رویکرد سنتی نسبت به مدیریت از نظر دامنه و مقدمات محدود بوده است که هسته اصلی آن رعایت دقیق قوانین و سلسله مراتب تعیین شده بود. در اصل، نقش مدیریت را به نقش یک آتش نشان یا ناظر بر نظم و قانون در آسایش اصول تعیین شده محدود کرده است. در حالی که اگر جامعه آرمان‌شهری باشد اما در عملی‌تر مشکل‌آفرین باشد، در این رویکرد اشکالی ندارد. از آنجایی که بوروکراسی آن بازوی حکومتی است که وظیفه اجرای برنامه ها و تخصیص منابع در سطح مردم را برعهده دارد، ضروری است که خطراتی را بپذیرند و در رویکرد نوآورانه عمل کنند، به ویژه زمانی که کشور در حال توسعه است.

مدیریت توسعه عبارت است از پروژه‌ها، برنامه‌ها، سیاست‌ها و ایده‌هایی که معطوف به توسعه یک ملت است، با دیدگاه توسعه اجتماعی-اقتصادی و اجتماعی-سیاسی جامعه به طور کلی توسط بوروکرات‌های با استعداد و ماهر انجام می‌شود .

یک مدل مدیریت توسعه باید حاوی نکات زیر باشد.

  • باید وضعیت موجود را رد کند و به سمت تغییر و بیشتر به سمت نتایج هدایت شود. در هسته خود نتیجه گرا است و هر تابع توسعه باید یک هدف تعریف شده داشته باشد.
  • برنامه ریزی برای تصمیم گیری در مورد چارچوب منابع و زمان اختصاص داده شده برای عملکرد توسعه ضروری است.
  • نوآوری. این رویکرد پویا است و راه های جدید و بهتری را برای دستیابی به اهداف تشویق می کند.
  • باید بر برنامه ریزی برای مردم و همچنین با مردم تمرکز کند. مردم محور است، باید جامعه را به عنوان یک کل توانمند کند و نه محصول یا سود محوری.

مفهوم مدیریت توسعه را باید با استفاده از دو مفهوم مدیریت توسعه و توسعه اداری درک کرد.

مدیریت توسعه: منابع کمیاب، مادی یا انسانی هستند، بنابراین نیاز به استفاده بهینه از منابع موجود و ایجاد ابزارهای جدید برای توسعه اهمیت پیدا می کند. بنابراین مدیریت توسعه شامل اهداف زیر است:

  • نوآوری در تمام سطوح برنامه ریزی
  • اهمیت توسعه در سطح مردمی
  • توسعه سرمایه انسانی به عنوان یک منبع
  • سیاست و اداره باید دست به دست هم دهند تا تغییرات سریع در جامعه ایجاد شود و نظم اجتماعی عادلانه و متمایز ایجاد شود.
  • آزادی ماشین آلات اداری برای بیان ایده ها، دیدگاه ها برای استفاده موثرتر و کارآمدتر از منابع طبیعی.

توسعه اداری: برای مدیریت توسعه موثر، ساختار خود اداره باید به اندازه کافی قدرتمند، بزرگ و توانا باشد تا فشارهای ناشی از فعالیت های توسعه ای را تحمل کند. به عبارت ساده تر، به معنای توسعه سلامت اداری از طریق عقلانی کردن و نهادسازی و ایجاد تغییر اساسی در چارچوب اداری، از رویکرد سنت گرا، برای مدیریت و ایجاد توسعه اجتماعی-اقتصادی و سیاسی و تغییرات اجتماعی است. در اصل هدف توسعه اداری را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

  • ایجاد قابلیت های تصمیم گیری
  • توسعه مهارت و تخصص برای مقابله با مسائل پیچیده در پرسنل.
  • اهمیت دادن به آموزش، استفاده موثر از فناوری برای ایجاد تغییر در رویکرد اداری.
  • افزایش ظرفیت اداری، توانمندی ها، رفع فساد و پاسخگویی بیشتر.
  • ایجاد رهبران از بوروکرات ها برای ارتقای ابتکارات توسعه.

برای دستیابی به اهداف توسعه باید برنامه ریزی مناسب، استفاده بهینه از منابع، نیروی ماهر، مسئولیت پذیری در عمل و گفتار، خوداتکایی و تاکید بر فناوری وجود داشته باشد. در عین حال ما نیاز به توسعه بوروکراسی، نوآوری، ایجاد قابلیت ها، یکپارچگی و تصمیم گیری غیرمتمرکز داریم.

بنابراین، توسعه اداری و مدیریت توسعه هر دو برای توسعه موثر جامعه مهم هستند.

بدون نظر

پاسخ دهید