آمیخته بازاریابی چیست؟

اگر در حال تحقیق در مورد چگونگی بهبود بازاریابی خود بوده اید، احتمال زیادی وجود دارد که در مورد “آمیخته بازاریابی” مطالب زیادی خوانده باشید.

بدون درک دقیق از معنای آن، می‌توان به راحتی توصیه‌هایی را که دریافت می‌کنید اشتباه برداشت کرد و دامنه کاملی را که شخصی در هنگام ذکر یک آمیخته بازاریابی به آن می‌رسد، درک کرد.

در این مقاله، ترکیب بازاریابی چیست، شامل چه مواردی می‌شود و چرا برای هر کسب‌وکاری مهم است، می‌پردازیم.

تعریف آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی به عنوان مجموعه ای از اقدامات، تاکتیک ها، استراتژی ها و ابزارهایی تعریف می شود که یک شرکت برای تبلیغ برند و محصولات خود در بازار خود استفاده می کند.

اغلب، شما می شنوید که آمیخته بازاریابی به عنوان شامل آنچه به عنوان “4-Ps” شناخته می شود، نامیده می شود:

  • قیمت
  • تولید – محصول
  • ترویج
  • محل
آمیخته بازاریابی چیست؟

منبع: MarketingMix.Co.Uk

اینها همیشه مقوله های استانداردی بوده اند که مردم برای توصیف آمیخته بازاریابی خود از آنها استفاده می کردند.

در سال های اخیر و به ویژه با ظهور بازاریابی دیجیتال ، تعریف ترکیب بازاریابی به سرعت گسترش یافته است.

بیایید نگاهی بیندازیم که چه چیزی یک آمیخته بازاریابی مدرن را تشکیل می دهد. موارد اضافه شده به ترکیب عبارتند از:

  • مردم
  • روند
  • شواهد فیزیکی

 

آمیخته بازاریابی چیست؟

منبع: MarketingMix.Co.Uk

در بخش بعدی، معنای هر یک از 7-P ها و نحوه اعمال آن در کسب و کار شما را توضیح خواهیم داد.

 

1. محصول

یک محصول می تواند ملموس (یک پروژه فیزیکی) یا ناملموس (یک خدمات) باشد.

مهم است که بازاریابان بتوانند درک کاملی از چرخه حیات مشتریان خود و محصولاتی که تبلیغ می کنند داشته باشند.

سپس، آنها می توانند جایگاه بهتری در رقابت داشته باشند و به اطلاع رسانی استراتژی محصولی که باعث رشد شرکتشان می شود کمک کنند.

برخی از سوالاتی که بازاریابان باید در مورد محصول خود بپرسند عبارتند از:

  • مشتری از محصول چه می خواهد؟
  • چگونه از آن استفاده خواهند کرد؟
  • کجا از محصول استفاده خواهند کرد؟
  • ویژگی های ضروری آنها چیست؟
  • آیا شما هیچ یک از آن ویژگی ها را از دست داده اید؟
  • چه گزینه های محصولی در دسترس است؟ چه تفاوت هایی دارند؟
  • محصول شما چه تفاوتی با رقبا دارد؟

 

2. قیمت

هدف “قیمت” تعیین کمیت ارزش یک محصول با در نظر گرفتن هزینه تولید، تقسیم بندی، توانایی پرداخت، عرضه/تقاضا، و غیره است. به طور کلی به استراتژی قیمت گذاری شما و دلیل آن اشاره دارد.

قیمت یک محصول بستگی به این دارد که مشتری حاضر است برای آن چه چیزی بپردازد و یک جنبه بسیار مهم از آمیخته بازاریابی شما است. قیمت محصول شما اساساً تعیین می کند که شرکت شما چگونه آن را تبلیغ کند. تنظیم قیمت محصول شما می تواند تاثیر زیادی بر استراتژی های بازاریابی شما به طور کلی داشته باشد.

شرکت‌هایی که تازه وارد بازار شده‌اند ممکن است قیمت‌های پایین‌تری دریافت کنند، در حالی که شرکت‌های تاسیس شده قیمت‌های بالاتری را اعمال می‌کنند. اما مصرف‌کنندگان معمولاً کالاهای ارزان‌تر را کیفیت پایین‌تر می‌بینند، بنابراین باید یک رسانه شاد وجود داشته باشد.

