کوچینگ رهبری

تفکر استراتژیک اغلب به عنوان چیزی تلقی می شود که فقط افراد خاصی می توانند انجام دهند. انديشه «استراتژي» و «تفكر استراتژيك» به نحوي هاله اي عرفاني ايجاد كرده است. روی دیگر سکه این است که هرکسی که آرزوهای رهبری دارد، “مهارت های تفکر استراتژیک” را در CV و پروفایل لینکدین خود گنجانده است.

اما واقعاً “تفکر استراتژیک” به چه معناست و چگونه می توانید مهارت های تفکر استراتژیک را توسعه دهید؟

استراتژی چیست؟


از نظر نظامی، «استراتژی» توسط فرهنگ لغت چمبرز به عنوان « سردار یا هنر انجام یک کارزار و مانور ارتش » تعریف شده است.

تاکتیک به عنوان ” هنر مانور دادن در حضور دشمن ” تعریف می شود.

از نظر تجاری، استراتژی به معنای چشم انداز بلندمدت برای آینده و نحوه برنامه ریزی شما برای رسیدن به آن است، با تاکتیک هایی که به صورت روزانه انجام می دهید که از استراتژی شما پشتیبانی می کند، و به ویژه اینکه چگونه شما با مشکلات کنار می آیید

استراتژی، در ساده ترین معنای آن، این است که تصمیم بگیرید کجا می خواهید باشید و چگونه می خواهید به آنجا برسید، و سپس انجام اقدامات لازم برای انجام این کار.

بنابراین برای توسعه یک استراتژی چه باید کرد؟

    • بدیهی به نظر می رسد، اما، در اولین قدم، باید بدانید که اکنون کجا هستید . هر کاری که انجام می دهید از موقعیت فعلی شما شروع می شود. حتی گراند پیر دوک یورک، که مهارتش در مانور در تاریخ ثبت شده است، یا حداقل قافیه مهد کودک، نمی توانست تا زمانی که برای اولین بار به سمت بالا حرکت کند، در سراشیبی حرکت کند. بنابراین تا جایی که می توانید اطلاعات بیشتری در مورد جایی که واقعا هستید جمع آوری کنید و حکایت را به عنوان حقیقت نپذیرید. درخواست مدرک

 

    • بعد، موقعیت ایده آل آینده را در یک نقطه خاص از زمان شناسایی کنید . این می تواند در پنج سال، ده سال یا یک سال، بسته به شرایط باشد. ابزارهای زیادی برای انجام این کار در کارگاه ها وجود دارد، از جمله تجسم، ترسیم تصاویر، تفکر “آسمان آبی” و غیره، اما شما همچنین می توانید زمان خود را صرف فکر کردن در مورد آن کنید. مهم است که در این مرحله هدف خود را بالا ببرید، اما در عین حال تا حد ممکن جزئیات داشته باشید. هرچه جزئیات بیشتری را بتوانید درج کنید، بیشتر می دانید که چه می خواهید، که به همان اندازه در خانه و محل کار صادق است. فراموش نکنید که چیزهایی را که واقعاً نمی خواهید، و همچنین آنچه را که می خواهید، درج کنید! بنویسید یا بکشید، زیرا روی کاغذ بسیار ملموس تر است.

 

    • اکنون، از موقعیت ایده آل آینده خود، به آنچه واقعا برای شما یا شرکت مهم است فکر کنید. شما یا واقعاً باید کجا باشید؟ این در مورد اولویت بندی است. موقعیت اساسی خود را تا استخوان ها تنظیم کنید، به طوری که واقعاً متوجه شوید که چه چیزی بسیار مهم است. سه موضوع یا عنصر اصلی و سپس پنج مورد برتر را برجسته کنید. هر جزئیاتی را که واقعاً مهم نیست شناسایی کنید. به همین دلیل است که در مرحله آخر به جزئیات زیادی نیاز داشتید: اکنون می توانید انتخاب کنید که کدام جزئیات واقعا مهم هستند.

 

    • اکنون زمان آن است که نقاط عطف میانی را از «اکنون» تا «آنوقت» بررسی کنیم . اکنون می دانید که در پنج سال آینده باید کجا باشید، برای اینکه بتوانید در یک، دو یا سه سال دیگر کجا باشید؟ به‌جای «اقدامات»، یعنی چیزهایی که به دست آورده‌اید، به جای کارهایی که قرار است در عمل انجام دهید، روی «مقاله‌های عطف» تمرکز کنید.

 

  • در نهایت، زمان انجام اقدامات فرا رسیده است : آنچه باید انجام دهید تا از «اکنون» به اولین نقطه عطف میانی خود برسید، سپس از آنجا به مرحله بعدی و غیره.

تبریک می گویم، شما به تازگی یک برنامه استراتژیک را تکمیل کرده اید!


“جعبه معجزه”

به عنوان یک هشدار، جهان مملو از استراتژی‌ها و طرح‌های پروژه‌ای است که شکاف بزرگی در وسط دارند، که گاهی اوقات به آن «جعبه معجزه» می‌گویند، مانند «در این فضا/زمان، معجزه‌ای رخ خواهد داد که ما را از جایی که هستیم به جایی که باید باشیم منتقل کند.

مسئله کلیدی هنگام تدوین یک استراتژی، گرفتار نشدن در این تله است.

چگونه؟ یکی از راه‌ها این است که خودتان یک نقشه پروژه ترسیم کنید، که به عنوان نمودارهای علی یا نقشه‌های علّی نیز شناخته می‌شود.

رسم نمودار علی


  • تمام نتایج مورد نظر خود را شناسایی کنید و آنها را در کادرهایی در سمت راست صفحه یا تخته سفید خود قرار دهید.
  • تمام ورودی های برنامه ریزی شده خود را شناسایی کنید و آنها را در کادرهایی در سمت چپ صفحه خود قرار دهید.
  • اکنون مشخص کنید که چه کسی با ورودی های برنامه ریزی شده شما (به عبارت دیگر، فرآیندهای برنامه ریزی شده شما) چه کاری را انجام می دهد و آن ها را در کادرهایی در وسط بکشید. این فرآیندها را با استفاده از فلش ها به ورودی هایی که آنها را هدایت می کنند، متصل کنید.
  • آیا فرآیندهای شما به طور منطقی به نتایج شما منجر می شود؟ اگر چنین است، یک فلش بکشید که فرآیند شما را به نتیجه شما متصل می کند. اگر نه، باید فرآیندهای بیشتری را بین فرآیندهای فعلی و نتایج اضافه کنید تا زمانی که به طور منطقی جریان پیدا کنند.
  • آیا همه ورودی های شما به طور منطقی از طریق اقدامات به نتایج منجر می شود؟ و آیا تمام نتایج شما از فرآیندها و ورودی ها به روشی معقول ناشی می شود؟ اگر چنین است، آفرین، شما از “جعبه معجزه” اجتناب کرده اید. اگر نه، دوباره نگاه کنید…

 

نمودار علّی مفید است زیرا به شما یک رکورد بسیار واضح و بصری از اینکه آیا ورودی‌های شما به نتایج دلخواه شما منجر می‌شود، می‌دهد و به راحتی می‌توانید ببینید که آیا کاری که انجام می‌دهید تأثیر مطلوبی خواهد داشت یا خیر. این تمرین مفیدی است که می توان با یک گروه در برنامه ریزی انجام داد، زیرا نتیجه برای همه روشن و مبهم است، و بدین معنی است که اقدامات مناسب می تواند با همه افراد ذینفع توافق شود.

همچنین ببینید: مدیریت پروژه


عنصر نهایی برای تفکر استراتژیک:
استراتژی خود را در مسیر درست نگه دارید

داشتن یک استراتژی بسیار خوب است. دستیابی به آن موضوع کاملاً دیگری است.

این چیزی است که واقعاً متفکران استراتژیک خوب را از دیگران متمایز می کند: هر کاری که آنها انجام می دهند به استراتژی آنها کمک می کند یا حداقل به طور فعال علیه آن عمل نمی کند.

قبل از اینکه تصمیمی بگیرند، بررسی می کنند که چگونه نتایج ممکن در استراتژی کلی آنها قرار می گیرد. اگر جور در نمی آید، این کار را نمی کنند! و اگر واقعاً می خواهند این کار را انجام دهند و با استراتژی آنها همخوانی ندارد، استراتژی خود را بررسی می کنند تا ببینند آیا هنوز هم مناسب است یا خیر.

ارزش آن را دارد که هر چند وقت یکبار، شاید هر شش ماه تا یک سال یکبار، کمی وقت بگذارید تا استراتژی خود را مرور کنید، و مطمئن شوید که هنوز برای شما یا شرکت مناسب است، و همچنین کاری که انجام می دهید به استراتژی شما کمک می کند.

یک روز دور از شرکت فرصت خوبی برای انجام این کار است، اگرچه بسیاری از شرکت ها از جلسات هیئت مدیره به عنوان فرصتی منظم برای بررسی استراتژی استفاده می کنند.

در خانه پیدا کردن زمان ممکن است سخت تر باشد، اما هنوز هم ارزشمند است. با یک فنجان چای یا قهوه بنشینید و فقط به جایی که می خواهید باشید و چگونه فکر می کنید به آنجا خواهید رسید نگاه کنید. آیا همه چیز هنوز معتبر است، یا باید با توجه به تغییراتی که در زندگی خود دارید، کمی آن را تغییر دهید؟ و این چه تفاوتی با کاری که هر روز انجام می دهید دارد؟

به روز رسانی منظم آن را در ذهن شما تازه نگه می دارد، و نشان می دهد که شما همچنان به تصویر کلی متعهد هستید، که باعث می شود هر تغییری را در زندگی روزمره خود که برای دستیابی به اهدافتان لازم است آسان تر ایجاد کنید.


راهنمای مهارت های مورد نیاز برای استراتژی و تجزیه و تحلیل کسب و کار

بر اساس محتوای مدیریتی و تحلیلی محبوب ما، راهنمای مهارت‌هایی که برای تحلیل و استراتژی کسب‌وکار نیاز دارید ، یک راهنمای ساده و کاربردی برای تجزیه و تحلیل کسب‌وکار است.

این کتاب الکترونیکی طراحی شده است تا به شما مهارت هایی بدهد تا به شما کمک کند تجارت، بازار و رقبای خود را درک کنید.

این به شما کمک می کند بفهمید که چرا تجزیه و تحلیل کسب و کار برای استراتژی مهم است – و سپس به شما امکان می دهد از ابزارهای تحلیلی به طور مؤثر برای موقعیت کسب و کار خود استفاده کنید.


نتیجه

امیدواریم اکنون متوجه شده باشید که تفکر استراتژیک یک «هنر عرفانی» نیست، بلکه فرآیندی منطقی است که از دانستن اینکه کجا هستید و کجا می‌خواهید باشید و فکر کردن در مورد چگونگی حرکت از یکی به دیگری ناشی می‌شود.

تفکر استراتژیک بخش مهمی از حفظ مسیر خود، چه در زندگی و چه در کسب و کار است، و ارزش این را دارد که هر از چند گاهی برای آن کمی وقت صرف کنید.

بدون نظر

پاسخ دهید