3 طراحی وب سایت B2B بهترین روش برای تبدیل سرنخ ها

کارآفرینانی که ناگهان مدیر می شوند

مشاور کارآفرین

Tabitha Jean Naylor مالک TabithaNaylor.com و یک مشاور معتبر بازاریابی ورودی با بیش از یک دهه تجربه در کمک به مشتریان B2B و B2C است. ما اخیراً با تابیتا در مورد چالش‌هایی که کارآفرینان با آن روبرو هستند صحبت کردیم، به خصوص در مورد مدیریت کارمندان برای اولین بار.

کمی درباره خود و کارآفرینی خود “Street Cred” به ما بگویید

من تجربه زیادی در زمینه فروش و بازاریابی، کار در صنایعی مانند تبلیغات، قراردادهای دفاعی، بیمه، انتشارات و املاک داشته ام. من برای شرکت‌های Fortune 500 کار کرده‌ام، بنابراین عملکرد درونی این نوع شرکت‌ها را می‌شناسم، و مجذوب راه‌هایی هستم که در آن بازاریابی صحیح می‌تواند به یک قیف فروش فعال منجر شود. نکته خنده دار این است که از زمانی که بچه بودم، عاشق تماشای آگهی های بازرگانی بودم، بنابراین شاید فقط به فکر بازاریابی و فروش باشم. اما در مقطعی، من خیلی بیشتر به بازاریابی درونگرا علاقه مند شدم. احتمالاً زمانی که من غرق آن همه نوع تبلیغات جذاب Cash4Gold شدم که مرا دیوانه کرد!

برخی از چالش های پیش روی کارآفرینان امروزی که مانند گذشته رایج (یا دلهره آور) نبوده اند چیست؟

حقیقت این است که راه های بسیار بیشتری برای ایجاد و کسب درآمد از محتوا وجود دارد که امکانات بی پایان است. اما با این اوصاف، چالش‌های رونق در چشم‌انداز دیجیتال بسیار زیاد است. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که فکر می‌کنم شاهد آن هستیم این است که مصرف‌کنندگان در حال حاضر آنقدر متخصص هستند که اگر بازار هدف خود را به درستی شناسایی نکنید، ممکن است دستیابی به موفقیت دشوار باشد. مصرف کنندگان در حال حاضر انتخاب های زیادی در مورد محل خرج کردن پول خود دارند که صاحبان مشاغل آنلاین واقعاً باید خواسته ها و نیازهای خاص و منحصر به فرد بازار هدف خود را درک کنند. تبدیل بازدیدکنندگان به مشتریان بلندمدت یکی دیگر از چالش های بزرگ پیش روی کارآفرینان است. سازندگان محتوا باید تلاشی هماهنگ برای متمایز ساختن محصولات و خدمات خود به گونه ای انجام دهند که از رقبای خود متمایز شوند.

این روزها، برخی از عوامل کلیدی که بر موفقیت و شکوفایی یک تلاش کارآفرینانه یا شکست در طی یک یا دو سال تأثیر می‌گذارند، چیست؟

متغیرهای زیادی وجود دارد که بر موفقیت یا شکست یک کسب‌وکار تأثیر می‌گذارد، اما من واقعاً فکر می‌کنم که بدون اشتیاق، صبر و پشتکار، احتمالاً غیرممکن است که از فراز و نشیب‌های زیادی که اغلب در راه‌اندازی می‌یابید، عبور کنید. حقیقت این است که شما کسب و کار خود را از روی اشتیاق به چیزی که می فروشید باز می کنید، اما این اشتیاق می تواند ضربات زیادی را متحمل شود، زیرا در تلاش برای راه اندازی کسب و کار خود هستید. زنده نگه داشتن این اشتیاق می تواند شما را در آن دوران سخت هدایت کند. برعکس، از دست دادن این اشتیاق می‌تواند اراده شما را برای ادامه راه کاهش دهد. همین امر در مورد صبر و پشتکار نیز صدق می کند، زیرا زمانی که صبر خود را برای عبور از طوفان های مالکیت کسب و کار از دست بدهید، چندان دوام نخواهید آورد.

و اصرار، بدیهی است، یکی دیگر از عوامل کلیدی است. آیا قدرت، شخصیت و خودباوری برای ادامه دادن در زمانی که کسب و کارتان با مشکل مواجه است را دارید؟ آیا می‌دانید که شکست‌ها فقط گام‌هایی در مسیر پیشرفت هستند، یا شکست را نشانه این می‌دانید که باید تسلیم شوید؟ آن دو سال اول یک استارتاپ بسیار مهم است. و اگر سه P را به روشی مثبت و تأییدکننده به کار ببرید، ذهنیتی ایجاد می کنید که می تواند دید شما را در زمان های سخت حفظ کند.

وقتی صحبت از مدیریت پول یک شرکت می شود، چه معیارهایی برای نظارت و تمرکز بر آنها مهم است؟

خب، واضح است که معیارهای متعددی وجود دارد که می تواند موفقیت یا شکست یک کسب و کار را تعیین کند، اما من واقعاً معتقدم که درآمدزایی کلید اصلی است. و بخشی از آن ردیابی بازگشت سرمایه یا ROI است که یکی از دو معیار اساسی مورد استفاده برای اندازه گیری سود است. ROI محبوب است زیرا می تواند تصویری سریع از ارزش یک فعالیت بازاریابی برای یک شرکت ارائه دهد. اما آنچه حتی مهمتر است داشتن ROI دقیق است. زیرا یک ROI نادرست ممکن است به صاحبان کسب و کار این توهم را ایجاد کند که شرکت آنها در حال از دست دادن پول هستند. راه های مختلفی برای ردیابی بازگشت سرمایه وجود دارد، اما نکته کلیدی این است که یک روش را انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. ROI می تواند به صاحبان کسب و کار کمک کند تا مشخص کنند که آیا هزینه های بازاریابی در حوزه های مناسب هزینه می شود یا خیر.

این جمله را تمام کنید: «می‌دانی که زمان آن فرا رسیده است که کسب و کار خود را ببندیم (یا بفروشیم وقتی…»

وقتی کسب و کار دیگر سودی ندارد، مردم باید مغازه را ببندند (با نام مستعار: شما در حال از دست دادن پول هستید). این یکی بی فکر است. اگرچه من نیز بر این عقیده هستم که اگر کسی اشتیاق خود را نسبت به کاری که انجام می دهد از دست بدهد، ممکن است زمان ارزیابی مجدد گزینه ها فرا رسیده باشد. آیا می توان کسب و کار را به گونه ای تغییر داد، تغییر داد یا تغییر داد تا مالک دوباره از آن لذت ببرد؟ اگر نه، ممکن است زمان بستن درها فرا رسیده باشد. من واقعاً معتقدم که اگر کاری را که انجام می دهید دوست ندارید، باید کاری را پیدا کنید که از انجام آن لذت ببرید. زندگی کاملاً کوتاهتر از آن است که بدبخت باشد – و اجازه دهید با آن روبرو شویم، ما زمان زیادی را در طول زندگی بزرگسالی خود صرف کار می کنیم.

برای کارآفرینان، آیا اشتیاق شدید برای موفقیت شرکت یا محصولات یا خدمات آن تنها چیزی است که برای یک رهبر خوب شرکت لازم است؟

اشتیاق شدید بدون شک یکی از مهمترین جنبه های داشتن یک کسب و کار است، زیرا اگر به چیزی که می فروشید اعتقاد نداشته باشید، در نهایت نشان می دهد که چگونه محصولات و خدماتی را که شرکت شما به مصرف کنندگان ارائه می دهد بازاریابی می کنید. با این حال، رهبری در تجارت فقط به این نیست که عاشقانه به چیزی که می فروشید اعتقاد داشته باشید. همچنین به توانایی گوش دادن به اعضای تیم نیاز دارد. ذهنیت مشارکتی؛ توانایی تصمیم گیری قاطع؛ و توانایی خود انتقادی بودن یک رهبر شرکت موثر نمی تواند ذهنیت «من همیشه حق با من است» را ایجاد کند. زیرا حقیقت این است که هیچ رهبری همیشه آن را درست انجام نمی دهد. اما برای رهبری خوب به همان اندازه مهم، داشتن چشم اندازی است که بدون توجه به شرایط تزلزل نکند. به عبارت دیگر، از طریق موفقیت و شکست،

بزرگترین اشتباهی که در بین کارآفرینانی که برای اولین بار در حرفه خود مدیریت می کنند، می بینید؟

احتمالاً بزرگترین اشتباهی که من در مورد کارآفرینان جوان یا بی تجربه می بینم در مورد نظارت بر کارمندان این است که به افرادی که استخدام کرده اند اعتماد ندارند. به عبارت دیگر، برخی از افرادی که اولین بار هستند، آنقدر قصد دارند نشان دهند که کنترل و مسئولیت را در دست دارند که فراموش می کنند تیمی را استخدام کرده اند تا مقداری از فشار موفقیت شرکت را کاهش دهند. اگر از تیم خود ایده بگیرید، هیچ کس کمتر به شما به عنوان یک رهبر فکر نمی کند. در واقع، این یکی از مؤثرترین راه‌ها برای ایجاد اعتماد در میان کارمندان است. و هنگامی که کارمندان به فرد مسئول اعتماد می کنند، تمایل بیشتری به ارائه ایده ها و مفاهیمی دارند که می تواند شیوه های تجاری را بهبود بخشد و تقویت کند.

برخی از مهم ترین درس های رهبری که از اداره شرکت های خود آموخته اید چیست؟

فردی باشید که اگر جای کارمندتان بودید، از دیگری انتظار دارید باشد. در صورت نیاز دلسوزی نشان دهید – برای مثال، اگر فردی در خانواده فوت کرده است، در مورد ضرب‌الاجل‌های تعیین شده به او نپرید. اما همچنین مقتدر بمانید، از زمانی که این کار را نمی کنید، مردم تمایل دارند که احساس کنند که رئیس شما هستند نه برعکس. در حالی که من نمی گویم کسی باید دیوانه یا ظالم OCD باشد، حفظ تعادل بین صاحب کسب و کار و انسان بودن مهم است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =