بن پرسش سادهای دارد: «فهمیدم در ذهنیت قضاوتگرم. حالا چه کنم؟» فصل ششم کتاب پاسخ این پرسش است: پرسشهای تغییر مسیر (Switching Questions). این پرسشها مثل سوزن ریل قطارند؛ با یک حرکت کوچک، مسیر حرکت را از تونل تاریک قضاوت به جادهی روشن یادگیری تغییر میدهند. جوزف در این فصل نشان میدهد که تغییر مسیر کاری است که همهی ما گاهی بهطور شهودی انجام میدهیم، اما میتوان آن را آگاهانه، قابل اتکا و قابل پیشبینی کرد.
بخش پنجم از مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: دوستی با قضاوتگر درونی و قدرت مکث
باغبانی با پرسش
فصل با صحنهای ساده آغاز میشود. بن جوزف را میبیند که با آبپاش قرمز بزرگی گلدانهای دفترش را آب میدهد. جوزف میگوید همسرش سارا، که باغبان خانواده است، معتقد است باغبان خوب باید پرسشهای خوب بپرسد: «آیا گیاه آب و نور کافی دارد؟ به هرس نیاز دارد؟ به مواد مغذی نیاز دارد؟» به گفتهی سارا، گیاهان هم مثل آدمها با پرسشهای خوب رشد میکنند.
مسیر تغییر جهت؛ یک فرایند، نه یک جهش
جوزف از بن میخواهد مسیر تغییر جهت را روی نقشه انتخاب ببیند و آن را یک فرایند بداند:
- شناختن نشانهها: اولین قدم این است که بدانیم بودن در ذهنیت قضاوتگر برای ما چه حسی دارد؛ دندانقروچه، گره در شکم، انقباض شانهها یا هر نشانهی شخصی دیگر.
- مکث و نفس: وقتی نشانه را دیدیم، مکث میکنیم و یکی دو نفس آرام میکشیم. جوزف میگوید این مکث آگاهانه تغییرات واقعی در بدن و مغز ایجاد میکند و پشتوانهی علمی دارد.
- پرسش اول: در این حالت آرامتر، کنجکاوانه میپرسیم: «آیا در قضاوتگرم؟» و مراقبیم این پرسش را بدون قضاوت بپرسیم.
- پرسشهای تغییر مسیر: حالا با یک یا چند پرسش تغییر مسیر، قدم به مسیر یادگیرنده میگذاریم.
جوزف تأکید میکند: «هر وقت خودت را در قلمرو تغییر جهت میبینی، یعنی همین حالا یک انتخاب کردهای.» و وقتی بن میپرسد «واقعاً اینقدر آسان است؟» پاسخ میدهد: «ساده است، اما همیشه آسان نیست. پرسشهای تغییر مسیر آسانش میکنند.»
فهرست پرسشهای تغییر مسیر
این فهرست، که بخشی از آن را شرکتکنندگان کارگاههای آدامز ساختهاند، ابزار هشتم کتاب است. بهترین پرسشها آنهایی هستند که برای شما سادهتر و طبیعیترند؛ پرسشهای خودتان را هم اضافه کنید:
- آیا در ذهنیت قضاوتگرم؟ (این پرسش همیشه اول و بدون قضاوت پرسیده میشود.)
- آیا این همان چیزی است که میخواهم احساس کنم؟
- آیا این همان کاری است که میخواهم انجام دهم؟
- آیا این روش جواب میدهد؟
- چه فرضهایی دارم؟
- واقعیتها چیست؟
- دوست دارم کجا باشم؟ چطور به آنجا برسم؟
- طرف مقابل چه فکر، احساس و خواستهای دارد؟
- آیا همان آدم، رهبر، دوست یا پدر و مادری هستم که میخواهم باشم؟
- چه طنزی در این موقعیت میتوانم پیدا کنم؟
- به چه شکل دیگری میتوانم به این موضوع فکر کنم؟
- بهترین انتخاب یا تصمیم من همین حالا چیست؟
- در این لحظه انتخاب میکنم چه کسی باشم؟
آدامز این پرسشها را «پرسشهای از-به» مینامد: پرسشهایی که ما را از قضاوت به یادگیری میبرند.
داستان کلی: یک پرسش، یک مدال
جوزف داستانی واقعی از دخترش کلی تعریف میکند که ژیمناست دانشگاهی بود و برای مسابقات ملی تمرین میکرد. عملکرد کلی بیشتر وقتها خوب بود، اما نه همیشه؛ و هر بار اشتباه میکرد، از خودش عصبانی میشد و نمیتوانست بازیابی کند. وقتی با هم بررسی کردند، معلوم شد کلی درست پیش از اجرا همیشه یک پرسش از خودش میپرسید: «این بار کجا خراب میکنم؟»
این پرسش قضاوتگر تقریباً مثل این بود که بگوید «خراب خواهم کرد» و توجهش را روی افتادن و شکست متمرکز میکرد. کلی خودش پرسشهای تازهای ساخت، مثل «چطور میتوانم کارم را عالی انجام دهم؟» و با آنها به ذهنیت یادگیرنده میرفت. او وارد تیم شد و با مدال برگشت. جوزف اعتراف میکند پیش از کشف این روش، احتمالاً دخترش را به خاطر اول نشدن سرزنش میکرد و شادی همراهی در تلاشها و پیروزیهای او را از دست میداد.
