قدرت‌های ویژه هوش هیجانی | مارک براکت | Talk at Google

قدرت‌های ویژه هوش هیجانی

مارک براکت (Marc Brackett) | سخنرانی در گوگل

«هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد که چقدر می‌دانید، مگر اینکه بداند چقدر اهمیت می‌دهید.»

مقدمه و نقل قول

مارک براکت کار خود را با تأکید بر اهمیت احساسات آغاز می‌کند و دانشجویانش در ییل (Yale) را به چالش می‌کشد که چرا با وجود هوش بالا، بر جنبه‌ی تعامل و اهمیت‌دهی تمرکز نمی‌کنند [۲].

«هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد که چقدر می‌دانید، مگر اینکه بداند چقدر اهمیت می‌دهید.» [۲]

هوش هیجانی در قلب آموزش

براکت در کار خود با سیستم‌های آموزشی، تلاش می‌کند تا **اصول هوش هیجانی** را به آنچه آن را **سیستم ایمنی نحوه‌ی عملکرد مدرسه** می‌نامد، بیاورد [۳]. این اصول شامل نحوه‌ی رهبری مدیران، تدریس معلمان، یادگیری دانش‌آموزان و تربیت والدین است [۳].

تجربه شخصی و اهمیت احساسات در مدرسه

او پس از ۳۳ سال قلدری شدید در دوران کودکی، به مدرسه راهنمایی خود بازگشت [۳]. او اعتراف می‌کند که هیچ خاطره‌ای از مطالبی که آموخته بود یا نام معلمانش ندارد [۴]. تنها چیزی که به یاد می‌آورد، حس **وحشت و ترس** هنگام راه رفتن در راهروها بود [۴]. این تجربه شخصی، انگیزه‌ای برای او شد تا تمام زندگی خود را صرف این کند که افراد درباره احساساتشان صحبت کنند و به آن‌ها توجه شود [۴].

مقیاس خلق و خو (The Mood Meter) و بی‌سوادی هیجانی

«مقیاس خلق و خو» ابزاری است که برای افزایش آگاهی اولیه مردم از احساسات توسعه داده شد [۵]. این مقیاس بر اساس دو محور اصلی عمل می‌کند:

  • **خوشایندی (Pleasantness):** محور X که از منفی ۵ (ناخوشایند) تا مثبت ۵ (بسیار خوشایند) درجه‌بندی می‌شود [۶، ۷].
  • **انرژی یا فعال‌سازی (Activation):** محور Y که از منفی ۵ (عمیق‌ترین گودال ناامیدی) تا مثبت ۵ (پرانرژی و غیرقابل مهار) درجه‌بندی می‌شود [۷].
زرد (انرژی بالا و خوشایند)
قرمز (انرژی بالا و ناخوشایند)
سبز (انرژی پایین و خوشایند)
آبی (انرژی پایین و ناخوشایند)

چالش نام‌گذاری و بی‌سوادی هیجانی

پس از درخواست از مخاطبان برای تبدیل وضعیت هیجانی خود به یک **«کلمه دقیق»** در سه ثانیه، بسیاری برای یافتن کلمه‌ی مناسب مشکل داشتند [۹]. براکت به این نتیجه رسید که اتاق پر از افراد تحصیل‌کرده‌ای است که **از نظر هیجانی بی‌سواد** (emotionally illiterate) هستند [۱۰].

یکی از فرضیه‌های مطرح‌شده برای این مشکل، این بود که جامعه به ما پاداش می‌دهد تا **هوش و استراتژی را از احساساتمان جدا کنیم** [۱۱].

زندگی هیجانی ملت

براکت تحقیقات گسترده‌ای در مورد وضعیت هیجانی گروه‌های مختلف انجام داده است:

دانش‌آموزان دبیرستانی (با بنیاد لیدی گاگا)

  • **۷۵٪** از احساسات گزارش شده **منفی** بودند [۲۹].
  • سه احساس برتر: **خسته، بی‌حوصله و تحت فشار (استرس)** [۲۹].
  • دانش‌آموزان ۸۰٪ مواقع استرس و ۷۰٪ مواقع بی‌حوصلگی گزارش کردند [۳۰].

دانشجویان ییل

حدود **۷۰٪** از احساسات گزارش شده منفی بودند و غالب‌ترین احساسات شامل **استرس، غرق شدن (Overwhelmed) و اضطراب** بود [۳۱].

نیروی کار عمومی

در مطالعه‌ای بر روی ۲۵,۰۰۰ نفر، **استرس احساس شماره یک در محل کار** گزارش شد [۳۲]. براکت تأکید می‌کند که بیشتر این موارد، **«استرس بد»** است؛ استرسی که فرد را از حضور مؤثر در کار بازمی‌دارد و باعث بیماری فیزیکی می‌شود [۳۳].

پنج دلیل اهمیت احساسات (Five Big Reasons)

احساسات ما بر پنج جنبه حیاتی از زندگی ما تأثیر می‌گذارند [۳۴]:

۱. توجه، حافظه و یادگیری

نحوه‌ی احساس ما (مثلاً خستگی یا استرس) بر تمرکز، حضور و تحلیل انتقادی ما تأثیر می‌گذارد [۳۴]. براکت اشاره می‌کند که مغز او در دوران قلدری مشغول **بقا** بود، به همین دلیل هیچ خاطره‌ای از مطالب درسی ندارد [۳۵].

۲. تصمیم‌گیری

احساسات ما نحوه‌ی انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌های ما را تغییر می‌دهند [۳۶]. در آزمایشی روی مربیان، معلمانی که درباره یک «روز بد» نوشته بودند، همان مقاله‌ی ارزیابی شده را **۱ تا ۲ نمره‌ی کامل پایین‌تر** از کسانی که درباره «روز خوب» نوشته بودند، نمره دادند [۳۷]. با این حال، حدود **۹۰٪** از مربیان این تأثیرگذاری احساسات بر ارزیابی خود را انکار کردند، که نشان‌دهنده سوگیری ناخودآگاه عواطف در دیدگاه ما است [۳۸].

۳. کیفیت رابطه

هیجانات سیگنال‌هایی هستند که ما را وادار به **نزدیک شدن یا دوری کردن** (Approach or Avoid) از افراد می‌کنند [۴۰]. ما از افرادی که احساسات منفی زیادی بروز می‌دهند، دوری می‌کنیم [۴۱].

۴. سلامت جسمی و روانی

بستری شدن در بیمارستان‌های روان‌پزشکی برای دانشجویان دانشگاهی در پنج سال گذشته **۲۰٪ در سال افزایش** یافته است [۴۲]. سطح استرس نوجوانان در آمریکا از سطح استرس بزرگسالان بالاتر است [۴۲].

۵. خلاقیت

**مهارت‌های هیجانی** ارتباط بالایی با توانایی خلاقیت دارند [۴۳]. برای خلاقیت، آرامش و مهارت‌های مدیریت هیجان برای مقابله با **شکست، بازخورد منفی، ناامیدی و غرق شدن** ضروری است [۴۶، ۴۷]. براکت معتقد است که «همت» (Grit) با خلاقیت همبستگی ندارد، اما مهارت‌های مدیریت هیجان این‌گونه‌اند [۴۶].

مدل هوش هیجانی (RULER)

مدل RULER یک چهارچوب پنج مرحله‌ای برای توسعه‌ی مهارت‌های هوش هیجانی است [۵۶]:

R تشخیص (Recognizing)

شناسایی هیجانات از طریق افکار و احساسات، و همچنین توجه به حالات چهره، زبان بدن و لحن صدای دیگران [۵۶].

U درک (Understanding)

فهمیدن علت وقوع احساسات و چگونگی تأثیرگذاری آن‌ها بر تفکر، قضاوت و رفتار [۶۲]. به عنوان مثال، **ناامیدی** مربوط به انتظارات برآورده نشده است، در حالی که **خشم** معمولاً ریشه در بی‌عدالتی دارد [۶۵، ۶۶].

L نام‌گذاری (Labeling)

استفاده از واژگان دقیق هیجانی. براکت می‌گوید: **"نام‌گذاری کن تا آن را مهار کنی"** (Name it to tame it) [۶۹].

E ابراز (Expressing)

ابراز مناسب هیجانات، که تحت تأثیر عواملی چون فرهنگ، شخصیت، نژاد و جنسیت قرار دارد [۶۹]. خانواده براکت این کار را «آسیب‌پذیری بیش از حد» می‌دانستند [۷۲].

R تنظیم (Regulating)

مدیریت همه‌ی هیجانات. شامل جلوگیری از هیجانات ناخواسته، کاهش هیجانات دشوار و **تقویت یا فعال‌سازی** (Up-regulating) هیجاناتی که برای دستیابی به هدف مفید هستند (مانند تلاش شادمانه) [۷۴]. این نیازمند **استراتژی‌های شناختی** (Cognitive strategies) است [۷۷].

خودارزیابی و تأثیر رهبری هیجانی

توهم مهارت

تحقیقات براکت نشان می‌دهد که ضریب همبستگی بین **هوش هیجانی خودارزیابی شده** توسط افراد و **مهارت‌های واقعی** آن‌ها تقریباً **صفر** است [۸۱]. این بدان معناست که خودآگاهی در این زمینه به تنهایی کافی نیست و هوش هیجانی یک مهارت ذهنی قابل اندازه‌گیری است [۸۱].

تأثیر مدیران بر محیط کار

هوش هیجانی ناظران در محیط کار حیاتی است [۸۲]:

  • کارمندان با ناظران دارای EI بالا، **۸۰٪ مواقع احساس الهام** می‌کنند (در مقابل ۲۸٪ در ناظران با EI پایین) [۸۳].
  • در ناظران با EI پایین، **فرسودگی شغلی تقریباً سه برابر** می‌شود [۸۳].
  • مشارکت (Engagement) کارکنان در حضور ناظران باهوش هیجانی بالا، **سه برابر** افزایش می‌یابد [۸۴].

از سرشت تا تربیت

رفتار هیجانی ما تحت تأثیر **سرشت** (مانند ژن‌های نگرانی) و **تربیت** (استراتژی‌ها و محیط) قرار دارد [۸۴، ۸۶]. براکت ابزارهایی مانند **«منشور هوش هیجانی»** (Emotional Intelligence Charter) را معرفی می‌کند که در آن اعضای سازمان تعیین می‌کنند چه احساساتی می‌خواهند داشته باشند (مثل محترم، متمرکز، خلاق) [۸۹، ۹۰].

هدف نهایی: ادغام احساس و شناخت

براکت تأکید می‌کند که مغز ما آمیخته از هیجان و شناخت است و هدف این است که این دو سیستم با هم کار کنند [۹۶]. او می‌گوید: **«هرگز برای توسعه‌ی این مهارت‌ها زود یا دیر نیست»** [۹۷].

با تزریق این مهارت‌ها در روابط و رهبری، می‌توان به نتایج عالی مانند **سلامت بهتر، روابط بهتر، خلاقیت بیشتر و دستیابی به رؤیاها** دست یافت [۹۹].

© ۲۰۲۴ | خلاصه‌ای از سخنرانی مارک براکت در Talks at Google. | هوش هیجانی مهارتی واقعی است، نه صرفاً یک مهارت نرم [۹۶].

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *