جوزف روی گوشیاش ضربهای میزند و نقشهای رنگارنگ روی دیوار دفترش نمایان میشود. این نقشه انتخاب (Choice Map) است؛ قلب روش تفکر پرسشی و تصویری که بن نایت تا پایان داستان بارها به آن برمیگردد. در این مقاله، نقشه انتخاب را قدمبهقدم مرور میکنیم و میبینیم چطور دو ذهنیت یادگیرنده و قضاوتگر پرسشها، احساسها و نتایج ما را شکل میدهند.
بخش سوم از مجموعه مقالات دوره ویژه تفکر پرسشی؛ سوالات قدرتمند در کوچینگ و رهبری. بخش قبل: ناظر درونی و قدرت پرسشهای درونی
نقشه انتخاب چه شکلی است؟
در سمت چپ نقشه، فلشی با عنوان «شروع» هست و آدمکی که بالای آن، رو به یک دوراهی ایستاده است. به گفتهی جوزف، این آدمک «من و تو و همهی ما» است. در هر لحظه از زندگی، با اتفاقی روبهرو میشویم، فکری به ذهنمان میرسد یا احساسی سراغمان میآید، و باید میان دو مسیر انتخاب کنیم:
- مسیر ذهنیت یادگیرنده: با تابلوی کوچک «انتخاب کن» شروع میشود. آدمکهای این مسیر پرسشهایی مثل «چه اتفاقی افتاد؟»، «چه میخواهم؟» و «چه چیزی مفید است؟» در سر دارند و به سمت دشتی روشن میروند که در آن انتخابهای سنجیده و راهحلمحور در جریان است.
- مسیر ذهنیت قضاوتگر: با تابلوی «واکنش نشان بده» شروع میشود. آدمکهای این مسیر نگران و گرفتهاند و پرسشهایی مثل «تقصیر کیست؟» و «من چه مشکلی دارم؟» در سر دارند. این مسیر به چاله قضاوت (Judger Pit) میرسد؛ گودالی گلآلود که آدمکی در آن فرو رفته است.
- مسیر تغییر جهت: میان دو مسیر، راه میانبری هست با تابلوی «تغییر» که به ما اجازه میدهد از مسیر قضاوت به مسیر یادگیری برگردیم. ابزار این تغییر، پرسیدن پرسشهای یادگیرنده است.
دو ستون پرسش
جوزف فهرستی از پرسشها را روی دیوار نشان میدهد و از بن میخواهد آهسته پرسشهای هر ستون را بخواند و به اثرش بر بدن و حالش دقت کند:
| پرسشهای قضاوتگر | پرسشهای یادگیرنده |
|---|---|
| من چه مشکلی دارم؟ | چه چیزی را در خودم ارزشمند میدانم؟ |
| او چه مشکلی دارد؟ | چه چیزی را در او قدر میدانم؟ |
| تقصیر کیست؟ | آیا مسئولیتپذیر هستم؟ |
| چطور ثابت کنم حق با من است؟ | چه میتوانم یاد بگیرم؟ چه چیزی مفید است؟ |
| چرا اینها اینقدر بیخبر و آزاردهندهاند؟ | آنها چه فکر، احساس و خواستهای دارند؟ |
| این را که قبلاً امتحان کردهایم! | بهترین قدمهای بعدی چیست؟ |
| اصلاً چرا زحمت بکشم؟ | چه چیزی ممکن است؟ |
بن با خواندن ستون قضاوتگر احساس ناامیدی، بیپناهی، سنگینی و «بازنده بودن» میکند و اعتراف میکند خودش را شبیه همان آدمک درون چاله میبیند. اما با خواندن پرسشهای یادگیرنده، نفسش آزادتر میشود، شانههایش رها میشود و انرژی و آرامشی را حس میکند که مدتها تجربه نکرده بود. آدامز میگوید بیشتر شرکتکنندگان کارگاههایش همین تجربه را گزارش میکنند؛ بعضی حتی میگویند با خواندن پرسشهای قضاوتگر نفسشان را حبس کردهاند یا سردرد گرفتهاند.
«قضاوتگر» بد نیست؛ انسانی است
بن وقتی میبیند چقدر در مسیر قضاوت بوده، شروع میکند به سرزنش خودش. جوزف فوراً متوقفش میکند: «اینجا خوب و بد، درست و غلط وجود ندارد. فقط مشاهدهی اتفاق و کاری که با آن میکنی.» هر دو ذهنیت طبیعیاند؛ همهی ما هر دو را داریم و همیشه خواهیم داشت. نکته این است که با آگاهی، میتوانیم انتخاب کنیم از کدام ذهنیت عمل کنیم.
جوزف برای اینکه این را نشان دهد، از تجربهی خودش میگوید. در جلسهای با سرپرست یک شرکت ساختمانی، پانزده دقیقه به گلایه و سرزنشهای او گوش داده بود که میگفت «با اینهمه آدم نادان نمیشود کار کرد.» جوزف آنقدر کلافه شده بود که میخواست او را از دفترش بیرون کند و در ذهنش میپرسید: «من چه گناهی کردهام که گرفتار این آدم شدهام؟» ناگهان ناظر درونیاش بیدار شد و فهمید دارد کسی را به خاطر قضاوت کردن، قضاوت میکند! او هم مثل مراجعش در ذهنیت قضاوتگر بود. همین آگاهی، جلسه را به نقطهی عطفی برای هر دو تبدیل کرد.
نشانههای ذهنیت قضاوتگر و یادگیرنده
در فصلهای بعد، جوزف جدولی کاملتر به بن میدهد. خلاصهاش این است:
| ذهنیت قضاوتگر | ذهنیت یادگیرنده |
|---|---|
| واکنشی و خودکار | پاسخگو و سنجیده |
| انتقادی و منفی | قدردان و فروتن |
| همهچیزدان | راحت با «ندانستن» |
| سرزنشمحور | مسئولیتمحور |
| فقط دیدگاه خود | دیدگاههای چندگانه |
| تفکر «یا این، یا آن» | تفکر «هم این، هم آن» |
| دفاع از فرضها | پرسش از فرضها |
| اشتباه یعنی بد | اشتباه یعنی فرصت یادگیری |
| مسئلهمحور | راهحلمحور |
| موضع اصلی: محافظهکار و ترسان | موضع اصلی: کنجکاو و باز |
جوزف میگوید سرنخهای ورود به ذهنیت قضاوتگر را بیشتر در بدن و حال خود مییابیم: حس برحق بودن، تکبر، خشم و حالت دفاعی. هر وقت حال منفی داریم، احتمالاً پرسشها و نگرشهای قضاوتگر در کارند.
چرا نقشه انتخاب اینقدر کاربردی است؟
نقشه انتخاب تصویری ساده و شهودی است که در ذهن بهراحتی میماند. وقتی آن را درونی کنیم، کافی است در هر موقعیت بپرسیم: «الان کجای نقشه هستم؟ در ذهنیت قضاوتگرم؟ کجا میخواهم باشم؟ هدفم در این موقعیت چیست؟» آدامز پیشنهاد میکند این نقشه را حفظ کنیم، آن را روی میز کار یا در خانه بگذاریم و حتی به دیگران آموزش دهیم؛ به قول ضربالمثل دانشکدههای پزشکی: «یکی را ببین، یکی را انجام بده، یکی را یاد بده؛ مال خودت میشود.» فقط یادتان باشد وقتی نقشه را با دیگران در میان میگذارید، خودتان در ذهنیت یادگیرنده باشید.
پیوند این نگاه با رشد فردی روشن است. ذهنیت قضاوتگر اغلب با خودسرزنشی و تردید به خود همراه است؛ برای کار بیشتر روی این موضوع، مقاله اعتماد به نفس را بخوانید. کوچها هم میتوانند نقشه انتخاب را کنار مدلهایی مثل مدل GROW در کوچینگ به کار ببرند: مرحلهی «واقعیت» در GROW با پرسشهای یادگیرنده بسیار پربارتر میشود.
تمرین کوتاه: یک موقعیت، دو مسیر
موقعیتی را انتخاب کنید که این روزها ذهنتان را مشغول کرده است. اول سه پرسش قضاوتگر دربارهاش بنویسید و یک دقیقه با آنها بمانید. چه حسی دارید؟ بدنتان چه میگوید؟ حالا سه پرسش یادگیرنده بنویسید و همین کار را تکرار کنید. در پایان بنویسید هر مسیر احتمالاً به چه نتیجهای میرسد.
اگر کوچ هستید، همین تمرین را با مراجع انجام دهید. نقشه انتخاب را جلوی او بگذارید و بپرسید: «الان خودت را کجای این نقشه میبینی؟ از کجا میدانی؟ اگر یک قدم به سمت مسیر یادگیری برداری، اولین پرسشت چه خواهد بود؟» آدامز میگوید یک نگاه کوتاه به نقشه، هم برای کوچ و هم برای مراجع آموزنده است و گفتوگو را جهت میدهد.
پرسشهای متداول
آیا ذهنیت یادگیرنده یعنی هیچوقت قضاوت نکنیم؟
نه. قضاوت سنجیده و تشخیص درست و غلط لازم است. ذهنیت قضاوتگر به واکنش خودکار، سرزنشگر و بسته اشاره دارد، نه به ارزیابی آگاهانه.
ذهنیت یادگیرنده با «ذهنیت رشد» چه فرقی دارد؟
هر دو بر یادگیری و باز بودن تأکید دارند. تمایز نقشه انتخاب این است که به ابزار مشخص پرسش وصل است و در هر لحظه میپرسد: «الان کدام پرسش را انتخاب میکنم؟»
جمعبندی
نقشه انتخاب به ما یادآوری میکند که در هر لحظه بر سر یک دوراهی ایستادهایم و پرسشهایمان تعیین میکنند به کدام سو برویم. اما وقتی خودمان را در مسیر قضاوت میبینیم چه کنیم؟ بن هم همین را میپرسد. در بخش بعد با پاسخ جوزف آشنا میشویم: دوستی با قضاوتگر درونی و قدرت مکث.
برای کار عملی با نقشه انتخاب در جلسات کوچینگ، دوره تفکر پرسشی با دکتر سعید جویزاده را ببینید.
برگرفته و بازنویسیشده از فصل سوم کتاب Change Your Questions, Change Your Life اثر Marilee Adams.


بدون دیدگاه