کل موضوع مدیریت ریسک بر اساس توانایی مدیر برای شناسایی، ارزش گذاری و سپس کاهش ریسک صحیح است. طبقه بندی ریسک ها گامی حیاتی در این فرآیند است. درک این نکته مهم است که هیچ چارچوب استانداردی برای طبقه بندی ریسک ها وجود ندارد. افراد مختلف از فریمورک های متفاوتی استفاده می کنند. یکی از این چارچوبها توسط دونالد رامسفلد، که وزیر دفاع ایالات متحده در طول بحران وامهای رهن پایین بود، محبوب شد. این چارچوب ریسک ها را بر اساس معلوم و ناشناخته طبقه بندی می کند. مهم است که بدانیم این چارچوب توسط دونالد رامسفلد ایجاد نشده است. قبلاً در یک ساختار روانشناختی کمتر شناخته شده به نام پنجره جوهری وجود داشت. دونالد رامسفلد به تازگی پذیرش این مفهوم را برای توصیف و طبقه بندی ریسک های مالی رایج کرده است. در این مقاله،
چارچوب ناشناخته شناخته شده
چارچوب ناشناخته شناخته شده ماتریسی است که به طبقه بندی ریسک ها بر اساس دانشی که در مورد آنها داریم کمک می کند. این چارچوب منحصربهفرد است به این معنا که تصدیق میکند که خطراتی وجود دارد که هر چقدر هم که کوشا باشیم نمیتوانیم درباره آنها پی ببریم. پس از بحران سال 2008، این ماتریس به طور معمول برای طبقه بندی ریسک ها به چهار دسته مختلف استفاده می شود. جزئیات مربوط به این دسته بندی ها در زیر ذکر شده است:
1. خطرات شناخته شده شناخته شده
وقتی صحبت از مدیریت ریسک به میان میآید، شناخته شدهترین نوع ریسکها هستند. یکی از شناخته شده ها بر این واقعیت است که سازمان از وجود چنین خطری آگاه است. شناخته شده دیگر به این دلیل است که ریسک را می توان اندازه گیری کرد و اثرات آن را می توان کمی کرد. یک مثال از چنین ریسکی این احتمال است که یک شرکت برخی از مشتریان خود را در مقابل رقبای خود از دست بدهد. تقریباً هر شرکتی از وجود چنین ریسکی آگاه است. همچنین، آنها می توانند به طور منطقی احتمال خروج مشتریان از آنها و تأثیری که چنین ضرری بر صورت های مالی آنها خواهد داشت را کمیت کنند.
مدیریت این نوع ریسکها آسانتر است، زیرا احتمال وقوع آنها و همچنین تأثیر آنها مشخص است. مدل های ریاضی را می توان توسعه داد که به تصمیم گیری هایی کمک می کند که وقوع و همچنین تأثیر چنین خطراتی را به حداقل برساند. فناوریهایی مانند جریانهای کاری فرآیند کسبوکار میتوانند سطح مشخصی از اتوماسیون را ایجاد کنند که به کاهش بهتر و حتی اجتناب از این خطرات تا حدی کمک میکند.
2. خطرات ناشناخته شناخته شده
ریسک های ناشناخته شناخته شده دسته دوم ریسک هایی هستند که عموماً شرکت ها با آن مواجه هستند. این ریسک ها را ناشناخته های شناخته شده می نامند زیرا سازمان از وجود چنین ریسکی آگاه است. با این حال، در عین حال، سازمان از احتمال تأثیر این خطر بر آنها آگاه نیست. در عین حال، آنها نمیتوانند تأثیری را که این ریسکها در صورت تحقق بر کسبوکارشان میگذارد، کمّی کنند.
خطرات مربوط به دعاوی حقوقی را می توان در این دسته قرار داد. این به این دلیل است که شرکت ها آگاه هستند که در قبال تمام اقدامات کارکنان خود و حتی پیمانکاران فرعی خود مسئول هستند. از این رو، همیشه این احتمال وجود دارد که به دلیل سوء رفتار عمدی یا سهل انگارانه یکی از همکاران خود، هدف دعوی قضایی قرار گیرند. با این حال، ارزیابی احتمال وقوع چنین رویدادی و همچنین تأثیر مالی آن دشوار است. دعاوی حقوقی می تواند بین چند هزار دلار تا میلیاردها دلار برای شرکت هزینه داشته باشد!
شرکت ها اغلب پول زیادی را صرف خرید بیمه و همچنین استخدام متخصصان برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و جلوگیری از تحقق چنین خطراتی می کنند.
3. خطرات ناشناخته ناشناخته
اینها خطرناک ترین نوع خطراتی هستند که یک سازمان با آن مواجه است. یک موضع ناشناخته برای این واقعیت است که شرکت حتی از وجود چنین خطری آگاه نیست. ناشناخته دیگر ناگفته نماند. زیرا این شرکت حتی از وجود چنین ریسکی آگاه نیست. از این رو، مسئله اندازه گیری و کمی سازی ریسک واقعاً مطرح نمی شود. این خطرات معمولاً تأثیر بسیار بالایی دارند و موجودیت سازمان را به خطر می اندازند. نمونه هایی از این خطرات عبارتند از حوادث آب و هوایی شدید. همهگیری جهانی کرونا نمونه کلاسیک دیگری از این خطر است. مهم نیست که مدیران ریسک چقدر تلاش می کردند، پیش بینی وجود و تأثیر این نوع ریسک با هر درجه ای از دقت برای آنها دشوار بود. اینجاست که تمام مدل های ریاضی مدیریت ریسک شروع به شکست می کنند.
با این حال، شرکت ها به طور کامل از این خطرات دست نمی کشند. اکثر شرکت ها نوعی برنامه تداوم کسب و کار دارند تا به آنها کمک کند این رویدادهای قو سیاه را بهتر مدیریت کنند.
4. خطرات شناخته شده ناشناخته
اینها ریسک هایی هستند که به دلیل سهل انگاری شرکت ایجاد می شوند. به عنوان مثال، شرکت ها در حالت ایده آل باید آگاه باشند که با مقداری ریسک بازار یا ریسک طرف مقابل مواجه هستند. از این رو، اعتقاد به اینکه یک رویداد نامطلوب هرگز رخ نخواهد داد، سهل انگاری از سوی شرکت است. این ریسک ها به ندرت در چارچوب مدیریت ریسک شرکت ذکر شده است. این به این دلیل است که در یک بخش ریسک که به درستی مدیریت می شود، چنین ریسک هایی به هیچ وجه نباید وجود داشته باشند. با این حال، بسیاری از اوقات این خطرات حتی در بهترین سازمان های جهان وجود دارد. بحران وام مسکن و بحران مالی متعاقب آن شاهدی بر این واقعیت است.
واقعیت امر این است که هر صنعت و همچنین هر کسب و کاری با خطراتی مواجه است که منحصر به فرد و متفاوت از دیگری است. چارچوب ناشناخته شناخته شده یک راه موثر برای طبقه بندی این خطرات است.


بدون نظر