زندگی نامه یک یوگی

زندگینامه یک یوگی – این زندگینامه زندگینامه زندگی پارامهانسا یوگاناندا و چگونگی کشف و پرورش فلسفه های معنوی را که برای او لشکرهایی از پیروان در سراسر جهان به ارمغان آورد را دنبال می کند. این کتاب خواننده را با زندگی پاراماهانسا یوگاناندا که توسط او در سال 1946 نوشته شده است و برخوردهای او با شخصیت های معنوی جهان شرق و غرب آشنا می کند.

تا به حال فکر کرده اید که زندگی یک یوگی چگونه خواهد بود؟ چگونه او برای پیروان خود فلسفه های معنوی ایجاد می کند؟ و چگونه این فلسفه های معنوی به مردم عادی مانند ما کمک می کند؟

امروز منتظر جواب ها باشید.

امروز خلاصه کتابی را که در بیوگرافی استیو جابز ذکر شده است، بحث خواهیم کرد که می گوید او زندگی نامه یک یوگی را نوشته پارامانسا یوگاناندا خوانده است. می‌خواند . و نه تنها او بلکه افراد بسیار موفق دنیا نیز این کتاب را مطالعه کردند که آن را مهمترین سهم در موفقیت زندگی خود می دانند. و به همین دلیل است که همه آنها خواندن این کتاب را به دیگران پیشنهاد می کنند. وقتی پارامهانس یوگاناندا آخرین جمله زندگی نامه خود را نوشت، قرار بود بگوید: «این کتاب زندگی میلیون ها نفر را تغییر خواهد داد. هنگامی که من رفتم، پیام آور من خواهد بود.»

این زندگینامه به دنبال سفر زندگی او و چگونگی کشف و پرورش فلسفه هایی است که برای او لشکرهایی از پیروان در سراسر جهان به ارمغان آورد. این کتاب خواننده را با زندگی پاراماهانسا یوگاناندا که توسط او در سال 1946 نوشته شده است و برخوردهای او با شخصیت‌های معنوی جهان شرق و غرب آشنا می‌کند.

برای درک آسان این کتاب، این کتاب را در 7 قسمت مختلف خلاصه کرده ایم. ابتدا تاریخچه و خانواده او بیان شده است.

پس از آن، با کدام افراد مهم در طول سفر ملاقات کرد؟ در قسمت سوم در مورد تناسخ صحبت شده است. سپس در مورد سفر معنوی او، نقش ترس و اراده الهی و در پایان، تمام آموخته های معنوی یوگاناندا بیان شده است. پیشنهاد می کنم این خلاصه را خیلی با دقت و راحت بخوانید.

بخش اول: خانواده و تاریخچه یوگاناندا

پاراماهانسا یوگاناندا با نام موکوندا لال قوش در گوراخپور هند در یک خانواده هندو بنگالی متولد شد. یوگاناندا در سال 1893 به دنیا آمد. پدرش دانشمندی بود که بسیاری از متون مقدس از جمله باگاواد گیتا را حفظ کرده بود.

او توضیح می‌دهد که فرهنگ هند بیش از هر چیز به روابط مریدان-گورو اهمیت می‌دهد، زیرا این روابط مبتنی بر خرد و معنویت است. خانواده یوگاناندا غرق در این سنت هستند، زیرا او روح روشنی از زندگی گذشته خود دارد که می تواند در طول دوران کودکی خود را به طرق مختلف نشان دهد.

به عنوان مثال، زمانی که او فقط دو سال داشت، خود را به عنوان یک یوگی بالغ دید که در حال مراقبه در کوه کایلاش در تبت برای یک زندگی گذشته است. سپس، در سن چهار یا پنج سالگی (زمانی که بیشتر کودکان نمی توانند صحبت کنند)، یوگاناندا در مورد زندگی گذشته خود با اطرافیان خود بحث می کند. او چیزهایی از این قبیل می گوید: “من فلانی بودم.” طبیعی است که این امر باعث ایجاد حیرت اطرافیان او می شود.

پدر یوگاناندا در بالای راه آهن بنگال-ناگپور است. مادر او دوست داشتنی و مهربان است و فقط از طریق عشق به فرزندان خود آموزش می دهد. هر دو والدین او ارتباط عمیقی با گورو خود، لاهیری ماهاسایا دارند.

