چشم انداز شرکت کوکاکولا تبدیل شدن به بزرگترین و بهترین تولیدکننده لنگر در جهان است و ماموریت آن این است که همه افرادی را که تیم مدیریت آن را در فرآیند برنامه ریزی راهنمایی می کنند، تازه کند.

مدیریت ارشد شرکت درگیر تدوین برنامه های بلند مدت پنج ساله و همچنین برنامه ریزی کوتاه مدت برای سال آینده یا بیشتر است. ایده پشت این نوع برنامه ریزی، داشتن یک چشم انداز استراتژیک است که در یک دوره طولانی تر گسترش می یابد و همچنین یک استراتژی منعطف و تطبیقی ​​برای تغییر مطابق با الزامات محیط خارجی آن است.

جدای از این برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت ارشد کوکاکولا همچنین با مشورت با مدیریت میانی که به نوبه خود بر اساس بازخورد فروشندگان در محل عمل می کند، درگیر برنامه ریزی تاکتیکی می شود.

برنامه ریزی در کوکاکولا مستلزم تعیین اهداف برای همه کارکنان در تمام سطوح است که به طور دوره ای از نظر موفقیت یا شکست در دستیابی به اهداف مورد بازبینی قرار می گیرند و در صورت دومی، بازخورد از مدیران و کارکنانی که در دستیابی به اهداف شکست خورده اند درخواست می شود. اهداف در مورد دلایل مشابه. سپس این امر در حلقه تصمیم‌گیری گنجانده می‌شود تا برنامه سال آینده بتواند کاستی‌ها را برطرف کرده و برطرف کند و همچنین با در نظر گرفتن این جنبه‌ها اهداف جدیدی را تعیین کند.

نمونه ای از نحوه عملکرد برنامه ریزی در کوکاکولا را می توان از هدف امسال برای مدیران برای افزایش فروش 20 درصد نسبت به هدف سال گذشته و افزایش کل مشتری بر اساس 10 درصد ارزیابی کرد.

این برنامه ریزی سطح خرد است که با برنامه ریزی سطح کلان تکمیل می شود که از اهداف افزایش سهم بازار از 5 تا 30 درصد برای مدیریت میانی در بازارهای مختلف که در آن فعالیت می کند قابل مشاهده است. بعلاوه، اهداف عملیاتی وجود دارد که برای فروشندگان در محل تعیین شده است و مربوط به نقطه فروش و دیگر نقش های رابط زنجیره تامین پیشانی است تا هماهنگی و همکاری بین شرکا، بطری‌سازان، فروشندگان و توزیع‌کنندگان را تحقق بخشد.

سازماندهی

کوکاکولا از تمرکززدایی در مدل متمرکز سازماندهی خود پیروی می کند. این بدان معناست که در حالی که دفتر مرکزی جهانی تصمیم گیری کلی خود را حفظ می کند، شرکت به مناطق و قلمروهای جغرافیایی که در آن فعالیت می کند تقسیم می شود. سپس این بخش‌های منطقه‌ای در بخش‌های عملکردی سازماندهی می‌شوند که در مورد آن بخش‌های تولید، روابط صنعتی، فروش و بازاریابی، و بخش‌های منابع انسانی را شامل می‌شود.

کلید درک عملکرد سازماندهی در کوکاکولا این است که کارکنانی با مهارت‌های مشابه و وظایف کاری مشترک با هم گروه‌بندی شوند . این به شرکت کمک می کند تا از اضافه کاری در فرآیندهای حل مشکل و همچنین اعطای یک استقلال عملکردی خاص در همه سطوح جلوگیری کند.

علاوه بر این، عملکرد سازماندهی در کوکاکولا از حداکثر دامنه کنترل پیروی می کند که از پنج گزارش مستقیم تجاوز نمی کند، به این معنی که هیچ کارمندی بیش از پنج کارمند دیگر به او گزارش نمی دهد. با این اوصاف، باید توجه داشت که گزارش‌های متقابل عملکردی نیز وجود دارد که در مورد مدیران و روسای عملکردی علاوه بر سران کشوری به سایر بخش‌ها گزارش می‌دهند.

علاوه بر این، مدیران در تمام سطوح دارای سطح بالایی از استقلال هستند که آنها را قادر می سازد تا بر اساس نیازهای محلی خاص تصمیم بگیرند.

در نهایت، ساختار سازمانی به گونه ای است که لایه های زائد در سلسله مراتب حذف شده و لایه های گزارش دهی مستقیم و نقطه چین تضمین می کند که اطلاعات بدون مسدود شدن شریان های سازمانی به دلیل تفکرات بوروکراتیک و همچنین انسداد ناشی از شکاف های ارتباطی در سازمان جریان می یابد. .

مسئولیت کلی هر کشور یا منطقه با رئیس کشور یا منطقه است و روسای عملکردی زیر نظر وی نیز به رؤسای عملکرد جهانی گزارش می دهند. به طور مشابه، مسئولیت ها به وضوح تعریف شده اند که به این معنی است که مسئولیت پذیری و شفافیت نیز مورد توجه قرار می گیرد.

منتهی شدن

اگرچه کوکاکولا حول مناطق جغرافیایی و سپس بخش های مختلف برای هر منطقه سازماندهی شده است، این شرکت بر اهمیت رهبری تحول آفرین در هر دو سطح جهانی و محلی تأکید می کند.

این بدان معناست که مدیران محلی و روسای بخش‌ها علاوه بر سران کشور در بازارهای مختلفی که شرکت در آن فعالیت می‌کند، آزادند تا زمانی که با هنجارهای جهانی و فرهنگ جهانی که در آن نفوذ می‌کند، در مورد استراتژی‌های مناسب برای قلمرو خود تصمیم بگیرند. سازمان. این تمرکززدایی در تمرکز، ویژگی بارز رویکرد گلوکال است که در پایان نامه بیان شده است.

جدای از این، رهبری کوکاکولا معتقد به رویکردی دموکراتیک و آزادانه برای رهبری است که با توجه به کسب‌وکاری که در آن به شدت وابسته به چشم‌انداز و مأموریت سطح کلان است که باید ترجمه و به خرد تبدیل شود، ضروری است. اجرای سطح

به طور معمول، مدیر کل در راس سلسله مراتب منطقه ای است که به نوبه خود به رئیس کشور گزارش می دهد. این مدیران کل دارای زیرمجموعه های مدیریتی دیگری مانند مواردی هستند که در این مقاله به آنها اشاره شده است که به نحوه اعمال رهبری رفتاری سازمان که مبتنی بر عمل بر ویژگی های موقعیت در سطح خرد است، اشاره کرده اند.

سبک های مدیریتی این مدیران نیز از سیستم مبتنی بر انگیزه برای واقعی سازی اوج عملکرد از سوی فروشندگان پیروی می کند. در این سیستم، انگیزه‌های پولی و غیر پولی برای فروشندگان در نظر گرفته می‌شود تا به آنها انگیزه داده شود و به اهداف فروش خود برسند یا حتی از آنها فراتر بروند.

مشوق های پولی شامل افزایش حقوق، پاداش و کمیسیون بر اساس فروش به دست آمده است، در حالی که مشوق های غیر پولی شامل کوپن هایی برای تعطیلات، سفر و بسته های تعطیلات با تخفیف برای کارمند و خانواده نزدیک او است.

کنترل کردن

عملکرد کنترل در کوکاکولا از طریق بررسی های دوره ای عملکرد مدیران و فروشندگان انجام می شود. در این راستا، یک سیستم ارزیابی مبتنی بر ارزیابی عینی از اینکه آیا کارمند مورد ارزیابی به اهداف خود دست یافته است یا خیر، ستون فقرات عملکرد کنترل را در شرکت تشکیل می دهد.

اگرچه عملکرد مدیریتی فراتر از ارزیابی اهداف و انطباق آنهاست زیرا مدیران معمولاً نقش‌های دیگری مانند مدیریت افراد و برنامه‌ریزی استراتژیک را انجام می‌دهند، فروشندگان بر اساس سیستم گزارش‌دهی فروشنده و سیستم ارزیابی فروشنده ارزیابی می‌شوند.

اولی فعالیت های فروشنده را به صورت روزانه دنبال می کند، در حالی که دومی بر اساس چرخه ارزیابی انجام می شود و از نتایج آن برای تعیین تبلیغات، پاداش ها و سایر مشوق ها استفاده می شود. دوره ارزیابی معمولا یک سال برای مدیران فروش است در حالی که یک چرخه فصلی برای نقش های توسعه بازار و یک چرخه ماهانه برای فروشندگان است.

جدای از این معیارهای عملکرد، کارکنان نیز با توجه به سهمی که در تحقق اهداف کلی سازمان دارند و همچنین بر اساس مهارت های نرم آنها از جمله ارتباطات، مدیریت افراد، هماهنگی و کیفیت خدمات ارزیابی می شوند.

علاوه بر این، عملکرد کنترلی همچنین تضمین می کند که یک برنامه توسعه عملکرد تهیه شده است که فروشندگان را به اهدافی مانند رشد فروش، توسعه بازار و تکمیل تماس های مشتری و شریک از جمله تبدیل تماس سرد، حضور و غیاب و وقت شناسی در نظر می گیرد. از فروشنده

نکته کلیدی در مورد عملکرد کنترلی کوکاکولا این است که از رویکرد گلوکال پیروی می کند که در آن معیارهای عملکرد با توجه به شرایط محلی بازارهایی که در آن فعالیت می کند متفاوت است.

بدون نظر

پاسخ دهید