پارادایم نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام (VUCA) برای رهبری

پارادایم نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام (VUCA).

رهبران کسب‌وکار در قرن بیست و یکم در زمینه‌های بسیار متفاوتی نسبت به کسانی که شرکت‌هایشان را در دهه‌های قبل به موفقیت رساندند، فعالیت می‌کنند. چشم‌اندازی که رهبران کسب‌وکار امروزی با آن روبرو هستند با آنچه به عنوان اصل VUCA یا ویژگی‌های نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام شناخته می‌شود، مشخص می‌شود .

این اصطلاح توسط آینده پژوه و عضو برجسته موسسه برای آینده، رابرت یوهانسن، ابداع شده است، که به جهانی ناپایدار و غیرقابل پیش بینی فزاینده اشاره می کند که رهبران کسب و کار باید در آن حرکت کنند. اگر ابتدا نوسانات را در نظر بگیریم، واضح است که ترجیحات و روندهای مصرف کننده همیشه در حال تغییر است و گردش سریع در برندها، محصولات و شرکت ها دلیلی بر این است که رهبران کسب و کار دیگر نمی توانند موقعیت رهبری خود را بدیهی بگیرند. به عنوان مثال، نوکیا، سازنده فنلاندی موبایل، که چند سال پیش پیشرو بازار بود، اکنون در هیچ جای حسابی نمی‌آید، زیرا بازیکنان زیرک و چابکی مانند سامسونگ و اپل روند نوظهور گوشی‌های هوشمند را دیدند و به سرعت محصولات خود را عرضه کردند. همانطور که بسیاری از افرادی که کریکت را تماشا می کنند تأیید می کنند، باید توپ را زودتر دید و تنها در این صورت است که می توان به موفقیت امیدوار بود. به همین ترتیب، چشم انداز کسب و کار که با نوسانات شدید مشخص می شود به این معنی است که رهبران کسب و کار باید بر رسیدن زودهنگام به آنجا و ماندن در آینده در آنجا تمرکز کنند. به عبارت دیگر، رهبران کسب و کار باید انرژی خود را به گونه ای هدایت کنند که آینده را برای رقابت در زمان حال بدانند.

مقابله با پیچیدگی ها و موقعیت هایی که تصمیم گیری را سردرگم و مختل می کند

جنبه بعدی عدم قطعیت با نکاتی که در پاراگراف قبل بیان شد، ارتباط نزدیکی دارد. بنابراین، ویژگی بعدی که در اینجا مورد بحث قرار می گیرد پیچیدگی است، به این معنی که رهبران کسب و کار باید یک رویکرد غیر خطی برای حل مشکلات اتخاذ کنند و باید خارج از چارچوب فکر کنند. علاوه بر این، آنها باید اطمینان حاصل کنند که نه تنها مشکلات را حل می کنند، بلکه معضلات تجاری ناشی از پیچیدگی بیش از حد را حل می کنند، به این معنی که آنها باید بین چندین گزینه رقیب که همگی جذاب هستند، اما نمی توانند با هم عملی شوند، یکی را انتخاب کنند.

دنیا حتی برای افراد غیرمجاز آنقدر پیچیده شده است که پیچیدگی در دنیای تجارت بسیار بیشتر است و چند لایه است، به این معنی که چشم انداز اکنون دیگر معادله ساده ای نیست که در آن سود به معنای موفقیت باشد. به عبارت دیگر، رهبران کسب‌وکار باید اطمینان حاصل کنند که قوانین، مقررات، و سیاست‌ها و همچنین هزینه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی انجام کسب‌وکار در دنیایی که به طور فزاینده‌ای به هم پیوسته است را در نظر می‌گیرند که شرایط در یک منطقه به‌طور قابل‌توجهی با شرایط منطقه دیگر متفاوت است. مناطق

ابهام و تفکر خارج از چارچوب

چهارمین و آخرین جنبه ای که رهبران کسب و کار باید با آن روبرو شوند، ابهام است، به این معنی که چشم انداز کسب و کار مشکلات و معضلاتی را ارائه می دهد که نمی توان آنها را به راه حل های ساده بله و نه و رویکرد سیاه و سفید برای حل مشکل تقلیل داد. درعوض، اکثر مشکلاتی که رهبران کسب و کار اکنون با آن مواجه هستند، از آن دسته هستند که در آن اطلاعات کامل وجود ندارد، راه حل های روشنی در چشم نیست، و واقعیت بازار چند لایه و چند بعدی است به این معنا که رهبران باید به آن متوسل شوند. راه های غیر متعارف حل مشکلات و رویارویی با موقعیت ها. ابهام همچنین در ارتباط با سایر ویژگی‌ها مانند عدم قطعیت و پیچیدگی ظاهر می‌شود و همانطور که در ادامه بحث شد، هر یک از این ویژگی‌ها به یکدیگر وارد می‌شوند و ترکیبی را ایجاد می‌کنند که برای بسیاری از شرکت‌ها سخت است.

نتایجی که اظهار شده

روی هم رفته، پارادایم VUCA استعاره مناسبی برای رهبرانی است که باید از جلو رهبری کنند و باید شرکت خود را از میان آب های متلاطم و متلاطم هدایت کنند. همانطور که در بالا ذکر شد، هر یک از ویژگی‌های پارادایم VUCA به هم مرتبط هستند و به یکدیگر وارد می‌شوند و در نتیجه تصویر کلی که فرد می‌گیرد یک چشم‌انداز کسب‌وکار است که آشفته، سیال و همیشه در حال تغییر است. در واقع، اینجا جایی است که رهبران واقعی و بزرگ می توانند از طریق بینش و احساس مأموریت خود را از بقیه گروه متمایز کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید