3 طراحی وب سایت B2B بهترین روش برای تبدیل سرنخ ها

6 دلیل رایج برای شکست رهبران و نحوه برخورد با آنها

همیشه چیزی نفس گیر در مورد شکست رهبری وجود دارد. ما تمایل داریم انتظارات زیادی را روی رهبران خود سرمایه گذاری کنیم و واقعاً می خواهیم شاهد موفقیت آنها در بیشتر موارد باشیم. اما گاهی معلوم می‌شود که فردی که ما فکر می‌کردیم مافوق سرزنش است، نیست. درک دلایل شکست رهبری می تواند به ما کمک کند تا بدانیم در یک رهبر به دنبال چه چیزی باشیم و از چه چیزی اجتناب کنیم. اما به خاطر داشته باشید که افراد تغییر می‌کنند، موقعیت‌ها تغییر می‌کنند و الزامات رهبری تغییر می‌کنند، و پیش‌بینی این موقعیت‌ها می‌تواند دشوار باشد. با در نظر گرفتن این موضوع، در اینجا 6 دلیل متداول برای شکست رهبری، و اقداماتی که باید در مورد آنها انجام داد، آورده شده است.

چرا رهبران شکست می خورند

1. ویژگی های شخصیتی بیمارگونه

گاهی اوقات مرز بسیار باریکی بین اعتماد به نفس و تکبر وجود دارد. به همین ترتیب، ناامنی سالم گاهی اوقات می تواند با پارانویا هم مرز باشد. قدرت و خودشیفتگی مدت‌هاست که برای ساختن نسخه رهبری دهکده پوتمکین استفاده می‌شود – جایی که در ظاهر همه چیز عالی به نظر می‌رسد، اما در درون همه چیز یک فاجعه است. برای تمایز قائل شدن بین یک رهبر توانا و پرانرژی و یک ماگالومانی تشنه قدرت، باید به دقت به سوابق یک فرد نگاه کنید.

2. رشد اخلاقی ناکافی

همانطور که از نظر عاطفی بزرگ می شویم و از نظر عاطفی به بلوغ می رسیم، چندین مرحله از رشد اخلاقی را طی می کنیم ، از ساده ترین (خوب بودن: اجتناب از مجازات) تا پیچیده ترین (درک اصول اخلاقی جهانی). گاهی اوقات افراد در مراحل اولیه رشد اخلاقی گیر می کنند، شاید از هر موقعیتی بپرسند: “این برای من چیست؟” در چنین مواردی، این شخص در مقام رهبری است که به ضرر افرادی که رهبری می کند، سود می برد.

3. رویکرد بیش از حد “شکننده”.

یکنواختی به طور کلی چیز خوبی است، اما می توان بیش از حد از آن برداشت. گاهی اوقات اهداف نیاز به تغییر دارند، اما رهبری که به هر قیمتی بر اهداف اصلی متمرکز است، خطر شکست رهبری را به همراه دارد. از قضا، این می تواند با ترس از شکست و اجتناب بیش از حد از خطر همراه شود. چیزی که در نهایت ممکن است اتفاق بیفتد این است که سازمان می تواند در دستیابی به هدفی که کاملاً اشتباه یا نادرست است، کار بسیار خوبی انجام دهد. در مقابل، رهبران بزرگ انعطاف پذیری خود را نشان می دهند.

4. از دست دادن اهداف مهم

یک رهبر بزرگ، اهداف واقعی و اهمیت آنها را فراموش نمی کند. بگوییم که هدف اصلی باز کردن مکان‌های خرده‌فروشی در مناطق محروم است، و اگر فروش در فروشگاه‌های موجود در سال جاری 7 درصد افزایش یابد، می‌توانید سرمایه لازم برای این کار را داشته باشید. تمرکز انحصاری بر افزایش فروش و نادیده گرفتن دلیل انجام این کار آسان است. به هر حال، بیش از یک راه برای جذب سرمایه برای اهداف توسعه وجود دارد.

از دست دادن اهداف واقعی می تواند منجر به مدیریت خرد و تمام مشکلاتی که به همراه دارد، شود.

5. ارتباطات ضعیف

زمانی که یک رهبر قوی به دلیل مهارت های ارتباطی ضعیف شکست می خورد، با تراژدی هم مرز می شود . به ندرت افراد بدون داشتن مهارت های ارتباطی خوب به صدر هرم رهبری می رسند، اما اتفاقی که می تواند بیفتد این است که یک رهبر بزرگ ممکن است از پیشبرد، مثلاً استفاده از فناوری برای بهبود ارتباطات امتناع کند. یک مربی اجرایی (و شاید یک هماهنگ کننده رسانه های اجتماعی) اغلب می تواند مشکل ارتباط ناکافی را اصلاح کند.

6. بیماری جدی

متأسفانه، رهبری ممکن است به دلیل از هم پاشیدن یک رهبر از نظر جسمی یا روحی شکست بخورد، و این در واقع غم انگیز است. فرسودگی شغلی، افسردگی، اعتیاد، یا هر تعدادی از بیماری های جسمی ناشی از استرس مداوم و مهارت های مدیریت استرس ناکافی (یا امتناع از مراقبت از خود) می تواند عامل شکست رهبری باشد. رهبران ممکن است در فضای کمیاب عمل کنند، اما به مشاوران، مربیان یا افراد دیگری که به آنها اعتماد دارند نیاز دارند تا همیشه حقیقت را به آنها بگویند، حتی اگر دردناک باشد.

رهبران مانند بقیه ما انسان هستند و به همان اندازه ناقص هستند. گاهی اوقات، یک فرد خاص در یک موقعیت رهبری خاص به سادگی کار نمی کند، و ممکن است به دلیل مشکلات قابل پیش بینی یا غیر قابل پیش بینی، به دلیل شکست شخصی، یا به دلیل امتناع یک رهبر از حرکت رو به جلو و تلاش مستمر برای بهبود وضعیت خود باشد. ویژگی های رهبری.

اگر یک رهبر متعهد به بهبود باشد و اطراف خود را با افرادی احاطه کند که حقیقت را می گویند و مایلند در صورت لزوم حقایق ناراحت کننده را مطرح کنند، می توان از بسیاری از شکست های رهبری جلوگیری یا تعطیل کرد. این افراد قابل اعتماد ممکن است شامل یک دوست صمیمی، یک همسر، یک همکار یا یک مربی اجرایی باشند و ارزش آنها قابل اغراق نیست.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + هشت =