منابع اخلاق تجاری

اخلاق به طور کلی به نظام خوب و بد، اخلاقی و غیراخلاقی، عادلانه و ناعادلانه اشاره دارد. این یک کد رفتاری است که قرار است رفتارها را در یک سازمان و چارچوب اجتماعی همسو کند. اما سوالی که باقی می ماند این است که اخلاق کسب و کار از کجا و چه زمانی به وجود آمد؟

اصولاً اخلاق در تجارت متاثر از سه منبع است – فرهنگ، مذهب و قوانین دولت. به همین دلیل است که ما استانداردهای یکسان یا کاملاً مشابهی در سراسر جهان نداریم. این سه عامل به درجات مختلفی بر انسان ها تأثیر می گذارد که در نهایت در اخلاق سازمان منعکس می شود. به عنوان مثال، اخلاقیاتی که اینفوسیس دنبال می کند با مواردی که توسط صنایع Reliance یا گروه تاتا دنبال می شود، متفاوت است. باز هم رویه های اخلاقی در سراسر مرزهای جغرافیایی متفاوت است.

دین

این یکی از قدیمی ترین مبانی استانداردهای اخلاقی است. دین تأثیرات متفاوتی در میان فرقه های مختلف مردم دارد. اعتقاد بر این است که اخلاق مظهر امر الهی است و از این رو بین خوبی ها و بدی های جامعه مرز می کشد. بسته به میزان نفوذ مذهبی، ما فرقه های مختلفی از مردم داریم. ما فرقه هایی داریم، کسانی که از آنها به عنوان ارتدوکس یا بنیادگرا یاد می شود و آنها که به عنوان معتدل خوانده می شوند. ناگفته نماند که دین در میان ارتدوکس ها به میزان بیشتری و در مورد میانه روها به میزان کمتری اعمال می کند. اما اساساً همه ادیان بر اساس اصل رفتار متقابل با همنوعان خود عمل می کنند!

فرهنگ

فرهنگ الگوی رفتارها و ارزش هایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، آنهایی که ایده آل تلقی می شوند یا در حدود قابل قبول هستند. بنابراین جای تعجب نیست که این فرهنگ است که غالباً تعیین می کند که چه چیزی اشتباه است و چه چیزی درست است. این فرهنگ است که رفتارهای خاصی را قابل قبول و برخی دیگر را غیرقابل قبول تعریف می کند.

تمدن بشری در واقع از فرهنگ های مختلفی عبور کرده است، که در آن قوانین اخلاقی بسته به دوره ای که در آن بود، بازطراحی شد. آنچه در فرهنگ خاص غیراخلاقی یا غیرقابل قبول بود بعداً قابل قبول شد و بالعکس.

در طول سالهای اولیه رشد بشر، آنهایی که قویترین بودند همانهایی بودند که زنده ماندند! بنابراین خشونت، خصومت و خشونت قابل قبول بود. تقریباً 10000 سال پیش که تمدن بشری وارد مرحله استقرار شد، سخت کوشی، صبر و آرامش به عنوان فضیلت تلقی می شد و تمدن های اولیه به گونه ای دیگر تلقی می شدند. این ارزش ها هنوز در عمل توسط مدیران امروزی قابل قبول است!

از این گذشته، زمانی که تمدن بشری شاهد انقلاب صنعتی بود، قوانین مربوط به فناوری، حقوق مالکیت و غیره جایگزین اخلاق اقتصاد کشاورزی شد.

قانون

قوانین رویه‌ها و آیین‌نامه‌های رفتاری هستند که توسط نظام حقوقی دولت وضع می‌شوند. آنها به منظور هدایت رفتار انسان در بافت اجتماعی هستند. مشکل اصلی قانون این است که همه انتظارات اخلاقی را نمی توان تحت پوشش قانون قرار داد و به ویژه با محیط بیرونی که همیشه در حال تغییر است، قانون مدام در حال تغییر است، اما اغلب با همگامی خود با شکست مواجه می شود. در تجارت، پیروی از حاکمیت قانون به عنوان رفتار اخلاقی تلقی می شود، اما سازمان ها اغلب با فرار مالیاتی، به خطر انداختن کیفیت، هنجارهای خدمات و غیره، قوانین را زیر پا می گذارند.

بدون نظر

پاسخ دهید