ارتباط کلامی استفاده از کلمات برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات با افراد دیگر است. بنابراین می تواند شامل ارتباط گفتاری و نوشتاری باشد. با این حال، بسیاری از مردم از این اصطلاح فقط برای توصیف ارتباط گفتاری استفاده می کنند. عنصر کلامی ارتباط همه چیز در مورد کلماتی است که انتخاب می کنید و نحوه شنیدن و تفسیر آنها.

این صفحه بر ارتباطات گفتاری تمرکز دارد. با این حال، انتخاب کلمات می تواند به همان اندازه – اگر نه بیشتر – در ارتباطات نوشتاری مهم باشد، جایی که ارتباط غیرکلامی کمی وجود دارد یا اصلاً برای کمک به تفسیر پیام وجود ندارد.

ارتباط کلامی چیست؟

ارتباط کلامی هر ارتباطی است که از کلمات برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات با دیگران استفاده می کند. این کلمات ممکن است هم گفته شود و هم نوشته شود.

ارتباط یک فرآیند دو طرفه است


ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر.

این بدان معناست که ارسال و دریافت پیام به یک اندازه اهمیت دارند.

بنابراین ارتباط کلامی هم نیازمند یک گوینده (یا نویسنده) برای انتقال پیام و هم شنونده (یا خواننده) برای درک پیام است. این صفحه هر دو بخش از فرآیند را مورد بحث قرار می دهد.

 

تعداد زیادی از مهارت های ارتباط کلامی مختلف وجود دارد. آنها از واضح (مثلاً قادر به صحبت کردن به وضوح یا گوش دادن) تا ظریف تر (مانند بازتاب و شفاف سازی) هستند. این صفحه خلاصه‌ای از این مهارت‌ها را ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که کجا می‌توانید اطلاعات بیشتری کسب کنید.

مهم است که به یاد داشته باشید که ارتباط کلامی موثر را نمی توان به طور کامل از ارتباطات غیرکلامی جدا کرد : برای مثال زبان بدن، لحن صدا و حالات چهره شما.

وضوح گفتار، حفظ آرامش و تمرکز، مودب بودن و رعایت برخی از قوانین اساسی آداب، همگی به روند ارتباط کلامی کمک می کنند.

باز کردن ارتباطات

در بسیاری از برخوردهای بین فردی، چند دقیقه اول بسیار مهم است. برداشت های اولیه تأثیر بسزایی در موفقیت ارتباطات بعدی و آینده دارد.

وقتی برای اولین بار با کسی ملاقات می کنید، بر اساس نحوه ظاهر، صدا و رفتار او و همچنین هر چیزی که ممکن است در مورد او از افراد دیگر شنیده باشید، فوراً تصوری از او ایجاد می کنید.

این اولین برداشت حداقل تا حدودی ارتباطات آینده شما را راهنمایی می کند.

به عنوان مثال، وقتی با شخصی ملاقات می کنید و صحبت های او را می شنوید، درباره پیشینه و سطح احتمالی توانایی و درک او قضاوت می کنید. این ممکن است آنچه شما می گویید را تغییر دهد. برای مثال، اگر لهجه ای خارجی می شنوید، ممکن است تصمیم بگیرید که باید از زبان ساده تری استفاده کنید. همچنین ممکن است متوجه شوید که باید با دقت بیشتری گوش دهید تا مطمئن شوید که آنها به شما چه می‌گویند.

البته اولین برداشت شما ممکن است بعداً تجدید نظر شود. شما باید اطمینان حاصل کنید که وقتی اطلاعات جدیدی در مورد مخاطب خود دریافت می کنید و با آنها بیشتر آشنا می شوید، افکار خود را آگاهانه به روز می کنید.


مهارت های اساسی ارتباط کلامی: صحبت کردن و گوش دادن موثر

گفتار مؤثر شامل سه حوزه اصلی است: کلماتی که انتخاب می‌کنید، نحوه بیان آنها، و نحوه تقویت آنها با سایر ارتباطات غیرکلامی.

همه اینها بر انتقال پیام شما و نحوه دریافت و درک آن توسط مخاطبان تأثیر می گذارد.

ارزش آن را دارد که در انتخاب کلمات خود دقت کنید. احتمالاً نیاز خواهید داشت که در موقعیت های مختلف از کلمات متفاوتی استفاده کنید، حتی زمانی که در مورد یک موضوع بحث می کنید. به عنوان مثال، آنچه شما به یک همکار نزدیک خود می گویید با نحوه ارائه یک موضوع در یک کنفرانس بزرگ بسیار متفاوت است.

نحوه صحبت کردن شما شامل لحن صدا و سرعت شما می شود. مانند ارتباطات غیرکلامی به طور کلی، اینها پیام های مهمی را برای مخاطبان شما ارسال می کنند، به عنوان مثال، در مورد میزان علاقه و تعهد شما، یا اینکه آیا از واکنش آنها عصبی هستید یا خیر.

