فصل یازدهم کتاب با جملهای منسوب به آلبرت اینشتین آغاز میشود: «اگر یک ساعت برای حل مسئلهای وقت داشتم و زندگیام به آن بستگی داشت، پنجاهوپنج دقیقهی اول را صرف پیدا کردن پرسشهای درست میکردم.» این جمله روح ابزاری است که بن در این فصل، به شکلی غیرمنتظره، از رقیبش چارلز یاد میگیرد: طوفان پرسش یا Q-Storming.
بخش دهم از مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: ۱۲ پرسش برتر برای موفقیت
جلسهای که قرار بود رویارویی باشد
بن در نیم ساعت باقیمانده تا جلسه با چارلز، به حالت خودکوچینگ میرود و روی سه پرسشی که جوزف صبح به او داده تمرکز میکند. یادش میآید جوزف و آلکسیس چطور با پرسشهایشان به او آرامش داده بودند. این بار، برخلاف گذشته، چارلز را منتظر نمیگذارد؛ تا دم در به استقبالش میرود، دست میدهد و تعارف میکند. چارلز کمی عصبی به نظر میرسد؛ بن با خودش فکر میکند: «پس فقط من نیستم!»
بن با صداقت شروع میکند: «نگران وضع تیم هستم و میخواهم با تو صحبت کنم. اگر موافقی، با چند پرسش شروع کنیم؟» بعد کاری میکند که برایش آسان نیست؛ فرضهایش را به زبان میآورد: اینکه فکر میکرده چارلز به خاطر ترفیعنگرفتن نمیتواند با او کار کند و پرسشهایش برای زیر سؤال بردن اوست.
چارلز متعجب است: «چرا پرسشهای من مشکل باشد؟ تو تازه آمدهای. باید بفهمم چه میخواهی و ما را کجا میبری. بدون پرسیدن چطور بفهمم؟»
«هر پرسشِ نپرسیده، بحرانی در انتظار است»
معلوم میشود چارلز در کارگاه آموزشی جوزف در کیوتک شرکت کرده است؛ همان کارگاهی که بن به خاطر تداخل برنامه از دستش داده بود. جوزف به شرکتکنندگان کارتهایی داده بود با این جمله: «هر پرسشی که پرسیده نشود، بحرانی است که در انتظار وقوع است.» چارلز یکی از آن کارتها را روی تابلوی اعلاناتش زده است.
بن ناگهان میفهمد تیمش پرسشهای زیادی را نپرسیده است؛ و خودش نهتنها پرسشها را دعوت نکرده، بلکه با واکنشهایش جلوی آنها را گرفته است. لحظهای پرسشهای قضاوتگر به ذهنش هجوم میآورند: «تقصیر من است؟ من چه مشکلی دارم؟» اما این بار زود متوجه میشود و با پرسشهای تغییر مسیر برمیگردد.
طوفان پرسش چیست؟
چارلز توضیح میدهد: «هدف، پیدا کردن پاسخ، ایده یا راهحل نیست. میخواهیم تا جایی که میشود پرسش تازه بسازیم.» به گفتهی جوزف، هدف باز کردن درهای تازه در ذهن است؛ پشت هر در ممکن است پاسخ یا راهحلی باشد. هر پرسش تازه دامنهی امکانها را گسترش میدهد: «پرسشِ نپرسیده، دری است که باز نشده.»
طوفان پرسش شبیه طوفان فکری است، با این تفاوت که طوفان فکری دنبال پاسخ است و طوفان پرسش دنبال پرسش. پاسخها اغلب فکر را متوقف میکنند؛ پرسشها آن را باز نگه میدارند.
در داستان کتاب، این تمرین ابداع آلکسیس معرفی میشود و او بسیاری از مهمترین گشایشهای کاریاش را مدیون آن میداند. Q-Storming نام ثبتشدهی مؤسسهی Inquiry Institute است که مریلی آدامز بنیان گذاشته و کارگاههای تخصصی تسهیلگری آن را برگزار میکند. نکتهی ظریف این ابزار آن است که تولید پرسش، فشار «پیدا کردن جواب درست» را از روی دوش جمع برمیدارد و همین، فضای امن و خلاقی میسازد.
سه فرض پایهی طوفان پرسش
- نتایج بزرگ با پرسشهای بزرگ آغاز میشوند.
- تقریباً هر مسئلهای با پرسشهای درست کافی قابل حل است.
- پرسشهایی که از خودمان میپرسیم اغلب پربارترین روزنهها را برای فکر، عمل و امکان تازه باز میکنند.
مراحل اجرای طوفان پرسش
- توصیف موقعیت و هدف: موقعیت مسئلهدار و هدفهای تغییر را روشن کنید. هدف باید قوی و روشن باشد.
- کشف فرضها: فرضهایتان دربارهی موقعیت را بنویسید؛ مثل فرض بن که چارلز نمیتواند با او کار کند.
- بررسی واقعیتها: واقعیتهای مربوط به موقعیت را از فرضها جدا کنید.
- تولید پرسش: حالا پرسشها را تا جایی که میشود سریع تولید کنید و کسی آنها را بنویسد.
- مرور و یافتن پرسشهای تازه: پرسشها را مرور کنید و ببینید کدام را پیشتر هرگز نپرسیده بودید. پرسشهای تازه بیشترین تفاوت را ایجاد میکنند.
- برنامهی عمل: بر اساس کشفها، برنامهی عمل بسازید یا اصلاح کنید.
قواعد پرسشسازی
- پرسشها اولشخص باشند، با «من» و «ما»؛ پرسشهایی برای فکر کردن، نه لزوماً برای پرسیدن از دیگری.
- از ذهنیت یادگیرنده پرسش بسازید و از پرسش قضاوتگر پرهیز کنید.
- پرسشها بیشتر باز باشند: «چطور میتوانیم…؟» بهجای «آیا میتوانیم…؟»
- پرسشهای جسورانه و تحریککننده و حتی «احمقانه» را هم دعوت کنید؛ گاهی بزرگترین گشایشها از همینها میآید.
- کمیت مهمتر از کیفیت است؛ شتاب را حفظ کنید. ارزیابی و اولویتبندی بعداً انجام میشود.
پرسشهایی که روی تخته نوشته شد
چارلز با این پرسش شروع میکند: «به چه شیوههایی میتوانیم بهترین همکاری را برای رسیدن به اهدافمان داشته باشیم؟» و بعد: «چه چیزی را میخواهم در تیم تغییر دهم؟» پرسشها پشت سر هم میآیند:
- چه سوختی میتوانم بیاورم تا تیممان در حرکت بماند؟
- چطور به خودمان یادآوری کنیم که شکست، بازخورد است؟
- چطور از قضاوتگری پرهیز کنم؟
- بزرگترین نقاط قوت هر عضو تیم چیست؟
- چطور به هر عضو اطمینان بدهم که ریسک کردن و کمک خواستن اشکالی ندارد؟
- چطور مطمئن شوم همه آنقدر احساس امنیت میکنند که نظرشان را بگویند؟
- چطور میتوانیم واقعاً یک تیم یادگیرنده شویم؟
بن با دیدن تخته شگفتزده است؛ در چند دقیقه صفحه پر از پرسش شده است و او تازه میفهمد پیشتر چقدر کم پرسیده بود. بعد پرسشی اضافه میکند که کانون توجهش میشود: «چه چیزی به هر کدام از ما کمک میکند بهترین مشارکتش را داشته باشد؟» کلمهی «مشارکت» دری بزرگ را باز میکند: او در نقش «مرد پاسخها» هرگز نپرسیده بود دیگران چه دارند که ارائه کنند، چه نیاز دارند و او چه اثری بر آنها دارد. و پرسش تازهای شکل میگیرد: «آیا حاضرم اجازه دهم دیگران به من کمک کنند؟»
جلسه با دست دادنی گرم تمام میشود. بن و چارلز تنش میانشان را پذیرفته و آشتی کردهاند. بن همان شب برنامهی جلسهی فردای تیم را مینویسد؛ این بار با بهترین پرسشهایی که با چارلز پیدا کردهاند. چشمش به تابلوی کوچک روی دیوار میافتد: «همهچیز را بپرس!»
کجا از طوفان پرسش استفاده کنیم؟
طوفان پرسش بیشتر برای گشایش در تصمیمگیری، حل مسئله، برنامهریزی راهبردی و نوآوری به کار میرود. معمولاً گروهی اجرا میشود، اما در گفتوگوهای دونفرهی هدفمحور مثل کوچینگ، رهبری و فروش هم کاربرد دارد و حضوری یا مجازی قابل اجراست. در دوران تغییرات سریع سازمانی، این ابزار به تیمها کمک میکند بهجای واکنش، پرسشهای درست را پیدا کنند؛ موضوعی که در مقاله مدیریت تغییر در عصر هوش مصنوعی هم به آن پرداخته شده است. برای رهبرانی که میخواهند فرهنگ پرسشگری بسازند، کوچینگ رهبری چیست؟ را هم ببینید.
پرسشهای متداول
چند نفر برای طوفان پرسش لازم است؟
از دو نفر تا یک تیم کامل. بن و چارلز فقط دو نفر بودند و در چند دقیقه صفحهای پر از پرسش ساختند.
بعد از تولید پرسشها چه کنیم؟
پرسشها را مرور و اولویتبندی کنید، پرسشهای تازه را علامت بزنید و بر اساس آنها برنامهی عمل بسازید.
جمعبندی
طوفان پرسش ما را از قفل پاسخهای تکراری آزاد میکند. برای بن، این جلسه نهتنها رابطه با چارلز را ترمیم کرد، بلکه نقطهی عطف تیم شد. اما شب هنوز تمام نشده است؛ در خانه، گفتوگوی سختتری انتظارش را میکشد: پرسش در رابطهها و زندگی یادگیرنده.
برای اجرای عملی طوفان پرسش با تسهیلگری مدرس، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جویزاده را ببینید.
برگرفته و بازنویسیشده از فصل یازدهم و ابزار یازدهم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.


بدون دیدگاه