم ندارد. ممکن است به معنای داشتن شغلی باشد که از آن لذت می برید.
اگر تلاش خود را برای کاری که دوست دارید انجام دهید، مشارکت غیر قابل اجتناب است.
به عنوان مثال، نویسنده یک بار با یک مدیر بانک مصادف شد که فکر می کرد هرگز نمی تواند واقعاً به دنیا متعهد شود. همه مردم به او گفتند که باید برگردد – با این حال او شغل خود را بسیار دوست داشت و نمی خواست تسلیم شود و حساب اخلاقی را پذیرفت.
سپس نویسنده متوجه شد که پرسنلی که برای مدیر بانک کار می کنند فکر می کنند که او رئیس خوبی است. او سعی کرد مشکلات آنها را درک کند و آنها آرزوی او را داشتند. با وجود اینکه او برای یک سازمان غیردولتی کار نمی کرد، با انجام کاری که دوست داشت به دنیا کمک کرد.
شما ممکن است به چیزی که جاه طلب هستید کمک کنید، که ممکن است به اشکال مختلف مانند صلاحیت، زمان، مالی یا منابع دیگر باشد. نقطه کانونی این است که احساس می کنید سهم شما بر تحول مثبت تأثیر می گذارد و آن را تقویت می کند.

مثلاً در موردی که دو نهاد وجود دارد; یکی به گرسنگی در میان کودکان در نیجریه کمک می کند، جایی که شما نمی توانید بیشتر از تمیز کردن ظرف ها در اتاقی که نمی بینید انجام دهید.
فرزندان؛ دومی به کودکان در تحصیل آنها کمک می کند و شما ممکن است از طریق آموزش به آنها کمک کنید.
با وجود ترجیح شما برای سازمان اول، ممکن است بخواهید به سازمان دوم متعهد شوید زیرا می توانید تأثیر مستقیم وجود خود را تماشا کنید.
فصل 11 – از طریق تمرکز بر ایده های خود و تشکر از عظمت جهان، خودآگاهی را توسعه دهید.
منظور از خودآگاه بودن چیست؟ آیا این مربوط به زمان حال است که از طریق حواس خود به موقعیتی که در آن هستیم پی ببریم و از آگاهی دقیق لذت ببریم؟ خوب، بله – با این حال، این خودآگاهی فکری است، و این یک چهره از خودآگاهی است.
احساس وجود یک محیط بزرگتر است، قدرتی که همه موجودات را به هم پیوند می دهد و همه چیز را در کنار هم نگه می دارد، که فراتر از خودآگاهی است. در کارنامه انسان ها نه تنها دهمین رانش بلکه درایو نهایی را نیز دنبال کرده ایم.
برای طرفداری از اولی باید تلاش کنید تا از ایده های خود آگاهی بیشتری داشته باشید.
ما معمولاً لحظه خود را با فکر کردن به چیزهای معمولی می گذرانیم. ما تحت سلطه امیال خود هستیم و به دنبال مکان راهنمای فیبرهای ایده هستیم. بنابراین، اگر میخواهید «خودآگاهی فکری» به دست آورید، باید بر ذهن خود تمرکز کنید.
به عنوان مثال، می توانید از کاری که نویسنده انجام داده است تقلید کنید. او زنگ را در بازههای سه ساعته آماده میکرد و هر لحظه که متوقف میشد، میپرسید الان روی چه چیزی تمرکز کنم؟

با انجام این کار او کارایی خود را توسعه داد، دوباره به توجه خود متصل شد و او را به اداره ایده های خود بازگرداند، که معمولاً اجازه می داد آنها را قطع کند.
شما می توانید برای نوع دوم آگاهی از طریق تصدیق عظمت اندک جهان تلاش کنید.
شیوه زندگی مدرن به ما اجازه توقف نمی دهد، ما را از توجه و شناخت شگفتی های زندگی باز می دارد. اگر تلفن های همراه فاقد اتصال باشند، برخی افراد احساس زندانی شدن می کنند. با این وجود، اگر دیگر نگران آن نباشید، این یک مشکل بزرگ است که این گجت کوچک می تواند صدای ما را به صدای شخصی که دوست داریم پیوند دهد یا برای استفاده برای اینترنت کار کند، که این هم یک شگفتی است.
صحنه ای را انتخاب کنید که از این نوع چیزها شگفت زده شوید و ممکن است ارتباط بین خود و جهان را احساس کنید. این شبیه به لحظه ای است که شما دوباره متوجه می شوید که چگونه نسبت به شریک زندگی خود اهمیت می دهید و چگونه از ویژگی های شریک زندگی خود قدردانی می کنید. وقتی از عظمت دنیا آگاه هستید احساس می کنید که با دنیا و همه موجودات زنده مرتبط شده اید.
یک بار برای دسترسی به این رتبه از خودآگاهی کافی است و ادامه تصمیم گیری برای زندگی خود آسان خواهد بود.
The Charge: Activating 10 Human Drives که به شما احساس زنده بودن می دهد توسط برندون بورچارد نقد و بررسی کتاب
همه مردم می توانند زندگی رضایت بخش و شادی داشته باشند. شما فقط باید ده انگیزه انسانی را که ساختن سعادت و رضایت را تشکیل می دهند، تحریک کنید. هنگامی که این ده انگیزه را در خود جای دادید، بیشتر از قبل برانگیخته خواهید شد، از نظر اجتماعی پیوند بیشتری خواهید داشت و به خودتان اعتماد بیشتری خواهید داشت.
آیین ورود سه ماهه را اعمال کنید
برای اینکه در هر لحظه و بعد از آن، تازگی و هیجان در ذهن شما نفوذ کند، باید برنامه سه ماهه ورود را اجرا کنید. این نشان می دهد که به طور ناگهانی در روز شما شروع می شود، هر 90 روز. هم از طریق خودتان و هم با افراد دیگر امکان پذیر است. این مربوط به خلاص شدن از ایده های معمولی شما و ایجاد چیزی بدیع، چیزهای راحت و لذت بخش، به جای سفر به مکان های مختلف است. از جایی که هنوز ندیده اید بازدید کنید و برگردید سپس تجدید کنید.
درباره این کتاب بیشتر بدانید …
آیا تا به حال احساس می کنید که زندگی شما دارد زندگی می کند؟ شما از خواب بیدار میشوید و نمیدانید که روزتان چگونه خواهد بود – همه چیز از قبل ترسیم شده است. شما فقط بخورید، کار کنید، بخورید، کار کنید، بخورید، بخوابید، تکرار کنید. و در آخر هفته، شما آنقدر خسته هستید که نمی توانید کارهای بیشتری از تماشای تلویزیون و خوابیدن انجام دهید.
خوب، زمان یک تغییر اساسی فرا رسیده است. حتی اگر نسبتاً از زندگی خود راضی هستید، و فقط گهگاه به این فکر می کنید که چگونه می توانستید رویاهای خود را تمام و کمال دنبال کنید، وقت آن است که یک دیدگاه جدید داشته باشید.
به جای اینکه احساس کنید در قفسی زندگی می کنید که صرفاً راحت است، زندگی پرباری را شروع کنید – تنها سبک زندگی که شادی پایدار و رضایت طولانی مدت را برای شما به ارمغان می آورد.
خوشبختانه، رسیدن به آنجا غیرممکن نیست. تنها کاری که باید انجام دهید این است که ده درایو انسانی را فعال کنید، این دقیقاً همان چیزی است که این خلاصه کتاب به شما یاد می دهد که چگونه انجام دهید.
در این خلاصه از The Charge اثر برندون بورچارد، شما نیز متوجه خواهید شد
- تفاوت بین هدف و چالش؛
- چقدر خلاق هستید و
- چگونه کسی باشید که فکر می کنید هستید
ایده کلید شارژ شماره 1: سه نوع زندگی وجود دارد که می توانید داشته باشید
از نظر شما یک زندگی کامل چیست؟ آیا کار کردن یک شغل با درآمد خوب است، داشتن خانه ای با حصار سفید و بردن بچه ها به ساحل در یکشنبه ها؟ خوب، این همان چیزی است که جامعه معمولاً از شما می خواهد باور کنید – که شادی حاصل جمع معادله مادی است. اما ریاضی جامعه ایراد دارد.
در واقع، زندگی کردن به دستور دیگران مانند زندگی در قفس است. و میله های قفس زود برپا می شوند.
وقتی ما جوان هستیم، مراقبان ما به رشد ویژگیهای خاصی مانند خود انضباطی و جاهطلبی با پذیرش ما و دادن محبت به ما پاداش میدهند. در بزرگسالی، ما همچنان با پیروی از قوانین مشابه به دنبال همان پاداش ها هستیم. ما کاری را انجام می دهیم که دیگران از ما انتظار دارند و کاری را انجام می دهیم که باعث افتخار والدین ما باشد.
ممکن است ناراضی باشیم. ممکن است احساس کنیم محدود و ناتمام هستیم. اما ما هنوز از قفس خارج نخواهیم شد، زیرا می ترسیم چیزی را که برای به دست آوردن آن سخت تلاش کرده ایم از دست بدهیم: پذیرش.
اکنون، برخی از ما کاملاً احساس نمیکنیم که در قفس قرار گرفتهایم. ما راحت هستیم ، زندگی می کنیم که جامعه آن را “زندگی خوب” می نامد: یک خانه خوب، یک همسر خوب و یک چک حقوق خوب در پایان هر ماه خوب.
ما برای همه اینها سپاسگزاریم، اما در اعماق وجود، این سوال به وجود می آید: آیا این واقعاً همان چیزی است که من می خواهم؟ آیا چیز بهتری را از دست می دهم؟
ما هم مانند رفقای در قفس خود در آرزوی خودسازی هستیم. اما به جای پیگیری آن، برکات خود را می شماریم و خود را متقاعد می کنیم که راضی هستیم.
سپس کسانی هستند که زندگی پر بار را دارند . بیایید به سادگی آنها را شارژر بنامیم.
آنها احساس میکنند که انتظارات دیگران مانعی ندارد، و در مورد به اصطلاح «زندگی خوب» بیتوجه هستند. دنیای آنها مملو از امکان است و آنها مسیر خود را از طریق آن دنبال می کنند و خوشبختی خود را دنبال می کنند.
اگر زندگی راحت یا در قفس داشته اید، وقت آن رسیده است که یاد بگیرید چگونه یک شارژر باشید.
ایده کلیدی شارژ شماره 2: رویکرد خود را به زندگی و کار کنترل کنید.
صرف نظر از اینکه زندگی شما در قفس، راحت یا پر بار است، یک چیز مسلم است: شما به دنبال خوشبختی هستید. و این یک واقعیت ساده است که افرادی که زندگی پرباری دارند شادتر هستند .
دلیلش این است که آنها ده درایو انسانی را فعال کرده اند .
انگیزه های انسانی برای بقا ضروری نیستند، و شما می توانید شادی موقتی را بدون آنها تجربه کنید، اما آنها چیزی هستند که همه ما آرزوی آن را داریم – و فعال کردن آنها تنها راه برای داشتن یک زندگی پر انرژی و رسیدن به شادی پایدار است.
پنج انگیزه اول انگیزههای پایه نامیده میشوند و احساس سلامتی درونی مانند اعتماد به نفس و احساس تعلق را تقویت میکنند. این محرک ها عبارتند از: کنترل، شایستگی، هماهنگی، مراقبت و ارتباط .
بیایید از ابتدا، با کنترل شروع کنیم.
بیشتر رویدادهای زندگی به سادگی خارج از کنترل شما هستند. شما نمی توانید جریان ترافیک یا آنچه غریبه ها به شما می گویند یا شدت باران را کنترل کنید. با این حال، شما می توانید نحوه واکنش خود را به این چیزها کنترل کنید و این می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
اگر در قفس زندگی میکنید و اتفاق ناخوشایندی برای شما رخ میدهد، احتمالاً آن رویداد را به عنوان مدرک دیگری بر محدودیتهای خود تعبیر خواهید کرد. با این حال، اگر زندگی پرباری داشته باشید، همه وقایع منفی را چیزی بیش از اطلاعات در نظر نخواهید گرفت، نه چیزی که می تواند روز شما را خراب کند یا اعتماد به نفس شما را از بین ببرد.
پدر نویسنده به خوبی کنترل را به نمایش می گذارد. هنگامی که به سرطان خون تشخیص داده شد، نگرش مثبت خود را حفظ کرد. او با رفتار دوستانه و شوخی های خود کارکنان بیمارستان را به خود جلب کرد و بارها به خانواده خود می گفت که چقدر به آنها افتخار می کند. او کنترل خود را حفظ کرد و اجازه نداد سرطان هفته های آخر زندگی اش را خراب کند.
هنگامی که کنترل شخصی را به دست آوردید، می توانید شروع به ایجاد کنترل حرفه ای در محل کار کنید. با مالکیت شروع می شود – این احساس که شما مالک پروژه های خاصی هستید و مشارکت شما قابل لمس و قدردانی است.
مالکیت می تواند شغلی را که از آن می ترسید به شغل رویاهایتان تبدیل کند.
متأسفانه، اکثر شرکت ها مالکیت را تشویق نمی کنند. آنها به تیمهای بزرگ وابسته هستند و کمکهای ناچیز تک تک اعضای تیم نادیده گرفته میشوند.
اگر در حال حاضر نسبت به پروژه ای در محل کار خود احساس مسئولیت نمی کنید، و هیچ پروژه ای وجود ندارد که بتوانید به آن بپیوندید، خودتان رهبری آن را در نظر بگیرید. شما برای آن خوشحال تر خواهید بود.
ایده کلیدی شارژ شماره 3: شایستگی این روزها کمیاب است، بنابراین باید روی صلاحیت خود کار کنید.
آیا تا به حال معلمی داشته اید که به نظر می رسد قادر به توضیح هر چیزی باشد؟ در مورد یک همکار که می تواند با هر مشکل مربوط به کار مقابله کند چطور؟ چنین افرادی به همان اندازه که نادر هستند الهام بخش هستند، و این به این دلیل است که آنها دومین انگیزه پایه را تجسم می دهند: شایستگی .
شایستگی یک توانایی سه گانه است. این بدان معنی است که شما می توانید هر کاری را که تصمیم به انجام آن دارید درک کنید ، اجرا کنید و در نهایت به آن مسلط شوید. اگر بدانید که می توانید این سه کار را انجام دهید، حتی سخت ترین چالش ها دیگر غیرقابل حل به نظر نمی رسند.
متأسفانه، محل کار مدرن تمایل دارد تا شایستگی را کاهش دهد. به طور کلی، کارکنان تشویق میشوند تا به جای تسلط بر مهارتهای خاص، چند کار را انجام دهند، که اساساً حلقه اعتماد – شایستگی را کوتاه میکند. اگر هرگز احساس شایستگی نکنید، هرگز احساس اعتماد به نفس نخواهید داشت، و اگر هرگز احساس اعتماد به نفس ندارید، هرگز در پروژه هایی شرکت نخواهید کرد که ممکن است به احساس شایستگی منجر شود.
اما همیشه لحظاتی پیش میآیند که شایستگی لازم باشد، و اگر صلاحیت مواجهه با آن لحظات را نداشته باشید، احساس ناامنی خواهید کرد. این به نوبه خود ممکن است منجر به شک و تردید در خود، اضطراب و ناامیدی شود.
بنابراین باید با ایجاد چالش هایی برای خود حلقه اعتماد-شایستگی را دوباره فعال کنید.
سه معیار برای چالش هایی که تعیین می کنید وجود دارد: آنها باید واقعی باشند (یعنی انجام آنها دشوار است)، محدود به زمان و قابل مشاهده باشند.
بنابراین یک بسکتبالیست ممکن است سعی کند در کوارتر چهارم (محدود به زمان) میانگین تعداد سبدهایی را که می ریزد پنج (واقعی) افزایش دهد و از مربیش بخواهد که این کار را تماشا کند (قابل مشاهده).
غلبه بر این چالش ها شایستگی شما را افزایش می دهد، که اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد، که شما را برای مقابله با چالش بعدی مشتاق می کند. حلقه به عمل بازخواهد گشت.
می توانید با یک چالش 60 روزه یادگیری سریع شروع کنید. دو ماه وقت بگذارید تا یک مهارت جدید را بیاموزید، مانند نحوه نواختن آهنگ مورد علاقه خود با گیتار، یا نحوه کار با یک ابزار پیچیده در محل کار. این حلقه را برای شما شروع می کند.
ایده کلیدی شارژ شماره 4: با تعیین استانداردهایی برای خود، به تطابق مثبت بین تصویر خود و اقدامات خود دست یابید.
بعد از پایان کار به خانه میروید، با همسرتان شام میخورید، به رختخواب میروید و وقتی میخواهید چراغ را خاموش کنید، شریک زندگیتان میگوید: «حتی یادت نبود.» سالگرد شماست و دوباره فراموش کرده اید. یا دارید به پسر گریان خود توضیح می دهید که هفته آینده او را به باغ وحش خواهید برد ، زیرا – اوه – شما برای یک جلسه بعد از کار برنامه ریزی کرده اید و اصلاً گردش خانوادگی خود را فراموش کرده اید.
اگر میخواهید شریک بهتر یا والدین بهتری باشید، باید سومین محرک اصلی یعنی همخوانی را فعال کنید ، که همان چیزی است که اقدامات شما را با تصویر خود و شخصی که میخواهید باشید مطابقت دهد. .
سه سطح همخوانی وجود دارد. بین نحوه عمل شما و دیدگاهی که خود را می بینید، می تواند همخوانی مثبت، تطابق منفی یا عدم تطابق وجود داشته باشد.
اگر تطابق وجود نداشته باشد، اعمال شما منعکس کننده تصویر شما از خود نیست. در اعماق وجود شما معتقدید که می توانید فرد بهتری باشید و دائماً خود را با اعمال خود ناامید می کنید.
اگر تطابق منفی وجود داشته باشد، پس شما نسبت به خودتان نظر کمی دارید و مطابق با آن عمل می کنید.
به عنوان مثال، اگر فکر نمیکنید که مثلاً قادر به یادگیری زبان سوئدی نیستید، هرگز حتی برای یادگیری آن تلاش نخواهید کرد، که فقط دیدگاه ضعیفی را که از تواناییهای خود دارید نشان میدهد. بین تصور از خود و فقدان اقدامات شما تطابق وجود دارد، اما شما ناراضی باقی میمانید زیرا هرگز به دنبال رویاهای خود نمیروید.
با این حال، اگر تطابق مثبت وجود داشته باشد، شما هم میدانید چه کسی هستید و چه کسی میخواهید باشید – و اقدامات خود را با این دانش هماهنگ میکنید. شما با انتخاب هایی که می کنید راحت هستید و عمیقا احساس رضایت و آرامش می کنید.
بنابراین چگونه می توان به همخوانی مثبت دست یافت؟ خوب، شما باید استانداردهایی را برای خود تعیین کنید و واقعاً به آنها پایبند باشید. این ممکن است سخت به نظر برسد. با این حال، اگر معیارهای شخصی شما هم واقع بینانه و هم عاری از تأثیر خارجی باشد، به راحتی می توانید به آنها متعهد شوید، زیرا آنها تنها از شما و شما سرچشمه می گیرند.
به ندای درونی خود گوش دهید و شش کلمه را روی یک کاغذ بنویسید: سه کلمه در مورد اینکه می خواهید چه کسی باشید و سه کلمه درباره نحوه رفتار با دیگران. این یادداشت را در کیف خود نگه دارید یا آن را در کنار میز خود سنجاق کنید – هر جایی که اغلب آن را می بینید تا در بالای ذهن شما بماند.
به استانداردهای خود پایبند باشید و در همه شرایط احساس رضایت بیشتری خواهید کرد.
ایده کلیدی شارژ شماره 5: مراقب خود باشید و پذیرای مراقبت هایی باشید که دیگران به شما می کنند.
همه ما مشتاق این هستیم که احساس کنیم پذیرفته شدهایم، و همه خواهان توجه و محبت هستیم. و تنها راه برای برآورده شدن این نیازها دریافت مراقبت از شخص دیگری است.
مراقبت چهارمین محرک پایه است و هم به عنوان یک قطب نما و هم به عنوان لنگر عاطفی عمل می کند و نحوه رفتار ما را در اطراف دیگران راهنمایی می کند و همچنین ما را به آنها متصل می کند.
اما قبل از اینکه بتوانیم واقعاً مراقبت از دیگران را شروع کنیم، چه رسد به دریافت آن از آنها، باید یاد بگیریم که چگونه از خود مراقبت کنیم و اولین قدم در مسیر مراقبت از خود ، گوش دادن به احساسات شماست.
گوش دادن به احساسات خود می تواند زندگی شما را به شیوه های شگفت انگیزی خراب کند. به عنوان مثال، نویسنده زمانی مربی یک ستاره سابق فوتبال بود که در مدیریت نمایندگی اتومبیل خود با مشکل مواجه بود. این ورزشکار در طول زندگی خود، پس از افت عاطفی، ناکامی را تجربه کرده بود، بنابراین او تمایل داشت که مردم را در فاصله دور دست نگه دارد. اما مشتریان او این را بیارزش میدانستند و فروش خودرو آسیب میدید.
بنابراین نویسنده او را تشویق کرد که با یک لحظه، سه بار در روز، شروع به گوش دادن به احساسات خود کند تا احساسات خود را بررسی کند. این نه تنها به او کمک کرد تا تعادل عاطفی را دوباره برقرار کند. همچنین به تجارت رونق بخشید.
طبیعتاً سلامت جسمانی شما به اندازه سلامت عاطفی شما مهم است. بنابراین مطمئن شوید که هفت ساعت در شب میخوابید، سه روز در هفته ورزش میکنید و سبزیجات یکسوم غذای روزانهتان را تشکیل میدهند. مراقبت از بدن شما نه تنها سلامت کلی شما را بهبود می بخشد. ذهن شما را تیزتر می کند و حس خوب بودن شما را نیز تقویت می کند.
اکنون که عادات خوب مراقبت از خود را ایجاد کرده اید، زمان آن رسیده است که مراقبت از دیگران را در آغوش بگیرید.
اگر تمایل دارید افراد را از فاصله دور نگه دارید، ممکن است ترسناک باشد. اما به یاد داشته باشید – خطر آسیب دیدن بخشی جدا نشدنی از جلب مراقبت دیگران است و مطمئناً خطری است که ارزش آن را دارد.
یکی از راههای باز شدن با دیگران این است که برخی از چالشهای زندگی خود را یادداشت کنید، خواه عاطفی، حرفهای یا مالی. سپس، این لیست را با افراد زندگی خود به اشتراک بگذارید. اهداف خود را توضیح دهید و به توصیه هایی که این افراد ارائه می دهند گوش دهید. این فورا یک پویایی مراقبت ایجاد می کند.
ایده کلیدی شارژ شماره 6: ارتباط عمیق با دیگران ایجاد کنید.
انسان ها حیوانات اجتماعی هستند. ما به افرادی نیاز داریم که بتوانیم افکار و احساسات خود را با آنها در میان بگذاریم، از غم و اندوهمان در مورد دعوای اخیر با والدینمان گرفته تا هیجان ما در مورد اولین قرار ملاقات آینده. اما ما نمی توانیم درونی ترین احساسات خود را فقط به کسی محرمانه ببندیم. باید کسی باشد که ما عمیقاً با او ارتباط برقرار کنیم.
اگر میخواهید درایو خط پایه پنجم را فعال کنید و اتصالات را ایجاد کنید، باید کاملاً واضح باشید که انتظار دارید یک رابطه چگونه باشد.
به نظر شما رابطه نزدیک دقیقا چیست ؟ برای همه روابط خود – از دوستان و همکارانتان گرفته تا والدین و شریک زندگیتان – تعاریف روشنی ارائه دهید.
سپس، هر تعریفی را با فرد یا افراد مربوطه به اشتراک بگذارید و از آنها نیز درخواست کنید که انتظارات خود را به اشتراک بگذارند.
به عنوان مثال، نویسنده یک بار از مادرش پرسید که از یک رابطه عمیق مادر و پسر چه انتظاری دارد. او از او درخواست کرد که هر یکشنبه با او تماس بگیرد تا سلام کند و عشقش را ابراز کند – و این مراسمی که او در 15 سال گذشته انجام داده است، او را بسیار به مادرش نزدیک کرده است.
روابط خوب به افراد خوب بستگی دارد، بنابراین برای ایجاد این ارتباطات عمیق، باید افراد مناسب را پیدا کنید. در حالی که نمی توانید خانواده خود را انتخاب کنید، مطمئناً می توانید دوستان خود را انتخاب کنید. اما قبل از شروع جستجو برای بهترین دوست جدید، باید دوستان فعلی خود را دسته بندی کنید.
لیستی از تمام دوستانی که داشته اید تهیه کنید. دلیل دوستی و اینکه چه چیزی باعث خوب شدن هر دوستی شده است را ذکر کنید. اکنون هر یک از دوستان را در یکی از سه دسته قرار دهید: دوستان قدیمی، آنهایی که دیگر نقش فعالی در زندگی شما ندارند. دوستان تعمیر و نگهداری، آنهایی که فقط گاهی از دیدن آنها لذت می برید. و دوستان رشد، آنهایی که به شما احساس عالی می دهند، شما را می خندانند و همیشه پشت شما هستند.
شما باید حداقل یک بار در ماه دوستان رشد خود را ببینید و سعی کنید حدود ده نفر از آنها را پیدا کنید. آنها کسانی هستند که به زندگی شما شادی و انرژی می بخشند.
ایده کلیدی شارژ شماره 7: در مواجهه با تغییرات مثبت بمانید و اهداف خود را روشن کنید.
اکنون که با درایوهای پایه آشنا شدید، بیایید به پنج درایو بعدی برویم – درایوهای رو به جلو ، که در مورد زندگی در آینده و تحقق رویاهای شما هستند.
اولین مورد تغییر است .
از نظر بیولوژیکی، ما به تغییر عادت کرده ایم. در اولین سال های زندگی، ما از یک نوزاد درمانده به موجودی در حال راه رفتن و سخنگو و از آنجا به یک بزرگسال خودآگاه تبدیل می شویم. به عنوان بزرگسالان، ما به تغییر ادامه می دهیم. سلول های بدن ما دائماً با سلول های جدید جایگزین می شوند و مغز ما دائماً به دنبال محرک های جدید است.
اما با وجود اینکه تغییر طبیعی است، ما هنوز آن را ترسناک می دانیم، تا حد زیادی به این دلیل که از دست دادن می ترسیم. یا به عبارت دقیق تر، از این می ترسیم که بیشتر از چیزی که بخواهیم به دست آوریم، ضرر کنیم.
به عنوان مثال، فرض کنید یک موقعیت جدید در محل کار به شما پیشنهاد می شود، اما نیاز به انتقال به بخش دیگری دارد. ممکن است از ترس اینکه انتقالی امتیازات و قدرت موقعیت فعلی تان را از بین ببرد و بین شما و دوستان کاریتان اختلاف ایجاد کند، رد شوید.
با این حال، به جای تمرکز بر ترس از دست دادن، باید منافع بالقوه را در نظر بگیرید. در این صورت، ممکن است موقعیت جدید را رضایتبخشتر بیابید، ممکن است با افراد جدید و جالبی آشنا شوید و حتی ممکن است درآمد بیشتری داشته باشید.
ما همچنین به دلیل عدم وضوح از تغییر می ترسیم.
اکثر مردم نمی دانند در زندگی چه می خواهند، معمولاً دلیل دیگری جز ندانستن گزینه های خود ندارند. به عنوان مثال، فارغ التحصیلان کالج اغلب در ضرر هستند، نه به این دلیل که نمی دانند کدام مسیر را انتخاب کنند، بلکه به این دلیل که نمی دانند کدام مسیر در دسترس است.
بنابراین، در مورد گزینه های خود تحقیق کنید. اگر به تازگی فارغ التحصیل شده اید، وب سایت های شرکت هایی را که به نظرتان جالب هستند، بررسی کنید و در مورد اینکه چگونه افرادی که بیشتر آنها را تحسین می کنید به جایگاه امروزی خود رسیده اند.
سپس، فهرستی از کارهایی که در زندگی انجام می دهید و نمی خواهید تهیه کنید. برای مثال، اگر اوقات فراغت خود را دوست دارید، شغلی را دنبال نکنید که شما را ملزم به کار کردن در اواخر هفته و آخر هفته کند.
ایده کلیدی شارژ شماره 8: خود را به چالش بکشید و از قضاوت دیگران نترسید.
شاید محدودیت های فیزیکی خود را پشت سر گذاشته اید و موفق به دویدن یک ماراتن شده اید. یا شاید عقل خود را به چالش کشیده اید و یک مقاله میان ترم A+ نوشته اید. همه ما با وظایف سختی روبرو بوده ایم و بیشتر ما با احساس بسیار رضایت بخش رسیدن به چالش و غلبه بر آن آشنا هستیم. خوب، این چیزی است که درایو هفتم – چالش – در مورد آن است.
با این حال، قبل از پرداختن به ضربات برنجی، باید بین چالش ها و اهداف تفاوت قائل شویم.
هدف لزوماً چیز مهمی نیست. این می تواند چیز کوچکی باشد، مانند بردن سگ به پیاده روی یا شستن لباس.
از سوی دیگر، یک چالش بنا به تعریف دشوار است. برای غلبه بر آن، باید همه چیزهایی را که دارید – مهارت ها و تلاش – به کار ببندید.
بنابراین، زمانی که برای خود چالش هایی تعیین می کنید، مطمئن شوید که آنها واقعاً چالش هستند، نه فقط اهداف.
سعی کنید هر ماه خودتان را برای سال بعد به چالش بکشید: 12 جعبه را روی یک تکه کاغذ بکشید و در هر کدام یک چالش بنویسید.
به عنوان مثال، آیا معمولاً زمانی که باید ارائه کنید از یادداشت استفاده می کنید؟ دفعه بعد بدون آنها برو آیا معمولاً در برابر حریفانی با مهارت مشابه تنیس بازی می کنید؟ در مقابل کسی که مشخصا بهتر است بازی کنید. یا شاید می خواهید مهارت های اجتماعی خود را بهبود ببخشید؟ خوب، یک ماه روی گوش دادن تمرکز کنید یا روی یک بازیکن تیمی باشید.
هر زمان که یک ماه جدید شروع شد، چالش بعدی را شروع کنید.
اما چالشهایی که برای خود تعیین میکنید، اجازه ندهید قضاوت دیگران مانع از تعهد شما به آنها شود.
معمولاً نگران این هستید که دوستان یا همکارانتان در چالش شما از شما حمایت نکنند، زیرا آنها پنهانی امیدوارند که شما شکست بخورید. اما، در حقیقت، مردم بیشتر احتمال دارد که طرفدار شما باشند تا علیه شما.
به عنوان مثال، فکر می کنید چند بار یک فرد متوسط میانسال طرد شدن واقعا دردناکی را تجربه کرده است؟ خب، نویسنده در سراسر جهان بوده و از صدها مخاطب میانسال همین سوال را پرسیده است. جواب: هفت بار.
این مخاطبان چند بار تشویق و حمایت دیگران را تجربه کردند؟ تقریبا هزار بار!
واضح است که ترس از قضاوت به طور جدی بی اساس است.
ایده کلیدی شارژ شماره 9: خلاقیت خود را ارزیابی کنید و روی بهبود آن کار کنید.
هر کودکی خلاق است. خواه نقاشی با آبرنگ، آواز خواندن یا ساختن قلعه های شنی در ساحل باشد، تلاش های خلاقانه چیزی است که کودکان ذاتاً به آن گرایش دارند. اما آخرین بار چه زمانی یک قلعه شنی ساختید یا آهنگی خود به خود شروع کردید؟
انگیزه هشتم، بیان خلاق ، معمولاً زمانی که به بزرگسالی میرسیم از بین میرود، که بسیار بد است، زیرا مزایای زیادی دارد – هم شخصی و هم حرفهای.
در واقع، خلاقیت برای احساس فرد از خود بسیار مهم است. این نه تنها ایجاد ارتباطات معنادارتر را آسان تر می کند، بلکه درک فرد از خود را نیز عمیق تر می کند.
خلاقیت یک دارایی با ارزش ویژه در دنیای تجارت امروز است که توسط نوآوری و طراحی هدایت می شود. ریچارد فلوریدا در کتاب خود، ظهور طبقه خلاق ، توضیح می دهد که در آغاز قرن بیستم، کمتر از یک دهم آمریکایی ها به کار خلاقانه مشغول بودند.
در آغاز قرن بیست و یکم، این تعداد به یک سوم افزایش یافت. برای رقابت، شرکت های فعلی به کارکنان خلاق نیاز دارند.
اما قبل از اینکه بتوانید خلاقیت خود را بهبود ببخشید، باید مشخص کنید که تا چه حد آن را به خوبی ابراز کرده اید.
در اینجا یک آزمایش ساده وجود دارد که به شما در انجام این کار کمک می کند:
در مقیاس صفر (اصلا) تا ده (به طور کامل)، چقدر با سوالات زیر موافقید؟
- آیا سبک داخلی خانه شما نشان دهنده شخصیت شماست؟
- آیا کار شما نماینده آن چیزی است که هستید؟
- آیا احساس می کنید در رابطه خود شنیده می شوند؟ آیا شریک زندگی شما برای علایق شما ارزش قائل است؟
- آیا شخصیت شما بخش مهمی از دوستی شماست؟
- آیا سرگرمی های شما نشان دهنده علایق شما هستند؟
- آیا شما به جهان کمک می کنید؟
این سوالات برای سنجش بیان خلاقانه شما در زندگی روزمره است. اگر نمره کمتر از 45 گرفتید، باید شروع به کار روی این موضوع کنید.
و بهترین راه برای انجام آن شروع به ایجاد است.
خلاقیت کار سختی است که نیاز به نظم و انضباط دارد. ایده ای برای رمان دارید؟ شروع به نوشتن کنید. فکر می کنید می توانید یک نقاش انتزاعی شوید؟ شروع به نقاشی کنید. و اگر مردم از چیزی که شما تولید می کنید خوششان نمی آید، تسلیم نشوید – به جای آن دو برابر کنید. هر هنرمندی از جایی شروع کرده است و اشتباهات به سادگی بخشی از مهارت است. پس شروع کنید، بازخورد دریافت کنید و اجازه ندهید که عقبنشینی شما را پایین بیاورد.
ایده کلیدی شارژ شماره 10: با پیروی از اشتیاق و علایق خود به یک هدف معنادار کمک کنید.
اگر می توانستید انتخاب کنید، ترجیح می دهید در یک فروشگاه کفش کار کنید یا در موسسه ای که به تحقیقات سرطان اختصاص دارد؟ خوب، اگر شما هم مثل اکثر مردم هستید، میخواهید کارتان معنی داشته باشد. شما می خواهید احساس کنید که با کار کردن در آنجا، به دنیا پس می دهید. بنابراین احتمالاً درمان سرطان را به لگدهای دستفروشی ترجیح می دهید.
اما فعال کردن نهمین درایو، مشارکت ، لزوماً مستلزم جستجوی شغل در یک سازمان قابل ستایش نیست. این می تواند به سادگی به معنای انجام کاری باشد که از آن لذت می برید.
اگر کاری وجود دارد که دوست دارید انجام دهید و واقعاً تمام تلاش خود را برای آن انجام می دهید، در این صورت مشارکت نتیجه اجتناب ناپذیر است.
به عنوان مثال، نویسنده زمانی با مدیر بانکی ملاقات کرد که احساس می کرد هرگز نمی تواند واقعاً به جهان کمک کند. همه میگفتند که او باید «ببخشد» – اما او کارش را خیلی دوست داشت تا آن را رها کند و به یک هدف شریفتر دست بزند.
اما سپس نویسنده چیزی را کشف کرد. کارمندان مدیر بانک همه فکر می کردند که او بهترین رئیس است. او مشکلات آنها را جدی می گرفت و منبع الهام بود. او ممکن است برای یک سازمان غیردولتی کار نکرده باشد، اما با انجام کاری که دوست داشت، سهمی در این زمینه داشت.
شما همچنین می توانید به هدفی که به آن علاقه دارید کمک کنید. این مشارکت می تواند اشکال مختلفی داشته باشد – مهارت، زمان، پول یا منابع دیگر. آنچه مهم است این است که احساس کنید سهم شما تأثیرگذار است و تغییرات مثبت را تشویق می کند.
به عنوان مثال، فرض کنید دو سازمان وجود دارد: یکی به تغذیه کودکان گرسنه در نیجریه کمک می کند، اما تنها راهی که می توانید کمک کنید شستن ظروف در اتاقی است که هرگز کودکان را نمی بینید. دیگری به بچه های مدرسه دولتی کمک می کند تا آواز خواندن را بیاموزند، و شما می توانید با آموزش مستقیم به آنها کمک کنید.
حتی اگر سازمان قبلی را ترجیح می دهید، ممکن است بخواهید زمان خود را به دومی اختصاص دهید، زیرا می توانید تأثیر فوری حضور خود را ببینید.
ایده کلیدی شارژ شماره 11: با تمرکز بر افکار خود و قدردانی از شگفتی های زندگی، آگاهی را بهبود بخشید.
هوشیار بودن به چه معناست؟ آیا این است که لحظه کنونی را کاملاً اشغال کنیم، اطراف خود را با حواس خود تجربه کنیم و از خودآگاهی کامل لذت ببریم؟ خوب، بله – اما این آگاهی فکری است و تنها یک روی سکه آگاهی است.
آگاهی متعالی نیز وجود دارد ، این احساس که ما توسط چیزی بزرگتر احاطه شده ایم، انرژی که تمام زندگی را به هم متصل می کند و حتی خود جهان را در کنار هم نگه می دارد. مسلماً برای تمام تاریخ بشر، ما به دنبال هر دو نوع آگاهی ، دهمین و آخرین رانش بودهایم.
برای پرورش نوع اول، سعی کنید نسبت به افکاری که دارید آگاه تر باشید.
بیشتر وقت ما صرف فکر کردن در مورد چیزهای تصادفی و بی اهمیت می شود. ما توسط تکانه هایمان کنترل می شویم و رشته های فکری را دنبال می کنیم که به جایی نمی رسد. بنابراین، اگر می خواهید به “آگاهی فکری” برسید، باید ذهن خود را متمرکز کنید.
برای مثال می توانید کاری را که نویسنده انجام داده است امتحان کنید. او در فواصل سه ساعته زنگ ساعت را تنظیم می کرد و هر بار که زنگ می زد از خود می پرسید: الان روی چه چیزی تمرکز کنم؟
این کار بهره وری او را بهبود بخشید، توجه او را دوباره به خود جلب کرد و او را در راس افکارش قرار داد، افکاری که او اجازه می داد خیلی وقت ها از آنها دور شود.
شما می توانید با قدردانی از شگفتی های کوچک جهان روی نوع دوم آگاهی کار کنید.
زندگی مدرن چنان پیچ و خم از حواس پرتی است که به ندرت زمانی را برای توقف و قدردانی از مناظر و اشیاء روزمره اختصاص می دهیم. اگر اتصال تلفن همراهمان قطع شود، برخی از ما عصبانی می شویم. اما اگر به آن فکر کنید، برای شروع معجزه کوچکی نیست که این دستگاه کوچک می تواند صدای ما را به صدای یکی از عزیزان متصل کند یا به عنوان یک پورتال به اینترنت عمل کند، که معجزه ای به همان اندازه است.
لحظه ای از چنین چیزهایی شگفت زده شوید، و احساس می کنید که بیشتر به دنیا متصل هستید. همانطور که ممکن است وقتی لحظه ای برای ثبت مهربان یا زیبا یا باهوش بودن شریک زندگی خود احساس محبت مجدد می کنیم، وقتی آگاهانه متوجه شگفت انگیز بودن آن می شویم، احساس نزدیکی به کیهان و کل زندگی می کنیم.
وقتی به این سطح از هوشیاری رسیدید، شارژ ماندن کار سختی نخواهد بود.
در نقد: خلاصه کتاب شارژ
پیام کلیدی در خلاصه این کتاب:
همه می توانند زندگی شاد و رضایت بخشی داشته باشند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که ده انگیزه انسانی را که شالوده شادی و رضایت را تشکیل می دهند، فعال کنید. هنگامی که همه آنها را در زندگی خود بگنجانید، احساس انگیزه، ارتباط اجتماعی و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به قبل خواهید داشت.



بدون نظر