هر فعالیتی که توسط انسان انجام می شود عموماً به یک هدف بزرگتر مرتبط است، تلاش برای دستیابی به چیزی مهم در زندگی. برنامه ریزی مالی نیز در این زمینه تفاوت چندانی ندارد. فعالیت ماه به ماه برنامه ریزی مالی با هدف بزرگتری گره خورده است. برای اکثر مردم، آزادی مالی یک نقطه عطف مهم در این فرآیند است، اگر نتیجه نهایی مطلوب نباشد. از این رو، برای درک هر فلسفه مرتبط با امور مالی شخصی، باید مفهوم آزادی مالی و چگونگی دستیابی به آن را درک کنیم.
آزادی مالی چیست؟
اکثر مردم در سراسر جهان مجبورند زندگی خود را با محدودیت های مالی محدود کنند. این اغلب به این معنی است که آنها مجبورند در مشاغلی که برایشان جذابیتی ندارد، بمانند یا با انجام کارهای قبلی که برایشان مهم است، در پول خود صرفه جویی کنند. بسیاری از مردم این را به عنوان زندگی ای می دانند که با محدودیت های مالی محدود شده است.
استقلال مالی یک وضعیت مالی است که در آن شخص آزاد است بدون اینکه تحت تأثیر محدودیتهای مالی قرار گیرد، تصمیمات خود را اتخاذ کند . این به این دلیل است که هزینه هایی که آنها برای زندگی روزمره خود نیاز دارند، توسط درآمدی که به طور منفعلانه از سرمایه گذاری های خود به دست می آورند پوشش داده می شود. از این رو، آنها می توانند با سرمایه گذاری های دائمی به زندگی خود ادامه دهند.
چقدر پول برای آزادی مالی لازم است؟
یک فرد معمولی برای دستیابی به آزادی مالی نیاز به صرفه جویی قابل توجهی دارد. برنامه ریزان مالی جزئیات را بررسی کرده و فرمولی را برای محاسبه مقدار پول مورد نیاز ارائه کرده اند.
قاعده کلی این است که 25 برابر هزینههایی که یک فرد قبل از بازنشستگی متحمل میشود، باید در سرمایهگذاریهای مختلف درآمدزا پسانداز شود تا درآمد غیرفعال کافی برای پوشش همه هزینهها ایجاد شود.
بنابراین، اگر انتظار میرود هزینههای شخصی قبل از بازنشستگی 100000 دلار باشد، باید 25 برابر این مقدار پسانداز کند، یعنی حدود 2.5 میلیون دلار باید پسانداز شود.
قانون 4 درصد چیست؟
قانون 4 درصد فرض می کند که سرمایه گذار هر سال تنها 4 درصد از مجموعه خود را برداشت می کند. اگر آنها این کار را انجام دهند، بدنه آنها آنها را تا بی نهایت حفظ خواهد کرد. این به این دلیل است که برنامه ریزان مالی بر اساس بازده تاریخی محاسبه کرده اند که پرتفوی هر سال به طور متوسط حدود 7 درصد رشد خواهد کرد. در هر سال، این نوسان می تواند بسیار بیشتر باشد. می تواند تا 25% مثبت یا منفی باشد. با این حال، در دراز مدت، پرتفوی به طور متوسط سالانه 7 درصد رشد می کند. این به این معنی است که اگر شخصی فقط 4 درصد در سال برداشت کند، در واقع به طور متوسط 3 درصد به مجموعه اضافه می کند. این 3 درصد در سال در طول سالیان متمادی ترکیب می شود و به مراقبت از تورم کمک می کند که منجر به افزایش هزینه های آنها می شود. قانون 4 درصد به این معنی است که اگر فردی هر سال تنها 4 درصد از مبلغ بدن خود را برداشت کند، آنگاه بدنه میتواند زندگی روزانه خود را تا بی نهایت تأمین کند.
چرا آزادی مالی مهم است؟
آزادی مالی به دلیل عوامل خاصی اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. دیگر اختیاری نیست، اما تقریباً ضروری است که هر فرد طبقه متوسط این مفهوم را در نظر بگیرد. دلایل آن در زیر بیان شده است:
- اتوماسیون فرآیندهای رباتیک در حال افزایش است. این بدان معناست که شرکت ها در حال یافتن راه هایی برای خودکارسازی بسیاری از کارهایی هستند که به صورت دستی توسط افراد انجام می شود. اعتقاد بر این است که در دهه آینده، بیشتر مشاغلی که امروزه می شناسیم منسوخ خواهند شد. این بدان معناست که در طول چند سال آینده، شرکت ها ممکن است به نیروی کار کمتری نیاز داشته باشند. بنابراین برای افراد مهم است که یک تخم لانه آماده داشته باشند تا حتی اگر آنها را از کار بیاندازند، نگران نباشند که وعده غذایی بعدی خود را از کجا میآورند. در عوض، آنها پول کافی دارند تا خانواده هایشان بتوانند این شوک موقت را تحمل کنند.
- اکثر افرادی که امروزه کار می کنند در مشاغل پر استرس کار می کنند. هفتاد و هشتاد ساعت کار در هفته به یک امر عادی تبدیل شده است. این همچنین به این معنی است که شغل فرد نیز کوتاه تر می شود. این احتمال وجود دارد که شرایط بهداشتی یا سایر شرایط ممکن است افراد را مجبور به بازنشستگی پیش از موعد کند. از این رو، برای کاهش بهتر عدم قطعیت، باید پساندازی در دست داشته باشند.
- افراد زیادی هستند که می خواهند در جامعه تغییر ایجاد کنند. این به معنای کار کردن در یک شغل معنادار است، حتی اگر حقوق کمتری داشته باشد. افرادی هستند که می خواهند از موسسات خیریه حمایت کنند یا برای سازمان های غیردولتی کار کنند. بعید است که بتوانند این کار را انجام دهند، مگر اینکه پول کافی در مجموعه خود داشته باشند تا هر ماه هزینه های خانوار را تامین کنند.
- ماهیت طرح های بازنشستگی در جهان تغییر کرده است. پیش از این، این مسئولیت یک شرکت بود که تا پایان عمر به کارمندان خود هر ماه یک مزایای ثابت پرداخت کند. با این حال، در حال حاضر تغییر کرده است. شرکتها ملزم به پرداخت چیزی غیر از سرمایهگذاری در حسابهای بازنشستگی کارکنان خود نیستند. ارزش این حساب های بازنشستگی به بازارها مرتبط است و از این رو ناپایدار است. در نتیجه، اگر مردم بخواهند پول کافی برای خودکفایی در زمان بازنشستگی داشته باشند، باید یک سبد سرمایه گذاری جداگانه داشته باشند.
- پیشرفت علم پزشکی باعث افزایش امید به زندگی مردم شده است. از این رو، اگر مردم عمر طولانی تری داشته باشند، برای هزینه های پزشکی و روزانه خود به پول بیشتری نیاز خواهند داشت. برای بازنشستگان مهم است که توانایی پرداخت این هزینه های افزایش یافته را در دراز مدت داشته باشند. این یکی دیگر از دلایل اهمیت آزادی مالی برای نسل کنونی است.


بدون نظر