تحت سرمایه گذاری

در طول قرن 19 و 20، انقلاب صنعتی رخ داد. صنعتی شدن را مترادف با نوسازی و کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آن را نادیده می گرفتند و بدوی می دانستند. بنابراین در این دوره تقریباً تمام منابع اقتصادی در اختیار جامعه صرف توسعه صنعت یا ایجاد بازارهای مالی شد.

این وضعیت عجیبی را ایجاد کرده است. تعداد مزارع و کشاورزان به طور پیوسته در حال کاهش است در حالی که تعداد مردم در جهان به طور پیوسته در حال افزایش است. این امر برای چندین دهه ادامه یافت و در نتیجه، جهان امروز با کمبود مواد غذایی مواجه است. این سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و صنایع وابسته حقیقتی انکارناپذیر است. با این حال، در حال حاضر، از آن به عنوان یک داستان برای توجیه رونق ناپایدار کالاها استفاده می شود. درست است که کالاها کمیاب هستند. با این حال، این کمبود تا حد زیادی اغراق شده است.

کاهش قیمت کالاها از سال 2015 به تقریبا دو دهه افزایش بی وقفه و بی نتیجه قیمت پایان داد.

سیاست های اقتصادی بدهی

جهان غرب در دهه گذشته با تحولات اقتصادی بزرگی روبرو بوده است. بازارها تقریباً سقوط کردند و بسیاری از مردم را بی خانمان کردند. در چنین سناریوهایی، فشار بر دولت‌ها پیوسته افزایش می‌یابد و آنها مجبور به اتخاذ تصمیماتی می‌شوند که از نظر اقتصادی نمی‌تواند عاقلانه تلقی شود.

تقریباً همه کشورهای غربی جهان نرخ بهره خود را کاهش داده اند. بسیاری از کشورها نرخ بهره را صفر نگه داشته اند در حالی که برخی دیگر از مرز پوچی عبور کرده و به سمت نرخ های بهره منفی رفته اند! همچنین، در همان زمان، ایالات متحده سه دوره گسترش ارز سنگین به نام تسهیل کمی را به ترتیب 1، 2 و 3 داشته است. استفاده از QE به آنها کمک کرد تا مشکلات خود را به طور موقت حل کنند. بنابراین احتمالاً چنین سیاست هایی در اروپا نیز تقلید می شود.

این سیاست های اقتصادی باعث افزایش تورم می شود. کالاها به عنوان محافظ در برابر تورم در نظر گرفته می شوند. از این رو یک سیاست پولی انبساطی باعث افزایش رشد در بازار کالاها می شود. مشکل این است که این Bull Run در چند سال گذشته از کنترل خارج شده است. همچنین، بسیار بعید است که این روند صعودی در آینده ادامه یابد، به همین دلیل است که کالاهای با قیمت بالا تقریباً در حباب اقتصادی هستند.

کاهش دلار آمریکا

ایالات متحده در کاهش ارزش پول خود در خط مقدم بوده است. گفته می شود که دلار در قرن گذشته 94 درصد از ارزش خود را از دست داده است. سیستم مالی مدرن همه کالاها را بر حسب دلار قیمت گذاری می کند. بنابراین همه کالاهای مهم بر حسب دلار قیمت گذاری می شوند. به نظر می رسد کاهش قیمت دلار افزایش قیمت کالاهای اساسی باشد.

به نظر می رسد ارزش دلار آمریکا به پایین ترین حد خود رسیده است. ممکن است در آینده خیلی کاهش پیدا نکند. از این رو، برون یابی رشد قبلی در نرخ کالاها برای ایجاد مبنایی برای آینده احتمالاً حباب اقتصادی ایجاد می کند که نمی تواند توسط عوامل بنیادی حفظ شود.

مالی شدن

بازارهای کالاها بازارهای مصرفی بودند. در حدود پنج دهه گذشته، بازارهای کالاها مالی شده اند. این بدان معنی است که کالاها اکنون به عنوان کلاس های سرمایه گذاری جایگزین استفاده می شوند. بنابراین افرادی که می خواهند سهام و سبد اوراق قرضه خود را متنوع کنند این کار را با سرمایه گذاری در کالاها انجام می دهند. توسعه کالاها به عنوان منبع جایگزین سرمایه گذاری، سونامی سرمایه اضافی را به همراه داشته است. این سرمایه اضافی ماهیت موقتی دارد و ممکن است به زودی به یک طبقه دارایی دیگر سرازیر شود.

توسعه بازارهای مالی و ابزارهای مشتقه برای مدیریت معاملات کالاها ممکن است زندگی را برای تعداد کمی از کشاورزان و تاجران ساده‌تر کرده باشد. با این حال، به نظر می‌رسد که حبابی با ابعاد حماسی ایجاد کرده است، زیرا به دلالان اجازه می‌دهد تا مواضع گسترده‌ای اتخاذ کنند، حتی اگر علاقه‌ای به موضوع اصلی نداشته باشند.

داستان هند چین

داستان رشد چین هند نیز یکی دیگر از دلایل اصلی رونق در بازارهای کالا بوده است. این دو کشور از نظر منابع طبیعی غنی هستند و همچنین دو جمعیت بزرگ جهان هستند. از آنجایی که این کشورها نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بالایی را حفظ کرده اند، از مقادیر زیادی کالا نیز استفاده کرده اند. این رشد بی‌سابقه توسط نفت، سیمان، غلات غذایی و انرژی ایجاد شده است! اکنون به نظر می رسد که اقتصادها به ثبات رسیده اند. در واقع این احتمال وجود دارد که این اقتصادها به زودی در حال افول باشند. همچنین چین توانایی های داخلی قابل توجهی را افزایش داده و در واقع به صادرکننده خالص برخی از این کالاها تبدیل شده است.

از این رو، تقاضای سیری ناپذیر این کشورها که باعث رونق کالاها می شد، احتمالاً به زودی ناپدید می شود. بنابراین نادرست نیست که بگوییم قیمت های فعلی کالاها به شدت تورم است.

تئوری های تقلب

بسیاری از منتقدان بر این باورند که جهان با کمبود کالا مواجه است. اصطلاحاتی مانند پیک روغن برای توضیح این موضوع ایجاد شده است که نفت در سطوحی که قبلاً دیده نشده است تولید و مصرف می شود. در حالی که این درست است، بعید است که تقاضا برای هر کالایی تا حد زیادی از عرضه بیشتر شود که باعث افزایش بیشتر قیمت ها شود. پیشرفت‌های فناوری باعث می‌شود مردم این داستان‌های دروغین را ببینند.

ممکن است بول ران کالاها به پایان رسیده باشد. این را می توان از این واقعیت سنجید که نفت در بشکه ای 40 دلار ثابت شده است! انتظار رونق دوباره آن به بیش از 100 دلار اساساً اشتباه است و باعث می شود سرمایه گذاران پول خود را از دست بدهند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *