احمقانه کار نکنید، خودتان را مربیگری کنید
۴۰ نکته که مدیران به شما نخواهند گفت
این کتاب به عنوان راهی برای انتقال تجربه و دانش به نسلهای بعدی نوشته شده است. هدف این است که بسیاری از افراد از طریق آن کمک دریافت کنند و مربیان و راهنمایان جدیدی ایجاد شوند.
در این کتاب، اهمیت برنامهریزی ۱۰ ساله در حرفه مورد تأکید قرار گرفته است. برای رسیدن به موفقیت در حرفه، باید با هدف نهایی شروع کرده و سپس به موقعیت فعلی خود بازگردید و مهارتها و الزامات لازم برای هر مرحله را تعریف کنید. تنها شما هستید که میتوانید موفقیت خود را بسازید، این کار از طریق پرسیدن سؤالات درست و عمل بر اساس پاسخهایی که یاد میگیرید، انجام میشود.
کتاب به شما میآموزد که چگونه تصمیمات صحیح بگیرید، زیرا تصمیمات شما بیش از هر چیز دیگری بر زندگیتان تأثیر میگذارند. تصمیمات بزرگتر نیاز به تلاش و زمان بیشتری برای فرآیند تصمیمگیری دارند. مراحل گرفتن تصمیمات عالی شامل شناسایی تمام گزینهها، نگهداشتن گزینههای همسو با اهداف، ارزشها و علایق شما، مشخص کردن تمام نتایج هر گزینه و سپس مشخص کردن تمام جنبههای مثبت و منفی هر نتیجه است. ابزارهایی مانند درخت تصمیم و فلوچارت میتوانند در این فرآیند مفید باشند. ایجاد یک روش قابل اعتماد برای گرفتن تصمیمات عالی بسیار مهم است.
پادکست ها
پادکست های کتاب احمقانه کار نکنید،خودتان را مربی گری کنید
محمد سجاد عزیزی
- کوچینگ فردی و تیمی
- توسعه مهارتهای مدیریت و رهبری
- هدفگذاری و برنامهریزی استراتژیک
- مدیریت زمان:تکنیک ها و روش ها
سعید جوی زاده
- کوچینگ فردی و تیمی
- توسعه مهارتهای مدیریت و رهبری
- هدفگذاری و برنامهریزی استراتژیک
- مدیریت زمان:تکنیک ها و روش ها
فصل ۱
این فصل بر خوداندیشی در مورد گذشته و حال برای آمادهسازی برای آینده تمرکز دارد
فصل ۱ با عنوان “کجا بودهای؟” آغاز میشود.
هدف اصلی این فصل این است که از شما خواسته شود با خودتان کاملاً صادق باشید. این فصل بر اهمیت کارهایی که در گذشته انجام دادهاید تأکید میکند و از شما میخواهد مکانی را که در آن بودهاید، ارزیابی کنید.
برای انجام این ارزیابی، این فصل مجموعهای از سؤالات را ارائه میدهد که باید از خود بپرسید. برخی از این سؤالات عبارتند از:
- آیا اکنون در جایی هستم که ۵ یا ۱۰ سال پیش فکر میکردم خواهم بود؟
- آیا در مسیر زندگی و شغلی خود به جایی که میخواستم رسیدهام؟
منابع بیان میکنند که اگر پاسخ این سؤالات “بله” باشد، فوقالعاده است و باید به خود تبریک بگویید. اما اگر پاسخ “خیر” باشد، ایرادی ندارد، گرچه پرداختن به این موضوع مهم است. در این صورت، سؤالات بیشتری مطرح میشود که باید از خود بپرسید و پاسخهای آنها را یادداشت کنید:
- ۵ یا ۱۰ سال پیش میخواستم چه کسی باشم؟
- چه تلاشهایی برای رسیدن به آن انجام دادم؟
- آیا برنامه دقیق و منسجمی داشتم؟ اگر بله، چه چیزی مانع اجرای آن شد؟
- آیا امروز از موقعیتم در شغل و زندگیام پشیمانی دارم؟
- اگر فرصت شروع دوباره داشتم، چه کارهای متفاوتی انجام میدادم؟
منابع تصریح میکنند که هدف از این تمرین، “سرزنش کردن خود” نیست. هدف این است که به شما بینشی بدهد که زندگی چقدر سریع میگذرد و زمان منتظر کسی نمیماند. در نهایت، این بخش بر این نکته تأکید میکند که گذشته، گذشته است – تمام شده، غیرقابل تغییر، به پایان رسیده – و نمیتوانید کاری در مورد آن انجام دهید. بنابراین، باید آن را رها کنید.
