یک صبح، آلکسیس با برگه‌ای از وال‌استریت ژورنال به دفتر بن می‌آید. مقاله‌ای درباره‌ی او منتشر شده با عنوان «رهبری پرسشگر: ساختن فرهنگی از تعهد، بهره‌وری و همکاری.» پاراگراف اول از چرخش «تقریباً معجزه‌آسای» کیوتک می‌گوید: شرکتی که زمانی «کشتی در حال غرق» نامیده می‌شد، حالا در فهرست ۱۰۰ محیط کاری برتر آمریکا قرار دارد. فصل چهاردهم کتاب درباره‌ی همین الگوست: رهبری پرسشگر (Inquiring Leadership).

بخش دوازدهم از مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: پرسشگری در روابط و زندگی یادگیرنده

«جوزف فقط نقشه را داد؛ سفر را تو رفتی»

آلکسیس پاراگرافی را نشان می‌دهد که نام بن در آن آمده است. بن با فروتنی می‌گوید اعتبار این موفقیت مال جوزف است. آلکسیس می‌خندد: «جوزف، با فروتنی خودش، می‌گوید فقط نقشه را داد. تو سفر را رفتی و با ابزارهایی که داد مهارت ساختی. و فقط این نبود؛ مسائل سختی را به دست گرفتی و برای ما نتیجه گرفتی.»

در جشن کوچکی که آن روز در دفتر آلکسیس برگزار می‌شود، جوزف بخشی از مقاله را بلند می‌خواند: «فرهنگ هر سازمان یا با طراحی ساخته می‌شود یا به‌طور پیش‌فرض؛ و پیش‌فرض معمولاً به سمت منفی و قضاوت‌گر متمایل است. به همین دلیل، ساختن آگاهانه‌ی فرهنگ یادگیرنده حیاتی است، و این فقط با رهبری آگاهانه‌ی یادگیرنده ممکن است.»

جوزف ضرب‌المثلی قدیمی را هم یادآوری می‌کند: «کوچ خوب کسی است که خودش را به‌تدریج غیرضروری می‌کند.» ما مراجعان و شاگردانمان را شکل می‌دهیم، همان‌طور که آن‌ها ما را شکل می‌دهند.

غافلگیری‌های آلکسیس

آلکسیس خبر می‌دهد که می‌خواهد تفکر پرسشی را در کل شرکت گسترش دهد. اول اینکه چارلز را به جایگاه بن منصوب می‌کند. برای لحظه‌ای، مسیر قضاوت بن را صدا می‌زند: «شوخی است؟ چارلز جای من؟» اما بن سریع به جایگاه ناظر برمی‌گردد و تغییر مسیر می‌دهد. آلکسیس ادامه می‌دهد که از بن می‌خواهد چارلز را در این گذار کوچ کند؛ و خودش رهبری تیم تازه‌ای را بر عهده بگیرد که تفکر پرسشی را به سراسر کیوتک می‌برد. دلیل آلکسیس جالب است: «ترکیب منحصربه‌فرد کشمکش‌ها و موفقیت‌های نهایی‌ات، دقیقاً همان صلاحیتی است که برای این نقش می‌خواهم.»

رهبر پرسشگر کیست؟

ابزار چهاردهم کتاب به بازتاب درباره‌ی رهبری پرسشگر اختصاص دارد. به گفته‌ی آدامز، آلکسیس، جوزف و سرانجام بن ترکیبی از ویژگی‌های رهبر پرسشگرند:

  • ذهن باز، کنجکاو و در عین حال قاطع؛
  • خودآگاه و اهل تأمل، متعهد به رشد مستمر خود و اطرافیان؛
  • تاب‌آور، سازگار، خلاق و راحت با «ندانستن»؛
  • راهبردی در فکر کردن، همکاری، گوش دادن و رهبری؛
  • آگاهانه پرسش‌های یادگیرنده‌ی زیادی از خود و دیگران می‌پرسند؛
  • می‌دانند کی پرسیدن را متوقف کنند و دست به عمل بزنند.

رهبران پرسشگر بیشتر می‌پرسند و کمتر می‌گویند و توصیه می‌کنند؛ و به این ترتیب تعهد، همکاری و فکر خلاق را دعوت می‌کنند. حرف و عملشان اعتماد، احترام و وفاداری می‌آفریند. آن‌ها خطر و فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی نپرسیدن پرسش‌های مهم را می‌شناسند.

آدامز از دنیل گلمن، نویسنده‌ی «هوش هیجانی»، نقل می‌کند که با تمرکز روزافزون بر خدمات دانش‌محور، مهارت‌های انسانی «در کار تیمی، همکاری و کمک به آدم‌ها برای یادگیری مشترک» اهمیتی بیش از پیش پیدا می‌کنند. و از دیوید راک: رئیسی که می‌داند کارکنانش واقعاً چه می‌خواهند و به چه اهمیت می‌دهند، محیط تیمی بهتری می‌سازد تا کسی که فقط روی اجزای پروژه تمرکز دارد.

خودمدیریتی؛ تپش قلب رهبری پرسشگر

به گفته‌ی آدامز، مهارت‌های خودمدیریتی تفکر پرسشی، به راهنمایی نقشه انتخاب، «تپش قلب رهبری پرسشگر»ند: آگاه شدن از ذهنیت قضاوت‌گر خود و استفاده از پرسش‌های تغییر مسیر برای بازگشت پیوسته به ذهنیت یادگیرنده. نتیجه‌ی این مهارت‌ها اعتمادبه‌نفس بیشتر، خویشتن‌داری آرام، چابکی هیجانی، کنجکاوی و توان حضور و پاسخ مؤثر به آدم‌ها و شرایط است. رهبران پرسشگر این‌گونه فرهنگ یادگیرنده می‌سازند.

ابزار سیزدهم: کوچ کردن خود و دیگران

آدامز به مقاله‌ای در مجله‌ی فوربز اشاره می‌کند که نشان می‌دهد سازمان‌ها روزبه‌روز بیشتر بر کوچینگ به‌عنوان مهارت رهبری تأکید می‌کنند؛ به‌ویژه جایی که هوش مصنوعی شیوه‌ی انجام کارها را تغییر می‌دهد. در نقش‌های رهبری سنتی، هدف تقسیم کار و نظارت بر انجام آن بود. اما وقتی مهارت کوچینگ وارد نقش رهبر می‌شود، رهبر برای «تعمیر» آدم‌ها یا حل مسائلشان آنجا نیست. تمرکز کوچ بر مهارت‌سازی، تیم‌سازی، حل مسئله‌ی مؤثر، تفکر انتقادی و نوآوری است.

روش جوزف نمونه‌ی خوبی است: او به بن کمک می‌کند پرسش‌هایی بپرسد که به پاسخ‌های خودش برسد، و همزمان روش را به او می‌آموزد تا بتواند خودش را کوچ کند و بعدها دیگران را. آدامز پیشنهاد می‌کند اگر کوچ هستید، داستان بن را این بار از چشم جوزف بخوانید. به پرسش‌هایی که جوزف در لحظه‌های حساس می‌پرسد دقت کنید، به سکوت‌هایش، و به اینکه چطور هرگز به‌جای بن تصمیم نمی‌گیرد.

نقشه انتخاب در جلسه‌ی کوچینگ

نزدیک به آغاز هر همکاری کوچینگ، توجه مراجع را به نقشه انتخاب جلب کنید؛ حتی در جلسه‌های مجازی. وقتی نقشه جلوی مراجع است، کوچ می‌تواند بپرسد:

  • «الان خودت را کجای نقشه می‌بینی؟»
  • «در ذهنیت قضاوت‌گری یا یادگیرنده؟ از کجا می‌دانی؟»
  • «در چاله‌ی قضاوتی؟ یا کنار مسیر تغییر جهت ایستاده‌ای و فکر می‌کنی قدم بعدی چیست؟»

پیش از به اشتراک گذاشتن نقشه، کوچ هم باید از خودش بپرسد کجای نقشه است. اگر کمی قضاوت‌گری در خودش دید، بپرسد: «قضاوت‌گر من چه می‌خواهد بگوید؟ کدام پرسش تغییر مسیر کمکم می‌کند؟ نقشه انتخاب امروز چطور می‌تواند بیشترین کمک را به مراجعم بکند؟» جمله‌ی کلیدی آدامز این است: ذهنیت یادگیرنده، ذهنیت کوچینگ است.

پیوند با مسیر رهبری

گذار از مدیر متخصص به رهبر، همان سفری است که بن طی کرد: از «مرد پاسخ‌ها» به رهبری که با پرسش، توان دیگران را آزاد می‌کند. مقاله‌های سفر از مدیریت به رهبری و کوچینگ رهبری چیست؟ این مسیر را عمیق‌تر بررسی می‌کنند. در هر دو مسیر، نقطه‌ی شروع یکی است: رهبری که پیش از دادن پاسخ، می‌پرسد «تیم من چه می‌داند که من نمی‌دانم؟» و «چطور می‌توانم شرایطی بسازم که هر کس بهترین مشارکتش را داشته باشد؟» در فرهنگ‌های کاری که مدیر را «دانای کل» می‌دانند، این تغییر شاید در ابتدا عجیب به نظر برسد؛ اما تجربه‌ی کیوتک نشان می‌دهد که همین پرسش‌ها اعتماد، تعهد و نوآوری می‌آفرینند.

تمرین کوتاه: سنجش رهبری پرسشگر

به هر کدام از ویژگی‌های رهبر پرسشگر از ۱ تا ۵ نمره دهید. کمترین نمره را انتخاب کنید و سه پرسش یادگیرنده بنویسید که در هفته‌ی آینده به تقویت آن کمک کند. مثلاً اگر «راحت با ندانستن» نمره‌ی پایینی گرفت، در جلسه‌ی بعد پیش از ارائه‌ی نظرتان بپرسید: «شما چه فکر می‌کنید؟»

پرسش‌های متداول

آیا رهبر پرسشگر تصمیم نمی‌گیرد؟

چرا؛ رهبر پرسشگر قاطع است. او با پرسیدن، اطلاعات بهتری جمع می‌کند و مشارکت می‌سازد و بعد تصمیم می‌گیرد. دانستن زمان توقف پرسش و آغاز عمل، بخشی از این مهارت است.

آیا مدیری که کوچ حرفه‌ای نیست می‌تواند با پرسش کوچ کند؟

بله. ابزار سیزدهم دقیقاً برای رهبران است. البته برای عمیق‌تر شدن در کوچینگ حرفه‌ای، دوره کوچ حرفه‌ای مسیر کامل‌تری ارائه می‌دهد.

جمع‌بندی

رهبری پرسشگر یعنی رهبری با کنجکاوی، گوش دادن و پرسش‌های یادگیرنده؛ و ساختن آگاهانه‌ی فرهنگی که به‌جای پیش‌فرض قضاوت‌گر، بر طراحی یادگیرنده بنا شده است. در بخش پایانی، کیوتک با چالشی تازه روبه‌رو می‌شود: ورود هوش مصنوعی. ببینیم تفکر پرسشی در این تغییر چه نقشی دارد: تفکر پرسشی، هوش مصنوعی و مدیریت تغییر.

برای تمرین کوچینگ با پرسش و نقشه انتخاب، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جوی‌زاده را ببینید.


برگرفته و بازنویسی‌شده از فصل چهاردهم و ابزارهای سیزدهم و چهاردهم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *