برنامه ریزی استراتژیک چیست؟10عنصر کلیدی و فرایند

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟ اجزای کلیدی، فرآیندها و نقش رهبران در تضمین موفقیت یک استراتژی

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟ اجزای کلیدی، فرآیندها و نقش رهبران در تضمین موفقیت یک استراتژی

برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است که برای شرکت ها برای تضمین رشد موفق و پایدار ضروری است.

یک برنامه استراتژیک هوشمند و عملی بخش مهمی از رقابت در بازار است. کسب‌وکارها را هدایت می‌کند تا با ترسیم یک مسیر روشن، ایجاد اهداف قابل اندازه‌گیری و تخصیص منابع برای تعقیب این اهداف خاص، اقدامات معناداری را انجام دهند تا به آنها کمک کند به اهداف سازمان خود برسند.

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

یک برنامه استراتژیک یک فرآیند ضروری و سند اجرای استراتژی برای هر شرکتی است که به دنبال استفاده حداکثری از منابع خود و رسیدن به اهداف بلندمدت سازمانی است.

این سند حیاتی و دائماً در حال تحول، جهت روشنی را ترسیم می کند، اهدافی را تعیین می کند که باید به آنها دست یافت، و نقشه راه عملی برای موفقیت ارائه می دهد. همچنین به سازمان ها کمک می کند تا از رقبا متمایز شوند و به آنها اجازه می دهد با رویکرد منحصر به فرد خود در بازار متمایز شوند.

یک برنامه استراتژیک به خوبی طراحی شده به شرکت ها کمک می کند تا بر روی ماموریت خود متمرکز بمانند، در حالی که تصمیم گیری بر اساس ارزش های اصلی آنها را به سمت دستیابی به نتایج دلخواه هدایت می کند و اطمینان حاصل می کند که همه در یک جهت حرکت می کنند.

اجزای کلیدی یک برنامه استراتژیک چیست؟

چندین جزء کلیدی یک برنامه استراتژیک به خوبی توسعه یافته را تشکیل می دهند. این اجزای کلیدی عبارتند از:

بیانیه ماموریت

بیانیه ماموریت یک سازمان هدف شرکت و دلایل وجود آن را بیان می کند. اگرچه ممکن است قبلاً در مورد مأموریت کاملاً روشن باشید، تکرار بیانیه مأموریت و ارتباط با برنامه به عنوان پایه ای برای برنامه استراتژیک و استراتژی شما عمل می کند.

بیانیه چشم انداز

چشم انداز شرکت هدف بزرگ تری است که شرکت آرزوی دستیابی به آن را دارد. این ممکن است به اندازه تبدیل جهان به مکان بهتری از طریق محصول یا خدمات شما یا پاک کردن حمام از کپک باشد. چشم انداز شما هر چه که باشد، باید با برنامه استراتژیک شما مرتبط باشد

همسویی بیانیه های ماموریت و چشم انداز شرکت اولین گام مهم برای برنامه ریزی استراتژیک است.

تجزیه و تحلیل SWOT

ارزیابی کلی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای شرکت. دانستن این نکات به شما کمک می کند تا از منابع خود استفاده کنید، شکاف ها را تقویت کنید و به طور واقع بینانه مسیر خود و خطرات احتمالی را برنامه ریزی کنید. تجزیه و تحلیل SWOT شما کمک می کند تا مطمئن شوید که برنامه استراتژیک شما بر اساس واقعیت است و نقش مهمی در فرآیند مدیریت استراتژیک شما ایفا می کند.

اهداف و اهداف

اهداف و مقاصد به اهداف مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی و با زمان محدود نیاز دارند که شرکت می خواهد به آن دست یابد. اطمینان حاصل کنید که اهداف شما قابل دستیابی، قابل اندازه گیری هستند و می توانند به عنوان بخشی از برنامه ریزی استراتژیک شما به وضوح بیان شوند. اهداف شرکت در سطح بالا باید با اهداف بخش‌ها و تیم‌های مختلف منطبق و هماهنگ باشد. برنامه‌های استراتژیک هر بخش و تیم باید مستقیماً با اهداف و روش‌های گسترده‌تر شرکت ترسیم شود.

استراتژی ها

اقدامات مشخصی که شرکت برای دستیابی به اهداف قابل اندازه گیری و مسائل استراتژیک خاص خود انجام خواهد داد.

برنامه های اقدام

برنامه های پروژه مفصل که مراحل خاصی را که برای اجرای استراتژی ها برداشته می شود، مشخص می کند.

تخصیص منابع

تخصیص منابع مالی، انسانی و غیره برای اجرای برنامه های عملیاتی.

ارزیابی و کنترل

ارزیابی و کنترل بر اساس تدابیر و سیستم هایی برای نظارت بر پیشرفت شرکت در جهت دستیابی به اهداف، مقاصد و برنامه مالی سازمان و انجام تعدیلات در صورت لزوم است.

چه کسی مسئول ایجاد یک برنامه استراتژیک است؟

به طور کلی، ایجاد یک برنامه استراتژیک بر عهده تیم مدیریت ارشد شرکت – مدیرعامل، مدیر مالی، سایر مدیران و غیره است.

با این حال، اگرچه مدیریت ارشد تفکر استراتژیک را انجام می دهد، اما برای اعضای کلیدی کل سازمان ضروری است که در فرآیند برنامه ریزی استراتژیک مشارکت داشته باشند زیرا بخش های مختلف، کارکنان و منابع انسانی بینش و دیدگاه های ارزشمندی برای کمک به شکل گیری استراتژی خواهند داشت. . همچنین هنگامی که اجزای مختلف بخشی از فرآیند برنامه ریزی هستند، احساس مالکیت و تعهد نسبت به موفقیت برنامه استراتژیک تقویت می شود.

همچنین برای شرکت‌ها معمول است که به عنوان بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک، از ذینفعان خارجی، مشتریان، تامین‌کنندگان و کارشناسان صنعت اطلاعات دریافت کنند. به عنوان بخشی از فرآیند برنامه ریزی خود، مطمئن شوید که ذینفعان مهم خارج از شرکت خود را شناسایی کرده اید.

چه چیزی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک را موثر می کند؟

در زیر برخی از عوامل کلیدی وجود دارد که به اثربخشی کلی یک برنامه استراتژیک موفق و فرآیند برنامه ریزی استراتژیک کمک می کند. درک این نکات به موثرتر شدن فرآیند برنامه ریزی استراتژیک شما کمک می کند:

پاک کردن

این برنامه باید واضح و مختصر باشد، با اهداف و اهداف استراتژیک خاص که برای همه قابل درک باشد. رهبری ارشد نقش مهمی در حصول اطمینان از واضح بودن هر هدف و درک چگونگی دستیابی به اهداف ایفا می کند.

واقع بین

برنامه استراتژیک باید منابع و قابلیت های شرکت را در نظر بگیرد و اهداف باید بر اساس داده های بازار واقع بینانه و قابل دستیابی باشد.

قابل انعطاف

این طرح باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا امکان انجام تنظیمات در پاسخ به تغییرات محیط خارجی پس از استقرار را فراهم کند.

هم راستا

این طرح باید با ماموریت، چشم انداز و ارزش های شرکت همسو باشد و از جهت کلی سازمان از نظر طرح تجاری و بودجه سالانه حمایت کند.

به راحتی ارتباط برقرار می شود

این طرح باید به طور موثر به همه ذینفعان و سرمایه گذاران از جمله کارمندان و مشتریان ابلاغ شود.

قابل اقدام

این طرح به گام های روشن و قابل اجرا و یک جدول زمانی برای اجرا نیاز دارد. برای اطمینان از پیشرفت به سمت اهداف تجاری مانند افزایش فروش و حداکثر کردن سود، باید به طور مداوم دنبال شود.

قابل اندازه گیری

این طرح نیاز به اندازه گیری و ارزیابی پیشرفت، جمع آوری بازخورد، و بررسی و به روز رسانی منظم دارد تا از پیشرفت مستمر به سمت اهداف شرکت اطمینان حاصل شود و اینکه برنامه مرتبط و عملی باقی بماند و شاخص های عملکرد کلیدی منطقی را هدف قرار دهد.

سازگار

یک برنامه استراتژیک موثر عوامل بالقوه ای را شناسایی می کند که ممکن است برنامه را از مسیر خارج کند و حداقل در صورت از بین رفتن طرح، جایگزین های سطح بالایی را ارائه می دهد.

چه زمانی برنامه های استراتژیک شکست می خورند؟

در زیر چند دلیل بالقوه برای شکست برنامه ریزی استراتژیک ذکر شده است. درک اینکه چرا برنامه های استراتژیک شکست می خورند به ایجاد نتایج برنامه ریزی استراتژیک موثرتر کمک می کند:

فاقد وضوح

برنامه ها باید واضح و مشخص باشند. اگر نه، ممکن است درک آن دشوار و اجرا کردن آن چالش برانگیز باشد. هنگامی که یک برنامه استراتژیک بلندپروازانه باشد، برای افراد دشوار است که احساس کنند برای انجام اقدام به یکدیگر متصل هستند و انگیزه دارند.

فقدان گزینه ها و اهداف واقع بینانه

برنامه ها باید واقع بینانه باشند. اگر برنامه واقعاً محقق نشود، اجرای آن دشوار خواهد بود و منجر به ناامیدی، ناامیدی و شکست احتمالی خواهد شد.

عدم انعطاف پذیری

برنامه باید انعطاف پذیر باشد. اگر اینگونه نباشد، انعطاف پذیر نیست و اجازه نمی دهد که در پاسخ به تغییرات محیط (داخلی و بیرونی) یا ارزیابی یا اندازه گیری، تعدیل شود، ممکن است بی ربط یا بی اثر شود.

عدم همسویی

این طرح باید با ماموریت، چشم انداز و ارزش های شرکت همسو باشد. اگر با جهت گیری کلی سازمان سازگار نباشد، می تواند به سرعت با هدف اصلی خود هماهنگ نباشد و در کمک به رسیدن به اهداف مورد نظر بی اثر باشد.

عدم درک

این طرح باید به طور مؤثر به همه ذینفعان اصلی ابلاغ شود و از همه ذینفعان بازخورد گرفته شود. در غیر این صورت، ممکن است اشتباه فهمیده شود یا بدتر از آن – نادیده گرفته شود یا ارزشی نداشته باشد.

فقدان مراحل عملی

برنامه راهبردی باید به سرعت و به طور مداوم اجرا شود. اگر مراحل اقدام واضح و یا خیلی سخت برای اجرا نباشد، ممکن است به طور موثر اجرا نشوند.

فقدان نتایج قابل اندازه گیری

برنامه راهبردی نیاز به بازنگری و به روز رسانی منظم دارد و عملکرد آن پس از اجرا ارزیابی می شود. در غیر این صورت، ممکن است بی اثر یا قدیمی شود، بنابراین در دستیابی به نتایج دلخواه ناکارآمد باشد.

عوامل خارجی

تغییرات در محیط خارجی می تواند تأثیر زیادی داشته باشد. تغییراتی مانند تغییر در اقتصاد یا ترجیحات مشتری، اگر در نظر گرفته نشوند، می توانند به طور جدی بر اثربخشی یک برنامه استراتژیک درخشان تأثیر بگذارند.

با این حال، مانند زندگی و تجارت، همه چیز تغییر می کند و هر کسب و کاری باید بتواند به سرعت با شرایط در حال تغییر سازگار شود. به همین دلیل است که یک برنامه موثر شامل موارد احتمالی است.

نقش رهبر شرکت در حصول اطمینان از اجرای موفقیت آمیز برنامه استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک

رهبران شرکت مسئول اطمینان از اجرای موفقیت آمیز برنامه استراتژیک هستند.

