در مقالات قبلی این ماژول بحث شده است که چگونه بحران مالی جهانی به دلیل ترکیبی از عوامل ایجاد شده است که با فروپاشی بازار مسکن در ایالات متحده شروع شده و سپس به دلیل یکپارچگی اقتصاد جهانی به سرعت به سایر بخشها گسترش یافته است. جهان
جنبهای که به آن پرداخته شد، اما به تفصیل مورد بحث قرار نگرفت، نقش مشتقات یا ابزارهای مالی پیچیده مورد استفاده برای پوشش ریسک و محافظت در برابر ریسک است. به عبارت دیگر، مشتقات ابزارهای مالی هستند که بر روی ابزارهای دیگر مانند اوراق بهادار، کالاها و تقریباً هر چیز دیگری ساخته می شوند.
مشتقات همانطور که از نام آن پیداست از ارزش دارایی پایه مشتق شده اند و از این رو برای محافظت در برابر افزایش یا کاهش ارزش دارایی پایه استفاده می شوند. استفاده می شوند. در واقع، بازار جهانی مشتقات تقریباً تمام داراییهای جهان را پوشش میدهد و حتی مشتقاتی برای پوشش ریسک در برابر آب و هوا وجود دارد.
از آنجایی که اوراق مشتقه اساساً بر اساس ارزش دارایی پایه معامله می شود، هر گونه کاهش نامتناسب در ارزش دارایی پایه باعث سقوط در مشتقات طراحی شده برای آن منظور می شود.. و این همان چیزی است که در تابستان 2007 اتفاق افتاد، زمانی که بازار مسکن در ایالات متحده شروع به رکود کرد. البته بانکداران باهوش نیز برای چنین احتمالی ابزارهای مشتقه ابداع کرده بودند و این روشی قابل قبول برای پوشش ریسک تلقی می شد. بنابراین، سوال واضح این است که اگر هر دو طرف ریسک پوشش داده شده باشد، پس نباید در بازار مشتقه رکودی رخ می داد. پاسخ به این امر این است که آن دسته از بانکهای سرمایهگذاری و صندوقهای تامینی که تعادل مناسب بین ابزارهای پوشش ریسک مختلف را پیدا کرده بودند، از سقوط جان سالم به در بردند، در حالی که سایر بانکها مانند Lehmann که به دلیل قرار گرفتن در معرض بازار اوراق بهادار پایینتر از اهرم مالی بالایی برخوردار بودند، سقوط کردند.
البته توضیح فوق کمی ساده است زیرا مشکل اساسی این بود که اوراق بهادار وام مسکن بر روی وام مسکن ساده وانیلی ساخته شد و این همراه با ریسک بیش از حد توسط معاملات مشتقه منجر به سقوط سال 2008 شد. نکته اینجاست. این است که به جز معدود معاملهگران صندوق تامینی و بانکهای سرمایهگذاری مانند جیپی مورگان، بسیاری از بانکها به سادگی بیش از حد تحت اهرم مالی قرار گرفتند که به این معنی بود که ارزش بدهیهای آنها بسیار بیشتر از ارزش “داراییهای واقعی” در دفاتر آنها بود. بنابراین، هنگامی که دارایی ها خراب شد، بدهی ها افزایش یافت و آنها با مشتقات سمی باقی ماندند که برای حل مشکل نیاز به کمک های مالی از سوی دولت و کاهش هزینه ها داشتند.
در نهایت، همانطور که در مقالات بعدی بحث خواهیم کرد، فقدان مقررات نقش مهمی در ایجاد بحران ایفا کرد، زیرا اوراق مشتقه در فرابورس یا بخش فرابورس معامله میشد به این معنی که آنها مشمول مقررات نبودند. این بدان معناست که بانکها میتوانند سخت و سریع با قوانین بازی کنند و قوانین خود را برای معاملات مشتقه خارج از حیطه اختیارات رگولاتورها طراحی کنند.


بدون نظر