در پایان، به چیزی بستگی دارد که مشتری مایل به پرداخت است. آن را مشخص کنید و قیمت را در جایی که منطقی است، تعیین کنید.

سوالاتی که باید بپرسید عبارتند از:

  • هزینه تولید محصول چقدر است؟
  • ارزش درک شده توسط مشتریان از محصول چیست؟
  • چگونه افزایش و کاهش قیمت های کوچک سهم بازار شما را تغییر می دهد؟
  • چگونه با رقبا هماهنگ می شوید؟

 

3. مکان

مشتریان برای تهیه محصول شما کجا می روند؟ چگونه توزیع می شود؟ این نقش مهمی در آمیخته بازاریابی شما دارد زیرا باید در دسترس خریداران باشید.

دانستن مکان مناسب به درک شما از بازار هدف و شخصیت مشتری بستگی دارد .

چه فروشگاه خرده فروشی، وب سایت شما، نمایشگاه های تجاری و غیره. شما باید مکانی را برای فروش محصول خود انتخاب کنید که بر اساس انتظارات مشتریان شما منطقی باشد.

سوالاتی که این حوزه از آمیخته بازاریابی شما را راهنمایی می کند عبارتند از:

  • مشتریان شما کجا به دنبال محصول شما می گردند؟
  • مشتریان بالقوه به چه نوع فروشگاه هایی مراجعه می کنند؟
  • آیا به چندین کانال توزیع نیاز دارید؟
  • رقبای شما چه می کنند؟
  • آیا به یک تیم فروش با تجربه نیاز دارید؟
  • آیا باید در فروشگاه اینترنتی بفروشید؟

 

4. ارتقاء

تبلیغات نان و کره آمیخته بازاریابی شماست. این گونه است که شما محصول خود را در مقابل مخاطبان هدف خود قرار می دهید.

تبلیغات طیف گسترده ای از فعالیت ها را در بر می گیرد که شامل فروش ، بازاریابی و روابط عمومی می شود.

این شامل تمام فعالیت های بازاریابی دیجیتال شما مانند رسانه های اجتماعی، بازاریابی محتوا، تبلیغات دیجیتال و بازاریابی دهان به دهان آنلاین می شود.

تبلیغات همچنین می‌تواند شامل مواردی مانند معاملات مشارکتی، سمینارها، کنفرانس‌ها و رویدادهایی باشد که به قصد تبلیغ محصول خود در آنها شرکت می‌کنید.

سوالات مهم این مرحله عبارتند از:

  • چگونه می توانید پیام های بازاریابی خود را در مقابل بازار هدف خود قرار دهید؟
  • زمان مناسب برای ارائه آن به آنها چه زمانی است؟
  • از چه کانال هایی برای دستیابی به مخاطبان خود استفاده خواهید کرد؟
  • از کجا می توانید به صورت دیجیتالی با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید؟
  • رقابت شما چه می کند؟

 

5 نفر

برای بازاریابی موثر هر محصولی، هم از نظر بازار هدفی که می‌خواهید به آن دسترسی پیدا کنید و هم از نظر افراد درون کسب‌وکارتان، به درک عمیق مردم نیاز است.

داشتن تیمی متشکل از کارمندان بسیار ماهر بسیار مهم است. آنها ممکن است تیم های فروش شما را اداره کنند، در استراتژی های بازاریابی خاص متخصص باشند، یک بلیط پشتیبانی اجرا کنند یا بخشی از تیم مالی شما باشند – همه اینها مهم هستند و بر نتیجه شرکت شما تأثیر می گذارند.

افرادی را پیدا کنید که واقعاً به شرکت و محصول شما اعتقاد دارند و می خواهند با شما کار کنند. آنها نه تنها بهترین عملکرد خود را خواهند داشت، بلکه مشتریان شما نیز شور و شوق خود را در هنگام تعامل با شما احساس خواهند کرد.

 

6. فرآیند

سیستم ها و فرآیندهایی که شرکت شما برای ایجاد محصولات، ارائه آنها و ارائه پشتیبانی مداوم به مشتریان خود استفاده می کند.

این می‌تواند شامل مواردی مانند نرم‌افزار POS که استفاده می‌کنید، سیستم توزیعی که شرکت شما ایجاد کرده است، یا هر فرآیندی که به طور کلی شرکت شما را در بهترین حالت کار می‌کند، باشد.

فرآیندها را می توان برای به حداقل رساندن ضایعات و به حداکثر رساندن بازده بهینه سازی و بهینه سازی کرد.

