3 طراحی وب سایت B2B بهترین روش برای تبدیل سرنخ ها

تبدیل شدن به یک رهبر موثر و کارآفرین موفق

کارآفرین سریالی

مایکل هارتزل یک کارآفرین سریالی است که به “بله” معتاد است – زمانی که همه برنده می شوند. اخیراً، مایکل با ما به گفتگو نشست تا نظرات خود را در مورد آنچه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین و رهبر موفق لازم است به اشتراک بگذارد.

درباره خودتان به ما بگویید. چگونه به یک “کارآفرین سریال” تبدیل شدید؟

در 14 سالگی، به عنوان یک پسر کاغذی – کارآفرین نهایی – شروع کردم. یاد گرفتم:

  • مسئولیت رشد و سه برابر کردن کسب و کار (فروش)،
  • نحوه جمع آوری پول (حساب های دریافتنی)
  • نحوه پرداخت اوراق به شرکت روزنامه (حسابهای پرداختنی)
  • نحوه ارائه با عالی (خدمات مشتری)
  • برای غلبه بر موانع فیزیکی (سگ ها، مشتریان “تعمیرات بالا”، و غیره) و تحویل
  • چگونه می توان با کمک گرفتن به یک رهبر تبدیل شد، در حالی که وزن مقالات بیشتر از من بود
  • برای “پرداخت” آب نبات و سکه برای بچه های کوچک برای کمک به تحویل اوراق در مسیر

این کار ساده و کافی به نظر می رسد، اما اداره یک کسب و کار با مسئولیت های فوق برای یک نوجوان 14 ساله بسیار شوم به نظر می رسد. نمی توانم زمانی را به یاد بیاورم که کاری را شروع نکرده باشم که به دیگران کمک کند تا سرمایه گذاری های تجاری خود را “شروع” کنند. من به تجربه پسر کاغذی فکر می کنم زیرا موارد ضروری که در آن زمان یاد گرفتم هسته اصلی هر موفقیتی است. در حالی که دیگران از ورزش لذت می برند، بازی من همیشه در مورد ایجاد یک ایده جدید و شروع کار، و سپس سپردن مسئولیت به شخص دیگری و حرکت به سمت یک ایده جدید و یک سرمایه گذاری جدید بوده است.

شعار وبلاگ شما «حرفه‌ای از بازاریابی ورودی با دانش بازاریابی چریکی» است.

معنی آن چیست؟

به جای بودجه های کلان، از نوآوری و زمان برای رشد فروش سودآور استفاده می کنیم. این در مورد دستیابی به اهداف متعارف با روش های غیر متعارف است که شامل سرمایه گذاری انرژی به جای پول است. من از پازل چگونگی به دست آوردن اهرم بیشتر از هر فعالیت لذت می برم. این ایده مبتنی بر این است که چگونه “چریک ها” نه به دلیل اندازه، بلکه به دلیل دقت و شگفتی قادر به پیروزی هستند. انقلاب آمریکا با تاکتیک‌های چریکی علیه ارتش بسیار بزرگ‌تری مبارزه شد. وقتی به برخی افراد گفته می شود که یک کمپین بازاریابی چریکی ایجاد کنند، به “ترفندها” یا “هک” فکر می کنند. در واقع، یک کمپین بازاریابی چریکی باتجربه اهمیت هر اقدام، هر تماس و هر لحظه ای را که «بله» ممکن است، درک می کند. یک بازاریاب چریکی موفق به جای اینکه تصادفی باشد و امیدوار باشد که خوش شانس باشد، با قصد وارد عمل می شود.

این روزها، مهم ترین مهارتی که یک کارآفرین باید داشته باشد چیست؟

در دنیای جدید رسانه و فناوری، ما در عصر ارتباط هستیم. یک نابغه با یک ایده میلیون دلاری باید توانایی برقراری ارتباط، همکاری و تشویق دیگران را برای اقدام برای یک برد-برد-برد داشته باشد. آنچه از همه مهمتر است توانایی برقراری ارتباط و همکاری است. همه ما در سطوحی رهبر هستیم زیرا دیگران را برای ایجاد نتایج برد-برد حرکت می دهیم.

برخی از مفاهیم اساسی که کسب و کارها برای رشد و شکوفایی باید از آنها استفاده کنند چیست؟

پنج اصل مهم وجود دارد که در نتیجه ناامیدی کارآفرینان به وجود آمده است:

  1. باور نکردنی – مطمئن شوید که مشتریان با تعجب سر خود را می خارند و به عقب می گویند “WOW”.
  2. دعوت – هر چه دعوت نامه شخصی تر و منحصر به فردتر باشد، قدرتمندتر است.
  3. رهبر – رهبر باید تجارت را با مهارت و اراده بالا پشت سر بگذارد. (به جای اینکه رهبر قادر به همگامی با وضعیت موجود نباشد)
  4. فناوری پیشرفته – کسب و کار کوچک و کارآفرین فرصتی دارند تا تغییرات را سریعتر پیاده کنند. این امر به ویژه در مورد فناوری جدید که فرصت بیشتری را برای The Unbelievable به مشتریان، کارایی برای نتیجه نهایی، و توانمندسازی کارکنان را ارائه می دهد، صادق است.
  5. طرز فکر – امروز “خوب” فردا به اندازه کافی خوب نیست. حتی زمانی که یک تیم امروز اجرا می کند، مشتری دیگر تحت تاثیر قرار نمی گیرد یا حوصله اش سر می رود، یا شاید کسب و کار دیگری در حال آماده شدن برای بهبود (یا کپی کردن) چیزی است که شما ارائه می دهید.

اینها به اندازه کافی ساده هستند تا یک کسب و کار را سریع ارزیابی کنید. عناصر از دست رفته موانعی هستند که تا زمانی که شما عمداً نکته ای را برای مشاهده و ارزیابی مشخص نکنید، بسیاری از آنها آشکار نیستند.

بزرگترین دلیل قابل پیشگیری برای شکست کسب و کارها در این روزها چیست؟

آماده سازی. این چیزی را به یاد می آورد که دیگرانی که قبل از من آمده بودند گفتند: “با ناتوانی در آماده سازی، خود را برای شکست آماده می کنید.” – بن فرانکلین. تلاش برای آماده شدن برای هر امکانی، غیرممکن است، اما ورود بدون تسلط یا سرمایه و با تکیه بر شانس، همان نتایجی را به همراه خواهد داشت که کسانی که از روی هوا و هوس کوه راینیر را بالا می برند. هر کسب‌وکاری در رابطه با مهارت‌ها و سرمایه، خواسته‌های منحصربه‌فرد خود را دارد، به همین دلیل است که راهنما/مشاور برای آماده‌سازی کمک‌های تجاری ارزشمند است.

برخی از مؤثرترین و مفیدترین ابزارهای فناوری موجود برای مشاغلی که احساس می کنید در حال حاضر کمتر از آنها استفاده می شود، کدامند؟

تلفن. عجیب است که پیامک و ایمیل به عنوان یک ابزار ارتباطی ترجیح داده می شوند، حتی در زمانی که اتصال مهم است. تلفن یک تعامل شخصی ارائه می دهد که با متن روی صفحه نمایش از بین می رود. آن را در مواقع اضطراری تست کنید. وقتی لوله ای می شکند، ما به لوله کش پیامک یا ایمیل نمی زنیم، زنگ می زنیم. وقتی آتش‌سوزی می‌شود، پیامک نمی‌دهیم. ما 911 را شماره گیری می کنیم. اگر می توانید موافق باشید که “زمان بندی همه چیز است”، یک تماس شخصی قدرتمند است زیرا فرصتی برای گوش دادن و پاسخگویی به روشی برای ارتباط مراقبت و تخصص وجود دارد. دوربین فیلمبرداری نیز ابزار موثری است. ما همچنان بدترین منتقد خودمان هستیم و دوربین فیلمبرداری می تواند به دشمن نمایش مردم در بهترین حالت (به عقیده آنها) تبدیل شود. هرگز این فرصت را نداشته ایم که داستانی را آنطور که می توانیم با دوربین فیلمبرداری بیان کنیم. داستان ها قابل اشتراک گذاری هستند و نمای معتبری از یک تجارت ارائه می دهند.

وبلاگ شما بر اهمیت رهبری خوب برای یک تجارت تاکید می کند

برخی از ویژگی های یک “رهبر خوب” چیست؟

در فیلم “فارست گامپ”، شخصیت اصلی میل ساده ای برای دویدن داشت و چیز دیگری در ذهن نداشت. “آن روز، بدون هیچ دلیل خاصی، تصمیم گرفتم کمی بدوم.” … بنا به دلایلی کاری که من انجام می دادم برای مردم منطقی به نظر می رسد. و مردم شروع به دنبال کردن فارست گامپ کردند. در حالی که فقط یک فیلم است، به ما یادآوری می کند که رهبران چند نفر بر اساس فالوورها دیده می شوند. فارست یک رهبر غیرعمد بود و کسانی که او را دنبال می‌کردند لحظات شخصی خود را از دست دادند.

فارست متعهد، پیگیر، رانده بود و کارهای غیرقابل باوری را انجام می داد. او از این نظر رهبر خوبی نبود که به فکر دیگران نبود، بلکه فقط به رضایت شخصی خود اهمیت می داد تا زمانی که متوقف شد. (اگر به خاطر داشته باشید، پیروان با یک سوال “حالا ما باید چه کار کنیم؟” خالی ماندند؟ “رهبران بزرگ – رهبران واقعاً بزرگ دارای شخصیت هستند. ارزش واقعی آن است.» – جان ماتون.  جان وقتی شش عنصر اساسی را شناسایی می کند: شجاعت، وفاداری، سخت کوشی، فروتنی، صداقت و سپاسگزاری، انگشت خود را روی نبض شخصیت می گذارد. ندای وظیفه، به خاطر شخصیت رهبر است.

اگر یک صاحب کسب و کار بخواهد به رهبر بهتری تبدیل شود، چند قدم می تواند بردارد؟

وقتی 18 ساله بودم، بازی راکتبال را یاد گرفتم. ضربه زدن به توپ لاستیکی کوچک به تنهایی در زمین راکتبال کمک کرد. وقتی با حریف بازی می‌کردم، بدون توجه به تمایل به تمرین به تنهایی، به سرعت از واقعیت کم مهارت خود آگاه شدم. یک سیستم دوستانه برای تمرین و رقابت با فردی بهتر از خودم، من را به چالش کشید تا پیشرفت کنم. آموزش یک “استاد” بیمار به من کمک کرد تا مهارت هایم را ارتقا دهم. به زودی عرق می کردم، می دویدم و آنقدر خوب گل می زدم که بتوانم مسابقه بدهم. دیگرانی که مهارت کمتری داشتند برای تمرین، آموزش و مهارت آموزی نزد من آمدند.

تبدیل شدن به یک رهبر بهتر از راکتبال کمتر عرق می کند، اما عناصر مورد نیاز برای بهبود چندان متفاوت نیستند.

  • از یک رهبر خوب پیروی کنید. قبل از اینکه معنای واقعی را به طور کامل بفهمیم، بارها اقدام می کنیم.
  • یک سیستم رفیق داشته باشید کسی که در حین مراقبت به چالش بکشد.
  • از دیگرانی که تجربه بیشتری دارند کمک بخواهید. رهبران بزرگ سخاوتمند هستند.
  • برای پاک کردن ذهن از افکار قدیمی، کتاب بخوانید. (الان از کتاب های صوتی قدردانی می کنم)
  • شرکت در دوره ها و کارگاه های آموزشی که شامل ایفای نقش و تمرین است. (هر سال به شرکت در کارگاه های آموزشی ادامه می دهم)

یک چیز دیگر: من متوجه شده ام که این کمیت دروس مهم نیست، بلکه کیفیت و ارتباط است. یک دوره سه ماهه یک بار بینش های جدیدی را به ارمغان می آورد و پارادایم ها را تغییر می دهد.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + سیزده =