برنامه پیشرفت 365 روز سال
دکتر سعید جوی زاده
انتخاب زمان
آلبرت انیشتین در 21 سالگی و بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه پلی تکنیک زوریخ در سال ۱۹۰۰ چندان امیدی به استخدام شدن نداشت. او دارای معدلی بسیار پایین بود و در نتیجه احتمال اینکه به عنوان مدرس استخدام شود بسیار پایین بود. او که اکنون از محیط دانشگاه دور بود تصمیم گرفت خودش به تنهایی چندین مسئله در فیزیک که برای چندین سال ذهن او را به خود مشغول کرده بود بررسی کند. در واقع او قرار بود نوعی خود کارازمایی در زمینه نظریه پردازی و آزمایشات فکری داشته باشد. همزمان او مجبور بود کسب درآمد نیز کند. به او پیشنهاد شد تا در شرکت پدرش در میلان به عنوان یک مهندس مشغول به کار شود اما چنین کاری کلِ وقتی او را می گرفت و از وقت و زمان آزاد محروم میشد. یکی از دوستانش به او پیشنهاد کار در یک شرکت بیمه با حقوق بالا را داد. اما این کار با روحیه او سازگار نبود و انرژی او برای فکر کردن را تحلیل میداد. یک سال بعد دوست دیگری شغل دیگری در دفتری در سوئیس به او پیشنهاد داد. حقوق آن زیاد نبود و شغل پیشنهادی جزء شغل های سطح پایین محسوب می شد. ساعت کار بسیار طولانی و کار شامل کارهای جزئی مانند چک کردن درخواست های پتنت(ثبتِ اختراع) بود. اما انیشتین از این شغل استقبال کرد. این دقیقا چیزی بود که او دنبالش بود. او باید اعتبارِ درخواست های پتنت که بسیاری از آنها مرتبط با علوم مورد علاقه اش بود را تحلیل می کرد. این درخواستها درست مانند پازل های کوچک و یا آزمایشات فکری بود که قبلاً انیشتین انجام میداد. او در ذهن خود تصور میکرد که چگونه این ایدهها را می توان عملاً به اختراع تبدیل کرد. کار کردن بر روی این درخواست های پتن، قدرت استدلال او را تقویت کرد. بعد از چند ماه کار کردن آنقدر قدرت ذهنی او قوی شده بود که میتوانست کار خود را ظرف دو یا سه ساعت تمام کند و در نتیجه بقیه زمان خود را صرف انجام آزمایشات فکری خودش میکرد. او در سال ۱۹۰۵ اولین نظریه نسبیت خود را منتشر کرد. بخش اعظم کارهایی که برروی این نظریه انجام شده بود در دفتر کارش و پشت میزش انجام شده بود.
قانون روزانه: زمان یکی از مولفههای کلیدی است. همین امروز یکی از مسولیتهای خود را حذف کنید تا وقت بیشتری برای کار کردن بر روی رسالت زندگی خود پیدا کنید.

بدون دیدگاه