چرا در جاهایی که هوا کمیاب است به مربی مدیر عامل نیاز است؟
بیوگرافی یک نماد فرهنگی را بررسی کنید، و این احتمال وجود دارد که آن شخص مربیگری داشته باشد یا داشته باشد. بازیگران برتر با مربیان دیالوگ و گویش کار می کنند تا بتوانند بهترین عملکرد را روی پرده یا صحنه اجرا کنند. ورزشکاران المپیک، چه به صورت انفرادی و چه به عنوان عضوی از تیم، مربیانی دارند که به آنها کمک کرده اند تا به آنجا برسند و در طول مسابقات در کنار آنها می مانند.

مربیان حقیقت را نمی شناسند و بزرگان می دانند چگونه بهترین ها را در دیگران به نمایش بگذارند.
پیانیست بینظیر دوران شوروی، سویاتوسلاو ریشتر، مدتها پس از آن که او لحن و توانایی تفسیری را ایجاد کرد که او را حتی در میان بزرگان متمایز میکرد، با هاینریش نوهاوس در کنسرواتوار مسکو کار کرد. فقط به این دلیل که فردی موفق و با استعداد است به این معنا نیست که نیازی به مربیگری ندارد، و این به همان اندازه در مجموعه اجرایی صادق است که در زمین بازی یا سالن کنسرت. با این حال، برای برخی، ایده مربی مدیر عامل عجیب و غریب یا غیر شهودی است. اما نباید.
مدیر عامل تایتل توانایی های خاصی اعطا نمی کند
مدیر عامل شدن مانند تبدیل شدن به یک حاکم امپراتوری یا یک شوالیه نیست. هیچ کس با سمت صاف شمشیر بر شانه مدیرعامل ضربه نمی زند یا کلید یک گاوصندوق ویژه پر از اطلاعات مخفی را به او نمی دهد. با این حال، مسئولیتهای مدیر عامل پس از به عهده گرفتن نقش به طور قابلتوجهی چند برابر میشوند، و در بالاترین حد، واقعاً افراد زیادی وجود ندارند که به آنها مراجعه کنند و بپرسند: “چطور شد؟” یا “آیا من آن سخنرانی را میخکوب کردم یا فقط مودب بودند؟”
اینجاست که مربی مدیر عامل وارد میشود. مربی مدیرعامل دیدگاهی را ارائه میکند که نمیتوان آن را از درون سازمان مطابقت داد. یک مربی اجرایی به اندازه کافی بیطرف و بیطرف است که بتواند چیزی غیر از یک «بله مرد» باشد، اما مشارکت ممتازی را ارائه میدهد که عملکرد را بهبود میبخشد، به شناسایی و غلبه بر موانع کمک میکند و منجر به رهبری بهتر میشود.
مربیگری اصلاحی نیست
برخی از افراد مربیگری را به عنوان یک وظیفه “ترمیمی” درک می کنند، اما این موضوع دور از ذهن است. اکثر افرادی که در کاری که انجام میدهند استثنایی هستند، میدانند که عملکرد جادو نیست، بلکه به اصول خوبی که به طور مرتب در عمل اعمال میشوند، تکیه میکنند. الیزابت اول انگلستان، که به عنوان یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ شناخته می شود، آنقدر باهوش بود که بداند رهبری مستلزم مشاوره و یادگیری پشت صحنه است، و او خود را با افراد مناسب برای کار احاطه کرد. ویلیام سیسیل، اولین بارون بورگلی، مشاور او در بیشتر دوران سلطنتش بود، و بخشی از دلیلی که او به او اعتماد کرد این بود که او نه تنها بسیار آگاه بود، بلکه به اندازه کافی صادق و بی طرف بود که چشم اندازی را ارائه داد که شاید هیچ کس دیگری نمی توانست (یا خواهد) ارائه دهد.

کوچینگ در مورد به حداکثر رساندن عملکرد عالی است، نه ایجاد مهارت های اصلاحی.
آنچه که کوچینگ مدیر عامل موثر انجام می دهد
مربیگری موثر مدیر عامل در مورد به حداکثر رساندن عملکرد است. یک مربی مدیر عامل عالی با مشتری خود ارتباط کافی برای برقراری یک گفتگوی واقعی دارد، اما همچنین به اندازه کافی جدایی دارد که از دید مدیران اجرایی، زیر دستان، اعضای هیئت مدیره یا سایر افراد علاقه مند به مدیر عامل خودداری کند. یک کوچ اجرایی یک درمانگر نیست و یک «بله مرد» نیست، بلکه کسی است که میداند عملکرد اجرایی برجسته چیست و میتواند تفاوتهای بین مدیرعاملی که مربی است و مدیرعاملی که او قادر است را تشخیص دهد. از بودن. و سپس مربی در هر مرحله از رسیدن به آنجا مشتری را همراهی می کند.
پارادوکس رسیدن به اوج اما هنوز به کمک نیاز دارد
مطمئناً، ممکن است غیر منطقی به نظر برسد که فردی در بالای نمودار سازمانی برای انجام کاری که انجام میدهد به کمک نیاز داشته باشد. اما تقریباً همیشه همینطور است و اکثر مدیران ارشد این موضوع را درک می کنند. درصد زیادی از مدیران عامل پذیرای مربیگری هستند، اما تنها بخشی از آنها در واقع با یک مربی کار می کنند. آیا یک مربی اجرایی در عصری که کمربندهای شرکتی بسته شده و تمرکز بر لاغری است، هزینه ای بیهوده است؟ قطعا نه. در واقع، سرمایه گذاری روی مربی مدیر عامل می تواند در درازمدت، به شکل رهبری برجسته، و عملکرد سازمانی که به طور مداوم از انتظارات فراتر می رود، نتیجه دهد.
اعتقاد من به قدرت مربیگری اجرایی در حال حاضر به همان اندازه قوی است که اولین بار در زمینه مشاوره رهبری شروع کردم.



بدون نظر