سرمایه گذاری در مدیریت ارتباط با مشتریان شما سودمند است

 

بازاریابی به عنوان یک عملکرد دیگر آن چیزی نیست که یک دهه پیش بود. مدیران بازاریابی مجبور شده اند راه ها و روش های جدیدی را برای ساختن استراتژی ها و دستیابی به مشتریان بیاموزند. مشتریان منفعل نیستند، اما به خوبی آگاه و آگاه هستند و در موقعیتی هستند که آنچه را که نیاز دارند مطالبه کنند. مشخصات و ویژگی های مشتری در زمان های اخیر تغییر کرده است. تکنولوژی روش ارتباط و زنجیره تامین را برای رسیدن به مشتری بازتعریف کرده است.

موفقیت بازاریابی امروزه در ایجاد شیمی مشتری نهفته است. شناخت مشتری، ایجاد رابطه با مشتری و مدیریت روابط با مشتری به بخش مهمی از عملکرد بازاریابی تبدیل شده است. استراتژی های بازاریابی با توجه به مدیریت روابط به صورت مجزا ساخته نمی شوند، بلکه شامل فلسفه شرکت و دیدگاه مدیریت نیز می شوند.

در بازار پر سرعت و رقابتی، سازمان ها باید گوش و چشم خود را به روی مشتریان باز داشته باشند. فقط آن دسته از مشاغلی که در شناخت مستمر مشتری سرمایه گذاری کرده اند، رابطه مستمری ایجاد کرده اند، نیازها را درک کرده و نیازهای مشتری را پیش بینی کرده اند، در بلندمدت موفق بوده اند .

وقتی یک سازمان تمرکز خود را در مدیریت روابط خود با مشتری ایجاد می کند و به مشتری گوش می دهد، آن سازمان می تواند فردا در تجارت باشد. یک مدیر بازاریابی موفق یا یک مدیر تجاری هرگز از گوش دادن به مشتری دست نمی کشد.

هنگامی که یک استراتژی بازاریابی با تمرکز اصلی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری ترسیم می شود، مهم است که بتوانیم نتیجه را شناسایی و کمیت کنیم یا اندازه گیری کنیم. انتظارات از مدیریت ارتباط با مشتری را می توان اندازه گیری کرد و مزایای سازمان را به راحتی شناسایی کرد. چنین تمرینی به مدیران بازاریابی کمک می کند تا بودجه خود را تنظیم کرده و استراتژی ها را به طور موثر اجرا کنند.

متخصصان فروش و بازاریابی که ارزش مشتریان خود را درک می کنند، تمایل دارند زمان بیشتری را در سایت مشتری صرف کنند تا در دفتر. با شناختن مشتری از نزدیک، فرد می تواند بخشی از تیم مشتری شود و به طور غیرمستقیم بر تصمیم خرید مشتری تاثیر بگذارد. در یک موقعیت B تا B، یک رابطه قوی با مشتری می تواند نتایج قابل اندازه گیری از نظر وفاداری مشتری، افزایش درآمد، صرفه جویی در هزینه های بازاریابی، بهبود حاشیه ها و همچنین فرصت هایی برای توسعه و ارائه محصول یا خدمات سفارشی و جدید به مشتری داشته باشد. تا نیازهای جدید خود را برآورده کند. وقتی کسی بتواند چنین نیازی را پیشی بگیرد و راه حلی ارائه دهد، از بین بردن رقابت یا دور نگه داشتن آنها آسان تر است.

سازمان‌هایی که ارزش سرمایه‌گذاری در ارتباط با مشتری را درک کرده‌اند، توانسته‌اند با سفارشی‌سازی و سرمایه‌گذاری در ساخت راه‌حل‌های خاص که نیازهای مشتری را برآورده می‌کند، استراتژی‌هایی را برای افزایش وابستگی مشتری به محصولات و خدمات توسعه دهند.. چنین شرایطی مستلزم مشارکت و رهبری مدیریت و همچنین عملکردهای فنی و بازاریابی به عنوان یک تیم در تعامل با مشتری است. نتیجه می تواند یک تجارت جدید یا خط محصول باشد که راه را برای بازارهای جدید هموار می کند. سرمایه گذاری بر روی ارتباط با مشتری در چنین شرایطی مستلزم سرمایه گذاری بهترین مغز و هوش از نظر توسعه محصول یا راه حل است. برای تعامل مشتری با تامین کننده در ساخت راه حل ها، نیاز به یک رابطه قوی ایجاد شده در یک دوره طولانی و توانایی اثبات شده و همچنین مشارکت مدیریت است. در نهایت سرمایه گذاری از نظر رشد بلندمدت کسب و کار و همچنین محصول و راه حل های جدید نتیجه می دهد.

بدون نظر

پاسخ دهید