فروش و بازاریابی دیگر همان چیزی نیست که چند دهه پیش بود. روش‌های سنتی فروش و تبلیغات مدت‌هاست که به تاریخ منتقل شده‌اند. فناوری، اینترنت و همچنین جهانی شدن همه جنبه های بازاریابی و فروش را بازتعریف کرده اند. سازمان ها به اهمیت هماهنگی با بازارها و مشتریان پی برده اند. آنها همچنین در حال سرمایه گذاری بر روی ارتباط با مشتریان هستند زیرا جنبه مدیریت روابط برای موفقیت کسب و کار بسیار مهم است. شرکت ها برای شناسایی و شناخت بهتر مشتری و پیش بینی نیازهای او برای فردا هماهنگ می شوند. بازخورد مشتری و همچنین نیازها به عنوان اطلاعات حیاتی برای نوآوری محصول و همچنین حفظ مشتری در نظر گرفته می شود. به خصوص در زمان های اخیر که شبکه های اجتماعی در حال افزایش است،

سازمان ها متوجه شده اند که بازاریابی رابطه مند تنها با عملکرد بازاریابی مرتبط نیست. این مفهوم باید در سطح شرکت پذیرفته شود و از طریق تمام بخش هایی که هم مشتریان داخلی و هم خارجی، تامین کنندگان و سایر آژانس هایی را که سازمان با آنها درگیر است، پوشش می دهد، اجرا شود.

تا جایی که به بازاریابی و فروش مربوط می شود، یک سازمان می تواند در قالب های مختلف از جمله B تا B و B تا C درگیر شود. فروش و بازاریابی همیشه شبکه ای از شرکای چند لایه و چند سطحی، واسطه ها، فروشندگان و نمایندگان و غیره است . جنبه بازاریابی اهمیت بالایی برای موفقیت هر معامله از طریق شبکه های بی شمار دارد. روابط سازمان می تواند موقعیت نهایی آن را در بازار ایجاد کرده یا از بین ببرد و همچنین کیفیت معامله با مشتری نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر سازمانی درگیر فروش محصولات یا خدمات به مدل B-C باشد، پویایی مدیریت روابط با حالت B-B متفاوت خواهد بود. اجازه دهید مورد یک شرکت چند ملیتی را در نظر بگیریم که در زمینه تولید رایانه فعالیت می کند. این شرکت در مکان‌های جغرافیایی مختلف در سراسر جهان برای عرضه به بازارهای مختلف منبع یا تولید می‌کند. این می تواند تولید در کارخانه های متعلق به شرکت در کشورهای مختلف باشد یا از شرکای تولیدی قراردادی برای تولید از طرف آنها استفاده کند. محصولات از طریق ارائه دهندگان خدمات با استفاده از شبکه های حمل و نقل چند وجهی و مجموعه ای از عوامل که جابجایی محموله را از انتها به انتها انجام می دهند، حمل می شوند. محصولات در نهایت به یک فروشنده کامل یا سهامدار فروخته می شود یا توسط شرکت به خریداران نهادی فروخته می شود. همچنین ممکن است مواردی وجود داشته باشد که شرکت انبارهای شخص ثالث خود را حفظ کرده و به خرده فروشان بفروشد. در چنین زنجیره تامین شبکه ای پیچیده، سازمان باید اطمینان حاصل کند که محصولات مطابق با نیاز مشتری به موقع عرضه می شوند.

موفقیت سازمان در رسیدن به موقع و موفقیت آمیز محصولات خود به سازمان مشتری در مدت طولانی به کار یکپارچه کل شبکه بستگی دارد . این زمانی امکان پذیر است که سازمان بتواند با هر سهامدار در شبکه ارتباط برقرار کند و این تفاوت را ایجاد کند. در چنین شبکه‌های پیچیده‌ای، فرآیند به تنهایی نمی‌تواند معاملات را حفظ کند و رابطه یا ارتباط عاطفی با افراد درگیر چیزی است که باعث می‌شود اتفاق بیفتد. سازمان‌ها لزوماً باید در ایجاد مشارکت‌های قوی با ارائه‌دهندگان خدمات اصلی و شرکا سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند شرکا را وادار کنند تا تجربه‌ای شاد را به مشتری نهایی نیز ارائه دهند.

هنگامی که مشتری یک مشتری نهادی یا یک تجارت است، پیچیدگی تراکنش ها سازمان ها را با چالش مواجه می کند. در تمام این مشاغل، سازمان ها مدیران و تیم های اختصاصی ارتباط حساب های کلیدی را در سطوح مختلف راه اندازی می کنند تا اطمینان حاصل کنند که آنها با مشتری ارتباط برقرار می کنند و در سطوح مختلفی که اهمیت دارد، ارتباط برقرار می کنند. بنابراین می‌تواند سطوح متعددی از ایجاد رابطه وجود داشته باشد که فرد باید با آنها تعامل داشته باشد، از جمله در سطح کاربر واقعی تا سطح تدارکات، سطح فنی و همچنین مدیریت در پایان مشتری. سازمان‌ها باید بر این اساس یک استراتژی و فرآیند مدیریت روابط را تدوین کنند و همچنین تیمی را برای ایجاد و رشد روابط در چنین مواردی ایجاد کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید

چهار × 5 =