برخی از راه‌های مشخصی که رهبران کسب‌وکار می‌توانند از اجرای صحیح طرح اطمینان حاصل کنند عبارتند از:

طرح را به وضوح بیان کنید

رهبران کسب و کار باید برنامه استراتژیک را به طور موثر به همه ذینفعان کلیدی از جمله کارمندان، مشتریان و سرمایه گذاران منتقل کنند. هر سوالی باید پاسخ داده شود و روشن شود، بنابراین همه همسو هستند. برنامه استراتژیک باید به گونه ای به اشتراک گذاشته شود که شما (رهبر) مالکیت و اشتیاق خود را نشان دهید و بتوانید با تیم خود درمیان بگذارید که چگونه هر نقش برای دستیابی به اهداف برنامه حیاتی است.

تامین منابع

رهبران باید اطمینان حاصل کنند که منابعی مانند بودجه، پرسنل و فناوری در دسترس همه افراد مورد نیاز برای اجرای موفقیت آمیز طرح هستند.

تعیین انتظارات

رهبران باید انتظارات روشنی را برای اجرای طرح تعیین کنند و کارمندان تعیین شده را برای برآورده کردن این انتظارات پاسخگو بدانند. هر یک از ذینفعان باید جدول زمانی مشخص و قابل دستیابی را تعیین کرده و به آن متعهد شوند.

رهبری با مثال

رهبران باید رفتارها و ارزش های مشخص شده در برنامه را الگوبرداری کنند و دیگران را به انجام همین کار تشویق کنند.

ارائه پشتیبانی

رهبران باید حمایت و راهنمایی را برای کارمندان فراهم کنند، زیرا آنها برای حل مشکلات برای دستیابی به اهداف و اهداف استراتژیک برنامه تلاش می کنند.

نظارت بر پیشرفت

رهبران باید پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف و مقاصد مشخص شده در برنامه را زیر نظر داشته باشند و در صورت نیاز در برنامه های عملیاتی مطابق با نیاز خود اصلاحاتی را انجام دهند.

جشن گرفتن موفقیت ها

رهبران برای کمک به حفظ روحیه بالا و تشویق پیشرفت مستمر به سمت اهداف نهایی، باید پیروزی‌ها را در این مسیر شناسایی و جشن بگیرند.

نقش هر یک از کارکنان در اجرای و حمایت از موفقیت برنامه های استراتژیک چیست؟

کارکنان نیروی محرک و حیاتی در اجرا و حمایت از موفقیت برنامه استراتژیک هستند. کارمندان شما چشم و گوش نحوه عملکرد برنامه استراتژیک خواهند بود. به همین دلیل است که برای رهبران ایجاد یک محیط تجاری که در آن ارتباطات باز وجود داشته باشد و همه انواع اطلاعات در رابطه با تاثیر آن بر استراتژی بلندمدت قابل اشتراک گذاری و بررسی شوند، حیاتی است. رهبران باید محیطی باز ایجاد کنند که در آن سؤالات مطرح شود و اخبار بد و خوب به اشتراک گذاشته شود. رهبران می توانند با حصول اطمینان از اینکه کارمندان حمایت می شوند و توانایی خود را در انجام کارهای زیر مشخص می کنند، به کارمندان کمک کنند تا نقش خود را ایفا کنند:

طرح را درک کنید

کارکنان باید برنامه استراتژیک، نحوه همسویی آن با ماموریت شرکت، مراحلی که باید بردارند و مهمتر از همه، اهداف را درک کنند.

همسو کردن اهداف کار و شغل با برنامه

رهبران، مدیران و کارکنان باید کار خود را با برنامه استراتژیک هماهنگ کنند و وظایفی را که از دستیابی به اهداف و اهداف استراتژیک برنامه پشتیبانی می کند، اولویت بندی کنند.

مدیریت پیاده سازی

کارکنان باید به طور مداوم وظایف و مسئولیت های محول شده خود را برای اجرای برنامه ها، مراحل و فرآیندها دنبال کنند.

ارائه بازخورد

در طول بررسی اولیه وضعیت فعلی سازمان، کارکنان باید بازخورد و پیشنهادات خود را برای بهبود طرح ارائه دهند. در طول اجرای آن، کارکنان نیاز به ارائه بازخورد بر اساس عملکرد دارند و به طور بالقوه برنامه را در صورت نیاز برای عملکرد و اهداف بهتر تنظیم می کنند.

ارتباط جانبی و بالا

کارمندان باید با همکاران ارتباط برقرار کنند تا اطمینان حاصل کنند که همه در جهت اهداف و مقاصد یکسانی کار می کنند و مهمتر از همه، کارکنان باید با مدیر خود در مورد نحوه انجام مشارکتشان در ارتباط باشند.

به دنبال پشتیبانی و راهنمایی باشید

اگر کارکنان برای اجرای هر یک از مراحل برنامه یا دستیابی به اهداف به کمک نیاز دارند، باید از رهبران حمایت و راهنمایی بگیرند.

آیا برخی از شرکت ها بر این باورند که برنامه ریزی استراتژیک اتلاف وقت است؟

مطمئن. ممکن است برخی از شرکت ها برنامه ریزی استراتژیک را اتلاف وقت بدانند. این می تواند به دلایل مختلفی باشد: منابع مورد نیاز از قبل، عدم درک مزایای برنامه ریزی استراتژیک، عدم پذیرش از سوی مدیریت ارشد، یا کمبود منابع برای تخصیص به فرآیند.

با این حال، برای شرکت های بسیار موفق، برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یک ابزار ارزشمند برای کمک به سازمان ها در دستیابی به اهداف بلندمدت خود و برجسته شدن در یک بازار رقابتی شناخته می شود.

برنامه ریزی استراتژیک همچنین می تواند به شرکت ها کمک کند تا چابک تر باشند و با تغییرات محیط خارجی سازگار شوند. به این دلایل، به طور کلی توصیه می شود که شرکت ها در برنامه ریزی استراتژیک شرکت کنند و نتایج را به طور منظم بررسی کنند.

چه چیزی یک استراتژی عالی را می سازد؟

چه چیزی یک استراتژی رقابتی عالی را ایجاد می کند؟ چندین ویژگی اغلب به عنوان عناصر کلیدی اجرای استراتژی عالی در نظر گرفته می شوند:

وضوح

یک استراتژی عالی واضح و قابل درک است، با اهداف و اهداف استراتژیک خاص که به خوبی تعریف شده اند.

تمرکز

یک استراتژی عالی یک استراتژی متمرکز است. یک استراتژی عالی بر روی یک حوزه خاص از کسب و کار متمرکز است و سعی نمی کند چندین کار را همزمان انجام دهد.

هم ترازی

یک استراتژی عالی با مأموریت کلی شرکت، چشم‌انداز آینده و ارزش‌های آن همسو است و از جهت کلی سازمان حمایت می‌کند.

انعطاف پذیری

یک استراتژی عالی انعطاف پذیر است و اجازه می دهد تا در پاسخ به نتایج و تغییرات در محیط خارجی، تنظیماتی انجام شود.

واقع بین

یک استراتژی عالی با در نظر گرفتن منابع و قابلیت های شرکت و آنچه که واقعاً می توان انجام داد، واقع بینانه و قابل دستیابی است.

تفکیک

استراتژی عالی شرکت را از رقبای خود در بازار متمایز می کند و به آن کمک می کند تا خود را از رقبا به مشتری متمایز کند.

اجرا

یک استراتژی عالی را می توان به طور موثر اجرا کرد، با مراحل اقدام روشن، جدول زمانی برای اجرا، و مسئولیت هر مرحله اقدام.

ارزیابی و بازخورد

استراتژی عالی شامل اقداماتی برای ارزیابی پیشرفت و جمع‌آوری بازخورد است، و باید به طور منظم بازنگری شود و به‌طور بالقوه به‌روزرسانی شود تا از مرتبط بودن و مؤثر بودن آن اطمینان حاصل شود.

چه زمانی یک استراتژی عالی برای تضمین موفقیت شرکت کافی نیست؟

در حالی که یک استراتژی عالی قطعا می تواند یک عامل کلیدی در موفقیت یک شرکت باشد، این تنها عامل مورد نیاز برای موفقیت نیست. تعدادی دیگر از عوامل داخلی و خارجی وجود دارد که می تواند بر موفقیت یک شرکت تأثیر بگذارد، از جمله:

اجرا

حتی بهترین استراتژی هم اگر ضعیف اجرا شود، استراتژی موفقی نخواهد بود.

منابع

یک شرکت به منابع، دوره نیاز دارد. منابعی مانند بودجه، پرسنل و فناوری برای اجرای موثر استراتژی ضروری هستند.

عوامل خارجی

تغییرات در عوامل خارجی به اندازه محیط داخلی مهم است. به عنوان مثال، تغییرات اقتصادی یا ترجیحات مشتری می تواند بر موفقیت یک شرکت تأثیر بگذارد.

رقابت

موفقیت یک شرکت همچنین می تواند تحت تأثیر اقدامات رقبا و حتی واکنش رقبا به اجرای استراتژی باشد.

تقاضای بازار

موفقیت یک شرکت تا حدی به تقاضای بازار برای محصولات یا خدمات آن بستگی دارد. تقاضا باید کاملاً بخشی از تدوین استراتژی باشد.

کیفیت

موفقیت یک شرکت تا حد زیادی به کیفیت محصولات یا خدمات آن و توانایی آن برای محصولاتش در برآوردن نیازهای مشتری بستگی دارد.

رهبری

رهبری ارشد یک شرکت می تواند نقش کلیدی در موفقیت یا شکست آن داشته باشد، زیرا چشم انداز و جهت سازمان را تعیین می کند.

رهبری شرکت چگونه نقش مهمی در موفقیت استراتژیک یک شرکت دارد؟

بدون رهبری درگیر، یک برنامه استراتژیک به احتمال زیاد شکست خواهد خورد. رهبری یک شرکت از چند جهت در موفقیت استراتژیک نقش حیاتی دارد:

تنظیم جهت

رهبری یک شرکت مسئول تعیین چشم انداز و جهت سازمان و ایجاد یک برنامه مدیریت استراتژیک است که با آن جهت هماهنگ باشد.

تامین منابع

رهبری یک شرکت مسئول اطمینان از وجود منابع لازم مانند بودجه، پرسنل و فناوری برای اجرای برنامه استراتژیک است.

ابلاغ طرح

رهبری یک شرکت، برنامه مدیریت استراتژیک را به طور مؤثر و پیوسته به همه ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان و سرمایه گذاران ابلاغ می کند.

رهبری با مثال

رهبری یک شرکت باید رفتارها و ارزش های همسو با برنامه را الگوبرداری کند و دیگران را به انجام همین کار تشویق کند.

ارائه پشتیبانی

رهبری یک شرکت نیاز به ارائه پشتیبانی و راهنمایی برای کارکنان دارد که در جهت دستیابی به اهداف و اهداف برنامه استراتژیک تلاش می کنند. این به حفظ کارکنان و موفقیت استراتژیک کمک می کند.

نظارت بر پیشرفت

رهبری یک شرکت نیاز به نظارت بر پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف و اهداف برنامه دارد و در صورت نیاز تنظیمات لازم را انجام می دهد.

جشن گرفتن موفقیت ها

رهبری یک شرکت برای کمک به حفظ روحیه تیم و تشویق پیشرفت مستمر برای دستیابی به اهداف، باید موفقیت‌ها را در این مسیر شناسایی و جشن بگیرد.

چگونه شرکت ها می توانند رهبران خود را برای پیاده سازی و تضمین موفقیت برنامه ریزی استراتژیک آماده و حمایت کنند؟

راه‌های زیادی وجود دارد که شرکت‌ها می‌توانند رهبران خود را برای اجرای و تضمین موفقیت برنامه‌ریزی استراتژیک خود آماده و حمایت کنند.

ارائه آموزش مناسب

شرکت‌ها باید فرصت‌های آموزشی و توسعه استراتژی را برای کمک به رهبران خود فراهم کنند تا دانش و مهارت‌هایی را که برای پیاده‌سازی و حمایت مؤثر چشم‌انداز استراتژیک نیاز دارند، کسب کنند.

ارتباطات باز را تشویق کنید

شرکت ها باید محیطی از ارتباطات باز و شفاف ایجاد کنند و رهبران را تشویق کنند تا در چارچوب استراتژیک به دنبال نظرات و بازخورد تیم های خود باشند – حتی زمانی که نقشه استراتژی مثبت نیست.

رهبری را با ارزش های شرکت هماهنگ کنید

شرکت ها باید اطمینان حاصل کنند که ارزش های رهبری آنها با ارزش ها و فرهنگ شرکت همخوانی دارد و رهبران آنها به ماموریت و چشم انداز سازمان متعهد هستند.

تشویق به همکاری

شرکت ها باید همکاری و کار تیمی متقابل را به عنوان بخشی از مدیریت پروژه تشویق کنند تا اطمینان حاصل شود که همه بخش ها در جهت اهداف و مقاصد یکسان کار می کنند.

تامین منابع

به عنوان بخشی از فرآیند برنامه ریزی استراتژیک، شرکت ها باید اطمینان حاصل کنند که رهبری آنها منابع لازم مانند بودجه، پرسنل و فناوری را در اختیار دارند تا برنامه استراتژیک را به طور موثر در کل مدت اجرا کنند.

انتظارات روشن ایجاد کنید

شرکت ها باید انتظارات روشنی برای چگونگی فعال سازی و اجرای برنامه ریزی استراتژیک داشته باشند و رهبری را برای برآورده کردن انتظارات مطابق سند برنامه استراتژیک پاسخگو بدانند.

نظارت بر پیشرفت

رهبران شرکت نیاز به نظارت بر پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف و اهداف برنامه استراتژیک دارند و در صورت نیاز حمایت و راهنمایی خود را ارائه می کنند. برنامه ریزی استراتژیک برای موفقیت کسب و کار ضروری است و کلید دستیابی به نتایج موفق در دستان رهبری است. رهبران برای اطمینان از موفقیت یک استراتژی، باید به برنامه ریزان استراتژیک تبدیل شوند و جزئیات برنامه استراتژیک کسب و کار باید توسط هر فرد مسئول سازماندهی و درک شود.

رهبران و مدیران باید برنامه استراتژیک را از طریق بحث‌های منسجم که تصمیم‌گیری مشترک را تقویت می‌کند، به اشتراک بگذارند. مسئولیت‌های فرآیند برنامه‌ریزی و موفقیت نیز فراتر از رهبر و بر هر یک از کارکنان گسترش می‌یابد تا به تحقق مراحل یک برنامه استراتژیک مؤثر کمک کند. شرکت ها باید اهداف استراتژیک روشنی را تعیین کنند که با ماموریت و اهداف استراتژیک آنها همسو باشد و در عین حال رهبران تجاری را برای اجرای این برنامه ها آماده کنند. هنگامی که به درستی انجام شود، با توجه دقیق به تمام سطوح سازمان، برنامه ریزی استراتژیک موفق می تواند یک شرکت را در مسیر درست به سمت پایداری بلندمدت و فرصت های آینده هدایت کند.

نتیجه

داشتن یک برنامه استراتژیک واضح یکی از موارد واضحی است که هر شرکتی باید داشته باشد، اما بسیاری از شرکت ها این کار را ندارند.

اگرچه تلاش برای سرمایه‌گذاری زمان و منابع برای ایجاد یک الگوی برنامه‌ریزی استراتژیک می‌تواند سخت باشد، ارزش و تأثیر سرمایه‌گذاری شما می‌تواند چندین برابر سالم را بازگرداند.

هنگامی که بیانیه‌های ماموریت، چشم‌انداز و برنامه استراتژیک شما در محل قرار می‌گیرد، سنگ محکی برای تمرکز کسب‌وکار شما، همسو کردن تیم‌ها و آنچه راه شما را برای هدایت بازار و رقابت منحصر به فرد می‌کند، می‌شوند.

ما امیدواریم که این منبع نقشه راه ارائه دهد و به تسهیل توسعه برنامه استراتژیک شما کمک کند، اگر هنوز نقشه راه ندارید. برای کسانی که برنامه های استراتژیک دارند، امیدواریم این منبع به عنوان چک لیستی برای تقویت توسعه استراتژی که قبلا ایجاد کرده اید عمل کند.

بدون نظر

پاسخ دهید