این فصل با نگاهی مثبت به آینده پایان مییابد. منابع به شما میگویند که آینده شما فوقالعاده خواهد بود. از شما خواسته میشود همین حالا ۱۰۰% به خودتان تعهد دهید که ۱۰ سال آینده، دنیایی خواهد بود که شما ساختهاید.
منابع اضافی
- PsychCentral.com – “یادگیری رها کردن آزارهای گذشته: ۵ راه برای ادامه دادن”
- HuffPost.com – “وقتی در گذشته زندگی میکنید”
- BecomingMinimalist.com – “گذشته را فراموش نکنید. از آن بیاموزید.”
- Psychology Today – “۳ تعریف از ذهنآگاهی که ممکن است شما را شگفتزده کند”
- Headspace.com – یک سرویس ارزانقیمت که از اپلیکیشن گوشی هوشمند برای کمک به افراد در به حداکثر رساندن ذهنآگاهی، آرامش درونی و شادی استفاده میکند.
فصل ۲
باید به خودتان باور داشته باشید
- بسیار مهم است که به آنچه در گذشته انجام دادهاید توجه کنید.
- باید نهایت صداقت را با خودتان داشته باشید.
- برای هر سوال چند دقیقه به پاسخ فکر کنید و آن را یادداشت کنید.
- سوالاتی برای پرسیدن از خودتان عبارتند از: آیا اکنون در جایی هستید که ۵ یا ۱۰ سال پیش فکر میکردید خواهید بود؟ آیا در زندگی و مسیر شغلی خود به جایی که میخواستید رسیدهاید؟
- اگر پاسخ بله است، فوقالعاده است، به شما تبریک میگوییم.
- اگر پاسخ خیر است، مهم است که به این موضوع بپردازید.
- سوالات دیگری که باید بپرسید: چه کسی میخواستم باشم ۵ یا ۱۰ سال پیش؟ چه تلاشهایی برای رسیدن به آن انجام دادم؟ آیا برنامه دقیق و منسجمی داشتم؟ اگر بله، چه چیزی مانع اجرای برنامه شد؟ آیا امروز از موقعیتم در شغل و زندگی پشیمانم؟ اگر فرصت شروع دوباره داشتم، چه کارهای متفاوتی انجام میدادم؟
- هدف این تمرین “سرزنش کردن خود” نیست. هدف این است که به شما بینشی دهد که زندگی چقدر سریع میگذرد و زمان منتظر کسی نمیماند.
- گذشته، گذشته است؛ تمام شده، پایان یافته، غیرقابل تغییر است و کاری نمیتوانیم در مورد آن انجام دهیم.
- آن را رها کنید. آینده شما فوقالعاده خواهد بود. همین حالا به خودتان قول دهید که ۱۰۰٪ متعهد شوید که ۱۰ سال آینده دنیایی باشد که خودتان ساختهاید.
منابع بیشتر
- مقاله WikiHow – چگونه یک الگو انتخاب کنیم
- US News and World Reports – “۶ نکته برای انتخاب یک الگوی خوب“
- US News and World Reports – “۷ نوع دوستی که باید با آنها قطع رابطه کنید“
- مقاله TutorialsPoint.com – “آنچه میتوانید از زندگینامهها بیاموزید“
فصل ۳
انتخاب الگوها و یادگیری از دیگران
- اولین درس در این فصل مربوط به انتخاب دقیق الگوها است. شما باید خود را با افرادی احاطه کنید که باتجربهتر، مسنتر، باهوشتر یا در زمینهای بهتر از شما هستند. بهطور خاص، کسانی که باهوشتر هستند یا در کاری بهتر عمل میکنند.
- احاطه کردن خود با این افراد میتواند شما را ارتقا دهد و چیزهای زیادی به شما بیاموزد. میتوانید از دانش و تجربه دیگران بهرهمند شوید.
- در مقابل، انتخاب افرادی که پایینتر از شما هستند میتواند مشکلساز باشد، زیرا احتمالاً چیز زیادی از آنها یاد نخواهید گرفت، و رفتارها، تصمیمات نادرست و مشکلات آنها میتواند شما را به پایین بکشد. این یک تله فعالیت بزرگ است و ممکن است منشأ عبارت “گناه از طریق معاشرت” باشد.
- هنگام یافتن دوستان و همکاران، افرادی را انتخاب کنید که موفقتر و باهوشتر به نظر میرسند و بر حرفه و زندگی خود مسلط هستند. اگر با حضورشان دنیا را جای بهتری میکنند، آنها را انتخاب کنید. این کار میتواند به شما کمک کند چیزهای جدید را با سرعت باورنکردنی یاد بگیرید و زندگی شما را تغییر دهد.
- ویژگیها یا مهارتهایی را که در افراد تحسین میکنید شناسایی کرده و تصمیم بگیرید که آیا میخواهید آنها را در زندگی خود بپذیرید یا خیر.
- به چگونگی انجام کارها توسط افرادی که تحسین میکنید، مانند نحوه آرام کردن فردی ناراحت توسط یک شنونده ماهر، توجه کنید و آن را مشاهده کنید.
- بعداً، میتوانید چند دقیقه از وقت آنها را بخواهید. رفتاری یا موقعیتی را که مشاهده کردهاید بیان کنید و بپرسید که چگونه و از کجا یاد گرفتهاند آن کار را انجام دهند.
- افراد احتمالاً خوشحال خواهند شد که ایدهها و نظرات خود را با شما به اشتراک بگذارند. از آنها در مورد مقالات یا کتابهایی بپرسید که فکر میکنند در آن زمینه مفید باشد.
- پس از صحبت با آنها، با تحقیق خود یا مطالعه مطالب پیشنهادی، پیگیری خوبی داشته باشید. آن استعداد را تمرین کنید و به مجموعه مهارتهای خود اضافه کنید.
- تنها محدودیتهایی که همیشه خواهید داشت، محدودیتهایی هستند که خودتان بر خود اعمال میکنید. شما میتوانید در این دنیا هر کاری انجام دهید و هر چیزی باشید.
- بهترین راه برای پیشرفت، یادگیری و پذیرش مهارتها و ویژگیها از افراد با استعداد و باهوش این است تا زمانی که به کسی که میخواهید باشید تبدیل شوید.
- وقتی افرادی را که تحسین میکنید مشاهده میکنید، به آنچه در مورد موضوعی میگویند، نحوه بیان خود، زبان بدنشان، نتایج اقداماتشان و موقعیتهایی که در آنها شرکت میکنند یا سعی در اجتناب از آنها دارند، توجه کنید. هر مهارت یا ویژگی را که خوب میدانید بپذیرید و هر آنچه را که بد میدانید، دور بریزید.
- کتابخانهها از بهترین منابع اطلاعات هستند. کتابهای موجود در کتابخانهها پر از اطلاعات جهان هستند و میتوانند به شما در موفقیت کمک کنند.
- زندگینامهها و خودزندگینامهها منبعی عالی هستند. زمان و شرایط تغییر میکنند، اما انسانها ثابت میمانند. هزاران انسان شگفتانگیز پیش از ما زندگی کردهاند. زندگینامهها و خودزندگینامهها را بخوانید تا افراد را درک کنید، چه آنها را تحسین کنید و چه بخواهید بهتر آنها را درک کنید.
- نکته عالی در مورد زندگینامهها/خودزندگینامهها این است که میتوانید از موفقیتها و شکستهای دیگران درس بگیرید بدون اینکه مجبور باشید خودتان آن تجربیات را پشت سر بگذارید. شما در زندگی اشتباه خواهید کرد، اما لازم نیست اشتباهاتی را که دیگران انجام دادهاند تکرار کنید.
- ژنرال جورج اس. پاتون، یکی از موفقترین فرماندهان متفقین در جنگ جهانی دوم، تمام نبردهای شناخته شده در تاریخ را که در هر منطقه عملیاتی رخ داده بود، مطالعه کرد. او تمام نکات مهم، دلایل موفقیت پیروزمندان و اشتباهات انجام شده را یاد گرفت. هنگامی که او و ارتشش وارد نبرد شدند، تمام مزایای آموختههای هزار سال تاریخ را داشتند.
- زندگینامهها و خودزندگینامهها را بخوانید تا خرد را جذب کرده و درسهای آموخته شده را به خود اختصاص دهید. ناامید نخواهید شد.
- خلاصه فصل همچنین شامل این نکات است که خود-یادگیری نیازمند منابع و پشتکار است. شما میتوانید این کار را برای زندگی شخصی و حرفه خود انجام دهید.
این فصل سوالاتی برای خود-پرسشگری ارائه میدهد، از جمله: چه کسی را میشناسم که در چیزی بهتر یا باهوشتر از من باشد؟ آیا این فرد میتواند الگوی خوبی برای من باشد؟ چه ویژگیها و مهارتهایی را دوست دارم که میخواهم یاد بگیرم و بپذیرم؟
منابع اضافی
- مجله Forbes – “تغییر شغل: نشانههایی که شما آماده تغییر هستید و چگونه آن را انجام دهید“
- Glassdoor.com – “۶ چیزی که نمیخواهید در مورد تغییر شغل بشنوید (اما باید بدانید)“
- TheBalanceCareers.com – “۱۰ گام برای تغییر شغل موفق“
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
فصل ۴
تصمیمات درست
- کمتر چیزی در زندگی به اندازه تصمیماتی که میگیرید، بر شما تأثیر میگذارد و هر تصمیمی میتواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد.
- شما باید یاد بگیرید که چگونه با تمام اطلاعات در دسترس، بهترین تصمیمات منطقی را بگیرید، به طوری که نتیجه تصمیمات شما، نتایج دلخواهتان باشد.
- هرچه تصمیم مهمتر و بزرگتر باشد، باید تلاش و زمان بیشتری را صرف فرآیند تصمیمگیری کنید.
- یکی از مراحل برای گرفتن تصمیمات عالی، مشخص کردن تمام جنبههای مثبت و منفی هر نتیجه است.
- نمودارهای جریان و درختان تصمیم ابزارهای بسیار مفیدی برای گرفتن تصمیمات خوب هستند، زیرا فرآیند فکری شما را به صورت بصری درگیر میکنند. یک درخت تصمیم ابزاری برای پشتیبانی از تصمیم است که از یک مدل درختی از تصمیمات و پیامدهای آنها استفاده میکند.
- ایجاد یک روش قابل اعتماد برای گرفتن تصمیمات عالی بسیار مهم است.
- در پایان فصل، سوالاتی برای تأمل درباره تصمیمگیری ارائه شده است، مانند اینکه آیا تصمیمات خوبی میگیرید، چگونه میتوانید تصمیمات بهتری بگیرید، آیا میخواهید همیشه از اشتباهات خود درس بگیرید، آخرین چیزی که به سختی یاد گرفتید چه بود و چه تصمیمات دیگری میتوانستید بگیرید و آیا نتیجه متفاوت میشد.
منابع اضافی
- Psychology Today – “۵ نکته برای تصمیمگیری بهتر“
استفاده از درختان تصمیم
- ویکیپدیا – https://en.wikipedia.org/wiki/Decision_tree
- LucidChart.com – https://www.lucidchart.com/pages/decision-tree?a=1
- Victor Lavrenko YouTube، درختان تصمیم – https://www.youtube.com/watch?v=eKD5gxPPeY0
استفاده از نمودارهای جریان
- SmartDraw.com – https://www.smartdraw.com/flowchart/
- ویکیپدیا – https://en.wikipedia.org/wiki/Flowchart
- ویدئوی Eugene O’Loughlin در مورد نمودارهای جریان – https://www.youtube.com/watch?v=hN9xemJYwos
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
فصل ۵
انجام تحلیل SWOT
این فصل بر اهمیت درک تواناییها و مسئولیتهای شخصی تأکید دارد و استفاده از تحلیل SWOT را به عنوان یکی از راههای اصلی برای انجام این کار معرفی میکند. تحلیل SWOT ابزاری است که معمولاً برای برنامهریزی استراتژیک کسبوکار استفاده میشود، اما برای شناسایی چهار دسته مربوط به شغل و خودتان نیز بسیار مفید است.
چهار بخش تحلیل SWOT عبارتند از: ۱. نقاط قوت (Strengths): اینها تواناییها و استعدادهای شما هستند؛ کارهایی که به خوبی انجام میدهید. منابع پیشنهاد میکنند که در زندگی حرفهای و شخصی خود، به سمت نقاط قوتتان گرایش داشته باشید. تمرکز بر نقاط قوت باعث میشود شادتر و موفقتر باشید. ۲. نقاط ضعف (Weaknesses): اینها کمبود مهارتها، تواناییها یا ویژگیهایی هستند که شما را در موقعیتهای خاص نسبت به دیگران در وضعیت نامناسبی قرار میدهند. با شناسایی نقاط ضعف میتوان با آموزش یا کار بر روی پروژههایی که آن مهارتها را نیاز دارند، برخی از آنها را به نقاط قوت تبدیل کرد. اما گاهی نقطه ضعف صرفاً یک نقطه ضعف است و ممکن است یک مسیر شغلی خاص (مثلاً کار با اعداد اگر در ریاضیات ضعیف هستید) برای شما مناسب نباشد. ۳. فرصتها (Opportunities): اینها حوزههایی هستند که میخواهید شغل خود را بر اساس آنها بنا کنید و شما را به آنچه هستید و آنچه در شما منحصر به فرد است، تبدیل میکنند. ۴. تهدیدها (Threats): اینها موانع خارجی هستند که میتوانند موفقیت شما را به خطر بیندازند.
روش پیشنهادی برای انجام تحلیل SWOT شخصی، استفاده از کمک یک فرد مورد اعتماد است که شما را به خوبی میشناسد، هرچند میتوانید با یک ارزیابی اولیه خودتان شروع کنید.
فصل تأکید میکند که باید همیشه بیشتر روی فرصتها و نقاط قوت خود تمرکز کنید. ساختن زندگی و حرفه بر اساس نقاط قوت و فرصتها امکان داشتن شغلی عالی و رضایتبخش را فراهم میکند. همچنین باید مسئولیت به حداقل رساندن تهدیدها و نقاط ضعف را بپذیرید.
یک ارزیابی خوب SWOT برای جستجوی شغل نیز مهم است. شما باید در رزومه خود بر نقاط قوتتان تأکید کنید تا کارفرمایان بتوانند صلاحیتهای شما را به راحتی درک کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل SWOT، منابع اضافی مانند Wikipedia، Mindtools.com و کتاب Strengths Finder 2.0 معرفی شدهاند.
منابع اضافی
- Wikipedia.org – “تحلیل SWOT“
- Mindtools.com – “تحلیل SWOT شخصی: استفاده حداکثری از استعدادها و فرصتهایتان“
- Strengths Finder 2.0 – این کتاب و آزمون همراه آن به شما کمک میکنند تا به صورت عینی نقاط قوت خود را درک کنید تا بتوانید از آنها حداکثر استفاده را ببرید.
فصل ۶
بازخورد صادقانه
نکات کلیدی مربوط به بازخورد صادقانه بر اساس این منابع عبارتند از:
- درخواست بازخورد صادقانه از دیگران در مورد زمینههای پیشرفت، نیازمند اعتماد به نفس و بلوغ زیادی است.
- شما با پرسیدن از دیگران، بیشتر در مورد خودتان یاد خواهید گرفت تا اینکه فقط به تنهایی در مورد خودتان فکر کنید.
- میتوانید از دیگران بخواهید که در مورد ۲ یا ۳ حوزه اصلی که میتوانید در سال آینده روی بهبود آنها تمرکز کنید، به شما بازخورد صادقانه بدهند.
- مهم است که آمادگی شنیدن بازخورد منفی درباره خود را داشته باشید.
- شناسایی افرادی که میتوانید از آنها بازخورد صادقانه دریافت کنید (مثلاً ۱۰ نفر مورد اعتماد) مهم است.
- یک نمونه ایمیل نشان میدهد که چگونه میتوانید از یک فرد مورد اعتماد برای ارائه بازخورد صادقانه در مورد زمینههای بهبود خود درخواست کنید و تأکید کنید که این بازخورد احساسات شما را جریحهدار نخواهد کرد.
- درخواست کننده بازخورد اذعان میدارد که با اینکه قدردان بازخورد مثبت است، هدف اصلی ایمیل دریافت بازخورد در مورد زمینههایی است که میتواند روی آنها کار کند.
منابع اضافی
- Harvard Business Review – “چگونه با بازخورد منفی برخورد کنیم“
- مجله Forbes – “۸ روشی که بازخورد منفی میتواند منجر به موفقیت بیشتر در کار شود“
- Fast Company – “تفکر پوست کلفت: چگونه از بازخورد منفی در محل کار به نفع خود استفاده کنید“
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
فصل ۷
شما باید اکنون برای شغل خود برنامهریزی کنید
در منابع ارائه شده، فصل مستقلی با عنوان “فصل ۷” ذکر نشده است. با این حال، بخشی وجود دارد که به “بازبینی سالانه” (هنالاس یسررب) میپردازد. این بخش در مورد بررسی پیشرفتها و برنامهریزی برای دورههای زمانی، از جمله سال آینده صحبت میکند.
خلاصه بخش بازبینی سالانه:
- بازبینی سالانه فرصتی برای بررسی پیشرفت شما در سال گذشته است.
- این زمان برای جشن گرفتن تمام موفقیتهای شما در سال گذشته است. اجرای برنامهریزی و کار سخت پاداش دارد.
- شما باید وظایف ناتمام را شناسایی کرده و ارزش آنها را تشخیص دهید. اگر این وظایف هنوز ارزشمند هستند، آنها را در برنامه سال آینده خود قرار دهید. اگر دیگر مرتبط یا ارزشمند نیستند، یادداشتی بنویسید که چه چیزی در مورد این وظیفه انجام دادهاید و چرا آن را متوقف کردهاید.
- میتوانید نه تنها دستاوردهای سال جاری، بلکه دستاوردهای سال قبل را نیز بررسی کنید. با بررسی پیشرفت خود، روندها را خواهید دید و میتوانید یک سال را با سال دیگر مقایسه کنید. این به شما اطلاعاتی در مورد چیزهای دیگری که باید یاد بگیرید تا مجموعه مهارتهای خود را افزایش دهید، میدهد.
- به آنچه در سال آینده برای تکمیل برنامه ۱۰ ساله شما باید انجام شود (که بخشی دیگر از برنامه ۱ ساله است) نگاه کنید.
- پس از ترسیم برنامه سال آینده، آن را برای یک یا دو روز کنار بگذارید تا به آن فکر کنید. آن را زمانی که آماده شدید بهروز کنید. سپس برنامه را اجرا کنید.
منابع اضافی
- Linkedin.com – “IC یا مدیر افراد…؟“
- Harvard Business Review – “آیا ذهنیت یک مدیر را دارید“
- New York Times – “شاید مدیریت سبک شما نباشد“
فصل ۸
مسیرهای شغلی حرفهای را درک کنید
- دو نوع نقش اصلی در هر سازمان یا شرکت وجود دارد: مشارکتکننده فردی (Individual Contributor یا IC) و مدیریت .
- مشارکتکننده فردی (IC): یک متخصص است که بر روی یک شغل خاص تمرکز دارد. افراد در این نقشها به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک تیم برای ایجاد نوعی محصول کاری کار میکنند . این شخص نیازی به نظارت یا مدیریت کارکنان یا مدیریت بودجه ندارد .
- مدیریت: هر زمان که کلمه “مدیر” به عنوان عنوان شغلی اضافه میشود، به این معنی است که فرد ممکن است مجبور به مدیریت افراد دیگر، و/یا بودجه، و/یا فرآیندها، و/یا موارد دیگر در محیط کار شود . مدیریت برای همه مناسب نیست . یک مدیر معمولاً از نقش مشارکتکننده فردی میآید، جایی که او قبلاً در زمینههای تحت مدیریت خود متخصص بوده است. به عنوان مثال، قبل از اینکه مدیر فناوری اطلاعات شود، ابتدا یک توسعهدهنده نرمافزار بود؛ قبل از اینکه مدیر حسابداری شود، یک متخصص پشتیبانی فروش بود.
- هر نوع نقش (IC و مدیریت) چالشها و پاداشهای خاص خود را دارد .
منابع اضافی
- InspireForLifeCoaching.com – “۴ مزیت قدرتمند آماده بودن“
- Medium.com – “اگر موفقیت میخواهید، بها را پیدا کنید، سپس آن را بپردازید“
- مجله Forbes – “۸ بهانه آسیبرسان که مردم برای ناراحتی خود میآورند“
- Psychology Today – “۵ راه برای ایجاد اعتماد و صداقت در روابط شما“
- مجله Forbes – “بزرگ شدن در جایی که همه برنده هستند – چگونه کودکان یاد میگیرند که برنده شوند؟“
منابع اضافی
- Fast Company – «آنچه باید در مورد متخصص یا عمومیکار بودن بدانید»
- Monster.com – «آیا باید متخصص شوم یا عمومیکار؟»
- Cleverism.com – «انتخاب نهایی شغل – عمومیکار یا متخصص»
فصل ۹
افراد و رفتارهای آنها در محیط کار
روابط در محیط کار، ارتباطات، اعتماد و نحوه مدیریت رابطه با مدیر میشود که در دروس مختلفی مانند درس ۱۹ (روابط با همکاران)، درس ۲۶ (زمان افراد و مناطق امن)، درس ۲۷ (در مورد چه چیزی صحبت کنیم)، درس ۲۸ (نحوه لباس پوشیدن شما)، درس ۲۹ (تعیین مرزهای رفتاری)، درس ۳۰ (زبان)، درس ۳۲ (ابتدا به دنبال درک باشید) و همچنین در بخشهایی در مورد مدیریت مدیر شما (مانند درس ۳۵ تا ۴۲) مطرح شدهاند.
با توجه به این تفاوت، لطفاً مشخص کنید که آیا مایلید خلاصهای از:
۱. فصل ۹ با عنوان “مایل به پرداخت قیمت باشید” را دریافت کنید؟
۲. یا خلاصهای از بخشهایی که به “افراد و رفتارهای آنها در محیط کار” میپردازند را ارائه دهم؟
پس از مشخص شدن خواسته شما، خلاصه مورد نظر را بر اساس منابع ارائه خواهم داد.
منابع اضافی
- مجله Fortune – «چرا دوستداشتنی بودن بهتر از مورد احترام بودن است»
- دوره مهارتهای ارتباطی دیل کارنگی – بسیار توصیه میشود
- «چگونه دوست پیدا کنیم و بر مردم تأثیر بگذاریم.» – بسیار توصیه میشود
فصل ۱۰
مدیریت مدیر شما
مدیریت مدیر شما ضروری است. همه باید رابطهای که با مدیر خود دارند را مدیریت کنند. این کار برای داشتن یک رابطه عالی، ایجاد اعتماد و ساختن شغل شما لازم است. افراد بسیار موفق مدیر خود را مدیریت میکنند.
مدیران از غافلگیری متنفرند. شغل آنها پر از پیچیدگی است و غافلگیریهای ناشی از کارکنان میتواند روز آنها را مختل کند. این نشان میدهد که شما نتوانستهاید یا نخواستهاید مشکلی را مدیریت کنید.
برای جلوگیری از غافلگیر کردن مدیرتان:
- انتظارات قابل دستیابی تعیین کنید. عدم تعیین انتظارات واقعبینانه یکی از بهترین راهها برای غافلگیر کردن مدیر است و باعث کاهش اعتماد و افزایش نظارت میشود.
- هر چه زودتر به آنها هشدار دهید. وقتی نشانههای یک مشکل قریبالوقوع را میبینید، باید به مدیرتان اطلاع دهید تا ریسک بررسی شده و اقدامات پیشگیرانه انجام شود. این کار به مدیر زمان میدهد تا فکر کند و اعتماد را افزایش میدهد.
- کار را برای آنها آسان کنید. تعاملات خود را دلپذیر و قابل پیشبینی کنید؛ به عنوان مثال، مدارک لازم (مانند ایمیلها) را در جلسات آماده داشته باشید.
- یک منطقه عاری از درام ایجاد کنید. محیط کاری مدیر پر از نگرانی و پیچیدگی است. بسیاری از افراد در محیط کار مانند بچههای مهدکودک رفتار میکنند و درام ایجاد میکنند. شما باید فرد بالغ در اتاق باشید و رفتار ثابتی داشته باشید تا به متحدی قابل اعتماد تبدیل شوید.
- آنچه را که میگویید انجام میدهید، انجام دهید. به تعهداتی که به مدیر خود میدهید، پایبند باشید. این کار اعتماد ایجاد میکند.
- قابل اعتماد و امین باشید. این استاندارد طلایی برای نشان دادن احترام به مدیر است. عدم قابلیت اطمینان شما را به یک مسئولیت یا متغیر منفی تبدیل میکند که ممکن است منجر به حذف شود.
- همیشه آنها را خوب جلوه دهید. در غیاب مدیرتان، شما نماینده او هستید و اگر اشتباهی رخ دهد، او پاسخگو خواهد بود. وقتی پروژهای موفقیتآمیز است، به مدیرتان بابت نقشش اعتبار دهید. مدیران انسان هستند و اشتباه میکنند؛ وقتی این اتفاق افتاد، به دنبال کمک به حل مشکل باشید.
- با یک مشکل، راهحل داشته باشید. وقتی با مشکلی به مدیر خود مراجعه میکنید، لیستی از راهحلهای ممکن را ارائه دهید. انتظار نداشته باشید که او مشکل را برای شما حل کند. مدیران به حلکنندگان مشکل نیاز دارند. وقت بگذارید و سناریوهای مختلف را برای حل مشکل آماده کنید و سپس با مدیرتان مطرح کنید.
بررسی کنید، انتظار نداشته باشید. همیشه حقیقت را با بررسی بدانید، نه با فرض کردن. فرضهای نادرست میتوانند منجر به ناامیدی و تصمیمات اشتباه شوند.
ابتدا به دنبال درک باشید. قبل از صحبت کردن یا پاسخ دادن، با پرسیدن سوالات صحیح و گوش دادن دقیق، وضعیت را کاملاً درک کنید.
هدف واقعی منابع انسانی (HR) مدیریت ریسک برای شرکت است. آنها برای کمک به کارکنان آنجا نیستند و معمولاً در صورت بروز مشکل، مدیر را درگیر میکنند و موضوع را مستند میکنند. منابع انسانی اغلب از مدیر در برابر کارمند حمایت میکند، حتی اگر حق با کارمند باشد، زیرا کارمند میتواند برای شرکت ریسک ایجاد کند. باید هنگام صحبت با منابع انسانی بسیار محتاط باشید.
در محیط کار، با همه با احترام و ادب رفتار کنید. از صحبت در مورد موضوعات حساس مانند مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی خودداری کنید و از مصرف الکل در موقعیتهای کاری اجتماعی پرهیز کنید. کافهها و رستورانها مناطق اجتماعی امن در طول روز هستند.
منابع اضافی
- Fast Company – «چگونه با ۱۰ موقعیت کاری ناخوشایندترین برخورد کنید»
- TheBalanceCareers.com – «۱۰ نکته برای برخورد با افراد دشوار در محل کار»
- VeryWellMind.com – «آماده شدن برای صحبتهای کوتاه: فهرستی از بهترین و بدترین موضوعات»
- TheBalanceCareers.com – «لباس پوشیدن برای موفقیت در کار: نمونهای از آییننامه لباس اداری غیررسمی»
- TheWorkPlace.org – «منابع انسانی آنجا نیست که دوست شما باشد. آنجا برای محافظت از شرکت است.»
