3 طراحی وب سایت B2B بهترین روش برای تبدیل سرنخ ها

آنچه فیلم ها می توانند و نمی توانند درباره رهبری به ما بیاموزند

فیلم‌ها می‌توانند برای یادگیری داستان‌های بزرگ تاریخ و افرادی که اتفاقات بزرگی را رقم زدند فوق‌العاده باشند. چه کسی از تماشای نقشه اسرای جنگی متفقین برای فرار گسترده از اردوگاه آلمانی در طول جنگ جهانی دوم الهام نمی گیرد؟ رویاهایی که ژان آرک را به شکست ارتش های انگلیسی در اورلئان سوق داد از کجا آمد؟

اما، همان‌قدر که فیلم‌های «بزرگ» سرگرم‌کننده و الهام‌بخش هستند، نمی‌توانند همه چیز را درباره رهبری به ما بیاموزند. هر روز یک فرار یا نبرد حماسی نیست، و بسیاری از مهارت‌هایی که توسط برجسته‌ترین رهبران به کار می‌روند، در مقایسه می‌توانند پیش پا افتاده به نظر برسند. اما دلایل زیادی برای توجه به این مهارت های رهبری کمتر نمایشی وجود دارد و بسیاری از آنها در فیلم ها نیز به نمایش درآمده اند. در اینجا برخی از درس‌هایی که فیلم‌های «روزمره» در مورد رهبری و تحقق پتانسیل‌هایمان به ما می‌آموزند، آورده شده است.

رهبری

فیلم ها همیشه راهی عالی و سرگرم کننده برای یادگیری رهبری بوده اند.

شجاعت و آسیب پذیری هر دو رهبری را تغذیه می کنند

آیا کلاریس استارلینگ، کادت جوان FBI، اگر بوفالو بیل را در مصاحبه با هانیبال لکتر در تلاش برای درک عامل یک رشته قتل های زنجیره ای در سکوت بره ها عصبانی می کرد، دستگیر می کرد ؟ احتمالاً، اما با استفاده از آسیب‌پذیری، او توانست به لکتر نزدیک‌تر شود و در عین حال برخی از انگیزه‌های عمیق خود را برای حل این جنایت بهتر درک کند. شاید این آسیب‌پذیری بخشی از چیزی است که به او اجازه می‌دهد بدون تعصب اطلاعات نگران‌کننده و ترسناک را دریافت کند، بنابراین او می‌تواند قطعات را کنار هم بگذارد و جنایت را حل کند.

احساسات و شهود “نرم” نیستند

جیمز استوارت در نقش جف جفریس در پنجره عقب روی صندلی چرخدار با پای شکسته محصور شده است، بنابراین روش ساده برای گرفتن همسایه ای که او پس از کشته شدن همسرش شاهد آن است، کارساز نیست. جفریس برای گرفتن اعتراف از مرد به شدت به قدرت مشاهده، شهود و استنباط خود وابسته است. این تنها پس از آن اتفاق می افتد که یک کارآگاه واقعی پلیس به او گفت که فکر نمی کند جرمی مرتکب شده باشد. اگر جفریس مشاهدات و شهود خود را نادیده می گرفت و آنچه را که دوست کارآگاهش به او می گفت دنبال می کرد، قاتل می توانست با قتل فرار کند. گاهی اوقات اعتماد به غرایز دقیقاً همان کاری است که باید انجام دهید.

مثبت اندیشی راه طولانی را طی می کند

فارست گامپ ممکن است قدرت فکری زیادی نداشته باشد، اما او نگرش مثبت و رویکردی عملی به تقریباً همه چیز داشت. این داستان پسری است که تنها زمانی به توانایی های ورزشی خود پی می برد که از دست قلدرها فرار کند و از بریس های پایی که مجبور به استفاده از آن است رهایی یابد. در طول یک تور در ویتنام، توانایی گامپ برای نجات ستوان دان و دیگر اعضای جوخه اش به جای زیرکی، یک موضوع نگرش است. به همین ترتیب، موفقیت قایق میگوی گامپ در گرو بهره گیری از آن است که از آسیب طوفان فرار کرده است. به عبارت دیگر، عامل رستگاری تا حد زیادی یک مهارت ساده است که به صورت عملی و در زمان مناسب اعمال می شود.

مغز و پشتکار نتیجه می دهد

پلیس زن - حل مشکلات

حل مشکلات اغلب مستلزم پشتکار، مغز و امتناع از تسلیم شدن است.

کشف یک جنایت گریزلی برای رئیس پلیس، مارج گاندرسون، در فیلم فارگو ، فرآیند لحظات بزرگ و «اوریکا» نیست. اما او متوجه می‌شود که یک سرباز دولتی که در حین انجام وظیفه به قتل رسیده است در حال تهیه بلیط یک ماشین با پلاک‌های نمایندگی است، دو مرد که سوار یک خودروی نمایندگی می‌شوند به هتلی در آن نزدیکی مراجعه می‌کنند. فهمیدن اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است، موضوعی در کنار هم قرار دادن قطعات، مشاهده رفتار و گوش دادن به آنچه مردم محلی به او می‌گویند است. او در انجام کارهایی که کارآگاهان انجام می دهند، یعنی کشف کردن، خبره است، و با چسبیدن به آن و برقراری ارتباط، می تواند دو مرد را که در قتل های بی معنی و مرتبط با طمع دست دارند، دستگیر کند.

گاهی باید به مردم ثابت کرد که اشتباه می کنند

پی دختر دوازده ساله ای است که می خواهد در فیلم نهنگ سوار ، رئیس قبیله مائوری خود شود، اما به او گفته می شود که این غیرممکن است زیرا رهبر باید یک نوه اول باشد. او با پدربزرگش که او را دوست دارد اما او را به خاطر درگیری های قبیله ای سرزنش می کند، رابطه ای پیچیده و عشق و نفرت دارد. پدر پای قرار است رهبری را به عهده بگیرد، اما در نهایت از این کار امتناع می‌کند، بنابراین پای خود را بر عهده می‌گیرد تا آموزش‌هایی را که مختص پسران قبیله است بیاموزد، چیزی که در نهایت باعث عصبانیت پدربزرگش می‌شود. کشیدن دندان نهنگ و سوار شدن بر یک نهنگ ساحلی به داخل اقیانوس برای متقاعد کردن پدربزرگش که او رهبر جدید به حق است ، لازم است.

منحرف شدن گاهی اوقات یک هدیه است

همانطور که مارک تاکری، یک مهندس بیکار آمریکایی، زمانی که در یکی از آنها شغل معلمی را شروع می کند، متوجه می شود که مدارس متوسطه ایست اند لندن در دهه 1960 مکان نجیب و اصلاح نبودند. اکثر شاگردان او در فیلم به آقا با عشق از مدارس دیگر اخراج شده‌اند و بیش از آن‌که به شهرت هولیگانی خود عمل کنند. با این حال تاکری در نهایت تصمیم می گیرد که با آنها مانند بزرگسالان رفتار کند و به آنها یاد دهد که در “دنیای واقعی” چه انتظاراتی داشته باشند. این یک راه طولانی است، اما او در نهایت بر احترام همیشگی شاگردانش پیروز می شود. با این حال، هنگامی که یک پیشنهاد شغلی مهندسی ارائه می شود، متوجه می شود که این انحراف در تدریس به او نشان داده است که هدایای او کجا بیشتر مورد نیاز است.

آنچه را که نباید از فیلم بردارید

فیلم‌ها می‌توانند با قلم موی گسترده نقاشی کنند، و مهم است که این موضوعات را خیلی جدی نگیریم. به عنوان مثال، افسران پلیس واقعی، آنقدرها که کاپیتان آمریکا می‌خواهد تماشاگران تصور کنند، بی‌خبر نیستند. علاوه بر این، استعداد خام و قدرت شخصیت‌هایی مانند سوپرمن از دوران کودکی وجود داشت، و ثروت بروس وین قطعا بتمن بودن را آسان‌تر کرد. اما در واقعیت، حتی کسانی که استعدادهای عالی دارند، هنوز باید برای موفقیت بی امان تمرین کنند. برخی از فیلم‌ها این را دریافت می‌کنند، اما بسیاری از آنها ابرقهرمانانی را نشان می‌دهند که غیرممکن‌ها را صرفاً به دلیل توانایی ذاتی انجام می‌دهند. رهبری واقعی اینطور نیست.

مربیگری رهبری در مورد استفاده از مواد اولیه ای است که یک رهبر در حال ساخت به میز می آورد و با آنها کار می کند تا یک رویکرد رهبری مؤثر ایجاد کند. شناخت فرصت‌ها برای بهبود، و اندازه‌گیری پیشرفت به سوی اهداف، جنبه‌های مهم توسعه رهبری است. از شما دعوت می کنم تا در مورد خدمات مربیگری رهبری من بیشتر بدانید . من به طور مستقیم دیده ام که چگونه افراد شایسته و سخت کوش می توانند به اهداف خیره کننده برسند، وقتی می آموزند چه نقاط قوتی دارند و چگونه آنها را به کار گیرند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − نه =