هوش هیجانی: چگونه رهبران خوب، عالی میشوند؟
ترجمه روان و سلیس از سخنرانی برجسته در مورد هوش هیجانی
مقدمه: دیده شدن و درک شدن
در حین آماده شدن برای این صحبت، داشتم با دخترم حرف میزدم. او پرسید: «بابا، قراره در مورد چی صحبت کنی؟» گفتم: «میخوام در مورد **هوش هیجانی** صحبت کنم.» او پرسید: «خب، چه جوری شروع میکنی؟» من گفتم: «میدونی، هر بار فرق میکنه. دوست دارم یه چیز جدید بگم.» ازش پرسیدم: «تو چطور شروع میکنی؟» و او گفت: **«آیا تا به حال احساس کردهاید که دیده نشدهاید؟ شنیده نشدهاید؟ درک نشدهاید؟ خب، امروز این وضعیت متوقف میشود.»** [خنده] 😅
من گفتم... این خیلی خوب بود. و این از چند جهت عالیه. اول اینکه، خوشحالم که دخترم با وجود اینکه ده ساله است، میداند هوش هیجانی چیست. همچنین خوشحالم که در واقع برخی از ویژگیهای هوش هیجانی را نشان میدهد. افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند، قادرند احساسات خود را بشناسند، تجربه خود را درک کنند و بدانند چه چیزی را میخواهند که دیده شود. آنها همچنین میدانند چگونه آن را طوری بیان کنند که باعث دیده شدن شود، و سپس میتوانند آن را بپذیرند. یعنی وقتی واقعاً دیده میشوند، میتوانند آن را بپذیرند که این کار کمی دشوارتر از آن چیزی است که بسیاری از مردم تصور میکنند. خب، امروز، من حدود نیم ساعت با شما صحبت خواهم کرد در مورد اینکه چگونه میتوانیم از نظر هیجانی باهوشتر باشیم، نسبت به خودمان آگاهتر باشیم، و کنجکاوتر باشیم که چه کسی هستیم. تا بتوانیم دیده شویم، درک شویم، و شنیده شویم. بسیار خب؟
قراردادهای ما: حضور، توجه، صداقت و کنجکاوی
من دوست دارم با **نیتها** شروع کنم، زیرا معتقدم که با ایجاد نوعی قرارداد عمدی، ما در ایجاد یک رابطه معنادار بسیار بهتر عمل میکنیم. بنابراین، میخواهم این قرارداد را با همه شما داشته باشم. و اگرچه یک گروه بزرگ هستیم، اما با هم صمیمی خواهیم شد، بسیار خب؟
پس، با توافق همگی برای انجام این موارد شروع میکنیم:
حضور یافتن
شما حضور دارید. خودتان را آوردهاید، بدنتان را آوردهاید. میخواهم تمام وجود خود را بیاورید: افکار، احساسات، فیزیولوژی، رفتارها و ارزشها و باورهای خود را.
توجه کردن
این در مورد آگاه بودن از آنچه درون شما اتفاق میافتد است. میخواهم به تمام افکار و احساسات خود و آنچه در طول روز برای شما اتفاق میافتد، توجه کنید.
حقیقت گفتن
این درباره این است که وقتی در آینه به خودتان نگاه میکنید، بتوانید بگویید با خودتان صادق هستید و امروز با خودتان صادق بودهاید. من شما را به چالش میکشم که حقیقت را به خودتان بگویید.
کنجکاوی نسبت به قضاوتها
بسیاری از شما همیشه قضاوتهایی خواهید داشت. تنها کاری که امروز میخواهم انجام دهید این است که وقتی متوجه شدید یک قضاوت ایجاد میشود، فقط نسبت به آن کنجکاو شوید.
آمادگی برای تغییر و رشد
این کاری است که امروز انجام خواهیم داد. ما آمادگی خود را برای تغییر و رشد بررسی خواهیم کرد. زیرا اگر مردم برای تغییر آماده و باز نباشند، تغییر نخواهند کرد. اگر ذهن شما بسته باشد و بخشی از وجود شما هر آنچه را که سر راهتان قرار میگیرد رد کند، نمیتوانید یاد بگیرید. بنابراین ما در مورد چگونگی باز کردن خودمان برای تغییر صحبت خواهیم کرد. زیرا همه شما رهبر خواهید بود، و اکنون رهبر هستید، و میخواهیم بفهمیم چگونه به مردم کمک کنیم تا تغییر کنند.
