هنر برخورد با مردم

هنر برخورد با مردم:تفکر خلاقانه در مورد روابط انسانی

هنر برخورد با مردم نوشته لس جیبلین به ما نشان می دهد که چگونه به اهداف خود برسیم، نفس انسانی را مدیریت کنیم، به یک گفتگوگر چیره دست تبدیل شویم و به دیگران احساس خوبی نسبت به خود بدهیم. این کتاب ابزاری برای تسلط بر هنر برخورد با مردم به ما می دهد.

این کتاب یک راهنمای خودیاری است که توسط Les Giblin نوشته شده است. این کتاب به ما نشان می‌دهد که چگونه به اهداف خود برسیم، نفس انسانی را مدیریت کنیم، به یک استاد گفتگو تبدیل شویم و دیگران را نسبت به خود احساس خوبی کنیم. این کتاب ابزاری برای تسلط بر هنر برخورد با مردم به ما می دهد.

هدف این پست وبلاگ ارائه یک مرور کلی از کتاب “هنر برخورد با مردم” است. با خواندن و آموختن شخصاً کتاب، مشتاقم که بینش های ارزشمند آن را در مورد ایجاد روابط مثبت با دیگران به اشتراک بگذارم. چه وقت کافی برای خواندن کل کتاب را نداشته باشید و چه بخواهید یک مرور مختصر داشته باشید، این خلاصه به شما یک نگاه اجمالی مفید به محتوای آن می دهد.

فصل اول: تفکر خلاقانه در مورد روابط انسانی

همه ما در زندگی دو چیز می خواهیم: موفقیت و خوشبختی، و وجه مشترک همه موفقیت ها و خوشبختی ها، افراد دیگر هستند.

یادگیری نحوه برخورد با مردم 85 درصد از مسیر موفقیت است که در هر کسب و کار، شغل یا حرفه ای طی می شود، و 99 درصد از شادی شخصی در صورتی به دست می آید که فرد یاد بگیرد چگونه با مردم رفتار کند.

روابط انسانی علم برخورد با مردم به گونه ای است که منیت ما و منیت آنها با هم برخورد نکند. موفقیت و رضایت واقعی از کنار آمدن با مردم حاصل می شود.

خلاصه هنر برخورد با مردم

بیش از 90 درصد مردم در زندگی خود موفق نیستند زیرا هنر برخورد با مردم را درک نمی کنند اگر به افرادی فکر کنیم که می شناسیم موفق ترین هستند و از زندگی بیشتر لذت می برند و با مردم راهی دارند.

ما نمی توانیم مردم را مجبور کنیم که ما را دوست داشته باشند و به احتمال زیاد هرگز واقعاً به آنچه می خواهیم نمی رسیم زیرا هرگز در هنر برخورد با مردم تسلط نداشته ایم.

مهارت های روابط انسانی مشابه مهارت های هر زمینه دیگری است که موفقیت در گرو درک و تسلط بر برخی اصول کلی است. اصول اولیه یکسان است، با این حال هر فردی که ملاقات می کنیم متفاوت است.

تأثیرگذاری بر مردم یک هنر است، نه یک حیله. هدف این کتاب ارائه دانش مبتنی بر درک ماهیت انسان است: چرا مردم به روشی که انجام می دهند عمل می کنند. یکی از راه‌های موفق برای به دست آوردن آنچه از زندگی می‌خواهیم، ​​کسب مهارت برخورد با مردم است.

فصل دوم: شناخت نفس انسانی

کلمه خودپرستی به دلیل اینکه باعث ایجاد امور مخرب می شود بار منفی دارد، اما اگر به طرف دیگر این کلمه نگاه کنیم می تواند باعث نجابت و قهرمانی مردم شود.

به گفته ادوارد بوک، ویراستار و انسان دوست، ایگو یک جرقه الهی است که در انسان کاشته شده است و کسانی که می توانند این جرقه الهی را در درون خود روشن کنند، کارهای بزرگی انجام می دهند.

ما نمی توانیم با مردم به عنوان ماشین رفتار کنیم زیرا هر انسانی دارای شخصیت منحصر به فرد و فردی است و مردم این انگیزه قدرتمند را برای دفاع از این چیز حیاتی در برابر همه دشمنان دارند.

چهار واقعیت که باید در ذهن ما چاپ شود:

1. همه ما خودخواه هستیم.

2. ما بیشتر از هر چیز دیگری به خودمان علاقه مندیم.

3. هر فردی را که ملاقات می کنیم می خواهد احساس مهم بودن کند و چیزی را به حساب بیاورد.

4. در هرکس ولع تایید دیگران وجود دارد تا بتواند خود را تایید کند.

اگر با خودمان رابطه خوبی داشته باشیم، با دیگران هم رابطه خوبی داریم. بنابراین وقتی شروع به دوست داشتن خود کردیم، می توانیم دیگران را بهتر دوست داشته باشیم.

گرسنگی نفس به اندازه گرسنگی برای غذا جهانی و طبیعی است. غذا برای نفس همان هدفی را انجام می دهد که غذا برای بدن: حفظ خود.

بدن برای زنده ماندن به غذا نیاز دارد و نفس نیاز به احترام، تایید و احساس موفقیت دارد.

وقتی انسان یکی دو روز غذا را رها می کند، گرسنه می شود و شخصیتش تغییر می کند. هیچ چیز او را خوشحال نمی کند: و او به مردم ضربه می زند.

برای یک فرد خودمحور هم به همین شکل است. طبیعت برای داشتن یک شخصیت سالم و سالم نیاز به پذیرش و تایید خود دارد.

وقتی عزت نفس بالا باشد، افراد به راحتی با آنها کنار می آیند. آنها بشاش، سخاوتمند، بردبار و مایل به گوش دادن به عقاید دیگران هستند. علاوه بر این، می توانند به نیاز دیگران فکر کنند.

وقتی عزت نفس پایین است، مشکل به راحتی پیش می آید، و عزت نفس به اندازه کافی پایین می آید. تقریبا هر چیزی می تواند به یک تهدید تبدیل شود.

برای برخورد با این نوع افراد، به آنها کمک کنید تا خودشان را دوست داشته باشند. به دنبال نکات مثبت در آنها باشید، چیزهایی که قابل تمجید هستند.

عادت کنید که روزانه حداقل پنج تعریف صمیمانه بپردازید و بررسی کنید که چقدر رابطه ما با دیگران صاف تر می شود. به دیگران کمک کنید تا خود را بیشتر دوست داشته باشند و گرسنگی خود را برای عزت نفس رفع کنند.

فصل 3: اهمیت ایجاد احساس مهم در دیگران

همه ما در روابط انسانی میلیونر هستیم، اما نمی دانیم که آن را داریم. این در توان ما است که مردم را بهتر دوست داشته باشند، و این در توان ماست که به آنها احساس قدردانی و پذیرش داشته باشیم. ما باید تا حد امکان از این ثروت استفاده کنیم و هرگز تمام نمی شود.

نباید تصور کنیم که فقط به خاطر اینکه فردی موفق یا مشهور است، نیازی به احساس اهمیت ندارد.

ما باید احساس کنیم که دیگران اهمیت ما را می شناسند و اذعان می کنند. هیچ فردی نمی تواند حیثیت و ارزش خود را حفظ کند اگر با هرکسی که ملاقات می کند بی ارزش رفتار کند.

لس می گوید برای حفظ روابط دیپلماتیک با دیگران باید دیگران را به رسمیت بشناسیم و همچنین از علل اصلی نارضایتی کارگران می گوید:

1. عدم اعتبار برای پیشنهادات

2. عدم اصلاح نارضایتی ها

3. عدم تشویق

4. انتقاد از کارگران در حضور دیگران

5. نپرسیدن نظرات کارگران.

6. عدم اطلاع کارگران از پیشرفت آنها

7. علاقه مندی

خلاصه داستان هنر برخورد با مردم

لس چهار راه برای اینکه دیگران احساس کنند مهم هستند ارائه می دهد:

1. فکر کنید افراد دیگر ضروری هستند – باور کنید که هر انسانی مهم است. ما نمی‌توانیم کاری کنیم که دیگران احساس کنند مهم هستند، اگر پنهانی احساس کنیم که هیچ‌کس نیستند.

2. به مردم توجه کنید – ما فقط به چیزهایی توجه می کنیم که برایمان مهم هستند. اما وقتی کسی متوجه ما می شود، یک تعریف بزرگ از ما می کند. آنها اهمیت ما را تشخیص می دهند و روحیه ما را تقویت می کنند. در نتیجه ما با آنها دوستانه تر و همکاری بیشتری می کنیم. بنابراین ما باید به افراد توجه کنیم و سعی کنیم همه افراد گروه را به رسمیت بشناسیم.

3. با مردم رقابت نکنید – اگر می‌خواهیم تأثیر خوبی بر دیگران بگذاریم، مؤثرترین راه این است که به آنها بفهمانیم که تحت تأثیر آنها هستیم، اما وقتی با آنها رقابت می‌کنیم، کاملاً متقاعد می‌شوند که ما احمق هستیم.

4. بدانید که چه زمانی باید دیگران را اصلاح کنید – وقتی ما دیگران را تصحیح یا مخالفت می کنیم، برای حل مشکلات واقعی نیست، بلکه برای افزایش احساس اهمیت خود است. اما از خود بپرسید آیا درست یا نادرست بودن آنها تفاوتی واقعی دارد؟ سعی نکنید در همه نبردها پیروز شوید.

فصل چهارم: کنترل اعمال و نگرش دیگران

ما بر دیگران کنترل می کنیم اما نمی دانیم که در حال اعمال این قدرت هستیم و اغلب از آن علیه خود استفاده می کنیم.

هر یک از ما دائماً بر اعمال کسانی که با آنها در تماس هستیم تأثیر می گذارد و آنها را کنترل می کند. ما باید نگرشی را اتخاذ کنیم که می خواهیم دیگران بیان کنند.

در برخورد با دیگران، نگرش خودمان را در رفتار آنها به ما منعکس می‌کنیم. انگار جلوی آینه ایستاده ایم.

وقتی ما لبخند می زنیم، شخصی که در آینه است لبخند می زند. وقتی ما اخم می کنیم، آنها اخم می کنند. و هنگامی که ما فریاد می زنیم، آنها فریاد می زنند.

همانطور که می‌توانیم مردم را مشتاق کنیم، می‌توانیم با اعتماد به نفس به مردم اعتماد کنیم. اگر به خودمان ایمان داشته باشیم و طوری رفتار کنیم که گویی خودمان را باور داریم، دیگران نیز ما را باور خواهند کرد.

هنر برخورد با مردم خلاصه هندی

اعتماد به نفس راهی برای نشان دادن خود به روش های خاص دارد. ما ممکن است هرگز متوجه نشویم که چرا به یک شخص خاص اعتماد داریم. به طور ناخودآگاه، همه ما با زیر نشانه ها و سرنخ ها دیگران را قضاوت می کنیم:

1. مراقب حرکات خود باشید – زیرا حرکات فیزیکی ما منعکس کننده نگرش های ذهنی ما هستند – وقتی فردی با شانه های آویزان راه می رود، فکر می کنیم بارهای او برای تحمل آن بسیار سنگین است. به نظر می رسد وزن ناامیدی و ناامیدی را به دوش می کشند. یک فرد با اعتماد به نفس جسورانه بیرون می آید. شانه‌های آن‌ها عقب است و چشمانشان به سمت هدفی که احساس می‌کنند مطمئن هستند می‌توانند به آن برسند، نگاه می‌کنند.

2. دست دادن با قصه ی دلخراش شما – فردی که دست دادن لنگی و ناخوشایند دارد اعتماد به نفس کمی دارد. سنگ شکن استخوان می تواند کمبود عزت نفس را جبران کند. دست دادن محکم با کمی فشردن می‌گوید: “من به چیزها درک محکمی دارم” و نشان دهنده اعتماد به نفس است.

3. لحن صدای خود را تعدیل کنید – صدا پیشرفته ترین وسیله ارتباطی است. صدای ما نباید ابراز ناامیدی کند، عادت به ناله کردن نداشته باشد و هرگز غر بزند. در عوض، ما باید شجاعت خود را ابراز کنیم و با اطمینان صحبت کنیم.

4. از کلید جادویی لبخند استفاده کنید – یک لبخند واقعی و صمیمانه باعث ایجاد احساس دوستانه در دیگران می شود. از درون لبخند بزنید، نه فقط با حالات صورت. همه ما دارای یک لبخند خوب هستیم و باید آن را بیرون بگذاریم.

فصل 5: ایجاد یک تصور خوب

نحوه برخورد ما با دیگران، اولین کلمات و اعمال ما، لحن کل رویارویی را تعیین می کند. اگر در مورد کسب و کار بحث می کنیم، با لحنی مانند تجارت شروع کنید. اگر می خواهید غیر رسمی باشید، غیررسمی شروع کنید.

هر بار که با دیگران سروکار داریم، در حال آماده کردن صحنه هستیم. اگر زمینه کمدی را فراهم کردیم، جدی نگیرید. اگر زمینه تراژدی را فراهم می کنیم، از دیگران توقع بیهوده بودن نداشته باشیم.

قبل از اینکه وارد هر بحثی شویم، از خود بپرسید: واقعاً از این چه می خواهم؟ چه خلقی باید حاکم باشد؟ سپس لحنی ایجاد کنید که صحنه را تنظیم می کند.

هنر برخورد با مردم خلاصه انگلیسی هندی

دنیا همان عقیده ای را در مورد ما شکل می دهد که ما درباره خودمان داریم. وقتی طوری رفتار کنیم که گویی هیچ کس نیستیم، دنیا ما را از نظر ظاهری خواهد گرفت. اما وقتی طوری رفتار می‌کنیم که انگار کسی هستیم، دنیا چاره‌ای ندارد جز اینکه با ما مثل کسی رفتار کند. هر بار که درباره چیزی قضاوت می کنیم، به دیگران سرنخی می دهیم که درباره ما قضاوت کنند.

در حین فروش، زمانی که ما به مشتریان بالقوه خود برای بله گفتن نیاز داریم، با ایجاد یک فضای مثبت و مثبت، دیگران را در روحیه بله قرار دهیم.

یک قانون خوب این است که دیگران را وادار به پاسخ مثبت به سؤالات اولیه مانند: آیا این رنگ زیبا نیست؟ موافق نیستید این هنر زیباست؟ برای آنها راحت تر خواهد بود که به سؤالات بزرگ شما نیز بله بگویند.

فصل ششم: جذب افراد با پذیرش ، تایید و قدردانی

در زندگی ما افراد کمی داریم یا افراد کمی را می شناسیم که به نظر می رسد دوستان و مشتریان را به طور طبیعی جذب کنند. این افراد از فرمول سه‌گانه A برای تغذیه سه گرسنگی اساسی همه افراد استفاده می‌کنند:

1. پذیرش: – ما باید مردم را همانگونه که هستند بپذیریم. به آنها اجازه دهید خودشان باشند اصرار نکنید که کسی کامل باشد یا تغییر کند قبل از اینکه بتوانیم او را دوست داشته باشیم. کسانی که مردم را می پذیرند و دوست دارند و آنها را همانگونه که هستند می پذیرند، بیشترین تأثیر را در تغییر رفتار دیگران برای بهتر شدن دارند. هیچ کس قدرت اصلاح دیگران را ندارد، اما با دوست داشتن دیگران آنگونه که هستند، به آنها این قدرت را می دهیم که خودشان را تغییر دهند.

2. تأیید: – تأیید به معنای چیزی مثبت تر است زیرا فراتر از تحمل خطاها و یافتن چیزی است که می توانیم دوست داشته باشیم. ما همیشه می توانیم چیزی برای تایید در دیگران پیدا کنیم. وقتی دیگران طعم تایید ما را بچشند، رفتارشان را تغییر می دهند تا برای چیزهای دیگر تایید شوند. ما باید به دنبال چیزهایی باشیم، آنها را تحسین کنیم و بتوانیم درخشش مردم را تماشا کنیم.

3. قدردانی: – کلمه قدر به معنای بالا رفتن ارزش است. در نظر بگیرید که دیگران چقدر برای ما ارزشمند هستند: همسران، شوهران، فرزندان، رئیسان، کارمندان، مشتریان و غیره. در زیر چند راه برای نشان دادن قدردانی آورده شده است.

4. مردم را منتظر نگذارید : – اگر نمی توانیم فوراً ببینیم، حضور آنها را تصدیق کنید. به آنها اطلاع دهید که در اسرع وقت با آنها خواهیم بود

5. از مردم تشکر کنید : از کسانی که به شما کمک کرده اند، قدردانی کنید، مهم نیست که مشارکت آنها چقدر کوچک به نظر می رسد. با تشکر از زحمات آنها قدردانی کنید، زیرا این نشان می دهد که چقدر برای حمایت آنها ارزش قائل هستید.

6. با مردم به عنوان “خاص” رفتار کنید. – شخصی با شخصیت جذاب برای سیر کردن گرسنگی اولیه مردم غذا ارائه می دهد. ما باید از فرمول Triple-A برای جذب افراد استفاده کنیم.

فصل هفتم: یادگیری برقراری ارتباط موثر

یک چیز افراد موفق ، مهارت استفاده از کلمات است. قدرت کسب درآمد و مهارت کلمات آنقدر به یکدیگر نزدیک هستند که می توانیم با خیال راحت انتظار داشته باشیم که درآمد خود را صرفاً با افزایش قدرت کلمه خود افزایش دهیم.

بسیاری از مردم ناراضی هستند زیرا نمی توانند خود را بیان کنند و ایده ها و احساسات خود را در بطری های خود حمل می کنند. بسیاری از افراد اگر ندانند چگونه مکالمه را شروع کنند، معلول می شوند.

هنر برخورد با مردم

می توانیم با یک بحث کوچک گفتگو را شروع کنیم. اگر ندانیم که چگونه در یک مکالمه به جلو حرکت کنیم، می توانیم مردم را وادار کنیم تا در مورد خودشان صحبت کنند.

دفعه بعد که به کسی معرفی شدیم، سعی کنید با سؤالاتی مانند – اهل کجایی؟ نظر شما در مورد آب و هوای ما چیست؟

آیا تو خانواده داری؟ شما به چه کاری مشغول هستید؟ این سوالات باعث می شود که دیگران در مورد خودشان صحبت کنند و بازکننده های بسیار خوبی هستند.

ما مجبور نیستیم برای موضوع مورد علاقه دوجانبه جستجو کنیم. ما می توانیم آنها را در مورد موضوعی که در آن متخصص هستند شروع کنیم.

طبیعی است که وسوسه شویم درباره خودمان صحبت کنیم. ما می خواهیم بدرخشیم . ما می خواهیم دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. اما اگر گفتگو را به جای خودمان به آنها معطوف کنیم، در برآورد دیگران امتیاز بسیار بالاتری خواهیم داشت.

وقتی از ما دعوت می شود و از ما سؤال می شود، می توانیم درباره خودمان صحبت کنیم. اگر دیگران علاقه مند باشند، می پرسند. سپس در مورد خودتان صحبت کنید اما زیاده روی نکنید.

از صحبت های شاد استفاده کنید – فردی که عادت دارد بدبینانه صحبت کند و دائماً مشکلات شخصی خود را بیان کند، در مسابقه محبوبیت برنده نخواهد شد. اگر مشکل شخصی داریم باید به مشاور یا دوست مورد اعتماد مراجعه کنیم. توصیف رنج ها ما را قهرمان نمی کند، بلکه ما را خسته می کند.

اگر واقعاً می خواهیم رنج خود را بیان کنیم، می توانیم یک تمرین را دنبال کنیم. سعی کنید برای خود نامه بنویسید. ما باید دقیقاً آنچه را که احساس می کنیم کنار بگذاریم، دریغ نکنیم. سپس وقتی تمام شد، باید نامه را بسوزانیم. این هدف خود را در ارائه راه خروجی به ما انجام داده است و ما باید تسکین را تجربه کنیم.

ما باید بر وسوسه مسخره کردن یا طعنه زدن غلبه کنیم: – بیشتر ما دیگران را اذیت می کنیم زیرا فکر می کنیم آنها دوست خواهند داشت. شوهران در ملاء عام به همسران خود مسخره می کنند و بالعکس، به اشتباه فکر می کنند که این روشی زیبا برای نشان دادن محبت است. ما اظهارات کنایه آمیزی می کنیم به این امید که دیگران به زیرکی ما پی ببرند، طنز را ببینند و توهین شخصی نکنند.

هنر برخورد با مردم انگلیسی

تمسخر یا تمسخر هم عزت نفس افراد را هدف قرار می دهد و هم هر چیزی که تهدید کننده باشد، حتی زمانی که برای سرگرمی انجام شود، خطرناک است. اگر طرف مقابل شما را به اندازه کافی می شناسد، شما را به اندازه کافی دوست دارد، و شما در این کار زیاده روی نکنید، ممکن است با تمسخر فرار کنیم. اما شانس در برابر آن آنقدر زیاد است که امتحان نکردن بسیار ایمن تر است.

فصل هشتم: گوش دادن

گوش دادن دلسوزانه به دیگران شاید موثرترین مکانیسم در جهان برای کنار آمدن با مردم و تلاش برای بهبود دوستی آنها باشد.

بسیاری از ما می خواهیم دیگران فکر کنند که ما باهوش و باهوش هستیم.

تنها راه مطمئن برای متقاعد کردن مردم در این مورد، گوش دادن و توجه به آنچه می گویند است.

اگر به آنها گوش کنیم، مردم به ما خواهند گفت که چه می خواهند. رابطه انسانی خوب، ارتباط دو طرفه است. دادن و گرفتن، اقدام و پاسخ.

اگر ندانیم دیگران چه می‌خواهند، چه احساسی نسبت به یک موقعیت دارند و نیازهای خاصشان را ندانیم، با آن‌ها ارتباط نداریم.

و اگر نتوانیم آنها را لمس کنیم، نمی توانیم آنها را حرکت دهیم. افراد موفق دیگران را تشویق به صحبت می کنند و در حالی که دهانشان بسته است به صحبت کردن ادامه می دهند.

گوش دادن به غلبه بر خودآگاهی کمک می کند. گوش دادن با دقت به آنچه دیگران می گویند – توجه دقیق به لحن صدای آنها و انحراف کلمات – تمرکز ما را از خودمان دور می کند. ما باید با دقت، دلسوزانه و صبورانه گوش کنیم. یکی از بالاترین تعارفاتی که می توانیم بکنیم این است که به یک نفر گوش کنیم.

ما می توانیم هنر گوش دادن را با رعایت نکات زیر تمرین کنیم:

1. به فردی که صحبت می کند نگاه کنید: افرادی که ارزش شنیدن را دارند ارزش نگاه کردن را دارند. و همچنین به ما کمک می کند تا روی آنچه آنها می گویند تمرکز کنیم.

2. عمیقاً علاقه مند به نظر برسید: اگر موافق هستید، سر خود را تکان دهید. اگر داستانی تعریف کردند، لبخند بزنید.

3. به طرف شخص متمایل شوید: همیشه توجه کنید که چگونه تمایل دارید به سمت یک سخنران هیجان انگیز و دور از یک سخنران کسل کننده متمایل شوید.

4. سوال بپرسید: این کار به مردم اجازه می دهد بدانند که شما هنوز در حال گوش دادن هستید.

5. صحبت را قطع نکنید: در عوض، بیشتر بخواهید. اگر به آنها اجازه دهید بدون وقفه کار را به پایان برسانند، مردم بسیار تحسین می شوند. اما وقتی آنها را با “آیا بد نیست در مورد آخرین نکته توضیح دهید” واقعاً خوشحال می شوند؟

6. به موضوع سخنران پایبند باشید: هر چقدر هم که در مورد موضوعی مضطرب هستید، موضوع را تغییر ندهید.

7. از کلمات گوینده برای رساندن نظر خود استفاده کنید: برخی از نکات مطرح شده را تکرار کنید. این نه تنها ثابت می کند که شما گوش کرده اید، بلکه به شما امکان می دهد ایده های خود را بدون مخالفت معرفی کنید. پیشگفتار خود را با این جمله بیان کنید: «همانطور که اشاره کردید…»

فصل نهم: افراد باید موافق باشند

هر روز شرایطی پیش می آید که در آن با همسر، فرزندان، رئیس، کارمند، مشتری، همسایه، دوست یا دشمن ما اختلاف نظر ایجاد می شود. پاسخ طبیعی بحث کردن است. ما باید یاد بگیریم که واکنش طبیعی خود را متقاعدکننده کنیم.

وقتی کسی با ایده‌های ما مخالفت می‌کند، آن‌ها را تهدیدی برای نفس خود می‌دانیم. ما احساساتی و خصمانه می شویم و سعی می کنیم ایده خود را به گلوی حریفمان بریزیم. ما در بحث هایمان اغراق می کنیم. به این ترتیب، برنده نشوید.

تنها راه پیروز شدن در بحث این است که دیگران نظر خود را تغییر دهند.

فشار کم این راز است: – اگر می‌خواهیم بر مردم قدرت داشته باشیم، باید یاد بگیریم که با طبیعت انسان کار کنیم و نه بر ضد آن. وقتی به کسی می گوییم عقایدش احمقانه است، برای همیشه از آن دفاع می کند. وقتی از تهدید استفاده می کنیم، آنها ذهن خود را در برابر ایده های ما می بندند، صرف نظر از اینکه چقدر خوب هستند.

وقتی سعی می کنیم ایده ها را بفروشیم، باید به ضمیر ناخودآگاه متوسل شویم زیرا تا زمانی که ضمیر ناخودآگاه آن را نپذیرد، هیچ ایده ای واقعا پذیرفته نمی شود.

قوانین برای برنده شدن آرگومان ها:

1. به دیگران اجازه دهید تا مورد خود را بیان کنند: صحبت را قطع نکنید. یادت باشه گوش کنی فردی که حرفی برای گفتن دارد، ذهنش درگیر صحبت کردن است. آنها تا زمانی که حرف خود را نگویند برای گوش دادن به ایده های ما تنظیم نشده اند. اگر می‌خواهیم ایده‌هایمان شنیده شود، باید یاد بگیریم ابتدا به نظرات آنها گوش دهیم.

2. قبل از پاسخ دادن مکث کنید: این کار در مکالمه بدون نظر متفاوت به همان اندازه خوب عمل می کند. وقتی سوالی پرسیده شد، به آن شخص نگاه کنید و قبل از پاسخ دادن کمی مکث کنید. این باعث می شود دیگران بدانند که شما آنچه را که او گفته است برای فکر کردن در مورد آن اهمیت کافی می دانید.

3. برای برنده شدن 100% اصرار نکنید: وقتی وارد بحث می شویم، اکثر ما تلاش می کنیم ثابت کنیم که کاملاً حق با ماست و دیگران اشتباه می کنند. اگر طرف مقابل نکته ای به نفع خود دارد، آن را تصدیق کنید.

4. مورد خود را معتدل و دقیق بیان کنید: زمانی که با ایده های ما مخالفت می شود، ما تمایل به اغراق داریم. حقایقی که با آرامش بیان شده اند، مؤثرترین عامل در تغییر عقیده دیگران هستند.

5. از طریق اشخاص ثالث صحبت کنید. وکیلی که می‌خواهد در یک پرونده پیروز شود، شاهدانی را جمع‌آوری می‌کند که به نکاتی که او می‌خواهد در هیئت منصفه بیان کند شهادت می‌دهند. صحبت از طریق اشخاص ثالث زمانی می تواند ارزشمند باشد که اختلاف نظر وجود داشته باشد، و ما می خواهیم دیگران چیزها را به روش ما ببینند. آمار، سوابق، تاریخچه و نقل قول ها همگی قابل استناد هستند.

6. به دیگران اجازه دهید چهره خود را حفظ کنند. بارها پیش خواهد آمد که دیگران با کمال میل نظر خود را تغییر دهند و با شما موافق باشند، به جز یک چیز: آنها قبلاً یک تعهد قطعی، موضع قاطعانه ای داشته اند و نمی توانند موقعیت خود را به لطف خیر تغییر دهند. برای موافقت با شما مستلزم آن است که بپذیرند که اشتباه کرده اند. ما باید بدانیم چگونه آنها را از بحث خود نجات دهیم.

روش اول این است که فرض کنیم آنها تمام حقایق را نداشتند: “من در ابتدا همین احساس را داشتم، تا اینکه با این اطلاعات جالب برخورد کردم که تصویر را تغییر داد.” روش دوم این است که راهی را پیشنهاد کنید که آنها بتوانند پول را به دیگری منتقل کنند.

فصل 10: ستایش

ستایش انرژی آزاد می کند. ستایش به ما انرژی و زندگی تازه می دهد. قدرتی که از ستایش به دست می آوریم یک توهم و نه تخیل نیست، بلکه یک انرژی فیزیکی واقعی است.

هر روز یک معجزه کوچک انجام دهید – هر زمان که می‌توانیم روحیه دیگری را تقویت کنیم یا انرژی و زندگی بیشتری به آنها ببخشیم. ساده است. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که هر روز یک نفر را صمیمانه ستایش کنیم و متوجه شویم که چگونه او را قادر می سازد تا بهتر عمل کند. ستایش صادقانه و دادن اعتبار در جایی که باعث می شود مردم احساس بهتری داشته باشند و به آنها اجازه می دهد تا کار مولدتری داشته باشند.

اگر کسی لطف کوچکی به شما کرد، قدردانی خود را نشان دهید و با گفتن «متشکرم» به او اعتبار بدهید. به دنبال چیزهایی باشید که بتوانیم به خاطر آنها از مردم تشکر کنیم.

این را بدیهی نگیرید که مردم می دانند شما از آنها قدردانی می کنید. به آنها بگو. به مردم اجازه دهید بدانند که شما از اقدامات آنها قدردانی می کنید، باعث می شود که آنها بخواهند بیشتر و بهتر انجام دهند.

قوانین برای گفتن “متشکرم”:

1. تشکر باید صمیمانه باشد. جوری بگو که منظورت هست مقداری معنا و زندگی در آن قرار دهید. خاصش کن

2. آن را زمزمه نکنید. صحبت کن طوری رفتار نکنید که انگار از اینکه مجبورید از کسی تشکر کنید نصف شرم دارید.

3. از افراد به نام تشکر کنید. با نام بردن از افراد تشکر را شخصی کنید. اگر چند نفر در گروهی هستند که باید از آنها تشکر شود، فقط از همه تشکر نکنید، بلکه نام هر فرد را نام ببرید.

4. وقتی از مردم تشکر می کنید به آنها نگاه کنید. اگر ارزش تشکر را دارند، ارزش نگاه کردن را دارند.

5. در تشکر از مردم کار کنید. آگاهانه و عمدا شروع به جستجوی چیزهایی کنید که به خاطر آنها از دیگران تشکر کنید.

6. از مردم در زمانی که انتظارش را ندارند تشکر کنید. تشکر زمانی قدرتمندتر است که دیگران آن را انتظار نداشته باشند یا لزوماً احساس نکنند که شایسته آن هستند.

هیچ کس کامل نیست. می گویند برای همه مناسب است. اگر کسی شما را عصبانی کرد، به دنبال چیزی باشید که بتوانید از او تعریف کنید.

مهمترین جنبه های مداحی عبارتند از:

1. باید صادقانه باشد: چاپلوسی صرف شفاف است و هیچ کاری را انجام نمی دهد. همیشه چیزی وجود دارد که اگر به خاطر آن باشید، شایسته تحسین است. بسیار بهتر است که مردم را به خاطر چیزهای کوچک و نابخردان تحسین کنید تا اینکه برای چیزهای بزرگ و غیر صادقانه رفتار کنید.

2. عمل یا صفت را به جای شخص تحسین کنید: مردم را به خاطر کاری که انجام می دهند ستایش کنید تا اینکه چه کسی هستند. مردم دقیقا می دانند که برای چه چیزی مورد تحسین قرار می گیرند.

با پرداخت روزانه پنج تعریف صمیمانه شادی و آرامش خود را افزایش دهید.

فصل یازدهم: انتقاد از دیگران بدون توهین به آنها

یکی از رایج ترین شکست ها در روابط انسانی این است که چگونه سعی می کنیم با کاهش عزت نفس دیگران، احساس ارزشمندی خود را افزایش دهیم. اکثر اوقات، وقتی به مردم می گوییم “این را به نفع خودت می گویم”، اینطور نیستیم. ما به برخی از ایرادات آنها اشاره می کنیم تا نفس خودمان را تقویت کنیم.

هنر واقعی انتقاد، سرکوب کردن دیگران نیست، بلکه ساختن آنهاست. این برای صدمه زدن به احساسات نیست، بلکه کمک به مردم برای انجام کار بهتر است.

ملزومات انتقاد موفق:

1. انتقاد باید در خلوت مطلق انجام شود – اگر می خواهید انتقاد شما تأثیرگذار باشد، نباید نفس دیگری را علیه خود درگیر کنید. ملایم‌ترین شکل انتقادی که در حضور دیگران انجام می‌شود، احتمالاً باعث رنجش می‌شود. حتی اگر انگیزه های خالص و روحیه درستی داشته باشید، احساس آنها در مورد آن مهم است.

2. مقدمه انتقاد را با یک کلمه دوستانه بیان کنید – کلمات محبت آمیز، تعریف و تمجید فضای دوستانه ایجاد می کند. تحسین و تمجید ذهن را نسبت به آنچه باید گفته شود باز می کند.

3. انتقاد را غیرشخصی کنید. از عمل انتقاد کنید، نه از شخص – با مشخص کردن انتقاد خود به اعمال آنها، می توانید از آنها تعریف کنید و در همان زمان روحیه آنها را تقویت کنید.

4. پاسخ را ارائه دهید- وقتی به دیگران می گویید چه اشتباهی انجام داده اند، به آنها بگویید چگونه آن را درست انجام دهند. تاکید بر اشتباه نیست، بلکه باید بر راه اصلاح آن و جلوگیری از تکرار آن باشد.

5. درخواست همکاری; آن را مطالبه نکنید – درخواست همیشه بیشتر از مطالبه همکاری به همراه دارد.

6. یک انتقاد از تخلف – توجه به یک خطا یک بار موجه است. دو بار لازم است. سه بار نق زدن است.

7. به شیوه ای دوستانه به پایان برسانید – تا زمانی که یک مسئله در یک یادداشت دوستانه حل نشده باشد، تمام نشده است. مسائل را معلق نگذارید تا بعدا مطرح شوند. حلش کن، دفنش کن با رای اعتماد تمام کنید: می دانم که می توانم روی شما حساب کنم.

با پیروی از این 11 قانون، همراه با مردم، می توانیم راه طولانی را طی کنیم و تمام روابط مربوط به زندگی خود را بهبود بخشیم.

نقد و بررسی کتاب هنر برخورد با مردم

هنر برخورد با مردم» نوشته Les Giblin یک اثر کلاسیک جاودانه است که به پیچیدگی های تعامل و ارتباطات انسانی می پردازد. نوشته جیبلین واضح، مختصر و قابل پیگیری است و به خوانندگان این امکان را می دهد که به سرعت اصول اساسی ایجاد روابط مؤثر را درک کنند.

این کتاب با تأکید بر اهمیت همدلی، گوش دادن فعال و قدرت ستایش، بینش های ارزشمندی را در مورد درک رفتار انسان ارائه می دهد. توصیه های عملی جیبلین به خوانندگان کمک می کند تا مهارت های ارتباطی خود را افزایش دهند و آنها را برای مقابله با شخصیت ها و موقعیت های مختلف مجهزتر کند. مثال‌های ارائه‌شده در سراسر کتاب و حکایت‌های مرتبط به کاربرد کلی آن کمک می‌کنند.

یکی از برجسته ترین جنبه های “هنر برخورد با مردم” ارتباط آن با روابط شخصی و حرفه ای است. اصول جیبلین را می توان در محل کار، زندگی خانوادگی و تعاملات اجتماعی به کار برد، و آن را به یک راهنمای ضروری برای هر کسی که به دنبال بهبود روابط و مهارت های ارتباطی خود است تبدیل می کند.

اگرچه این کتاب در ابتدا در سال 1968 منتشر شد، اما حکمت بی‌زمان آن به همان اندازه که بیش از پنج دهه پیش بود، امروز باقی مانده است. «هنر برخورد با مردم» برای کسانی که به دنبال تقویت مهارت‌های بین فردی خود، توسعه روابط بهتر، و پیمایش پیچیدگی‌های تعامل انسانی با لطف و اعتماد به نفس هستند، ضروری است.

بدون نظر

پاسخ دهید