سرمایه گذار آموزش ندیده از سود و حاشیه سود به جای یکدیگر استفاده می کند. این از نظر فنی صحیح نیست. تفاوت ممکن است جزئی باشد اما حیاتی است. این مقاله در مورد حاشیه سود به طور مفصل توضیح می دهد.

سود در مقابل حاشیه سود

سود و سود دو چیز متفاوت هستند. اگرچه ممکن است ارتباط نزدیکی با هم داشته باشند، اما تفاوت ظریفی دارند. سود عدد مطلقی است که یک شرکت به دست می آورد. سودآوری از سوی دیگر حاکی از حاشیه سود است . مارجین بر اساس واحد محاسبه می شود. ثانیاً آنها مقدار سرمایه ای را که برای ایجاد سود به کار گرفته شده است در نظر می گیرند. بنابراین سودآوری یعنی حاشیه سود مفهوم وسیع تری است.

معیارهای مختلفی برای سودآوری وجود دارد که یک شرکت می تواند از بین آنها انتخاب کند. به طور مشابه، حاشیه سود متفاوتی وجود دارد که یک شرکت می تواند از بین آنها انتخاب کند. این روش معمول است که هر رقم سود را به حاشیه تبدیل کنید.

بر اساس رقبا

حاشیه ها باید با صنعت و رقابت مربوطه مقایسه شود. بازدهی 15 درصدی ممکن است برای یک شرکت آب و برق عالی باشد، اما ممکن است مشکلات جدی را با یک شرکت فناوری اطلاعات نشان دهد. برندهای لوکسی مانند آرمانی، رولز رویس و رولکس دارای حاشیه سود بسیار بالایی هستند. این به این دلیل است که هزینه ای که آنها می گذارند ناچیز است و از مزایای برندی که ایجاد کرده اند بهره می برند. مقایسه حاشیه سود رولز رویس با ماروتی توصیه نمی شود حتی اگر هر دوی آنها خودرو هستند.

تحلیل بازده کاهشی

حاشیه سود برای درک چگونگی عملکرد کاهش بازده در زمینه شرکت بسیار مهم است. با استفاده از حاشیه‌های سود مختلف، شرکت می‌تواند به ارقام سودآوری نگاه کند و سطح تولید را در جایی که هزینه‌ها حداقل و حاشیه سود بالا است، دریابد. این مقداری است که شرکت باید به طور بهینه تولید کند.

تجزیه و تحلیل سود حجمی

اشکال حاشیه سود این است که حجم را در نظر نمی گیرند. به همین دلیل است که اغلب باید یک تحلیل هزینه-حجم- سود جداگانه انجام شود. معمولا حاشیه سود و حجم با یکدیگر نسبت معکوس دارند. حاشیه های بیشتر نشان دهنده حجم کمتر است و بالعکس. موارد غیرعادی وجود دارد که حاشیه ها و حجم ها هر دو زیاد هستند. با این حال، اینها معمولاً نمونه هایی از انحصار هستند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *