معنا و اهمیت مدیریت بحران شرکتی

مدیریت بحران شرکتی چیست؟

ما در دنیایی زندگی می کنیم که نامشخص و غیرقابل پیش بینی است. از این رو، بهترین برنامه ریزی های ما ممکن است به دلایل مختلفی از بین برود که بسیاری از آنها تحت کنترل ما نیستند. این مورد در مورد شرکت ها نیز صادق است و به ویژه در این عصر آشفته که در آن شانس ها و پیچیدگی های جهانی همراه با تغییرات سریع و سیالیت به این معنی است که شرکت ها باید برای هر گونه احتمالی آماده باشند. بنابراین باید بحران ها را پیش بینی کرد و زمانی که شرکت ها را غافلگیر کرد باید تیم یا بخشی وجود داشته باشد که بتواند ابتدا به دنیای بیرون پاسخ دهد و سپس مدیریت استراتژی های مناسب برای مقابله با آن را آغاز کند.. به عنوان مثال، خودروساز جهانی تویوتا مجبور شد نزدیک به یک میلیون خودرو را به دلیل نقص در ساختار فراخوان دهد. این یک بحران شرکتی است که به مدیریت رسانه ای ماهرانه و هوشمندانه نیاز دارد زیرا اگر تصورات به درستی مدیریت نشود، تصویر برند شرکت می تواند ضربه بخورد. به طور مشابه، زمانی که اپل با اتهاماتی مبنی بر تامین قطعات خود از فروشگاه‌های عرق‌فروشی در چین مواجه شد، تیم ارتباطات شرکتی مجبور شد وارد عمل شود و به دنیای بیرونی اطمینان دهد که وضعیت در حال مدیریت است.

اهمیت مدیریت بحران شرکتی

مثال‌های ذکر شده در بالا فقط نمونه‌هایی هستند و موارد بی‌شماری وجود دارد که شرکت‌ها مجبور بودند رسانه‌ها و دنیای بیرون را در واکنش به بحران‌ها مدیریت کنند. در هند، رسوایی Satyam به این معنی بود که تداوم برنامه‌های تجاری باید اجرا می‌شد و رسانه‌ها خواستار یک جلسه توجیهی دقیق شدند. به طور مشابه، هنگامی که Infosys اعلام کرد که تاریخ پیوستن به استخدام جدید را به تعویق می اندازد، مجبور شد به طور مشابه با گزارش های منفی در رسانه ها مبارزه کند. همه این موارد مستلزم تیم‌های ارتباطی استثنایی شرکتی است و نحوه رسیدگی به این بحران‌ها تا حد زیادی در شکل‌دهی تصورات عمومی درباره شرکت کمک می‌کند. با توجه به این واقعیت که ما در یک فرهنگ خبری 24 ساعته زندگی می کنیم که درک لحظه به لحظه تغییر می کند، نیاز به مدیریت و مدیریت رسانه ها بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. علاوه بر این، هنگام وقوع بحران،

عدم مدیریت بحران منجر به هرج و مرج می شود

چه اتفاقی می افتد زمانی که شرکت ها قادر به مدیریت موثر بحران ها نباشند؟ نتیجه این است که هرج و مرج و سردرگمی در مورد نحوه ارسال پیام به وجود می آید. به عنوان مثال، شرکت هواپیمایی بیمار، Kingfisher، در انتقال موضع خود به رسانه ها در شرایط بحرانی که در مورد فعالیت هایش وجود داشت، چنان کار بدی انجام داد که مصرف کنندگان تصویری از شرکتی تشکیل دادند که مدیریت آن به آنها اهمیت نمی داد. این مورد نشان می‌دهد که چرا لازم است تیم‌های مدیریت بحران شایسته وجود داشته باشد و بخش ارتباطات شرکت اولین نقطه تماس با دنیای خارج است. در نتیجه، مدیریت بحران شرکتی یک کارکرد حیاتی از هر شرکتی است و روشی که شرکت‌ها از طریق آن بحران‌ها را مدیریت می‌کنند، نشان‌دهنده این است که سرمایه‌گذاران، مصرف‌کنندگان و تنظیم‌کننده‌ها چقدر به شرکت نگاه می‌کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید