بن جلسهی بعدی را با پرسشی آغاز میکند که از همان ابتدا ذهنش را مشغول کرده بود: آیا میشود از شر ذهنیت قضاوتگر خلاص شد؟ پاسخ جوزف، که با جملهای از کارل یونگ همراه است، کلید فصل هشتم کتاب است: «تا چیزی را نپذیریم، نمیتوانیم تغییرش دهیم.» در این فصل، جوزف ابزاری را معرفی میکند که همهی آموختههای قبلی را در چهار گام ساده جمع میکند: فرایند انتخاب ABCD.
بخش هفتم از مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: ربایش آمیگدال و تمرینهای بدنی
فرمول ساده: قضاوتگر، تغییر، یادگیرنده
جوزف یادآوری میکند که هیچکدام از ما نمیتوانیم از لغزیدن گاهبهگاه به قضاوتگری پرهیز کنیم؛ این انسانی است و بخشی از آن به آمیگدال برمیگردد. اما با پذیرش سادهی این بخش از خود، میتوانیم از پیروی کورکورانه از آن رها شویم. به گفتهی او: «مشکل خودِ قضاوتگر نیست؛ مشکل نوع رابطهی ما با آن است.» فرمول، ساده است: قضاوتگر ← تغییر ← یادگیرنده. فرایند ABCD راهی است برای اجرای این فرمول در عمل.
داستان استن: سرمایهگذاری که نزدیک بود دود شود
جوزف داستان استن، همسر آلکسیس، را تعریف میکند که در کار سرمایهگذاری است. استن سالها آدم بسیار قضاوتگری بود که به درست بودن نیاز داشت. اگر با کسی برخوردی داشت یا شایعهای دربارهاش میشنید، آن شخص را کنار میگذاشت. خودش میگوید مثل سگ بولتریر که استخوان را رها نمیکند، به فرضها و نظراتش چسبیده بود و به همین دلیل فرصتهای زیادی را از دست داد.
یک بار استن مبلغ زیادی در یک استارتاپ امیدوارکننده سرمایهگذاری کرد. یک سال بعد، شرکت مدیرعاملی استخدام کرد که پیشتر در شرکتی درگیر رسوایی مالی کار کرده بود. با اینکه این مدیر از هر تخلفی تبرئه شده بود، استن گرفتار این فرض بود که «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» و آماده بود سرمایهاش را بیرون بکشد. در یک مهمانی شام، آلکسیس پیشنهاد کرد استن فرضهایش را زیر سؤال ببرد و فرایند ABCD را روی این تصمیم اجرا کند.
چهار گام فرایند انتخاب ABCD
A: آگاهی (Aware)
آیا در ذهنیت قضاوتگرم؟ آیا این روش جواب میدهد؟ استن بعد از مرور ویژگیهای ذهنیت قضاوتگر با شوخطبعی اعتراف کرد: «قضاوتگری تخصص من است!» همین اعتراف، نگاه صادقانه به خود را آغاز کرد.
B: نفس (Breathe)
آیا لازم است مکث کنم، یک قدم عقب بروم، نفس عمیقی بکشم و موقعیت را عینیتر ببینم؟ بدنم چه میگوید؟ استن واقعاً نفس عمیقی کشید و پذیرفت که بهویژه با اینهمه پول در میان، اصلاً عینی نیست. او به مدیرعامل تازه بیاعتماد بود، بیآنکه حتی یک بار با او حرف زده باشد.
C: کنجکاوی (Curiosity)
واقعاً چه خبر است؟ واقعیتها چیست؟ چه چیزی را نمیبینم یا از آن طفره میروم؟ وقتی از استن پرسیدند آیا اطلاعات عینی جمع کرده است، فهمید هیچ واقعیتی در دست ندارد و هرگز از بیزاریاش نسبت به آنچه شنیده بود فراتر نرفته است.
D: تصمیم (Decide)
تصمیم من چیست؟ انتخاب من چیست؟ استن فهمید برای انتخابی عاقلانه اطلاعات کافی ندارد و به خودش بدهکار است که تحقیق کند. یک ماه بعد به جوزف خبر داد که پرسوجو کرده و فهمیده مدیرعامل جدید آدم درستی است که گرفتار اشتباه دیگران شده بود. استن سرمایهاش را نگه داشت و سود چشمگیری برد.
«مرگ با فرض» (Assumacide)
استن بعدها با شوخطبعی گفت فرایند ABCD به او یاد داد چطور از «مرگ با فرض» پیشگیری کند. او هنوز هم گاهی صاحبنظر و قضاوتگر است، اما این بخش از خود را میشناسد و میپذیرد و دیگر اجازه نمیدهد در تصمیمگیری چشمش را ببندد. ABCD برای او بخشی از خودکوچینگ شده است؛ به شوخی میگوید دارد این پرسشها را در مغزش «سیمکشی» میکند. جوزف از این داستان نتیجه میگیرد که اگر استن، یا هر کدام از ما، وقتش را صرف قضاوت دربارهی قضاوتگر خود و پافشاری بر درستی قضاوتهایش میکرد، حتی قدم اول تغییر را هم برنمیداشت. پذیرش، راه را برای پرسیدن باز میکند.
پرسش از فرضها: ابزار هفتم
آدامز فرض را به نقطهی کور تشبیه میکند؛ چیزی که نمیبینیم. فرضهای نادرست یا آزمودهنشده میتوانند تلاشهای ما برای رسیدن به هدف و حتی رابطههای رضایتبخش را خراب کنند. بهترین دفاع، عادت به پرسیدن است. این پرسشها را دربارهی موقعیتی که در آن گیر کردهاید بپرسید و پاسخها را بنویسید:
- دربارهی خودم در این موقعیت چه فرضهایی دارم؟
- دربارهی دیگران چه فرضهایی دارم؟
- چه فرضی از گذشته آوردهام که شاید الان درست نباشد؟
- چه چیزی را ممکن است نبینم یا از آن طفره بروم؟
- دربارهی منابع در دسترس چه فرضی دارم؟
- دربارهی آنچه ناممکن است، یا آنچه ممکن است، چه فرضی دارم؟
آدامز میگوید ارزشمندترین فرضها اغلب همانهاییاند که غافلگیرمان میکنند. وقتی فکر کردید همه را پیدا کردهاید، باز هم ادامه دهید.
آیا ذهنیت یادگیرنده «نرم» است؟
بن نگرانی دیگری هم دارد: «یادگیرنده بودن نرم به نظر میرسد؛ مثل یک تازهکار. رهبر خوب باید قوی، سرسخت و قاطع باشد.» جوزف از او میپرسد آلکسیس تصمیمهای سخت را چطور میگیرد؟ بن به یاد میآورد که آلکسیس در صورت لزوم بسیار محکم است، اما همه حتی وقتی او به چالششان میکشد، احساس احترام دارند.
جوزف میان «سرسختی یادگیرنده» و «سرسختی قضاوتگر» تمایز میگذارد. با هر دو میشود کار را پیش برد، اما رهبر یادگیرنده سرسختیای نشان میدهد که اعتماد، وفاداری، احترام، همکاری و ریسکپذیری میسازد؛ در حالی که رهبر قضاوتگر بیشتر ترس، بیاعتمادی و تعارض پدید میآورد.
آیا ذهنیت یادگیرنده کار را کند میکند؟
پرسش بعدی بن: «با اینهمه فشار و ضربالاجل، اگر همیشه یادگیرنده باشم، کارها طول نمیکشد؟» جوزف با پرسش پاسخ میدهد: «چند بار در عجله اشتباه کردهای، خودت یا دیگران را سرزنش کردهای و مجبور شدهای کار را از نو انجام دهی؟ چند بار با بیحوصلگی با کسی رفتار کردهای و دیدی دیگر کمتر با تو حرف میزند؟ هزینهاش در زمان، نتیجه و اعتماد چقدر بود؟» یکی از اعضای «تالار افتخار» جوزف گفته بود سرعت و کارایی یکی نیستند و قضاوتگر سرعتگیر میسازد.
پیوند با تصمیمگیری شغلی
فرایند ABCD در تصمیمهای بزرگ شغلی هم بسیار کاربردی است؛ از پذیرفتن یک پیشنهاد کاری تا تغییر مسیر حرفهای. مقاله تصمیمگیری شغلی در ۴ گام چارچوبی تکمیلی برای این تصمیمها ارائه میدهد و پرسشهای صحیح برای موفقیت شغلی نمونههایی از پرسشهای کاربردی در این مسیر دارد.
تمرین کوتاه: ABCD برای یک تصمیم واقعی
یک تصمیم یا موقعیت چالشبرانگیز فعلی را انتخاب کنید و روی کاغذ چهار ستون بکشید: آگاهی، نفس، کنجکاوی، تصمیم. در هر ستون پرسشهای مربوط را پاسخ دهید. در ستون کنجکاوی، پرسشهای کشف فرضها را هم اضافه کنید. در پایان ببینید تصمیمتان با تصمیم اولیه چه فرقی کرده است.
پرسشهای متداول
آیا ABCD برای تصمیمهای فوری هم کار میکند؟
بله. با تمرین، این چهار گام میتواند در چند ثانیه طی شود: یک لحظه آگاهی، یک نفس، یک پرسش کنجکاوانه و بعد انتخاب.
فرق ABCD با فهرست پرسشهای تغییر مسیر چیست؟
پرسشهای تغییر مسیر جعبهابزارند؛ ABCD نقشهی گامبهگام استفاده از آنها، از آگاهی تا تصمیم.
جمعبندی
فرایند ABCD به ما یاد میدهد از واکنش به انتخاب برسیم و با پرسیدن از فرضها، از «مرگ با فرض» در امان بمانیم. بن حالا آماده است این ابزارها را به سطح تیم ببرد. در بخش بعد میبینیم ذهنیت یادگیرنده و قضاوتگر چطور در تیمها ظاهر میشوند: تیم یادگیرنده و امنیت روانی.
برای تمرین ABCD روی موقعیتهای واقعی خودتان، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جویزاده را ببینید.
برگرفته و بازنویسیشده از فصل هشتم و ابزارهای هفتم و هشتم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.


بدون دیدگاه