3 طراحی وب سایت B2B بهترین روش برای تبدیل سرنخ ها

داشتن شجاعت برای رسیدن به اهداف

داشتن شجاعت

برای برنده شدن و رسیدن به اهداف خود چه چیزی لازم است؟ دکتر N. Elizabeth Fried، رئیس My Executive Coach می گوید: «ترکیبی از خوش بینی واقع بینانه همراه با سرسختی و پشتکار . اخیراً، الیزابت با ما آشنا شد و بینش هایی در مورد داشتن شجاعت برای رسیدن به اهداف خود، نحوه تعیین اهداف و کارهایی که یک فرد موفق هرگز انجام نمی دهد را به اشتراک گذاشت.

می توانید کمی در مورد سفر خود به My Executive Coach بگویید؟

از نظر تحصیلی، سوابق من در زمینه آموزش و توسعه است، با این حال، اولین شغل من در خارج از مدرسه در زمینه جبران خسارت بود که در آن مسئولیت طراحی حقوق پایه، مشوق های کوتاه مدت و برنامه های جبران فروش و همچنین پرداخت بر اساس عملکرد را بر عهده داشتم. به طور عجیبی، این من را به خوبی درک می کند که پایان کسب و کار کسب و کار را درک کنم، زیرا مهم است که استراتژی جبران خسارت را با استراتژی کلی کسب و کار هماهنگ کنم، بنابراین من چیزهای زیادی یاد گرفتم و به من امکان داد که سؤالات تجاری مهم بپرسم. از آنجا، من حدود 20 سال مشاوره جبران خسارت انجام دادم – و من را در معرض انواع مختلف مشاغل قرار داد. انتقال من به کوچینگ زمانی اتفاق افتاد که یک مشتری اطلاعاتی در مورد بازخورد 360 درخواست کرد، که در درجه اول یک ابزار توسعه است، نه ابزاری که با پرداخت مرتبط باشد. با بررسی این موضوع، به مربیگری علاقه مند شدم،

آیا فکر می کنید کسی پتانسیل رهبری شدن را دارد؟

نه. برخی از افراد برای گرفتن تصمیمات سخت و مواجهه با تعارض، از آن چیزی که لازم است بیزار نیستند. یک رهبر واقعی باید بتواند مهارت های مختلفی را مدیریت کند و دارای ویژگی های طبیعی باشد که با الزامات شغلی همسو باشد. اگر فردی به‌رغم اینکه ممکن است مهارت را در خود ایجاد کند، به سادگی نمی‌تواند با برخی از مسائل سخت‌تر مقابله کند، در نهایت اغلب از تعارض درونی … یا ناهماهنگی شناختی رنج می‌برد.

این اتفاق برای یکی از مشتریان من افتاد. در حالی که او یک مهندس بسیار باهوش و توانا بود، از منظر ارزشی اولویت اصلی او عشق به افرادی بود که هیچ علاقه ای به قدرت یا سود نداشتند. او نیازهای یک فرد را بالاتر از نیازهای شرکت قرار می دهد. اگرچه ما در مورد خیر بزرگ‌تری صحبت کردیم که باید به آن پرداخته می‌شد، اما او نمی‌توانست با آن کنار بیاید و به افسردگی عمیقی فرو رفت، زیرا این شغل لازم بود او چیزی باشد که نیست.

چگونه رهبران بالقوه را شناسایی می کنید؟

یک رهبر باید بتواند ترکیبی از مهارت ها و ارزش های مورد نیاز شغل را داشته باشد و سپس حضور اجرایی خود را نشان دهد. به طور خاص، آنها باید گراویتا داشته باشند. برای من، گراویتاس ترکیبی از اسب بخار فکری و شن است. آنها باید دانش عمیقی در زمینه تخصص خود داشته باشند و توانایی تحمل درگیری و سؤالات را بدون عرق کردن داشته باشند.

می‌توانید کمی در مورد اینکه چگونه به مردم کمک می‌کنید شجاعت رسیدن به اهدافشان را پیدا کنند، به ما بگویید؟

اولین موضوعی که باید به آن پرداخته شود این است که هدف کیست؟ هدف آنهاست یا یک شرکت؟ تا زمانی که آنها شخصاً برای دستیابی به این هدف سرمایه گذاری نکنند، احتمال دستیابی به آن زیاد نیست. بنابراین کلید تعهد است. تعهد زمانی اتفاق می‌افتد که عصاره‌ای در پشت آن باشد – معمولاً برخی از احساسات به آن متصل می‌شوند تا در آن تعهد تثبیت شوند. سپس بقیه آسان است. آن را به مراحل کوچک تقسیم کنید. اگر فردی نیاز به ایجاد مهارت داشته باشد، آنگاه موضوع تمرین، تمرین، تمرین، تقویت و پاسخگویی است. در نهایت، رفتار جدید به دلیل عادی و طبیعی است. همانطور که ضرب المثل قدیمی می گوید موفقیت باعث موفقیت می شود. برای ایجاد اعتماد به نفس، چیزها را به مراحل کوچکی تقسیم کنید که قابل دستیابی است.

به نظر شما برخی از راه‌هایی که باید هدف‌گذاری شود چیست؟

آنها را شناسایی و اولویت بندی کنید. همچنین باید “چرا” پشت آن هدف را درک کرد. اگر هیچ عاطفه یا عاطفی واقعی پشت آن نباشد، انگیزه محو خواهد شد.

آیا فکر می کنید مثبت اندیشی بخشی ضروری برای دستیابی به اهداف است؟

قطعا، اما بیش از این طول می کشد. شخص باید برای شکست های گاه و بیگاه آماده باشد و وقتی این اتفاق می افتد، آن را با چشمی قدردان ببیند (نوعی مثبت اندیشی). بپرسید، “از این چه آموختم؟” و “چگونه می توانم دفعه بعد آن را بهتر انجام دهم؟”.

آیا روشی دارید که همیشه هنگام ارائه بازخورد به دیگران از آن پیروی می کنید؟

من همیشه قبل از دادن بازخورد اجازه می‌گیرم. از دیدگاه علوم اعصاب، به طرف مقابل حس کنترل می دهد. اگر احساس نکنند که کنترل دارند، تعطیل می شوند یا حمله می کنند و پذیرا نخواهند بود.

یک فرد موفق هرگز نباید چه کارهایی را انجام دهد؟

دیگران را سرزنش کنید، از رشد فکری دست بردارید یا تسلیم شوید. فرد باید خود را مسئول بداند، به یادگیری ادامه دهد و در برابر فرصت ها باز باشد.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 − 2 =