صبح زود، تلفن بن زنگ میخورد. آلکسیس است: «میتوانی برای جلسهای زودهنگام به دفتر جوزف بیایی؟ جوزف روی چیزی کار کرده که فکر میکنم دوستش داری.» او جملهای از هاروارد بیزنس ریویو میخواند: برای موفقیت در عصر هوش مصنوعی مولد، رهبران باید بدانند موفقیت کمتر به خود فناوری و بیشتر به رهبری و دگرگونی سازمانی بستگی دارد. فصل پانزدهم، که در ویراست پنجم به کتاب اضافه شده، نشان میدهد تفکر پرسشی و هوش مصنوعی چطور به هم میرسند و پرسشهای یادگیرنده چطور میتوانند تغییری به این بزرگی را انسانیتر کنند.
بخش سیزدهم و پایانی مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: رهبری پرسشگر و کوچینگ با پرسش
واکنشهای ناهمگون به هوش مصنوعی
کیوتک چند سالی است دربارهی استفادهی بیشتر از هوش مصنوعی فکر میکند؛ مثلاً خودکارسازی کارهای تکراری تا انسانها وقت بیشتری برای کار خلاق و جذاب داشته باشند. اما وقتی آلکسیس نظر کارکنان را جویا میشود، پاسخها ناهمگون است: فقط عدهی کمی مشتاقاند، هرچند بیشتر افراد میدانند تغییر در کیوتک و تقریباً هر محیط کاری دیگر اجتنابناپذیر است. آنچه بیش از همه توجه آلکسیس را جلب میکند، گروهی کوچک اما پرصداست که قاطعانه با هوش مصنوعی مخالفاند. آنها میترسند خودکارسازی شغلشان را تغییر دهد یا حذف کند و فرهنگ شرکت را تضعیف کند. آیا ارزشی که کیوتک برای همکاری، کار تیمی و پیوند انسانی قائل است کمرنگ میشود؟ آلکسیس تصمیم میگیرد رویکرد سنجیدهتری در پیش بگیرد.
تغییر با طراحی، نه پیشفرض
جوزف تأثیر هوش مصنوعی را با اختراع خودرو مقایسه میکند. بعضی میگویند اهمیت خودرو فقط در این بود که سفر را سریعتر و دورتر کرد؛ اما خودرو شکل شهرها، کار و زندگی را دگرگون کرد. به باور جوزف، هوش مصنوعی فهم ما از شناخت و نقش هوش انسانی را تقریباً در هر حوزهای تغییر خواهد داد. «اما هر چه در پیش باشد، هنوز فرصت داریم پرسش بپرسیم و آدمها را در انتخابهای تازه مشارکت دهیم.»
جوزف هشدار میدهد که اگر مقاومت را با درک اینکه زندگی واقعی آدمها تحت تأثیر است مدیریت نکنیم، بهسرعت به ذهنیت قضاوتگر میلغزد؛ بهویژه وقتی آدمها احساس کنند در تغییری که بر آنها اثر میگذارد هیچ انتخابی ندارند. هدف این نیست که درها را بیحساب به روی هوش مصنوعی باز کنیم و «بگذاریم هر چه پیش آید.» بن خلاصه میکند: «یعنی تغییر با طراحی، نه پیشفرض.» به گفتهی جوزف، بسیاری از سازمانها هرگز از آشفتگیای که نه خود تغییر، بلکه نادیده گرفتن نگرانیهای واقعی آدمها ایجاد میکند، کاملاً بهبود نمییابند.
چارچوب «به سوی تعامل سنجیده با هوش مصنوعی»
جوزف و آلکسیس سندی آماده کردهاند که هدفش کاوش فکرها و احساسهای کارکنان دربارهی ورود هوش مصنوعی است؛ با پذیرش و احترام به اینکه مقاومت در برابر چیزی با پیامدهای اینچنین گسترده، طبیعی است. هدف نهایی، عبور از مقاومت به تعاملی سنجیده و معنادار است. جوزف پیشنهاد میکند برای هر مرحله، با همکاران طوفان پرسش کنید تا پرسشهای بیشتر و عمیقتری پیدا شود. و اضافه میکند: «این شامل خود ما هم میشود. بیایید از صداقت دربارهی مقاومت خودمان شروع کنیم.»
مرحله ۱: مقاومتی را که حس میکنید بپذیرید
هدف: بیان امن واکنشهای هیجانی و ذهنی به هوش مصنوعی، از ترس و سردرگمی تا هیجان، بدون قضاوت.
- نگران چه هستم؟ از دست دادن چه چیزی با هوش مصنوعی مرا میترساند؟
- ترس و مقاومت را کجای ذهن و بدنم حس میکنم و شاید از چه چیزی محافظت میکنم؟
- چه داستانهایی دربارهی هوش مصنوعی برای خودم تعریف میکنم؟ تجربه و برداشت فعلیام چیست؟
به تعبیر سند، مقاومت در برابر تغییر شاید نشانهی نیاز به شجاعت برای رها کردن شیوههای قدیمی فکر، رفتار و بودن باشد تا چیزی تازه پدید آید.
مرحله ۲: حرکت به سوی پرسوجو
هدف: بازاندیشی مقاومت با پرسشهای یادگیرنده و جابهجایی از واکنش به تأمل.
- هوش مصنوعی دربارهی نقاط قوت ما، نه فقط کاستیهایمان، چه چیزی میتواند آشکار کند؟
- چه مزایای مثبت غیرمنتظرهای ممکن است برای من و ما داشته باشد؟
- چه فرضهایی در پرسشهای ما و پاسخهای هوش مصنوعی نهفته است؟ باید یادمان باشد پاسخها را هم زیر سؤال ببریم!
- هوش مصنوعی چطور میتواند در مسائلی که با روشهای دیگر حل نشدهاند کمک کند؟
در دوران تغییر و عدم قطعیت، کنجکاوی و پرسوجو بهترین همراهان ما برای یافتن امیدبخشترین انتخابها هستند.
مرحله ۳: طراحی همکاری
هدف: تصور یک شراکت انسان و هوش مصنوعی در کار و آگاهانهتر کردن شیوهی همکاری انسانها با هم.
- چه نوع رابطهی کاریای میخواهیم با هوش مصنوعی بسازیم؟
- هوش مصنوعی کجا میتواند مهارتها، تواناییها و دانش فعلی ما را تقویت کند؟
- چطور کنجکاو و سازگار بمانیم و تواناییها، پیوندها و مشارکتهای انسانیمان را از دست ندهیم؟
- همکاری سنجیده و معنادار با هوش مصنوعی در حوزهای که الان در آن فعالید، چه شکلی دارد؟
مرحله ۴: یکپارچهسازی و اقدام
هدف: تبدیل بینشها به گامهای عملی، مفید و معنادار، همراه با «نردههای محافظ» و هشدار برای وقتی که چیزی درست پیش نمیرود.
- برای استفاده از هوش مصنوعی به چه مهارتهایی نیاز داریم؟
- چه آزمایشهایی میتوانیم برای کاوش امن کاربردهای آن انجام دهیم؟
- ما انسانها چطور در این گذار از هم حمایت کنیم؟
- کدام نسخههای تازهی هوش مصنوعی نشان میدهند باید این فرایند را دوباره تکرار کنیم؟
گام بعدی در کیوتک
آلکسیس سند را تأیید میکند و میخواهد فردا صبح آن را برای همهی مدیران واحدها بفرستد تا بهعنوان یک گروه کانونی پاسخها و ایدههایشان را به اشتراک بگذارند. بن هم قرار میگذارد با چارلز برنامهای برای شبکهسازی بچیند که کارکنان دورکار را هم در بر بگیرد تا همه فرصت مشارکت داشته باشند. فصل با این پیام پایان مییابد که در دنیای فناوریهای تازه، پیوند انسانی و پرسشهای یادگیرنده مهمتر از همیشهاند.
پیوند با کوچینگ و مدیریت تغییر
همین چارچوب برای هر تغییر بزرگ سازمانی یا فردی، از ادغام و تغییر ساختار تا تغییر شغل، قابل استفاده است. مقاله مدیریت تغییر در عصر هوش مصنوعی نگاه تکمیلی به این موضوع دارد. و اگر هوش مصنوعی مسیر شغلی خودتان را تحت تأثیر قرار داده، مقاله چرا کوچینگ گذار شغلی؟ نشان میدهد کوچینگ چطور در این گذارها همراهی میکند.
تمرین کوتاه: چهار پرسش برای خودتان
برای هر مرحلهی چارچوب، یک پرسش را انتخاب کنید و دربارهی رابطهی خودتان با هوش مصنوعی پاسخ بنویسید. بعد همین کار را با تیمتان در قالب یک جلسهی طوفان پرسش انجام دهید. ببینید مقاومتها کجا پنهاناند و چه فرصتهایی پشت آنها پیدا میشود.
پرسشهای متداول
آیا مقاومت در برابر هوش مصنوعی همیشه منفی است؟
نه. چارچوب کتاب مقاومت را طبیعی و حتی پیامآور میداند؛ ممکن است به ارزشی اشاره کند که باید از آن محافظت شود. مهم این است که با پرسشهای یادگیرنده کاوش شود، نه سرکوب.
نقش رهبر در این تغییر چیست؟
طراحی آگاهانهی تغییر، شنیدن نگرانیها، مشارکت دادن آدمها در انتخابها و الگو بودن در پرسیدن؛ همان ویژگیهای رهبر پرسشگر.
جمعبندی
هوش مصنوعی شاید بتواند به بسیاری از پرسشها پاسخ دهد، اما انتخاب پرسش درست، و پرسیدن از پاسخها، همچنان کار انسان است. سفر بن از «مرد پاسخها» به رهبر پرسشگر، با همین پیام به پایان میرسد: نتایج بزرگ با پرسشهای بزرگ آغاز میشوند. برای مرور دوبارهی مسیر، به بخش نخست برگردید: تفکر پرسشی چیست؟ پیوند تفکر پرسشی و هوش مصنوعی در همین نکته است: ماشین پاسخ میدهد، اما انسان میپرسد.
برای تجربهی کامل این سفر در ده هفته، همراه با تمرین، بازخورد و پروژهی پایانی، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جویزاده را ببینید.
برگرفته و بازنویسیشده از فصل پانزدهم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.


بدون دیدگاه