لحظه ای که هدف جدیدی را تعیین می کنم، می ترسم که نتوانم به آن برسم.
ترس فلج کننده وارد می شود!
تنها چیزی که به ذهنم می رسد دلایلی است که نمی توانم به آن هدف برسم.
- من به اندازه کافی باهوش و توانا نیستم
- خطر بیش از حد درگیر است
- اگر موفق شوم بعد از رسیدن به هدف چه اتفاقی می افتد
من می توانم هر هدف دیگری را که در گذشته به آنها نرسیدم به یاد بیاورم.
هر تصمیم سال نو یک ماه به طول انجامید، سپس خاموش شد.
چگونه دیگر از اهداف خود نترسید
هر بار که سعی کردم سیگار را ترک کنم، کاری جز خرج کردن پول برای خرید آدامس و چسب انجام ندادم.
که هنوز بالای قفسه داروی من نشسته اند.
سپس، دوره دانشگاهی بود که برای پیشرفت شغلی خود در آن ثبت نام کردم (آن دوره بسیار گران بود و من هنوز نتوانسته ام کتاب ها را بفروشم).
اوایل کارم خوب بود، اما وقتی مریض شدم و دو کلاس را از دست دادم، آنقدر عقب افتادم که وقتی برگشتم، هر چه تلاش کردم نتوانستم به کلاس برسم.
حالا هر وقت هدف جدیدی تعیین میکنم، پروانههایی در شکمم فرو میرود و با فکر کردن به آن حالت تهوع دارم.
طرز فکرت را عوض کن
خبر خوب این است که میتوانم بر تمام موانعی که قبلاً من را از تعیین و رسیدن به یک هدف جدید باز میداشتند، غلبه کنم.
چگونه؟
آسان بود.
به جای نگاه کردن به نتیجه نهایی شکست، از خودم پرسیدم: “چرا شکست خوردم؟”
تمرکزم را روی شکست متوقف کردم و به دلیل آن فکر کردم.
چیزی که به ذهنم رسید این بود
وقتی در گذشته هدفی را تعیین میکردم، همیشه با این جمله شروع میکردم: «میخواهم به دانشگاه برگردم» یا «میخواهم وزن کم کنم».
خیلی مبهم است.
هیچ تعهدی در “من می خواهم” وجود ندارد.
هدف بعدی من با این جمله شروع شد: “من می روم!”
این نحوه نزدیک شدن من به هدف را تغییر داد، تمام قلبم را روی آن گذاشتم و قبل از اینکه بدانم به هدفم رسیده بودم.
از خودت نپرس به خودت بگو.
تنها کاری که باید انجام دهید این است که طرز فکر خود را در مورد اهدافی که تعیین کرده اید تغییر دهید، که شانس موفقیت شما را افزایش می دهد .
وقتی این کار را انجام میدهید، نیروهایی را برانگیختهاید که به شما کمک میکنند به جایی که به خود میگویید بروید، نه به جایی که فکر میکنید میخواهید بروید.
تمرکز بر احتمالات دستیابی به هدف فعلی به شما کمک می کند به جای ترس، هیجان زده باشید!



بدون نظر