7 درس از ترسناک برای بهبود بازاریابی محتوایی

 

7 درس از ترسناک برای بهبود بازاریابی محتوایی

زوج جوان ترسیده در حال تماشای یک فیلم ترسناک

 

مردم عاشق یک داستان ترسناک هستند. آنها قلب شما را پمپاژ می کنند و آدرنالین شما را به جریان می اندازند. کنار گذاشتن آنها سخت است و فراموش کردنشان سخت تر است. حتی اگر کتاب را ببندید یا فیلم را خاموش کنید، مدام داستان را در ذهن خود ورق می زنید. این همان چیزی است که بازاریابان تعامل محتوا رویای آن را دارند.

ممکن است سعی نکنید با محتوای بازاریابی خود کسی را بترسانید، اما استفاده از تکنیک های داستان سرایی از استادان ژانر وحشت می تواند آن را جذاب تر کند.

در اینجا چند راه برای بهبود بازاریابی محتوای خود با درگیر کردن مخاطبان خود مانند یک نویسنده ترسناک آورده شده است.

با این درس های ترسناک بازاریابی محتوای خود را بهبود بخشید

1. خلق و خوی را تنظیم کنید

یک داستان ترسناک از همان بلوک های هر داستان دیگری ساخته می شود – یک شخصیت باید برای رسیدن به یک هدف بر موانع غلبه کند. اما یک داستان ترسناک آن بلوک ها را سیاه می کند و جمجمه ها و تارهای عنکبوت را روی آنها می کشد.

تن همان چیزی است که جنگل آهوهای زیبای آفتابگیر را به بیابانی سایه‌دار تبدیل می‌کند که در آن شکارچیان در کمین هستند. این یک مفهوم ابتدایی در داستان است، اما اغلب در محتوای بازاریابی نادیده گرفته می شود.

این مایه شرمساری است، زیرا لحن می تواند بین یک قطعه متوسط ​​و یک قطعه عالی تفاوت ایجاد کند. پیام شما همان چیزی است که می گویید. لحن شما این است که چگونه آن را می گویید. هر دو مهم است. Joanna Wiebe، نویسنده کپی‌رایتر ، می‌گوید لحن یا به نوشته‌های شما جان می‌بخشد یا زندگی را از آن بیرون می‌کشد.

قبل از شروع ایجاد محتوای خود، تصمیم بگیرید که می خواهید مردم در هنگام مصرف آن چه احساسی داشته باشند. سپس چیزی بسازید که آن احساس را به نمایش بگذارد.

2. حواس را درگیر کنید

بخش کلیدی خلق و خو درگیر کردن تمام حواس است. وقتی مری شلی صحنه ای را نوشت که در آن دکتر فرانکنشتاین ساخت هیولای خود را به پایان می رساند، می توانست بگوید هوا تاریک است.

اما او این کار را نکرد. او به ما گفت که «شب دلخراش ماه نوامبر» بود و باران «به‌طور ناامیدکننده‌ای روی شیشه‌ها» می‌آمد، زیرا شمع فرانکنشتاین محو می‌شد.

توصیف او صدا (نقش باران به شیشه) و حس (شب بارانی در ماه نوامبر سرد و مرطوب است) را تداعی می کند. شمع در حال مرگ به ما می گوید که فقط تاریک نبود، تاریک بود و به آرامی در تاریکی محو می شد.

شما دنیا را در یک لحظه درک نمی کنید، و همچنین مخاطبان شما هم درک نمی کنند. درگیر کردن حواس بویایی، چشایی، و لامسه و همچنین ضربه های بزرگ بینایی و صدا به مخاطب کمک می کند تا تجربه را تصور کند.

در یک مطالعه ، افراد اگر ابتدا در معرض تبلیغی قرار گیرند که طعم، بو و بافت چیپس را توصیف می کند، چیپس سیب زمینی را خوشمزه تر می دانستند. افرادی که تبلیغی را دیدند که طعم آن را به تنهایی توصیف می کرد، همان تجربه پیشرفته را نداشتند.

یادداشت کنید که هر یک از حواس شما چگونه ممکن است محصول شما را درک کنند. سپس بررسی کنید که چگونه می توانید تجربه را در محتوای خود به صورت غنی تر توصیف کنید.

3. مرتبط باشید

استاد ترسناک استیون کینگ می‌گوید: «فیلم‌های ترسناک اغلب زمانی بهتر عمل می‌کنند که ما در بازی سهمی داشته باشیم». هرچه بیشتر به شخصیت‌ها اهمیت دهیم، آن‌ها برای ما انسانی‌تر هستند، برای ما جذاب‌تر هستند و ترسناک‌تر تاثیرگذارتر است.»

شخصیت های مرتبط به ما اجازه می دهند خودمان را جای آنها ببینیم. وقتی می‌توانید تصور کنید که داستان برای شما اتفاق می‌افتد، وحشت را شخصی می‌کند – و از همه بیشتر وحشتناک‌تر. حتی اگر محتوای شما از شخصیت‌ها استفاده نمی‌کند، مخاطبان شما باید بتوانند خود را در استفاده از محصول شما ببینند.

آنها با چه مبارزاتی روبرو هستند؟ چه تاثیری بر زندگی آنها دارد؟ اگر آن مبارزه حذف شود، زندگی چگونه می تواند باشد؟

برای مثال، می‌توانید کفی‌های ارتوتیک را با گفتن این جمله که «این کفی‌های راحت فشار روی پاهای شما را در تمام طول روز کاهش می‌دهد» به بازار عرضه کنید. یا می توانید تصویری از پرستاری بکشید که روزهایش آنقدر شلوغ است که حتی ایستاده استراحت می کند. تا زمانی که این کفی‌های جدید را امتحان نکرد، فکر می‌کرد که پاهای دردناک و متورم تنها صلیب او هستند که باید آن را تحمل کند. حالا او به اندازه کافی بهار در راه است تا بچه هایش را بعد از شام به پارک ببرد.

بگذارید مخاطب خود را در محتوای شما ببیند. به آنها نشان دهید که به آنچه برای آنها اهمیت دارد می رسید.

4. احساسات را افزایش دهید

وقتی مخاطب با یک داستان ارتباط برقرار می کند، از نظر احساسی سرمایه گذاری می شود. کاری که با آن سرمایه گذاری انجام می دهید تعیین می کند که آیا محتوای شما منجر به عمل می شود یا خیر.

یک مطالعه نشان داد که مردم بیشتر از تبلیغات مبتنی بر منطق خالص به یاد می‌آورند و به آن‌ها عمل می‌کنند که جذابیت عاطفی دارند. مخاطبان باهوش، باهوش هستند و می توانند تحقیقات خود را با چند ضربه کلید انجام دهند. به آنها نگویید محصول شما چه می کند. باعث مراقبت از آنها شود

آلن باکستر، نویسنده ترسناک، می‌گوید که با دادن یک معمای منطقی برای حل خوانندگان، آنها را با ضربه‌ای به قلبشان غافلگیر می‌کند.

باکستر می‌گوید: «مغز خواننده‌تان را با سؤالات درگیر کنید و با پاسخ‌ها به آنها ضربه بزنید» . “آنها را وادار کن تا ترس خود را از تاریکی در نظر بگیرند، سپس آنها را به داخل آن بکش.”

 

5. یک قطره ترس اضافه کنید

افراد مختلف از چیزهای مختلف می ترسند. من مشکلی ندارم که عنکبوت را زیر پا بگذارم، اما شما نمی توانید به من پول بدهید تا در دریاچه بپرم. شوهرم یکی از شجاع ترین افرادی است که تا به حال ملاقات کرده ام، اما او ترجیح می دهد آشپزخانه را ترک کند تا اینکه من را با چاقو تماشا کند.

با این حال، ترس های عمیق خاصی وجود دارد که آنقدر رایج هستند که تقریباً جهانی هستند. نویسندگان ترسناک در استفاده از وحشت اولیه مانند ترس از خطری که نمی‌توانیم ببینیم (آرواره‌ها)، ترس از مخالفت مردم علیه ما (لاتاری)، یا ترس از انزوای شدید (درخشش) استاد هستند.

در حالی که بیشتر محتوا بر آنچه مخاطب باید به دست آورد تمرکز می کند، شواهد نشان می دهد که یادآوری آنچه که باید از دست بدهند ممکن است موثرتر باشد. پیام‌های مبتنی بر ترس، تا زمانی که به استثمار نرسند، بسیار قدرتمند هستند.

شما می توانید با ذوق و سلیقه کمی ترس را با استفاده از مفهوم ضرر گریزی در بازاریابی خود بگنجانید. وعده به دست آوردن چیزی که ندارید هرگز به اندازه تهدید از دست دادن کاری که انجام می دهید انگیزه دهنده نیست.

شما می توانید بازاریابی محتوای خود را با این سوال که مخاطبان شما از از دست دادن چه چیزی می ترسند و چگونه محصول شما می تواند این ترس را برطرف کند، بهبود ببخشید.

6. آنها را در حالت تعلیق نگه دارید

تعلیق آن چیزی است که وقتی پیش بینی می کنید اتفاقی بیفتد احساس می کنید، اما مطمئن نیستید چه زمانی یا چه زمانی. در بهترین داستان های ترسناک، هر اطلاعات جدیدی که یاد می گیرید شما را تشنه چیزهای بیشتر می کند.

محتوای اپیزودیک، مانند ایمیل قطره ای، به ویژه از تعلیق سود می برد. هر قطعه به سوالی در ذهن مخاطب پاسخ می دهد، سپس یک سوال جدید را مطرح می کند و او را منتظر پاسخ می کند.

7. پرتاب در پیچ و تاب

راد سرلینگ، مردی که پشت «منطقه گرگ و میش» قرار داشت، نبوغ خاصی در داستان‌هایی با پیچش غیرمنتظره‌ای داشت که مخاطبان نمی‌توانند از فکر کردن به آن دست بردارند.

مخاطبان خود را در محتوای طولانی با ضد شهود بودن غافلگیر کنید. اشاره کنید که ممکن است چیزی که آنها فکر می کنند می دانند اشتباه باشد، مانند عنوان یک پست وبلاگ، “مسواک زدن بعد از غذا دندان های شما را خراب می کند.”

به طور خلاصه، سعی کنید یک کلمه غیرمنتظره را با یک جمله قدیمی مانند فروش لوازم ورزشی با شعار “چیزهای خوب برای کسانی که عرق می کنند” عوض کنید.

مغز ما برای پیش‌بینی الگوها تنظیم شده است. شکستن این الگوها ما را از رضایت خود خارج می کند و تجربه ما را به یاد ماندنی تر می کند.

محتوای کاردستی که از بین مردم متمایز باشد

مخاطبان در محتوا غرق می‌شوند—بیشتر آن قابل فراموشی است. برای متمایز شدن از دیگر افراد و بهبود بازاریابی محتوای خود، نکاتی را از تجربیاتی که مخاطبان شما به دنبال آن هستند را در نظر بگیرید و محتوایی را که می‌خواهند با آن درگیر شوند بسازید.

 

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + دو =