 

7. شواهد فیزیکی و روانی

این امر به ویژه در صنایع خدماتی مرتبط است. وقتی خدماتی را ارائه می دهید، باید شواهدی وجود داشته باشد که نشان دهد خدمات ارائه شده است. به عنوان مثال، اگر شما یک شرکت محوطه سازی هستید، ثمره خدمات شما باید در ملک مشتری قابل مشاهده باشد.

شواهد فیزیکی همچنین به نحوه مشاهده محصولات شما توسط مشتریان شما اشاره دارد. به نایک فکر کنید – وقتی به آن برند فکر می کنید چه چیزی به ذهنتان می رسد؟ شما بلافاصله حضور آنها را در بازار خود و محصولاتی که آنها به مشتریان خود تحویل می دهند متوجه می شوید.

شواهد فیزیکی و روانی باید در بازاریابی شما وجود داشته باشد و مشهود باشد. نحوه درک شما برای موفقیت کلی شما بسیار عالی است.

…………………….

مکان، قیمت، محصول و تبلیغات. در اینجا به معنای چهار P بازاریابی برای استراتژی بازاریابی فعلی شما است.

بازاریابان از بسیاری جهات مانند آشپز هستند.

برای درست کردن یک غذای خوشمزه، آشپز باید مواد مناسب را با دقت متعادل کند. کمی نمک، مقداری سس تند، کمی سیر. وقتی فقط به یک قاشق چایخوری نیاز دارید و کل غذا خراب شده است، یک ماده را از دست بدهید یا یک قاشق غذاخوری نمک بریزید.

اگر در بازاریابی هستید، مواد اولیه ای نیز دارید که هر روز هنگام تنظیم یک برنامه بازاریابی از آنها استفاده می کنید.

این مواد 4 P نامیده می شوند و با متعادل کردن دقیق آنها در آمیخته بازاریابی خود، می توانید مطمئن شوید که محصول یا خدمات قابل مشاهده و قابل توجهی دارید که قیمت رقابتی دارد و به مشتریان شما تبلیغ می شود.

4 P بازاریابی چیست؟


4 P بازاریابی (مکان، قیمت، محصول و تبلیغات) که ترکیب بازاریابی نیز نامیده می شود، چهار رکن یک استراتژی بازاریابی موفق هستند. آنها با هم، محصول شما را با قیمت مناسب در مقابل محتمل ترین خریداران قرار می دهند.

مفهوم 4 P توسط ادموند جروم مک کارتی، استاد بازاریابی نوتردام، در کتاب سال 1960 خود، ” بازاریابی اساسی: رویکرد مدیریتی ” توسعه داده شد.

رویکرد مک کارتی به جای مطالعه بازاریابی از دیدگاه عملکردی، تعریف نقش‌های بازاریابی سنتی و نحوه عملکرد آنها در یک سازمان، بیشتر بر حل مسئله و چالش‌هایی که بازاریابان با آن‌ها مواجه بودند، متمرکز شد.

این یک مفهوم انقلابی بود. مک کارتی به جای اینکه صرفاً تعریف کند بازاریابی چیست، به دنبال بهبود شیوه های بازاریابی با وام گرفتن از زمینه هایی مانند جامعه شناسی و روانشناسی بود تا بینشی در مورد رفتار مصرف کننده به دست آورد.

تحقیقات مک کارتی به 4 P منجر شد – مکان، قیمت، محصول و تبلیغات – و از آنجایی که آنها بسیار اساسی هستند، امروزه هنوز برای آموزش بازاریابی استفاده می شوند و می توانند با پیشرفت های مدرن مانند نرم افزار بازاریابی و بازاریابی اینترنتی سازگار شوند.


در ادامه بخوانید تا ببینید چرا هر P تا این حد مهم است و چگونه در ترکیب بازاریابی کلی کسب و کار کوچک شما قرار می گیرد.

1. مکان

مکان: چه آجر و ملات و چه دیجیتال، مکان نحوه ارائه محصولات و خدمات کسب و کار شما در مقابل مشتریان علاقه مند است.

همه ما اره قدیمی املاک، “موقعیت، مکان، موقعیت” را شنیده ایم.

اما ما در مورد 3 L صحبت نمی کنیم، ما در مورد 4 P صحبت می کنیم.

با این حال، مفهوم برای هر دو یکسان است. در املاک و مستغلات، جایی که ملک شما در آن قرار دارد مهمتر از اندازه یا وضعیت آن است. در بازاریابی، اینکه مشتری شما کجا و چگونه در معرض محصول شما قرار می گیرد، پایه و اساس هر آمیخته بازاریابی موفقی است.

 مثال: در گذشته نزدیک، این بدان معنا بود که محصول شما در بازار فیزیکی چقدر قابل مشاهده است. به همین دلیل است که بسته بندی نمادین کوکاکولا بسیار مهم است. حتی در دهه 1900، یک مصرف کننده خشک شده می توانست با کمترین تلاش وارد فروشگاه عمومی محلی شود و یک بطری کوکاکولا را ببیند.

در دوران مدرن، همه چیز کمی پیچیده تر است.

جایی که محصول شما در اینترنت ظاهر می شود حتی مهم تر از جایی است که در دنیای فیزیکی ظاهر می شود. چرا؟ زیرا دسترسی شما در دنیای فیزیکی توسط فضای فیزیکی محدود شده است، در حالی که دسترسی شما به صورت آنلاین می تواند جهانی باشد. به عنوان مثال، آیا محصول شما در صفحه اول آمازون تبلیغ می شود یا یک وب سایت مبهم؟

 برداشت: به عنوان یک مفهوم سطح بالا، مکان می‌تواند در موقعیت‌های مختلف معنای زیادی داشته باشد، از نمایش محصول در یک فروشگاه مواد غذایی گرفته تا یک تبلیغ پاپ آپ اینترنتی یا حتی قرار دادن محصول در یک فیلم . سوال مهمی که بازاریابان باید از خود بپرسند این است: چگونه می‌توانم یافتن محصولم را برای مشتریان آسان‌تر کنم؟ و از آنجا کار کنید.

2. قیمت

قیمت: مصرف کنندگان چقدر حاضرند برای یک محصول یا خدمات بپردازند.

دلیلی وجود دارد که 9.99 دلار قیمت محبوب تری نسبت به 10 دلار است.

چالش بازاریاب این است که قیمتی را ارائه دهد که برای مصرف کنندگان جذاب باشد و در عین حال سود قابل قبولی برای شرکت ایجاد کند. اگرچه تنها یک سنت تفاوت وجود دارد، اما 99 سنت معامله بسیار بهتری نسبت به یک دلار کامل به نظر می رسد .

عوامل زیادی در تعیین قیمت محصول یا خدمات شما نقش دارند ، مانند:

  • قیمت های رقیب

  • هزینه واقعی مواد و تولید

  • نوسانات بازار

  • عرضه و تقاضای اساسی

اما فراتر از این عوامل، موقعیت‌هایی وجود دارد که شرکت‌ها به‌طور مصنوعی قیمت یک محصول را افزایش می‌دهند تا ارزش درک شده را افزایش دهند، یا حتی مبلغی کمتر از ارزش واقعی یک محصول برای ایجاد وفاداری مشتری دریافت کنند.

 مثال: یک شرکت تولید مشروبات الکلی ممکن است بتواند ده برابر ارزش واقعی یک بطری ودکا را با قرار دادن آن در یک بسته بندی شیک بپردازد ، یا یک داستان خواربارفروشی ممکن است تخم مرغ را به قیمت 50 سنت به دلار بفروشد تا مشتریان از درها عبور کنند .

 برداشت: آنچه برای محصول یا خدمات خود دریافت می کنید نه تنها تعیین می کند که چقدر می توانید درآمد کسب کنید، بلکه نحوه درک شما در بازار را نیز تعیین می کند . آیا می‌خواهید به عنوان گزینه‌ای گران‌قیمت و در عین حال با قیمت بالا برای نخبگان شناخته شوید؟ یا می‌خواهید به‌عنوان گزینه‌ای با ارزش مشتری پسند و مقرون به صرفه برای توده‌ها شناخته شوید؟

گزینه اول معمولاً به معنای سود بیشتر اما فروش کمتر است، در حالی که گزینه دوم معمولاً حجم بالاتری از فروش اما حاشیه سود کمتری را به همراه دارد. به عنوان مثال، آتلانتا فالکونز با استفاده از “قیمت اول هواداران” در استادیوم مرسدس بنز از رویکرد دوم استفاده می کند .

3. محصول

محصول: کالاها و/یا خدماتی که شرکت شما ارائه می دهد.

از بسیاری جهات، محصول مهمترین عنصر در آمیخته بازاریابی است زیرا بدون آن، شما جایی در بازار ندارید و مطمئناً نمی توانید چیزی را که وجود ندارد یا ندارد بفروشید یا تبلیغ کنید. تقاضا

محصول یا خدمات شما باید جوهره و مایه حیات کسب و کار شما باشد.

حتی اگر محصول شما نامشهود باشد، مانند بیمه نامه یا خدمات مشاوره، همچنان باید در بازار متمایز باشد، یا به این دلیل که کاری را انجام می دهد که هیچ چیز دیگری در بازار انجام نمی دهد، یا به این دلیل که انجام می دهد – یا حداقل برای انجام آن تلاش می کند. بهتر از هر چیز دیگری در بازار است.

 مثال: می خواهید یک استند لیموناد باز کنید. مگر اینکه قصد دارید چیزی بفروشید (مثلاً لیموناد صورتی) که هیچ غرفه ای در محله شما ارائه نمی دهد، یا مطمئن هستید که لیموناد شما طعم بهتری نسبت به رقیب شما خواهد داشت، باید روی یافتن یک محصول جدید تمرکز کنید.

 نکته مهم: وقتی به جایگاه محصول خود در آمیخته بازاریابی توجه می کنید، باید از خود سوالاتی بپرسید:

  • محصول یا خدمات من چه کاری انجام می دهد که هیچ چیز دیگری در بازار انجام نمی دهد؟

  • چگونه محصول یا خدمات من بهتر از رقبا است؟

  • چرا یک مصرف کننده باید به جای رقیب برای محصول یا خدمات من هزینه بپردازد؟

اگر نمی‌توانید پاسخ‌های خوبی برای این سؤالات پیدا کنید، وقت آن است که به صفحه نقاشی برگردید.

4. ارتقاء

تبلیغات: موردی که شما از طریق تبلیغات، روابط عمومی و سایر کانال های بازاریابی برای کالاها و خدمات خود ایجاد می کنید.

این سرگرم کننده P است.

تبلیغات شامل مفاهیمی مانند آگاهی از برند، تأثیرگذاران، بازاریابی رسانه های اجتماعی ، حمایت های مالی … اساساً هر گونه تعاملی است که شرکت شما با مصرف کننده در مورد محصول شما دارد. از بسیاری جهات، ارتقاء اجازه می دهد تا خلاقیت بیشتری نسبت به هر P دیگر وجود داشته باشد.

فقط فکر کنید: صداهای رادیویی ، قرعه کشی ها ، تیم های خیابانی ، Oscar Mayer Wienermobile… همه نوآوری های تبلیغاتی.

ترفیع ارتباط نزدیکی با مکان در آمیخته بازاریابی دارد. تفاوت بین این دو این است که مکان بیشتر در مورد دید غیرفعال است، در حالی که ارتقاء بیشتر در مورد ارتباط فعال است.

 مثال: نباید به Wienermobile بپردازیم، اما این یک راه خوب برای شروع و پایان دادن به این قطعه با frankfurters است.

در هر زمان، اسکار مایر دارای شش دستگاه وینر موبیل رسمی است که توسط هات داگرها (سفیران برند) در حال گردش در کشور هستند و خبرهای خوش را در مورد محصولات گوشتی اسکار مایر منتشر می کنند. Wienermobile یک برد تبلیغاتی است زیرا فقط دیدن آن برای لبخند زدن مردم و ایجاد تصویری مثبت از برند اسکار مایر کافی است.

 برداشت: هر آخرین تعاملی که با مصرف کننده داشته باشید، بخشی از داستان شرکت شما در ذهن مصرف کننده خواهد شد. آیا می خواهید آنها شرکت شما را قابل اعتماد، بازیگوش یا نامتعارف بدانند؟ یا می خواهید به عنوان سرد، بی توجه یا حریص شناخته شوید؟ صدای برند شما باید در هر ارتباطی که به عنوان یک شرکت دارید منعکس شود.

آمیخته بازاریابی خود را با 4 P مزه دار کنید

اکنون که در مورد هر یک از 4 P بازاریابی بیشتر می دانید، به یاد داشته باشید که همه آنها را با هم متعادل کنید تا یک آمیخته بازاریابی خوشمزه بسازید که تضمین می کند محصول یا خدمات مطلوبی دارید که مشتریان شما می توانند آن را پیدا کنند و با قیمت رقابتی خریداری کنند.