وقتی قضاوتگر را به سمت خودمان نشانه میگیریم
جوزف داستان دیگری هم از سارا تعریف میکند. سارا سالها با مدیریت وزن درگیر بود و هر بار از برنامهاش عقب میافتاد، از خودش میپرسید: «من چه مشکلی دارم؟ چرا باز کنترلم را از دست دادم؟» این پرسشها او را به چالهی قضاوت میکشاند، حس بیکنترلی را بیشتر میکرد و گاهی به پرخوری بیشتر میانجامید. وقتی اثر این پرسشها را دید، پرسشهای تازهای ساخت: «الان چه چیزی بیشترین کمک را به من میکند؟ آیا با خودم صادقم؟ واقعاً به چه نیاز دارم؟ چه کاری غیر از خوردن حالم را بهتر میکند؟» همین پرسشها او را آرامتر و با خودش مهربانتر کرد و سرانجام به هدفش رساند.
سرزنش یا مسئولیت؟
بن که حالا شکستهایش را میبیند، میگوید: «باید سرزنش خیلی از اتفاقها را بپذیرم.» جوزف از او میخواهد پرسش را از «تقصیر کیست؟» به «من مسئول چه چیزی هستم؟» تغییر دهد. بن میپرسد: «سرزنش و مسئولیت که یکی است!» جوزف پاسخ میدهد: «اصلاً. سرزنش قضاوتگر است و مسئولیت یادگیرنده. سرزنش ما را در گذشته نگه میدارد؛ مسئولیت راه آیندهای بهتر را هموار میکند.» تمرکز بر سرزنش، راهحلها را از دید پنهان میکند و میتواند فلجکننده باشد. تمرکز بر مسئولیت به ما قدرت میدهد.
رابطه یادگیرنده و رابطه قضاوتگر
جوزف جدول دیگری هم به بن نشان میدهد که نشان میدهد هر ذهنیت چطور در رابطهها ظاهر میشود:
| رابطه قضاوتگر | رابطه یادگیرنده |
|---|---|
| برد-باخت | برد-برد |
| تحقیرکننده و نادیدهانگار | پذیرنده و همدل |
| پافشاری بر نظر خود | پرسوجو |
| ترس از تفاوتها | ارزشگذاری تفاوتها |
| بازخورد یعنی طرد شدن | بازخورد ارزشمند است |
| ورود به گفتوگو با دستور کار شخصی | ورود به گفتوگو با روحیه همکاری |
| تعارض ویرانگر است | تعارض میتواند سازنده باشد |
جدول همچنین دو نوع گوش دادن را مقایسه میکند. «گوش قضاوتگر» دنبال موافقت یا مخالفت، اشکال خود یا دیگران و خطر است. «گوش یادگیرنده» دنبال فهم، واقعیتها، ارزشها و امکانهاست. بن با خواندن ستون قضاوتگر متوجه میشود توصیف خودش در رابطه با چارلز است.
جوزف از مقالهای هم یاد میکند که سارا دربارهی «ازدواجهای پرقضاوت» و «ازدواجهای پریادگیری» نوشته است: تجربهی ما از رابطهی صمیمی بسیار به این بستگی دارد که شریک زندگی را با چشم یادگیرنده ببینیم یا قضاوتگر.
پیوند با کوچینگ
پرسشهای تغییر مسیر برای کوچها ابزار طلاییاند. وقتی مراجع در روایت قربانی یا سرزنش گیر کرده، یک پرسش تغییر مسیر مثل «دوست داری کجا باشی؟» میتواند جلسه را از گلایه به هدف ببرد؛ درست مثل مرحلهی «هدف» در مدل GROW. اگر میخواهید پرسشگری را به مهارت حرفهای تبدیل کنید، صفحه کوچ حرفهای شوید را هم ببینید.
تمرین کوتاه: پرسشهای شخصی تغییر مسیر
یک موقعیت دشوار گذشته را که توانستید ورقش را برگردانید به یاد بیاورید. چه پرسشهایی، شاید ناخودآگاه، از خودتان پرسیدید؟ آنها را بنویسید. حالا سه پرسش تغییر مسیر شخصی بسازید و روی کارتی کوچک بنویسید و همراه داشته باشید.
پرسشهای متداول
اگر پرسش تغییر مسیر اثر نکرد چه کنم؟
احتمالاً بدن هنوز در حالت هشدار است. ابتدا با چند نفس عمیق آرام شوید و بعد دوباره بپرسید. در بخش بعد دربارهی نقش بدن بیشتر میخوانیم.
چند پرسش تغییر مسیر لازم است؟
گاهی یک پرسش کافی است. مهم این است که پرسش برای شما طبیعی و ساده باشد.
جمعبندی
پرسشهای تغییر مسیر میانبُری از قضاوت به یادگیریاند. اما گاهی بدن آنقدر برانگیخته است که فکر کردن به پرسش هم دشوار میشود. در بخش بعد میبینیم بدن و مغز در این لحظهها چه میکنند: ربایش آمیگدال و تمرینهای بدنی برای تغییر مسیر.
برای تمرین زندهی پرسشهای تغییر مسیر در جلسات کوچینگ، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جویزاده را ببینید.
برگرفته و بازنویسیشده از فصل ششم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.


بدون دیدگاه