در صفحه ما در ارتباط غیرکلامی: چهره و صدا اطلاعات بیشتری در مورد این وجود دارد .

گوش دادن فعال یک مهارت مهم است. با این حال، زمانی که با هم ارتباط برقرار می‌کنیم، انرژی بسیار بیشتری را صرف توجه به آنچه می‌خواهیم بگوییم، نسبت به گوش دادن به صحبت‌های طرف مقابل می‌کنیم.

گوش دادن موثر برای ارتباط کلامی خوب حیاتی است. چندین راه وجود دارد که می توانید اطمینان حاصل کنید که به طور مؤثرتری گوش می دهید. این شامل:

  • برای گوش دادن آماده باشید . روی گوینده تمرکز کنید، نه اینکه چگونه می خواهید پاسخ دهید.
  • ذهن خود را باز نگه دارید و از قضاوت در مورد گوینده خودداری کنید.
  • روی جهت اصلی پیام گوینده تمرکز کنید . سعی کنید به طور کلی آنچه را که آنها می خواهند بیان کنند و همچنین جزئیات کلماتی که آنها استفاده می کنند را درک کنید.
  • در صورت امکان از حواس پرتی خودداری کنید. به عنوان مثال، اگر صدای پس زمینه زیاد است، ممکن است پیشنهاد کنید که برای صحبت به جای دیگری بروید.
  • هدف باشد .
  • وقتی طرف مقابل در حال ارائه اطلاعات است، سعی نکنید به سؤال بعدی خود فکر کنید .
  • روی یک یا دو نکته به قیمت هزینه کردن دیگران تمرکز نکنید . سعی کنید از تصویر کلی و تمام اطلاعاتی که دارید استفاده کنید.
  • گوینده را کلیشه ای نکنید . سعی کنید اجازه ندهید که تعصبات مرتبط با مثلاً جنسیت، قومیت، لهجه، طبقه اجتماعی، ظاهر یا لباس در آنچه گفته می شود تداخل پیدا کند (به ظاهر شخصی مراجعه کنید ).

اطلاعات بیشتری در صفحات ما در مورد مهارت های گوش دادن وجود دارد .


بهبود ارتباطات کلامی: تکنیک های پیشرفته تر

تعدادی ابزار و تکنیک وجود دارد که می توانید از آنها برای بهبود اثربخشی ارتباط کلامی خود استفاده کنید. اینها شامل تقویت، تأمل، شفاف سازی و پرسش است.

تقویت

تقویت عبارت است از استفاده از کلمات تشویق کننده در کنار حرکات غیرکلامی مانند تکان دادن سر، حالت گرم صورت و حفظ تماس چشمی.

همه اینها به ایجاد رابطه کمک می کند و به احتمال زیاد باز بودن را در دیگران تقویت می کند. استفاده از تشویق و تقویت مثبت می تواند:

  • تشویق دیگران به شرکت در بحث (به ویژه در کار گروهی)؛
  • به آنچه دیگران می گویند علاقه نشان دهید.
  • راه را برای توسعه و/یا حفظ یک رابطه هموار کنید.
  • ترس ها را از بین ببرید و اطمینان بدهید.
  • گرمی و گشاده رویی نشان دهید. و
  • خجالتی بودن یا عصبی بودن را در خود و دیگران کاهش دهیم.

سوال کردن

پرسش به طور کلی به این معناست که چگونه ما از دیگران در مورد موضوعات خاص اطلاعات کسب می کنیم.

سؤال کردن یک راه اساسی برای روشن کردن زمینه هایی است که نامشخص هستند یا درک شما را آزمایش می کند. همچنین می تواند شما را قادر سازد که صریحاً از دیگران حمایت کنید.

در یک سطح اجتماعی تر، سؤال کردن نیز یک تکنیک مفید برای شروع مکالمه، جذب کسی به مکالمه یا صرفاً نشان دادن علاقه است. بنابراین پرسش مؤثر عنصر اساسی ارتباط کلامی است.

ما از دو نوع سوال اصلی استفاده می کنیم:

  • سوالات بسته

    سؤالات بسته معمولاً فقط به دنبال پاسخ یک یا دو کلمه ای هستند (اغلب به سادگی “بله” یا “خیر”). بنابراین آنها دامنه پاسخ را محدود می کنند. دو نمونه از سوالات بسته عبارتند از:

    “امروز با ماشین سفر کردی؟” و
    “بازی فوتبال دیروز را دیدی؟”

    این نوع سؤالات به سؤال کننده اجازه می دهد تا کنترل ارتباط را حفظ کند. این اغلب هنگام تلاش برای تشویق ارتباط کلامی نتیجه مطلوب نیست، بنابراین بسیاری از مردم سعی می کنند بیشتر بر استفاده از سؤالات باز تمرکز کنند. با این وجود، سؤالات بسته می تواند برای تمرکز بحث و به دست آوردن پاسخ های واضح و مختصر در صورت نیاز مفید باشد.

  • سوالات باز

    سوالات باز نیاز به بحث و تفصیل بیشتری دارد. بنابراین آنها دامنه پاسخگویی را گسترش می دهند. آنها شامل، برای مثال،

    “امروز صبح ترافیک چطور بود؟”
    “فکر می‌کنید چه چیزی را می‌خواهید از این بحث به دست آورید؟”

    پاسخ به سؤالات باز بیشتر طول می کشد، اما به طرف مقابل فضای بسیار بیشتری برای ابراز وجود می دهد و مشارکت در گفتگو را تشویق می کند.

برای اطلاعات بیشتر در مورد سؤال، به صفحات ما مراجعه کنید: سؤال و انواع سؤال .

انعکاس و شفاف سازی

انعکاس فرآیند بازخورد دادن درک شما از آنچه گفته شده است به شخص دیگری است.

انعکاس یک مهارت تخصصی است که اغلب در مشاوره مورد استفاده قرار می گیرد، اما می توان آن را در طیف وسیعی از زمینه های ارتباطی نیز به کار برد و یک مهارت مفید برای یادگیری است.

انعکاس اغلب شامل بازنویسی پیامی است که توسط گوینده به شما ابلاغ شده است. شما باید سعی کنید ماهیت حقایق و احساسات بیان شده را به دست آورید و درک خود را به گوینده بازگردانید. این یک مهارت مفید است زیرا:

  • می توانید بررسی کنید که پیام را به وضوح درک کرده اید.
  • گوینده در مورد نحوه دریافت پیام بازخورد دریافت می کند و سپس در صورت تمایل می تواند آن را روشن یا گسترش دهد.
  • این نشان دهنده علاقه و احترام به آن چیزی است که طرف مقابل باید بگوید.
  • شما نشان می دهید که دیدگاه طرف مقابل را در نظر می گیرید.

همچنین به صفحات ما در Reflecting و Clarifying مراجعه کنید .

خلاصه کردن

خلاصه یک مرور کلی از نکات یا مسائل اصلی مطرح شده است.

خلاصه کردن همچنین می‌تواند همان هدفی را که «بازتاب» است، انجام دهد. با این حال، خلاصه کردن به هر دو طرف اجازه می دهد تا پیام را بررسی کرده و به توافق برسند و اطمینان حاصل کنند که ارتباط موثر بوده است. هنگامی که خلاصه ها به طور مؤثر مورد استفاده قرار گیرند، ممکن است به عنوان راهنمای قدم های بعدی رو به جلو نیز عمل کنند.

ارتباط پایانی

نحوه بسته شدن یا پایان یافتن یک ارتباط، حداقل تا حدی، نحوه به خاطر سپردن یک مکالمه را تعیین می کند.

افراد برای پایان دادن به مکالمه از سیگنال های کلامی و غیرکلامی استفاده می کنند.

سیگنال‌های کلامی ممکن است شامل عباراتی مانند:
“خب، من باید بروم” و
“خیلی از شما متشکرم، این واقعا مفید است.”

نتیجه گیری غیرکلامی ممکن است شامل شروع به اجتناب از تماس چشمی، ایستادن، دور زدن، یا رفتارهایی مانند نگاه کردن به ساعت یا بستن دفترچه یادداشت یا کتاب باشد. این اقدامات غیرکلامی به طرف مقابل نشان می دهد که آغازگر مایل به پایان دادن به ارتباط است.

مردم اغلب از ترکیبی از اینها استفاده می کنند، اما تمایل دارند با سیگنال های غیرکلامی شروع کنند، به خصوص چهره به چهره. در تلفن، البته، نشانه های کلامی ضروری است.

بستن یک تعامل بیش از حد ناگهانی ممکن است به طرف مقابل اجازه ندهد که آنچه را که می‌گوید «تاطاق» کند، بنابراین باید مطمئن شوید که زمانی برای پایان دادن به آن وجود دارد. بسته شدن یک تعامل زمان مناسبی برای هرگونه هماهنگی در آینده است. آخرین، اما نه کم اهمیت، این بار بدون شک با تعدادی حرکات جدایی قابل قبول اجتماعی همراه خواهد بود.

 

 


فقط بخشی از تصویر

یادآوری این نکته ضروری است که هر ارتباطی از مجموع اجزای آن تشکیل شده است.

ارتباط کلامی یک عنصر مهم است، اما تنها بخشی از پیام کلی منتقل می شود. برخی تحقیقات نشان می دهد که عنصر کلامی در واقع بخش بسیار کوچکی از پیام کلی است: فقط 20 تا 30%. با این حال، این هنوز هم قابل توجه است و ارزش آن را دارد که برای بهبود مهارت های ارتباط کلامی خود وقت بگذارید.

بدون نظر

پاسخ دهید