توهم دانش و قدرت ادراک
«بزرگترین مانع در برابر کشف، جهل نیست. بلکه **توهم دانش** است.»
~ دانیل بورستین
این ندانستن ما نیست که ما را از رشد و یادگیری باز میدارد، بلکه این است که فکر میکنیم میدانیم و ذهن خود را به روی آنچه ممکن است میبندیم. زیرا انسانها نیاز دارند که بدانند و دوست دارند پاسخ داشته باشند. وقتی نمیدانیم، میترسیم و برای امنیت، **داستان میسازیم**. این داستانها گاهی باعث میشوند اطلاعات مهمی را از دست بدهیم. با ایستادن در لبه ندانستن، میتوانیم بیشتر بیاموزیم، اما کمی ترسناک است. من شما را به چالش میکشم تا در مورد لحظاتی فکر کنید که پاسخی را قبل از شنیدن آن ایجاد میکنید.
زیرا بهطور کلی، **نحوه ادراک و تفسیر ما از جهان، چگونگی انطباق و مقابله ما را تعیین میکند، نه خود جهان**. برای مثال، وقتی یک ایمیل را میخوانید و عصبانی میشوید، این پیکسلهای روی صفحه نیستند که شما را عصبانی کردهاند، بلکه **ادراک شماست** که تجربهای را که دارید ایجاد میکند. این ادراک بر اساس تاریخچه، تجربه زندگی و تمایلات ژنتیکی خود شماست.
احساسات چیست؟
**احساسات** یک حالت ذهنی هستند که به صورت خودجوش و نه از طریق تلاش آگاهانه به وجود میآیند و اغلب با نوعی پاسخ فیزیولوژیک همراه هستند. احساسات فقط برای ما اتفاق میافتند. آنها به طور طبیعی رخ میدهند. و اینکه ما این حس را ایجاد کنیم که احساسات مهم نیستند، در واقع از دست دادن تجربه ادراکی ماست.
چهار احساس اصلی عبارتند از: **عصبانی، غمگین، خوشحال و ترسیده**. این چهار احساس، تمام تجربیات هیجانیای را که داریم تشکیل میدهند.
عصبانیت (Anger): تجربه این است که چیزی ناعادلانه یا غیرمنصفانه است. خشم، تجربه است؛ پرخاشگری، عمل است.
غم (Sadness): تجربه از دست دادن است. هر زمان که یک از دست دادن را تجربه کنید، احتمالاً نوعی غم را تجربه خواهید کرد.
شادی (Joy): زمانی است که ما چیزهایی را که به دنبالش هستیم به دست میآوریم.
ترس (Fear): زمانی است که ما ادراک میکنیم که چیزی که نمیخواهیم اتفاق بیفتد، در نقطهای در آینده برای ما اتفاق خواهد افتاد.
سه راز مدیریت احساسات
این سه راز به شما کمک میکنند تا هوش هیجانی خود را توسعه دهید:
۱. دانستن آنچه دنیای هیجانی شما را **تحریک** میکند.
به عنوان رهبر، باید بدانید چه چیزی شما را عصبانی، غمگین، خوشحال یا ترسانده میکند. به محرکهای خود آگاه باشید تا کنترل کمتری بر شما داشته باشند. تکلیف خانه: در هر یک از چهار دسته اصلی احساسات، حداقل پنج محرک بنویسید.
۲. اینکه احساسات شما چگونه در شما **ظاهر** میشوند.
باید بدانید وقتی استرس دارید، از نظر فیزیکی چه اتفاقی میافتد؟ آیا ضربان قلب بالا میرود؟ آیا از تماس چشمی خودداری میکنید؟ افکار یا باورهای شما تغییر میکنند؟ تکلیف خانه: واقعاً واضح شوید در مورد اینکه احساسات شما چگونه در شما ظاهر میشوند.
۳. دانستن نحوه **کنار آمدن** با استرس.
چگونه احساسات خود را مدیریت میکنید؟ وقتی عصبانی میشوید، آیا کنارهگیری میکنید یا قاطعیت به خرج میدهید؟ تکلیف خانه: حداقل یک لیست از ده چیز داشته باشید که وقتی به صورت هیجانی فعال میشوید، برای مراقبت از خودتان انجام میدهید.
تعریف هوش هیجانی
**هوش هیجانی (Emotional Intelligence) عبارت است از: توانایی گرفتن انتخابهای سالم بر اساس توانایی شناسایی، درک و مدیریت احساسات خودتان و احساسات دیگران.**
یک تعریف پیچیدهتر شامل چهار حوزه با ۱۹ شایستگی است:
- خودآگاهی (Self-awareness): توانایی شناخت منابع داخلی خود، آگاه بودن از حالتهای هیجانی خود، شناخت نقاط قوت و محدودیتها.
- خود مدیریتی (Self-management): توانایی کنترل تکانهها و مدیریت منابع داخلی، شامل کنترل تکانه، سازگاری و انعطافپذیری.
- آگاهی اجتماعی (Social awareness): توانایی خواندن نشانههای اجتماعی در دیگران، شامل همدلی و جهتگیری خدماتی.
- مدیریت روابط (Relationship management): در مورد اینکه چگونه رفتارهای مطلوب را در دیگران القا میکنیم، شامل مدیریت تعارض و ایجاد همکاری.
اهمیت خودآگاهی در رهبری
چهار نکته اصلی در مورد خودآگاهی:
تفاوت بین فکر/احساس و عمل: اشکالی ندارد که خشم قاتلانه نسبت به فرزندتان داشته باشید (فکر/احساس)، اما عمل کردن بر اساس آن خشم قطعاً اشتباه است. تفاوت بین داشتن یک احساس و داشتن یک عمل وجود دارد.
دیگران آینهای برای خود ما هستند: به نقش خودتان در هر واکنشی که نسبت به فرد دیگری دارید فکر کنید. اگر کسی را آزاردهنده مییابید، چه چیزی در مورد شماست که او را آزاردهنده مییابد؟
نوروبیولوژی اصالت: پستانداران اجتماعی مدارهای تشدید (resonance circuits) و نورونهای آینهای دارند که نشانههای غیرکلامی ظریف را از دیگران دریافت میکنند. اگر کسی را غیرصادق مییابید، به احتمال زیاد در حال دریافت نشانههای غیرکلامی ناسازگار با حرفهایش هستید.
ایجاد یک بیانیه مأموریت شخصی/رهبری: این مجموعهای از اصول راهنما است که چرا کاری را که میکنید انجام میدهید. هر چه در مورد چشمانداز و مأموریت خود واضحتر باشید، در ارائه خود اصیلتر خواهید بود.
جمعبندی و مراقبت از خود
در این نیم ساعت شگفتانگیز، ما درباره این موارد صحبت کردیم:
- باز نگه داشتن ذهن.
- توجه به ادراکات خود.
- احساسات اگر به آنها توجه کنیم، به انتخابهای سالم آگاه میکنند.
- چهار احساس اصلی: عصبانی، غمگین، خوشحال و ترسیده.
- **خودآگاهی، بنیان هوش هیجانی است.**
- اهمیت داشتن یک بیانیه مأموریت رهبری برای رهبری اصیلتر.
- مدلسازی هوش هیجانی در خودتان بر افراد دیگر تأثیر میگذارد.
- تشویق به استراحت کردن و مدیریت استرس.
«وقتی احساس خوبی نسبت به خودمان داریم، چیزهای بیشتری برای دادن به دیگران داریم.»
ما باید خیلی سخت کار کنیم تا از دیگران مراقبت کنیم، اما اگر ابتدا از خودمان مراقبت نکنیم، نمیتوانیم به روشی پایدار برای دیگران آنجا باشیم. من همه شما را به چالش میکشم تا در مورد معنای **مراقبت از خود** و اهمیت آن تجدید نظر کنید. 💪


بدون نظر