زنده ماندن از جنگل شرکتی و برنده شدن در بازی قدرت

زنده ماندن از جنگل شرکتی و برنده شدن در بازی قدرت

چرا سفر شرکتی مانند بازی مارها و نردبان است؟

همه سازمان ها، بزرگ یا کوچک، دارای مراکز قدرت و منافع با برنامه های متفاوت هستند. علاوه بر این، به ویژه در شرکت های بزرگ، چندین مرکز قدرت و مدیران ارشد با برنامه های خاص خود وجود دارند که برای منابع موجود و تبلیغات برای آنها و شرکت هایشان تلاش می کنند.

این امر پیشرفت شغلی بسیاری را تعیین می کند که برای رسیدن به اوج باید بازی قدرت شرکتی را یاد بگیرند. در واقع، جنگل شرکتی اصطلاحی است که برای توصیف چگونگی عملکرد پویایی درونی شرکت‌ها و اینکه چگونه فرد باید در سمت راست مراکز قدرت باشد، استفاده می‌شود.

علاوه بر این، دنیای شرکت ها نیز به عنوان بازی مارها و نردبان ها توصیف شده است که در آن حرکات هوشمندانه منجر به ترفیع و پیشرفت می شود و کسانی که نمی توانند این بازی را انجام دهند، به حاشیه رانده می شوند.

بنابراین، متخصصان مشتاق باید از سنین پایین یاد بگیرند که چگونه بازی شرکتی را انجام دهند و چگونه در جنگل رقابتی شرکتی پیشرو باشند.

به همین دلیل است که بسیاری از مدارس کسب و کار تجربه یادگیری غیررسمی دارند که شامل آموزش واقعی دانشجویان مدیریت می‌شود، زیرا آنها یاد می‌گیرند که بقای خود را ادامه دهند و در شغل آینده خود موفق شوند.

مهارت‌های بین فردی، شایستگی، و کمی حس سیاسی می‌تواند شما را به جایگاهی برساند

با این حال، نباید با این فکر که تنها چیزی که برای زنده ماندن در دنیای شرکت‌ها لازم است، یک سیاستمدار یا یک کارگزار قدرت بود، فریب خورد.

در حالی که مطمئناً حقیقتی در این واقعیت وجود دارد که بسیاری از موفقیت یک فرد در دنیای شرکت‌ها به مهارت‌های نرم، جذابیت و مدیریت قدرت بستگی دارد، شایستگی بیش از حد اهمیت دارد و بیشتر از آن، در بسیاری از سازمان‌ها، تنها چیزی است، یا با فاصله زیاد، مهمترین چیزی که مهم است

از سوی دیگر، حتی شرکت‌های بسیار پیشرو مانند گوگل، فیس‌بوک، اینفوسیس و مایکروسافت به عنوان سازمان‌های سیاسی شناخته می‌شوند که استراتژی‌های بقای حرفه‌ای‌ها به همان اندازه که به توانایی آن‌ها در روابط بین‌فردی و نحوه حرکت در آب‌های خائنانه بستگی دارد، دارد. اقیانوس سازمانی

در واقع، توانایی حفظ جناح‌های مختلف در خوش‌خوشی و مهارت در انجام بازی‌های شرکتی، تا آنجا که به سمت‌های ارشد در سلسله مراتب شرکت مربوط می‌شود، اهمیت زیادی دارد.

به همین دلیل است که بسیاری از اعضای هیئت مدیره و مدیران ارشد اغلب شرکت ها و پیروان خود را دارند که به معنای واقعی کلمه آنها را در داخل و خارج از شرکت دنبال می کنند.

نمونه های دنیای واقعی از دنیای شرکت ها

به عنوان مثال، ویشال سیکا، مدیر عامل سابق (مدیر ارشد اجرایی) اینفوسیس، تعداد زیادی از مدیران ارشد SAP را که قبلاً در آنجا کار می کرد، با خود آورده بود.

در حالی که بسیاری از دست‌های قدیمی در Infosys از اینکه پس از خروج بنیان‌گذاران به حاشیه رانده شدند، نگران بودند، کار گرانبهایی وجود نداشت که آنها می‌توانستند در مورد آن انجام دهند.

با این حال، هنگامی که Sikka شرکت را ترک کرد، افراد زیادی بودند که از آن پیروی کردند.

در مرحله بعد، از ساندار پیچای گوگل اغلب به عنوان فردی که مهارت بازی قدرت را به خوبی انجام می دهد نام برده می شود. در واقع، این روزها بیشتر شرکت‌های فناوری مملو از متخصصان باهوش و بااستعداد هستند که زمانی که فشار وارد می‌شود و موقعیت‌های ارشد تصمیم‌گیری می‌شود، بیش از هر زمان دیگری، این توانایی آن‌ها برای ایجاد تعادل بین جناح‌ها است که تعیین‌کننده ارتقاء یا غیره آنهاست.

برای آن دسته از شما که علاقه مند به دانستن بیشتر در مورد چگونگی پویایی های داخلی در شرکت ها هستند، Glassdoor یک وب سایت عالی است که نظرات خودی (اغلب به صورت ناشناس) در مورد فرهنگ شرکت و بازی های قدرت متفاوتی دارد که در آنجا انجام می شود.

علاوه بر این، در حالی که رسانه ها تمایل دارند هر از چند گاهی در مورد چنین موضوعاتی گزارش دهند، بهتر است به درخت انگور چه به صورت آنلاین یا فیزیکی اعتماد کنید تا در مورد چگونگی انجام چنین پویایی قدرت بیشتر بدانید.

شرکت شما چقدر سیاسی است و چرا این مهم است

اگر نمی‌دانید که آیا پیشرفت به پویایی قدرت مربوط می‌شود، مطمئن باشید که بسیاری از افسانه‌ها در دنیای شرکت‌ها فعالانه به دنبال تضمین این هستند که شرکت‌هایشان تا حد امکان کمتر سیاسی باشند.

در واقع، حتی در سیتی بانک که در آن سیاست با دنیای واقعی مطابقت دارد، هر از چند گاهی تلاش می‌شود تا اطمینان حاصل شود که فرهنگ محیط کار بیش از حد توسط چنین بازی‌های قدرتی لکه‌دار نمی‌شود.

در تجربه خود در کار در آنجا، متوجه شدیم که سازمان‌های بزرگ و سخت اغلب منجر به بازی‌های قدرت می‌شوند و به همین دلیل است که برخی از شرکت‌ها مانند Fidelity یک استراتژی سازمان‌دهی مجدد را آغاز کرده‌اند تا همه جناح‌های رقیب بتوانند متعادل شوند و سپس آنها می توانند بر این موضوع تمرکز کنند که چرا در تجارت هستند، و آن انجام تجارت است.

بنابراین، قصد ما در اینجا ترساندن کسانی نیست که احساس می‌کنند توانایی‌های لازم برای بازی کردن در سیاست را ندارند و در عوض آنچه می‌خواهیم منتقل کنیم این است که با داشتن استعداد و توانایی، مهارت‌های بین فردی خوب و توانایی به دست آوردن نیز ضروری است. در کنار همه، صرف نظر از تفاوت ها، و توانایی حفظ آرامش و خونسردی در مواجهه با بازی های سیاسی.

نتیجه

آخر، این طبیعت انسان و طبیعت گروه هاست که هرگاه جمعی از مردم وجود دارد، همواره سیاست وارد عمل می شود.

بنابراین توجه به این نکته حائز اهمیت است که باید هنر و مهارت برخورد با افراد با خلق و خوی متفاوت را پرورش داد و اجازه ندهید که درگیری های شخصیتی شما را تحت تاثیر قرار دهد.

از آنجایی که تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنان به جای سازمان‌ها، به دلیل رؤسای خود تمایل به ترک کار دارند، درک پویایی قدرت در محل کار بسیار مهم است.

برای نتیجه گیری، زنده ماندن در جنگل شرکتی می تواند دشوار باشد، اما، با کمی تجربه، می توان این کار را با شکوه انجام داد.

بدون نظر

پاسخ دهید