هوش هیجانی: تحقیقات و برنامههای دانشگاه ییل
سخنرانی دکتر مارک براکت، مدیر مرکز هوش هیجانی دانشگاه ییل
مقدمه و تاریخچه هوش هیجانی
فکر میکنم وظیفه من این است که به همه خوشآمد بگویم. خوشحالم که اینجا هستم تا در مورد این کاری که حدود ۲۰ سال است در ییل روی هوش هیجانی انجام میدهیم، صحبت کنم. همانطور که میبینید، نام من مارک براکت است و من مدیر جدید مرکز هوش هیجانی ییل هستم.
این کار تاریخچهی بسیار غنیای دارد. همانطور که بسیاری از شما میدانید، رئیس ما که امروز مراسم تحلیف اوست، پیتر سالووی، بنیانگذار نظریهی هوش هیجانی بود و او و استاد راهنمای دکترای من، جک مایر، در سال ۱۹۹۰ این مقاله مهم و پیشگامانه را درباره هوش هیجانی نوشتند که هیچکس آن را نخواند.
بنابراین، این ایده حدود پنج سال تقریباً ناشناخته باقی ماند، و سپس کتاب محبوبی توسط دانیل گلمن در مورد این موضوع نوشته شد که ممکن است بسیاری از شما با آن آشنا باشید. موضوع اصلی این است که هیجانات اهمیت دارند.
چشمانداز و مأموریت مرکز
با این مقدمه، میخواهم چشمانداز مرکزمان را با شما در میان بگذارم. ما اخیراً از یک آزمایشگاه به نام «آزمایشگاه هیجان و رفتار سلامت» که نامی طولانی داشت و در آن به مطالعه هیجانات و رفتار سلامت میپرداختیم، به طور رسمی به «مرکز هوش هیجانی ییل» تغییر نام دادیم.
ایده پشت مرکز ما این است که از قدرت هوش هیجانی برای ایجاد جامعهای سالمتر، مؤثرتر و دلسوزتر استفاده کنیم. همانطور که میبینید، ما علاقهمند به سلامت جسمی و روانی هستیم؛ اینکه چگونه هیجانات به این نتیجه زندگی کمک یا مانع آن میشوند؛ اثربخشی در محیط کار؛ و قطعاً تبدیل جهان به مکانی که مردم بتوانند با هم کنار بیایند و پیشرفت کنند.
مأموریت ما همسو با این چشمانداز است و اساساً بر انجام تحقیقات دقیق و توسعه برنامههای آموزشی نوآورانه تأکید دارد. هدف ما در ۱۰۰ سال آینده این است که به طور مداوم تحقیقات دقیق انجام دهیم و همچنین رویکردهای آموزشی نوآورانهای را ایجاد کنیم تا بتوانیم مهارتهایی را که معتقدیم برای موفقیت لازم است، به افراد در تمام سنین آموزش دهیم.
مقیاس خلق هیجانات
از شما میپرسم که چه حسی دارید. اولین بُعد در «مقیاس خلق» ما، «خوشایندی» (Pleasantness) نامیده میشود. این حالت روانی درونی شماست و اساساً میتوانیم خودمان را از منفی ۵ تا مثبت ۵ درجهبندی کنیم.
زرد
خوشایند با انرژی بالا
سبز
خوشایند با انرژی پایین
قرمز
ناخوشایند با انرژی بالا
آبی
ناخوشایند با انرژی پایین
چند نفر از شما در حال حاضر در «زرد» هستید؟ یعنی احساس خوشایندی با انرژی زیاد دارید؟ چند نفر از شما امروز در «سبز» هستید؟ احساس خوشایندی اما با انرژی کمتر. چند نفر از شما امروز در «قرمز» یا «آبی» هستید؟ یعنی چیزی درست پیش نمیرود.
اگر از شما میپرسیدم دلیل اینکه اینگونه احساس میکنید چیست، شاید شفافیت بیشتری داشتید. اکنون لحظهای فکر کنید: شما یک ربع (زرد، سبز، آبی یا قرمز) انتخاب کردید. از خودتان بپرسید چرا؟ چه دلیلی دارد که خودتان را در آن ربع قرار دادید؟ دلایل زیربنایی وجود دارد که چرا ما احساس خاصی داریم.
اهمیت هیجانات در زندگی
نامگذاری هیجانات مهم است. در مورد بیان هیجانات: چند نفر از شما باور دارید که در پنهان کردن احساسات واقعی خود ماهر هستید؟ چند نفر از شما باور دارید که حتی اگر ماهر باشید، بیشتر مردم از روی نقاب شما میخوانند؟
من میخواهم شما را به چالش بکشم که در مورد این جملات فکر کنید: چند نفر از شما تا به حال به فرزندتان گفتهاید «توجه کن» یا «باید آرام شوی»؟ تحقیقات ما نشان میدهد که این دستورات معمولاً خیلی خوب کار نمیکنند.
سوال این است که ما در واقع برای تمرکز کردن، آرام شدن یا توجه کردن چه کاری انجام میدهیم؟ استراتژیها و فرآیندهای ذهنی زیربنایی چیست که ما به کودکان و بزرگسالان آموزش میدهیم؟
هوش هیجانی چیست؟
دیدگاه تاریخی هوش هیجانی این است: فلاسفه رواقی میگفتند شور و عقل متضاد هستند و بر احساسات خود حکمرانی کن، مبادا که احساسات بر تو حکمرانی کنند.
آنچه اکنون میدانیم، داستان بسیار متفاوتی است: هیجانات اهمیت دارند و تأثیر بسزایی بر جنبههای متعدد زندگی روزمره ما دارند، از توجه، حافظه و یادگیری گرفته تا…
تأثیرات هوش هیجانی
- تصمیمگیری و قضاوت: تحقیقات ما نشان میدهد که هیجانات پشت بسیاری از تصمیمگیریهای ما هستند. ما مطالعهای انجام دادیم که نشان داد اگر معلمان را در حالت «زرد» در مقابل «آبی» قرار دهیم، تفاوتهای یک تا دو نمرهای کامل بین نمرات ارزیابی مقالات دانشآموزان وجود داشت.
- کیفیت رابطه: هیچکس نمیخواهد در اطراف افرادی باشد که دائماً عواطف منفی زیادی نشان میدهند یا دیگران را اشتباه میخوانند.
- سلامت جسمی و روانی: چگونه میتوانیم از نظر جسمی یا روانی سالم باشیم بدون داشتن استراتژیهای مؤثر و خودآگاهی برای تشخیص، درک و تنظیم احساسات؟
مهارتهای RULER
دههها تحقیق، پیتر سالووی و جک مایر را به این ایده هوش هیجانی رساند که دو چیز مهم است: ۱. تفاوتهای فردی؛ برخی افراد در زندگی هیجانی خود بااستعداد هستند. ۲. این میتواند به عنوان یک توانایی ذهنی دیده شود و قابل اندازهگیری باشد.
تشخیص (Recognizing)
شناسایی احساسات در خود و دیگران از طریق حالات چهره، زبان بدن و آهنگ صدا
درک (Understanding)
دانستن منشأ احساسات و چگونگی تأثیر آنها بر تفکر و رفتار
نامگذاری (Labeling)
ایجاد دایره لغات دقیق برای توصیف احساسات (مثال: تفاوت حسادت و غبطه)
بیان (Expressing)
دانستن «چگونه» و «چه زمانی» برای ابراز احساسات به شیوههای مناسب
تنظیم (Regulating)
استفاده از استراتژیهای مؤثر برای مدیریت حالتهای درونی
همهی هیجانات معتبر و مهم هستند؛ مهم این است که با آنها چه میکنید. تنظیم هیجان شامل پیشگیری، کاهش، آغاز (ایجاد هیجانات ضروری) و حفظ هیجانات مطلوب (مانند حالت جریان) است.
اندازهگیری هوش هیجانی
ما زمان زیادی را صرف تفکر درباره نحوه اندازهگیری هوش هیجانی کردهایم. خودگزارشدهی قابل اعتماد نیست؛ زیرا ۸۰ درصد افراد فکر میکنند هوش هیجانی بیشتری نسبت به دیگران دارند.
معتبرترین روش، استفاده از آزمونهای مبتنی بر توانایی است که از مردم میخواهد مسائل مرتبط با هیجان را حل کنند (مانند آزمون MSCEIT). اکنون ما با شرکتهای بازیسازی کار میکنیم تا آزمونهای مجازی با استفاده از آواتارها بسازیم.
هوش هیجانی چه چیزی را پیشبینی میکند؟
دانشآموزان
کودکان با هوش هیجانی بالاتر کمتر دچار اضطراب و افسردگی میشوند، کمتر پرخاشگرند و کمتر درگیر قلدری میشوند. همچنین عملکرد تحصیلی بهتری دارند، زیرا مهارت تنظیم هیجان در کیفیت عملکرد آکادمیک بسیار قوی است.
مربیان
معلمانی که هوش هیجانی بالایی دارند، نسبت به تدریس مثبتترند، رضایت شغلی بیشتر و فرسودگی شغلی کمتری دارند. معلمانی که از رفتارهای غیرکلامی مثبت استفاده میکنند و دیدگاه دانشآموز را در نظر میگیرند، محیطهای یادگیری بهتری ایجاد میکنند.
مدیران و رهبران
در یک شرکت Fortune 100، قویترین عامل همبسته با هوش هیجانی این بود که آیا مدیر عامل تمایل دارد آن فرد را با خود به شرکت بعدی ببرد یا خیر. افراد فقط میخواهند در اطراف کسانی باشند که این مهارتها را دارند (مانند کار تیمی و راحتسازی دیگران).
توسعه هوش هیجانی
توسعه هوش هیجانی ترکیبی از طبیعت و تربیت است. بسیاری از ما از نظر بیولوژیکی مستعد اضطراب هستیم، اما محیط خانواده نقش حیاتی دارد. والدین باید یاد بگیرند که اشکالی ندارد فرزندشان غمگین باشد؛ زیرا ناامیدیها بخشی از زندگی هستند و بدون استراتژیهایی برای مدیریت ناامیدی، پتانسیل خلاقانه افراد آزاد نخواهد شد.
رویکرد RULER
ما یک رویکرد جامع به نام RULER برای مدارس و سازمانها توسعه دادهایم. ایده پشت RULER این است که «آموزش ذهن بدون آموزش قلب، اصلاً آموزش نیست.»
متا-لحظه (Meta-Moment)
ابزار کلیدی ما برای خودتنظیمی، «متا-لحظه» است که شش مرحله دارد و هدف آن جلوگیری از واکنشهای تکانشی است:
شناسایی محرک (چیزی اتفاق میافتد)
حس هیجان (آگاهی از تأثیر هیجان بر تفکر و فیزیولوژی)
مکث/نفس کشیدن (فعالسازی سیستم پاراسمپاتیک)
تصور بهترین خود (داشتن انگیزه برای تنظیم)
استراتژی مؤثر (انتخاب استراتژیهای سازگارانه)
عمل (بر اساس استراتژی)
نتیجهگیری و داستان گرث
در پایان، داستان گرث را به اشتراک میگذارم. گرث پسربچهای بود که به طرز وحشتناکی قلدری میشد و سپس وارد مدرسهای شد که هوش هیجانی را پذیرفته بود. او شعری در مورد تجربیات قلدری خود نوشت و توانست دیدگاه جدیدی نسبت به قلدرها پیدا کند.
«هر توهینی که اختراع میکنی، به من دیدی به ذهن تو میدهد. و میدانم مشکلات زیادی دارم، اما برای تو متأسفم. چرا؟ چون ذهن تو نمیتواند آزاد شود. دیوار توهینهایی که میسازی، ذهن و احساساتت را محدود میکند.»
گرث که قبلاً یک دانشآموز شکستخورده بود، در محیط جدید احساس امنیت و ارزشمندی کرد و تواناییهای شناختی خود را نشان داد و به شاعری موفق تبدیل شد. شما نمیتوانید توانایی شناختی خود را نشان دهید اگر احساس ظلم یا بیارزشی کنید.
من با خواندن شعری که ارزش و اهمیت همه هیجانات را بیان میکند، سخنانم را به پایان میبرم:
«این انسان بودن یک مهمانخانه است. هر صبح یک مهمان جدید میرسد. یک شادی، یک افسردگی، یک بدجنسی، نوعی آگاهی لحظهای به عنوان یک مهمان ناخوانده میآید. از همه آنها استقبال و پذیرایی کن، حتی اگر انبوهی از غمها باشند که خشونتآمیز خانهات را از اثاثیه خالی میکنند. همچنان با هر مهمان محترمانه رفتار کن. شاید او تو را برای یک لذت جدید پاکسازی میکند. افکار تاریک، شرم، بدخواهی؛ با خنده در را به رویشان باز کن و دعوتشان کن داخل. سپاسگزار باش برای هر کسی که میآید، زیرا هر کدام به عنوان راهنمایی از وراء فرستاده شدهاند.»


بدون نظر