همانطور که یوگاناندا بزرگ می شود، او همچنان به برخوردهای معنوی ادامه می دهد. او در جامعه خود اولیاء و حکیمان را برای راهنمایی جستجو می کند. در یازده سالگی، او بینایی داشت که در آن مادرش به او می‌گفت که خواهد مرد. مدتی بعد، او این کار را انجام می دهد و او احساس می کند که مجبور است به زیارت هیمالیا بپردازد. برادرش او را متقاعد می کند که نرود، اما همچنان به دنبال استادی می گردد که بتواند او را بهتر راهنمایی کند.

وقتی یوگاناندا هفده ساله بود، با مرشد خود آشنا شد. نام او سری یوکتسوار گیرى بود و قبل از ملاقات آنها چندین رؤیا از او داشت. این دو مرد از لحظه‌ای که یکدیگر را در بازار بنارس دیدند، عشق بی‌قید و شرطی به یکدیگر داشتند.

سری یوکتسوار به یوگاناندا درس های زیادی آموخت که یادگیری آنها دشوار بود اما در دراز مدت مفید بود. اگرچه گاهی به سختی می‌توان گفت که سری یوکتسوار چه می‌گوید یا می‌کرد، یوگاناندا آن لحظات را به دلیل ارتباط قوی با یکدیگر به عنوان معلم و دانش‌آموز در تجسم‌های گذشته پذیرفت.

زندگی نامه یک یوگی

سری یوکتسوار اصول کریا یوگا را به یوگاناندا آموزش داد، تمرین یوگا که به مردم کمک می کند تا به روشنگری دست یابند. کریا یوگا بر مدیتیشن برای استفاده از نفس برای دستیابی به وحدت بین ذهن، بدن و روح تمرکز دارد. یوگاناندا خود را وقف تسلط بر این عمل و مطالعه با استاد خود کرد.

در عین حال، یوگاناندا کارآمد بود و می خواست بر مطالعات خود تمرکز کند. با این حال، سری یوکتسوار به او یادآوری کرد که باید در دنیای مادی زندگی کند و از درس ها، دیدگاه ها و فرصت های روشنگری آن لذت ببرد. بنابراین، در سال 1915، پس از دریافت مدرک از کالج سرامپور (یک دانشگاه بریتانیا)، یوگاناندا نذر رسمی رهبانی را به دستور سری یوکتسوار پذیرفت و رسماً به عنوان سوامی یوگاناندا گری تبدیل شد.

سپس یوگاناندا دانش معنوی خود را با جهان به اشتراک گذاشت. در سال 1917، او مدرسه ای را در بنگال غربی افتتاح کرد که در آن دانش آموزان یوگا و معنویت سنتی هند را یاد گرفتند.

او برای اولین بار در سال 1920 به آمریکا آمد و آمریکایی ها آموزه های او را پذیرفتند. در همان سال، او برای کمک به گسترش بیشتر این ایده‌ها، فلوشیپ خود تحقق (SRF) را در لس آنجلس تأسیس کرد.

یوگاناندا تا پایان عمر خود در آمریکا زندگی کرد، به جز یک دیدار کوتاه از هند. در آن زمان با گاندی جی آشنا شد و او را با کریا یوگا آشنا کرد. زندگی و آموزه های یوگاناندا به قدری جهانی است که او در طول زندگی خود با افراد مشهور متعددی آشنا شد.

قسمت دوم: ملاقات با ارواح خویشاوند

حکیمانانی که با آنها روبرو شده‌اند عبارتند از «قدیس عطر»، که می‌توانست رایحه‌ها را به میل خود متمایز کند، «ببر سوامی» که ببرها را کشتی گرفته و شکست داده بود، و «قدیس معلق»، بهادری ماهاسایا، که ثروت بزرگ خانوادگی را رها کرده بود تا یوگی شود. نویسنده همچنین با شانکاری مای جیو، یوگینی (زن یوگی) با سن بالا، و نیرمالا دوی، «مادر شادی‌آمیز» زیبا، که بیشتر وقت خود را در ایالت سامادی گذراند، ملاقات کرد.

یوگاناندا به قلب بنگال سفر کرد تا Giri Bala را بیابد، یک قدیس غذا نخورده که از یک تکنیک خاص یوگا استفاده کرده بود که به او اجازه می‌داد برای دهه‌ها بدون غذا زندگی کند، بدون عوارض بد، و با مشاهده دقیق ثابت شده بود.

یوگاناندا با دانشمندان جاگادیس چاندرا بوز، رابیندرانات تاگور، لوتر بربانک و سری رامانا ماهارشی دوستی نزدیک داشت.

بخش 3: تناسخ

گورو به مفهوم تناسخ اشاره می کند. او هنوز از این اصطلاح استفاده نمی کند، اما نشان می دهد که این پدیده با سهولت در ذهن خوانندگان با مثال های خاص خود، طبیعی است.

زندگی نامه یک کتاب یوگی

اکثر مردم برای اولین بار با مفهوم تناسخ مواجه می شوند یا آن را رد می کنند یا آن را اشتباه می فهمند. برای مثال، احتمالاً شنیده اید که مردم می گویند اگر برگردند، دوست دارند پرنده باشند.

اما یوگاناندا توضیح می دهد که تناسخ بخشی از پیشرفت تکاملی است. بنابراین، بازگشت به عنوان یک پرنده به منزله واگذاری یا عقبگرد است. انسان ها فقط در صورتی به عنوان حیوان برمی گردند که درس خاصی در قلمرو حیوانات بیاموزند.

بازگشت به زمین در بدن در این فلسفه یوگا ضروری است. این کار در هماهنگی با کارما کار می کند، شبیه به مفهوم کتاب مقدس کاشت و درو. توضیح یوگاناندا از این مفاهیم عالی است. او به خوانندگانش کمک می کند تا بفهمند چرا در این زمین به دنیا آمده اند، اهدافشان و چگونه می توانند به آنها دست یابند.

بیشتر اوقات، تلاش یوگاناندا برای فراتر رفتن از نگرانی های فانی شامل مدیریت ناراحتی یا احساسات ناخوشایند بود.

به عنوان مثال، او سعی می کرد هنگام تحمل روزه های طولانی شکایت نکند و باید بدون توجه به پشه ها و سایر حشرات که او را نیش می زدند، مراقبه را یاد می گرفت.

این لحظات ناراحتی به یوگاناندا کمک کرد تا یاد بگیرد به جای نیازهای خود، بر خدا تمرکز کند. او دریافت که تعالی به معنای رها کردن جهان منظم نیست. این در مورد متعادل کردن ذهن روشن بین با توجه به مسئولیت ها و نگرانی های فعلی است.

بخش 4: یادگیری او از طریق سفر معنوی

در این بخش، درس‌هایی از سیر معنوی او بیان شده است که بخش اساسی این کتاب است.

خودسازی

دانستن – در بدن، ذهن و روح – که ما با وجود خدا یکی هستیم. ما مجبور نیستیم دعا کنیم که به سراغ ما بیاید، ما صرفاً همیشه به آن نزدیک نیستیم، بلکه حضور خدا در همه جا حضور ماست. ما در حال حاضر به همان اندازه که خواهیم بود بخشی از او هستیم. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که دانش خود را ارتقا دهیم.

زندگی با شادی

خلاصه زندگینامه یک یوگی

شاد كردن ديگران به كمك گفتار و صميميت نصايح صحيح، نشانه عظمت حقيقي است. اما از سوی دیگر، آزار دادن روح دیگری با کلمات، نگاه ها یا پیشنهادهای کنایه آمیز، حقیر است.

او اغلب می گفت: “در کیف خود راحت باشید.” اسراف باعث ناراحتی شما می شود. ترس را در چهره نگاه کنید، آن وقت دیگر شما را آزار نخواهد داد. گذشته را فراموش کنید، زیرا از دامنه شما رفته است! آینده را فراموش کنید، زیرا دور از دسترس شماست! زمان حال را کنترل کنید! اکنون بسیار خوب زندگی کنید! این راه خردمندان است.

عشق معمولی خودخواهانه است که ریشه تاریک در امیال و رضایت دارد. عشق الهی بدون قید و شرط، بدون مرز، بدون تغییر است.

هدفمند زندگی کردن و هدفمند بودن

هرچه عمیق‌تر درک کنیم، شواهد قابل توجه‌تر مبنی بر اینکه یک طرح یکنواخت هر شکلی را در طبیعت چندگانه به هم پیوند می‌دهد، بیشتر می‌شود.

حالت هوشیار انسان آگاهی از بدن و نفس است. حالت ناخودآگاه او، فعال در خواب، با جدایی ذهنی و موقت او از بدن و نفس همراه است.

حالت فوق آگاه او رهایی از این توهم است که «وجود» به بدن و نفس بستگی دارد. از آنجایی که شما به تنهایی مسئول افکار خود هستید، تنها شما می توانید آنها را تغییر دهید.

در خدمت بودن

بعضی ها با بریدن سر دیگران سعی می کنند قد بلند داشته باشند! ذهن انسان جرقه ای از آگاهی متعالی خداوند است. من می توانم به شما نشان دهم که به هر چیزی که دلیل قوی شما به شدت معتقد باشد، فوراً محقق خواهد شد.

هرچه خودآگاهی انسان عمیق‌تر باشد، از طریق ارتعاشات روحانی ظریف خود، بر کل جهان تأثیر بیشتری می‌گذارد.

آهنربایی در قلب شما وجود دارد که دوستان واقعی را جذب می کند. آن آهنربا خودخواهی است، اول به دیگران فکر می کند. وقتی یاد بگیرید برای دیگران زندگی کنید، آنها برای شما زندگی خواهند کرد.

همیشه به یاد داشته باشید که شما متعلق به هیچکس نیستید و هیچکس مال شما نیست. به این فکر کن که روزی ناگهان باید همه چیز این دنیا را رها کنی، پس با خدا آشنا شو. آرام و بی سر و صدا بمانید و همیشه به خودتان فرمان دهید. پس از آن خواهید فهمید که کنار آمدن چقدر آسان است.

قدرت فکر

زندگی نامه یک هندی یوگی

شما موفقیت یا شکست را بر اساس روند همیشگی فکرتان نشان می دهید. در شما، کدامیک از افکار موفقیت آمیز قوی تر هستند یا افکار شکست؟

اگر ذهن شما معمولاً منفی است، بیش از یک بررسی مثبت گهگاهی برای جلب موفقیت لازم است. اما اگر درست فکر کنید، علیرغم اینکه در تاریکی به نظر می رسید، هدف خود را خواهید یافت.

ویل دینامو است

برای موفقیت در کنار تفکر مثبت باید قدرت و فعالیت مستمر داشته باشید. هر تجلی ظاهری ناشی از اراده است، اما این قدرت فقط گاهی آگاهانه استفاده می شود. اراده مکانیکی و همچنین اراده آگاهانه وجود دارد.

شما می توانید سرنوشت را کنترل کنید

ذهن خالق همه چیز است. بنابراین شما باید آن را راهنمایی کنید تا فقط خیر خلق کند. اگر با اراده ای پویا به فکر خاصی بچسبید، در نهایت شکل ظاهری ملموسی به خود می گیرد. وقتی بتوانید اراده خود را همیشه برای اهداف سازنده به کار بگیرید، کنترل کننده سرنوشت خود خواهید بود. اما همیشه باید در منطقه آرام درون خود مطمئن باشید که آنچه می خواهید برای شما مناسب است. سپس می توانید از تمام نیروی اراده خود برای به انجام رساندن هدف خود استفاده کنید.

قسمت 5: ترس انرژی زندگی را از بین می برد

این یکی از بزرگترین دشمنان قدرت اراده پویا است. ترس باعث می شود نیروی حیاتی که معمولاً به طور پیوسته در اعصاب جریان دارد به بیرون فشرده شود و اعصاب فلج شوند. نشاط کل بدن کاهش می یابد. ترس به شما کمک نمی کند از موضوع ترس فرار کنید. فقط اراده را تضعیف می کند.

ترس باعث می شود که مغز پیام بازدارنده ای را به تمام اندام های بدن ارسال کند. قلب را منقبض می کند، عملکرد گوارشی را مختل می کند و باعث بسیاری از اختلالات فیزیکی دیگر می شود. وقتی هوشیاری بر خدا باشد، هیچ ترسی نخواهید داشت. شجاعت و ایمان بر هر مانعی غلبه خواهد کرد.

شکست باید عزم را برانگیزد

حتی شکست‌ها باید اراده و رشد مادی و معنوی شما را تحریک کنند. بنابراین، هنگامی که در هر پروژه ای شکست خورده اید، تجزیه و تحلیل هر عاملی در موقعیت برای از بین بردن همه احتمالات در آینده که ممکن است همان اشتباهات را تکرار کنید، مفید است.

نیاز به تحلیل خود

راز دیگر پیشرفت، خود تحلیلی است. درون نگری آینه ای است که از طریق آن می توان فرورفتگی های ذهن خود را دید که در غیر این صورت پنهان می ماندند. شکست های خود را تشخیص دهید و گرایش های درست و مخرب خود را مرتب کنید. تجزیه و تحلیل کنید که چه هستید، چه چیزی می خواهید بشوید و چه کمبودهایی مانع شما می شود.

قدرت خلاق ابتکار

ابتکار عمل چیست؟ این یک قوه خلاق در درون شماست، جرقه ای از خالق بی نهایت. ممکن است به شما این قدرت را بدهد که چیزی بسازید که هیچ کس تا به حال نساخته است. شما را ترغیب می کند که کارها را به روش های جدید انجام دهید. او با خلق چیزی از هیچ، نشان می دهد که اگر قدرت ابتکار عمل را درک کنید، به ظاهر غیرممکن ممکن است ممکن شود.

تصویر خدا را در همه انسانها ببینید

زندگی نامه یک یوگی انگلیسی

بسیاری از مردم عیب های خود را بهانه می کنند اما دیگران را به سختی قضاوت می کنند. در عوض، ما باید این نگرش را با توجیه کاستی‌های دیگران و بررسی شدید خودمان، معکوس کنیم.

عادات فکری زندگی فرد را کنترل می کند

موفقیت با عادات فرد تسریع یا به تعویق می افتد. نه الهامات گذرا یا ایده های درخشان شما، بلکه عادات ذهنی روزمره زندگی شما را کنترل می کند. عادات فکری، آهنرباهای ذهنی هستند که چیزها، افراد و شرایط خاصی را به سمت شما می کشند. عادات خوب فکری شما را قادر می سازد منافع و فرصت ها را جذب کنید. عادات بد فکری شما را به سمت افراد مادی و محیط های نامساعد جذب می کند.

قسمت ششم: قدرت اراده الهی

اراده الهی حد و مرزی ندارد. از طریق قوانین شناخته شده و ناشناخته، طبیعی و به ظاهر معجزه آسا کار می کند. می‌تواند مسیر سرنوشت را تغییر دهد، مردگان را بیدار کند، کوه‌ها را به دریا بیندازد و منظومه‌های خورشیدی جدید ایجاد کند.

از اقیانوس فراوانی

همانطور که تمام قدرت در اراده او نهفته است، همه هدایای معنوی و مادی از فراوانی بی حد او سرچشمه می گیرد. برای دریافت نعمت های او، باید تمام افکار محدودیت و فقر را از ذهن خود پاک کنید.

ذهن جهانی کامل است و هیچ کمبودی نمی شناسد. شما باید آگاهی فراوانی داشته باشید تا به آن عرضه هرگز شکست نخورده برسید.

حتی وقتی نمی‌بینید دلار بعدی از کجا می‌آید، باید از ترسیدن خودداری کنید. وقتی سهم خود را انجام دهید و برای انجام او به خدا توکل کنید، خواهید دید که نیروهای مرموز به کمک شما می آیند و آرزوهای سازنده شما به زودی محقق می شوند. این اطمینان و آگاهی از فراوانی از طریق مدیتیشن به دست می آید.

برای اینکه بدانید چگونه فلسفه های معنوی می توانند به هر یک از ما در رسیدن به موفقیت کمک کنند، لطفاً خلاصه “هفت قانون معنوی موفقیت” را بخوانید. لینک درست در زیر است:

راه مدیتیشن

زندگی در یک وضعیت دائمی کسب و کار ذهن ما را تحت فشار استرس قرار می دهد و ما از آگاهی بالاتر خود جدا می شویم. مدیتیشن مانند یک تخلیه است که به ما امکان می دهد احساسات منفی خود را آشکار کنیم تا بتوانیم آنها را رها کنیم.

ممکن است دردناک باشد، اما نشستن با احساسات منفی تنها راه درمان، شکستن ترس‌هایمان و از بین بردن باورهایی است که ما را عقب نگه داشته‌اند.

با قدرت تمرکز و مدیتیشن، می توانید انرژی پایان ناپذیر ذهن خود را برای رسیدن به خواسته های خود هدایت کنید و از هر دری در برابر شکست محافظت کنید.

همه مردان و زنان موفق زمان زیادی را به تمرکز عمیق اختصاص می دهند. آنها می توانند عمیقاً در ذهن خود فرو بروند و راه حل های مناسب برای مشکلات خود بیابند. اگر بیاموزید که چگونه توجه خود را از همه چیزهایی که حواس شما پرت می شود را کنار بگذارید و آن را روی یک چیز متمرکز قرار دهید، شما نیز خواهید دانست که چگونه به میل خود هر چیزی را که نیاز دارید جذب کنید.

موفقیت با شادی سنجیده می شود

به این فکر کنید که آیا تحقق هدفی که انتخاب کرده اید موفقیت محسوب می شود یا خیر. موفقیت چیست؟ اگر سلامت و ثروت دارید اما به کمک همه (از جمله خودتان) نیاز دارید، زندگی شما موفقیت آمیز نیست. وقتی مال از بین رفت، اندکی زیان کردی. وقتی سلامتی از دست می‌رود، چیزی با پیامدهای بیشتری را از دست داده‌اید. اما وقتی آرامش از دست رفت، بالاترین گنج را از دست داده‌ای.

قدرت خدا را پشت سر تلاش های خود قرار دهید

برای اهداف سازنده، قدرتی را که در حال حاضر دارید آزاد کنید و بیشتر خواهد آمد. با استفاده از تمام ویژگی های موفقیت، با عزمی راسخ در مسیر خود حرکت کنید.

خود را با قدرت خلاق روح تنظیم کنید. شما با هوش بی نهایت در تماس خواهید بود که می تواند شما را راهنمایی کند و تمام مشکلات را حل کند.

قسمت 7: انرژی نیروی خلاقی است که می توانیم از آن استفاده کنیم

تمام زندگی انرژی است. این سیارات را در حرکت نگه می دارد و ما را هر روز به موقع سر کار حاضر می کنیم. انرژی قدرتمندترین ابزاری است که ما در اختیار داریم. هر چیزی روی زمین دائماً برای رسیدن به هدفی انرژی مصرف می کند. هنگامی که یک مرد تمرین مراقبه را پرورش نمی دهد، او تابع ناخودآگاه (ذهن میمون) است.

مردی که کنترل ذهن خود را در دست دارد به ظرفیت خود برای تأثیرگذاری بر تغییرات پی می برد و از قدرت بی نهایت برای شکل دادن به واقعیت اطراف خود بهره می برد. مدیتیشن به ما این امکان را می دهد که در همه موقعیت ها شادی را انتخاب کنیم و عشق و مثبت اندیشی را به همه اطرافیان خود گسترش دهیم.

ممنون دوستان؛ امیدوارم از این خلاصه خوشتون اومده باشه با رعایت همه این عادات می توانید به ارتفاعات عالی برسید.

اتوبیوگرافی یک بررسی کتاب یوگی

زندگینامه یک یوگی اثر پارامهانسا یوگاناندا یک کلاسیک معنوی است که عمیقاً بر درک من از معنویت شرقی و سفر خودشناسی تأثیر گذاشته است. این کتاب زندگی یوگاناندا را از سال‌های اولیه اقامت در هند تا زمانی که در ایالات متحده سپری کرد و آموزه‌ها و تجربیات معنوی خود را با دنیای غرب به اشتراک گذاشت، شرح می‌دهد.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − چهار =