اگر کسی بخواهد در بازار کالاها حضور پیدا کند بیش از یک مسیر ورودی وجود دارد. موقعیت ها را می توان از طریق بسیاری از مسیرهای جایگزین ایجاد کرد. در این مقاله به برخی از این مسیرها و همچنین مزایا و معایب آنها خواهیم پرداخت.
خرید فیزیکی
خرید فیزیکی کالاها مستقیم ترین و واضح ترین راهی است که هر فرد می تواند در بازارهای کالا سرمایه گذاری کند. این بدان معناست که اگر میخواهید روی طلا سرمایهگذاری کنید، به سادگی طلا را در اختیار میگیرید و با افزایش قیمتها آن را میفروشید. با این حال، چندین محدودیت برای این رویکرد سرمایه گذاری وجود دارد.
- اولاً برای انجام خریدهای مستقیم به سرمایه زیادی نیاز است. بازارها اهرمی را ارائه می دهند که هنگام خرید مستقیم در دسترس نیست.
- ثانیاً، کالاهایی مانند اورانیوم و نفت خام برای تصاحب امن نیستند. آنها به متخصصانی نیاز دارند که نحوه ذخیره و استفاده از این کالاها را بدانند.
- ثالثاً، تحویل مقادیر زیادی ذرت یا گوشت توصیه نمی شود زیرا این کالاها فاسد شدنی هستند و باید به سرعت دور ریخته شوند.
به همین دلیل است که تعداد کمی از سرمایه گذاران واقعاً کالاهای اساسی را در اختیار می گیرند. اکثر قراردادها به صورت نقدی تسویه می شود. در موارد نادری که تحویل واقعاً انجام می شود، معمولاً توسط شرکت هایی که از کالای داده شده به صورت تجاری استفاده می کنند، تحویل داده می شود.
بازارهای سهام
بازارهای سهام همچنین فرصتی را برای سرمایه گذاران فراهم می کند تا در پشتی کالاها قرار بگیرند. این به این دلیل است که وقتی شخصی سهام شرکتهایی مانند اکسون یا استارباکس را میخرد، در معرض دید وسیعی از کالای اساسی قرار میگیرد. این به این دلیل است که تجارت شرکت کم و بیش کاملاً با تجارت کالا در هم تنیده است. بسیاری از شرکت ها مانند شرکت هایی که خطوط لوله انتقال نفت را می سازند نیز کاملاً به بازار کالا وابسته هستند. از این رو، چنین شرکت هایی از نظر تئوری در بازارهای سهام معامله می کنند. با این حال، در واقع آنها در واقع بیشتر تحت تأثیر فعالیت های تجاری در بازارهای کالا هستند. شرکتهای زیر معمولا فرصتهایی را برای ورود در پشتی به بازار کالاها فراهم میکنند.
- شرکت های معدنی: برخی از شرکت های معدنی در یک فلز تخصص دارند در حالی که برخی از شرکت های دیگر در مجموعه ای از فلزات تخصص دارند. بنابراین بسته به اینکه سرمایهگذار میخواهد در معرض کدام فلزات قرار گیرد، میتواند شرکت را به صفر برساند. بازده ارائه شده توسط این شرکت ها دارای درجه بالایی از همبستگی با بازده ارائه شده از کالاهای اساسی است.
- شرکت های انرژی : شرکت های انرژی نیز می توانند درجات مختلفی از قرار گرفتن در معرض را ارائه دهند. به عنوان مثال، شرکت هایی مانند اکسون ممکن است در هر مرحله از فرآیند استخراج مشارکت داشته باشند، در حالی که شرکت های دیگری مانند Schlumberger ممکن است تنها تامین کننده این شرکت ها باشند. شرکت های دیگری نیز وجود دارند که فقط با حمل و نقل یا بازاریابی این گونه محصولات سروکار دارند و می توان از آنها برای ایجاد موقعیت استفاده کرد.
- خدمات آب و برق : شرکت های برق و آب و برق نیز در معرض کالاها قرار می گیرند. این صنایع به شدت تحت تاثیر تغییرات قیمت کالاهایی مانند زغال سنگ قرار دارند.
صندوق های تخصصی
صندوقهای تخصصی زیادی وجود دارند که بازار کالاها را دنبال میکنند و فرصتی را برای سرمایهگذاران فراهم میکنند تا وجوه خود را سرمایهگذاری کنند. به عنوان مثال، صندوق های سرمایه گذاری مشترکی وجود دارند که تنها با هدف سرمایه گذاری در کالاها ایجاد شده اند. این به سرمایه گذارانی که در تجارت کالاها تخصص ندارند، فرصتی برای عملکرد خوب در بازارها فراهم می کند.
حتی برخی از صندوق های تامینی وجود دارند که فقط برای سرمایه گذاری در کالاها ایجاد شده اند. با این حال، این سرمایه گذاری ها معمولاً بسیار پرخطر هستند و اغلب در دسترس سرمایه گذاران عادی نیستند.
همچنین شاخص های زیادی ایجاد شده است. این شاخص ها ترکیبی از چندین کالای c هستند. این بدان معنی است که آنها بازگشتی که آنها ارائه می دهند ترکیبی از چندین کالا است! بنابراین، حتی اگر شخصی یک واحد از چنین صندوقی را خریداری کند، از مزیت خرید به یک سبد دارای تنوع برخوردار است. اغلب اوقات، پول انباشته شده توسط این صندوق ها به طور مستقیم در کالاهای اساسی سرمایه گذاری نمی شود. ممکن است برای خرید کالاهای دیگر استفاده شود، اما معمولاً بازده ارائه شده توسط این کالاها تقلید می شود.
آینده
بازارهای آتی همچنین به معامله گران اجازه می دهد تا به طور موثر از کالاها برای محافظت از موقعیت های موجود خود یا ایجاد موقعیت های جدید استفاده کنند. به عنوان مثال، یک شرکت هواپیمایی را در نظر بگیرید. آنها می دانند که در ماه های آینده به مقدار مشخصی سوخت جت نیاز خواهند داشت. معمولاً می توان این مقدار را با دقت پیش بینی کرد. با این حال، قیمت سوخت جت بسیار نوسان است. اگر شرکت هواپیمایی بخواهد قیمت سوخت مصرفی خود را تعیین کند، می تواند قرارداد آتی در بازارها خریداری کند. از این رو آنها مطمئن خواهند بود که صرف نظر از هجوم بازار چه چیزی برای سوخت خرج خواهند کرد.
در همان زمان، ممکن است تاجری وجود داشته باشد که قرارداد را بفروشد. او ممکن است بر این باور باشد که قیمت سوخت جت در آینده کاهش می یابد و به همین دلیل قرارداد را به امید کسب درآمد می فروشد. همچنین، توجه به این نکته بسیار مهم است که نه شرکت هواپیمایی و نه معاملهگر مجبور نیستند کل مبلغ معامله را کنار بگذارند. از یک حاشیه کوچک می توان برای محافظت از قرار گرفتن در معرض یک معامله بزرگ استفاده کرد. بازار آتی درجه بالایی از اهرم را فراهم می کند و بنابراین مورد علاقه سفته بازان است.
بنابراین، سرمایهگذاران میتوانند به روشهای مختلفی روی کالاها سرمایهگذاری کنند. هر کدام از این راه ها مزایا و معایب خاص خود را دارند.


بدون نظر